وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا کوروش کبیر همان ذوالقرنین است

8

آیا کوروش کبیر همان ذوالقرنین است

پاسخ حجت الاسلام مهدی یوسف وند:

هیچ دلیل و سند روایی و تاریخی قوی وجود ندارد که کوروش همان ذوالقرنین باشد و آنچه عده ای مطرح کرده اند در حد احتمال است. خود تاریخ هخامنشیان پس از بررسی کتب و نرم افزار منابع تاریخی ایران از نظر عده ای از باستان شناسان محل تردید و ابهامات فراوان است چه رسد به تاریخ کوروش!. افرادی که کوروش را همان ذوالقرنین دانسته اند، بر اساس صفاتی که برای کوروش در  چند کتاب معدود تاریخی بر شمرده شده او را با ذوالقرنین تطبیق داده اند مثل اینکه خداپرست و دارای برخی از سجایای اخلاقی بوده است. اما باید توجه کرد بر اساس گفتار خودباستان شناسان اسناد معتبر و دقیقی از آن زمان در دست نیست تا بتوان بدرستی قضاوت کرد.

همین چند منبع معدود تاریخی مثل منابع یونانی هرودوت و گزنفون نوع گزارش نویسی شان متضاد و ناهمگون با هم است. اگر همین منابع موجود را ملاک قرار بدهیم که عده ای استنادشان به آنهاست جالب است بدانید اشاراتی به جنایات و فسادهای کوروش کبیر شده است که نباید از دیدن و گفتن آن غفلت کرد.

از دیگر منابع که به شرح حال کوروش پرداخته منابع یهودی است که تعاریفی از کوروش در آن مطرح شده است. این در حالی است که اگر کسی کمترین شناختی از جریان یهود داشته باشد می داند سابقه آنها در تحریف کتب تاریخ و تحریف آثار پیامبران بسیار زیاد است و قرآن کریم درباره آنها می گوید:«يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَوَاضِعِهِ»مائده 13. لذا علاوه بر اینکه خود آنچه در منابع یهودی آمده دارای تضاد است و نمی توان نتیجه درستی درباره کوروش گرفت، اصل صحت تاریخ نگاری آنها در تردید و هاله ای از ابهام و عدم اعتماد قرار دارد.

بنابر ایننباید به همین راحتی چنین شخصیت مبهمی را بر آیات قرآن کریم تطبیق داد. در مقاله قبل قسمتی بسیار کوچک از جنایات و وحشی‌گری‌های این شاه هخامنشی همراه با فسادهایی مثل ازدواج با محارم آن گونه که در اسناد تاریخی آمده است مطرح شد که می توانید از اینجا کلیک کنید و بخوانید.

درباره خداپرست بودن کوروش هم نقلهای محکمی در دست نیست حتی مورخین مطالبی را نقل کرده اند که نشان از مشرک و بت پرست بودن کوروش می باشد. برای نمونه کوروش خود را خادم بت بزرگ مردوک،خدای خدایان بابل می داند! یا در جای دیگر دستور به آباد سازی بت خانه ها در زمان اوج به قدرت رسیدن خود می کند. آقای پیر نیا مورخ زمان شاه می نویسد:

«…كوروش‏ در بابل براى جذب قلوب بابليها بيانيه‏اى داده كه عين آن در حفريّات بابل بدست آمده و اكنون معروف باستوانه كوروش‏ است‏  شاه در اين بيانيّه خود را خادم مرداخ (مردوك‏) ربّ النّوع بزرگ بابليها خوانده ميگويد بعد از آوردن مجسمه خداهاى (اور) ببابل مردوك‏ او را برگزيد ».

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه، متن‏ ايران ‏قديم، ص: 72، نویسنده: حسن پيرنيا و عباس اقبال آشتيانى‏

به نظر ما کوروش شخصیتی مبهم که آلوده به اسطوره و تخیلات است می باشد و به گونه ای شده که جاهلان و متعصبان تلاشهای غیر منطقی را برای معرفی او که هیچ شناختنامه صحیحی ندارد به جامعه دارند. در این سالهای اخیر شاهدیم که هرکسی از ظن خود یار غار کوروش کبیر شده است و انواع انتسابات و مقالات و گفتارها را به او منتسب می کند و همه این غوطه ور شدن در توهمات بدان خاطر است که واقعیات تاریخی را درباره چنین شخصی بدرستی مطرح نکرده اند.

علت تجلیل های ساختگی از کورش را باید در رفتار محمد رضا شاه پهلوی ملعون جست و جو کرد، آن ملعون هدفش مقابله با اسلام و توحید و خداپرستی بود، حالا عده ای که از همان دودمان منحرف هستند به دنبال شاخص سازی های جعلی و ساختگی رفته اند. یکی از خطرات ترویج این توهمات و کج اندیشی ها مبارزه با خدا پرستی و ترویج خرافات است و پس از آن شاهد خواهیم بود که رسوم جاهلی توسط این شیاطین انسی احیا می شود. رسومی مانند آزاد کردن فحشا و فساد و بی بند و باری در جامعه به عنوان باستانگرایی!.

زمانی که چنین شخصیت موهومی الگو جامعه ما واقع شد رفتارهای او نیز قداست می یابد، یکی از همان رفتارها نژادپرستی مذموم و بدور از حق و حقیقت و عدالت و دیگری ترویج فساد و فحشا است. برای نمونه در تاریخ آمده که کوروش خاله اش را تصاحب کرد!،  چنین عملی در هر دینی و هر زمانی زشت و خلاف فطرت انسانی است.

کتزیاس مورخ و زشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی  آورده است که کورش پس از غلبه بر ماد اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت، تصرف کرد. آمیتیس دختر آستیاگ و خواهر ماندانا و خاله کورش بود.

برای آگاهی بیشتر بنگرید به: تاریخ کتزیاس (خلاصه فوتیوس)، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، ۱۳۸۰، ص ۱۹

این مرز و بوم شاهان و سلاطین زیادی را که اکثرا جائر و فاسد بوده اند را به خود دیده، پادشاهانی که چه بسا خوبی هایی هم داشته اند اما هیچگاه یک انسان عاقل تقدس و بت سازی جاهلانه را از آنها نخواهد داشت بلکه به عنوان عبرت تاریخی بدانها می نگرد.

از آنچه گذشت روشن است که هیچ شباهتی میان جناب ذوالقرنین موحد و مومن به خدای بزرگ با کوروش وجود ندارد.

بیشتر بخوانید:

کورش کبیر کیست آنچه درباره او نمی دانید 

روز جهانی کوروش دروغ هفت آبان

کوروش اسطوره باستانی یا جنایتکار جنگی

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

8 نظرات
  1. محمد پارسا می گوید

    ضمن عرض سلام سلام مجدد،منابعی را که در حدود دو هفته پیش برایتان ارسال کرده بودم را باز هم میفرستم،بنده اصلا مشرک و بی دین و سردرگم اما جنش مصاف که خادم حضرت موعود(عج) هست و آقای رائفی پور و علامه طباطبائی و آیت الله مکارم شیرازی هم در این مورد اشتباه میکنند؟
    در کلام الله آیه ی ۸۳ سوره کهف نام ذولقرنین مطرح میشود.
    در حالی که در تورات دانیال(ع) نیز نام ذولقرنین آمده است لذا در پایین لینک فیلم هایی را از آقای رائفی پور قرار میدم خواهشمند است بفرمایید که گفته های ایشان صحت داشته و ذولقرنین در قرآن کوروش است یا خیر؟
    متن ادعای آقای رائفی پور مبنی از سایت جنبش مصاف:
    ویدئو کوتاهی از سخنرانی ایشان از وبسایت آپارات:
    ******
    و
    ****و
    ******
    بنده اگر حرف و یا نظری در این خصوص دارم از منابع معتبر و به حق که مورد تایید خود حکومت اسلامی مان باشد مطرح میکنم،مراجعه کردن به تورات و انجیل هرچند که تحریف شدند اما با راهنمایی چنین اساتیدی که اثبات حقانیت اسلام و وجود نام مبارک حسین(ع) در کتب ادیان ابراهیمی میکنند حتی باعث بهتر فهمیدن و به حق بودن اسلام است،در اینکه مسیحیت و یهودیت تحریف و هلاک شدند شکی نیست،موضوع اسم ذولقرنین و شواهد بسیار زیادیست که موسسه مصاف ارائه میدهد.
    اگر شما ناراحت و یا آزرده خاطر شدید پوزش میطلبم،اما عقلانیت بنده و با توجه به منابع موجود و مورد تایید کوروش هخامنشی همان ذولقرنین است که در کلام الله آمده است،لطفا نظر خود را هم در این مورد بیان کنید،بسیار سپاسگذارم.

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر عزیز
      تشکر بابت ارسال مجدد منابعی که مد نظر حضرتعالی هست.
      اینطور نفرمایید که آیا علامه طباطبایی و حضرت استاد ما آیت الله العظمی مکارم اشتباه می کنند!. دقت کنید حرف بنده چیز دیگری است.
      نسبت به علمیت آقای رائفی پور اطلاعی نداریم و این کلیپ هم که فرمودید سندی بر ذوالقرنین ارائه نداند فقط فرمودند علامه و آیت الله مکارم فرموده اند کورش همان ذوالقرنین هست. حرف و سند شما هم همین هست.

      بنده عرض می کنم حرف علامه طباطبایی و آیت الله العظمی مکارم شیرازی را ظاهرا کامل ندیده اید!. ایشان همین حرف ما را می زنند که سندی نیست فقط در حد یک احتمال گفته اند شاید کورش ذوالقرنین باشد. بنده هم همین را می گویم ما تحقیق کرده ایم سندی نیست. بنده چند بار در متن و دیدگاه قبل نظر خود را عرض کرده ام که ظاهرا شما عنایت لازم را نکرده اید فقط نظر آیت الله مکارم و علامه را اینجا می نویسم ببینید کجا گفته اند کوروش حتما ذوالقرنین هست.
      بنده با نرم افزار آثار آیت الله مکارم و علامه طباطبایی هم برای اطمینان بیشتر به احترام حضرتعالی مجدد بررسی کردم تا خیالتان راحت باشد.
      آیت الله مکارم شیرازی می فرماید: «بعضى معتقدند او كسى جز «اسكندر مقدونى» نيست‏…دوم: جمعى از مورّخين معتقدند: ذو القرنين يكى از پادشاهان «يمن» بوده‏… طبق اين فرضيّه، سدّى كه ذوالقرنين ساخته همان سدّ معروف «مأرب» است. سومين نظريّه، كه ضمناً جديدترين آنها محسوب مى‏شود، همان است كه دانشمند معروف اسلامى «ابوالكلام آزاد» كه روزى وزير فرهنگ كشور «هند» بود، …طبق اين نظريّه، ذوالقرنين همان «كوروش كبير» پادشاه هخامنشى است.» ایشان در کتاب تفسير نمونه، ج‏۱۲، ص: ۵۴۳چندین صفحه احتمالات را بیان می کنند، اما هیچ کجا نمی گویند یقینا ذوالقرنین همان کورش است. لطف کنید این کتاب را بخوانید. ایشان نقل قلی از هرودت تاریخ نگار یونان درباره لشکرگشایی کورش نقل می کنند اما دقت کنید همین هرودت و مورخان قدیم یونان اگر فتوحات او را گفته اند مسائل دیگر مثل ازدواج با محارم را نیز نوشته اند!. شما خودتان رجوع کنید، ظاهرا این قسمت ها دیده نشده بر همین اساس نمی توان گفت ذوالقرنین که مرد صالحی بوده با کورشی که در کتب باستانی آمده یکی باشد. فرق است بین یک مرد الهی و صالح و دیگران!. بروید کتب تاریخی که درباره کورش نوشته شده را بخوانید.

      علامه طباطبایی هم می فرمایند:« اينكه چرا كورش را ذو القرنين گفته ‏اند: هر چند تواريخ از دليلى كه جوابگوى اين سؤال باشد خالى است». ترجمه تفسير الميزان، ج‏۱۳، ص: ۵۳۸
      شما که می فرمایید علامه طباطیای برای شما سند است، کلام علامه طباطبایی را بخوانید.

      عرض بنده محضر حضرتعالی این هست که شما کلام علامه طباطبایی و آیت الله مکارم را بروید بخوانید، در حد یک احتمال هست نه بیشتر. خود علامه می فرمایند سند تاریخی نیست!. آنهایی هم که می گویند شاهد دارند یک مجسمه ای پیدا شده آن را می خواهند به کورش و ذوالقرنین تطبیق بدهند، شما خودتان قاضی باشید بروید دانشکده باستان شناسی بپرسید یک سند تاریخی به شما نشان بدهند که ذوالقرنین کورش است. اگر جایی نوشته بیایید مطرح کنید اگر سندی نیست که نیست، خودتان را خسته و اذیت نکنید، در حد یک احتمال بدانید. و بدانید که کوروشی که مورخین می گویند و در کتب تاریخی هست با ذوالقرنین قرآنی متفاوت است. اگر همین تفاوت را هم قبول کنید کافی است. گوشه ای از این تفاوت را اینجا کلیک کنید و ببینید.

      لازم است تاکید کنم بنده از صحبت های شما ناراحت نشدم، گفتگوی با شما باعث افتخار هست، عقلانیت شما که فرمودید هم برای بنده قابل احترام است فقط منابع موجود که می فرماید را خوب برسی نکرده اید، حرف ما این هست بروید همین منابع را نگاه کنید علامه طباطبایی و آیت الله مکارم هیچ جا به صراحتی که شما می گویید نگفته اند که ذوالقرنین کورش است، شما عقلانیت و دلیل علامه و آیت الله مکارم را قبول کنید که همین حرف ماست. شما هم بگویید که دلیلی نیست و فقط حدس و احتمال هست. شما همان ذوالقرنین را قبول کنید کافی است چه اصراری دارید به شخصی که در تاریخ ابهامات و جنایات زیادی برای او ثبت شده به صرف یک احتمال ضعیف شخصیت قرآنی صالح را تطبیق بدهید.
      وفقکم الله لکل الخیر

      1. محمد پارسا می گوید

        با سلام مجدد،صحبت های شما در مورد اینکه صد درصد اثبات کرد کوروش ذولقرنین است صحیح،اما نام ذولقرنین در تورات وجود دارد که صاحب دو شاخه ماد و پارس است،علاوه بر آن مستقیما نام کوروش در کتاب های عهد عتیق وجود دارد و حدودا ۲۳ بار در تورات آمده و مشخصاتی که کاملا بر اساس اصل تاریخی صحت دارد اینکه یهودیان را به بابل بازگردانید و…
        و بجز موارد گفته شده تمامی پادشاهان زرتشتی از هخامنش تا اخرین امپراطوری قبل از مسلمان شدن طبق آیین زرتشتی در بلندی قرار گرفته و خوراک پرندگان و سایر موجودات میشدند اما نکنته ی قابل تامل همین است که حضرت دانیال(ع) که خود نیز پیرو شریعت موسی(ع) بوده و به نوعی یهودی تلقی میشدند هم عصر کوروش بودند و در تورات ایشان دیدن ذولقرنین آمده و از سویی هم کوروش تنها پادشاهی است که گور دارد که میتواند استناد بر ایمان اوردن کوروش بر حضرت دانیال باشد چرا که برای اثبات بر حق بودن حضرت دانیال و یهودیانی که از ابتدا به موسی(ع) ایمان نیاورده بودند حضرت دانیال را داخل چاهی پر از حیوانات وحشی قرار دادند و به ایشان هیچ گزندی نرسید.
        از طرفی هم خودمانی بگویم هم من هم شما میدانیم که یهودی ها چه موجوداتی هستند…
        موجوداتی که به یک شاخه از آل ابراهیم حسودی کردند و به داود(ع) زنا چسباندند و نطفه سلیمان(ع) را نه اعوذ به لله حرامزاده جلوه دادند و باعث این تحریفات در مسیحیت شده اند. اگر قرار باشد به اصل تاریخی نگاه کنیم که باید این مزخرفات را بپذیریم،اما در کلام الله از این دو به عنوان پیامبر الهی نامبرده میشود و یکی از دلایلی که بنده به اسلام گرویدم همین بود که مسلمانان چراغ و هدایتی به نام قرآن دارند که همه ی این خرافات را رد میکند و یک مسلمان سردرگم نمیشود
        و خب البته طبیعی است پادشاهی را که استر یهودی و عموش را زمین زدند را هم میکوبند(همانطور که میدانید در زمان هخامنشیان دو یهودی به دربار ایرانیان نفوذ کرده و حکومت هخامنشیان را زمین زدند و ۷۰ هزار ایرانی را قتل عام کردند که در روز ۱۳ فروردین این واقعه ظاهرا رخ داده است و ۱۳ فروردین از خانه بیرون میرویم که قتل عام نشویم!آن روز چنان وحشتناک بوده که بعد از هزاران سال ایرانیان این سنت را حفظ کرده اند و از سویی در روز ۱۳ فروردین یهودیان عید پوریم که عید ایرانی کشی است را جشن میگیرند!!و به همین دلیل عدد ۱۳ برای ایرانیان نحس است و ربطی به دین ما ندارد)،بر فرض اسناد تاریخی که صد درصد مورد تحریف و تعصب قوم غالب است کوروش هم با محارم خود ازدواج کرده باشد و کلی قتل کرده باشد،آیا خداوند در تورات نام چنین شخصی را اصلا بر زبان می آورد؟ و از دانیال(ع) از او به نیکی یاد میکند؟در این مورد ازدواج با محارم که شک وجود دارد چون به خوبی میدانیم هر چیزی که دست قوم یهود واردش شدصحت و راستی را باید فراموش کرد. و چنین شخصی احتمال دارد ذولقرنین باشد یا شخصی مثل اسکندر که هنوز آثار حمله وی و جنایات او مشخص است؟
        به هر حال نظر جنابعالی چه موافق و چه مخالف بنده باشد کاملا قابل احترام است و برای بنده همین که وقت گذاشته اید و در کنار مشغله هایتان به فکر پرسش های ما هم بوده اید بسیار ارزشمند و قابل ستایش است.
        بسیار متشکرم،در پناه خداوند باشید.

        1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

          سلام علیکم برادر عزیز
          پیام این بار شما معقول و با نگاهی متفاوت از پیامهای قبلی شماست. نگاه شما الان از آن جزمیت قبلی تقلیل یافته و این خوبست.
          اینکه فرمودید:«آیا خداوند در تورات نام چنین شخصی را اصلا بر زبان می آورد؟ »، بنده چون تورات فعلی را اصلا و به هیچ عنوان الهی نمی دانم، و دلایل فراوانی بر تحریف تورات هست پس این کلام که بخواهید برای اثبات کورش به تورات استناد کنید مقبول نیست. تورات کنونی در حد یک کتاب تاریخی دست نویس بشر قابل بررسی است.

          «هنگامي كه كوروش پادشاه ايران، «بابل» را فتح كرد، عزير كه يكي از بزرگان يهود در آن روز بود نزد وي آمد و براي آنها شفاعت كرد (كوروش نيز) موافقت كرد كه يهوديان به شهرهايشان بازگردند و از نو تورات نوشته شود. در اين هنگام او طبق آنچه در خاطرش از گفته هاي پيشينيان يهود باقي مانده بود تورات را از نو نوشت». المیزان ج۹، ص۳۷۲،

          آن چه كه در كتب تاريخ نمود پررنگي يافته است، نجات قوم يهود به دست كوروش بوده، كه شايد انگيزه اين اقدام نيز جنبه ديني داشته است. از اينرو در تورات و كتب مذهبي يهوديان از كوروش به نيكي ياد شده است نه اینکه خدا کوروش را تمجید کرده باشد، یعنی یهودیان به پاس زحمات کوروش نام او را در تورات اضافه کرده اند!!!!. ما و شما باید به این نکته توجه کنیم.

          بنده هم متوجه هستم که کتب تاریخی و باستانی نوعا بخاطر مسائلی مثل حکومتی بودن یا نبود نقلهای مشابه و تواتر محل اشکال هست، اما می گویم همین کتب موجود هم هیچ اشاره ای به اینکه ذوالقرنین کوروش باشد ندارد فقط و فقط حرف بنده این هست باتوجه به اینکه امروزه برخی به دنبال این هستند که باستانگرایی را در مقابل دین علم کنند و به همین کتب باستانی معدود اشاره می کنند و چشم بسته فتوحات کوروش را بر می شمرند؛ می گویم خب در همین کتابهای باستانی حرفهای زیادی مثل ازدواج کوروش با محارم یا جنایات او هم ثبت شده است، اینها را هم ببینید. یعنی اگر ملاک کتب باستانی است خوبی و بدی را با هم ببینید. همین نکته محل حرف ماست.

          ثانیا کتاب های روایی ما نیز چنین حرفهایی که شما فرموده اید را نگفته اند که ذوالقرنین همان کوروش هست، قطعا آنها نسبت ما شناخت بیشتری داشته اند و نزدیک تر به عصر و تاریخ کوروش بودند، چرا آنانمانند برخی از عزیزان امروزی گریبان چاک می کنند که الا و لابد کوروش ذوالقرنین است چنین ادعا هایی را نکرده اند؟!. آن حضرات این حرف را نزده اند با اینکه اگر این نقل مشهور بود شما و ما پس از هزار و چهارصد سال بجای استناد به تورات به روایت ایشان استناد می کنیم، لذا چنین نقلی هم نداریم. همه اینها نشان می دهد باید از نسبت دادن شخصیت های قرآنی بدون سند به شخصیت های تاریخی که در خود تاریخ و تورات اخبار متضادی از آنها مطرح شده است بپرهیزیم. مخصوصا با خطرات فراوانی هم که دارد. و به نظر بنده اینهمه اصرار بدون سند واقعی مشکوک هست. بله در حد احتمال گفتن بحثی نیست اما اصرار روی این قضیه محل تامل و تعجب است!.

          برادر عزیزم، مراقب باشید که در دام تعصبات و قوم گرایی های متعصبانه و مخصوصا باستانگرایی های بدون تعقل نیفتید، آسیب زاست. شما اگر ذوالقرنین را دوست دارید دوست داشته باشید، صفات او را در قرآن و روایات بخوانید چه نیازی دارید که حتما او را بدون دلیل کوروش بخوانید!. ما ذوالقرنین را قبول داریم حالا نام دیگر او هر چه می خواهد باشد باشد، اما کوروشی که در تاریخ آمده و منظور نظر باستان شناسان هست یک جنایتکار جنگی است و مورد قبول ما نیست همانطور که در نوشتار قبل از مورخین خود پهلوی هم نقل شده است. هیتلر نیز فتوحاتی داشت، صنعت و اقتصاد آلمان نازی را بسیار پیشرفته کرد اما جنایات خود را نیز کرد، صرف فتوحات داشتن کسی دلیل بر الهی بودن آن نیست.

          شما همین را بر اساس تحقیقات بگویید که من ذوالقرنین آن مرد صالح خدا که در قرآن آمده است قبول دارم حالا اسم او را کوروش بگذارید یا هر نام دیگری که دوست دارید، اما این را هم همه جا بگویید « کوروش مطرح شده در کتب تاریخی که جنایاتی هم برای او نوشته شده هیچ ربطی به ذوالقرنین ندارد.

          وفقکم الله لکل الخیر

  2. :( می گوید

    آقای یوسفیان وند عزیز اسناد و مدارک معتبر رو دیدید،قضاوت هم کردید و درک کردید،امیدوارم الان بفهمید که چرا یهودیت و مسیحیت زمین خورد،شرافت داشته باشید نزارید اسلام با تعصبات بی جا زمین بخوره…
    امروز همون بلایی داره سر ایران میاد که سر یهودیا اومد که بین دین و نژاد،نژاد خودشون رو انتخاب کردند!اما از یک مرد خدا که لباس دین تنشه انتظار بی جوابی و بی محلی و سکوت رو نداشتم…
    یا علی

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم برادر عزیز
      اولا کدام اسناد و مدارک؟!… دقیقا متوجه منظور شما نشدیم. اگر منظورتان کلام علامه طباطبایی هست درباره کورش؛ خب ایشان در حد احتمال گفته اند، المیزان را مراجعه نمایید ایشان نقل قول اینکه کورش ذوالقرنین است را از قول «سر احمد خان هندى‏» مطرح می کند که برای همین عصر معاصر هست. برادر عزیز علامه مثل شما با این قاطعیت نمی گویند حرفشان دلیل و سند است که شما این را سند می دانید!. شما ظاهرا نمی دانید سند تاریخی چیست!.لازم است دقت کنید علامه طباطبایی برای قرن معاصر ماست و کورش برای قرنهای قبل، اگر علامه و حضرتعالی بخواهید نظر بدهید باید با سند تاریخی باشد نه اما و اگر و احتمال!. مثلا کتاب گزنفون که نویسنده برای ۴۳۵ قبل میلاد به دنیا آمده و کتابی در این باره نوشته ، یا تاریخ هرودت و … ما بررسی کردیم در کتب تاریخی دیدیم این احتمال ضعیف هست و کورش هیچ ربطی به ذوالقرنین ندارد!. بنده نزدیک به ۴۰۰ کتاب درباره تاریخ ایران (نرم افزار) در اختیار دارم و بدون تعصب بررسی شده است.

      ثانیا، شرافت؟!… بزرگوار مسیحیت و یهودیت دین دست نویس و تحریف شده هست، و قابل قیاس با اسلام نیست. این چه قیاسی است که می کنید.

      ثالثا من برای شما متاسفم شما تعصب بی جا دارید عزیزم… برای بنده هیچ فرقی نمی کند که کورش از اولیاء خدا باشد، یا از دسته ای دیگر؛ حرف بنده این هست که تمام اسناد را که در تاریخ درباره ایشان آمده با هم ببینیم، آیا با این پیشنهاد بنده مخالف هستید؟، آیا این پیشنهاد بنده از روی تعصب است یا از روی تعقل… از این پیشنهاد بهتر چه می خواهید.

      عزیزم، برادر خوبم، دقت کنید چند نقل در متن نوشتار هست، نویسنده این کتب تاریخی که کورش را نقد کرده اند همان کسانی هستند که به قول شما درباره کشورگشایی او صحبت کرده اند. شما بنده را نبینید من توصیه می کنم بروید همین مورخین قوی را ببینید و صحبت کنید بدور از تعصب با همان شرافتی که دارید و در متن نوشتار اذعان کرده اید. مطمئن هستم اینطور یک طرفه به قاضی نمی روید.

      رابعا بنده حداقل در حوزه دین تخصص لازم را دارم، نزدیک به چند هزار کتب دینی و حدیثی را در اختیار دارم، با جدیت عرض می کنم، هیچ سند روایی و یا تاریخ اسلامی وجود ندارد که کورش همان ذوالقرنین باشد. با نرم افزار های تخصص هم بررسی کرده ام. شما هم بجای تعصب اگر مدرک، و سند باز تاکید می کنم سند معتبر دارید بفرمایید. از همه اینها گذشته اوصافی که برای ذوالقرنین در کتب دینی ما هست با اوصافی که مورخین حتی سکولار برای کورش نوشته اند هیچ همخوانی با هم ندارند. شما لطف کنید این کتابها را که عرض می کنم بخوانید.

      متاسفانه شما بجای مطالعه اسیر تبلیغات و اوهام شده اید. لطف کنید چند منبع تاریخی را باهم ببنید فقط یک قسمت کشور گشایی را نخوانید همان کتب تاریخی که از باستان بجای مانده اگر یکی دو نقل درباره شجاعت یا فتوحات او دارد نقلهای دیگری هم درباره او مثل ازدواج با محارم هم دارند. حالا انصاف و شرافت و عدم تعصب چیست؟ بر این است که ما هم چنین نقلهایی را ببینیم هم آن نقلها را، اگر مثل حضرتعالی نخواهیم واقعیت را بپذیریم یکسری از اوهام را سند می خوانیم و همه را هم محکوم می کنیم. اگر حداقل سر سوزنی انصاف داشته باشید که حتما دارید این کلام علامه طباطبایی را درباره کورش بخوانید:«اينكه چرا كورش را ذو القرنين گفته‏ اند: هر چند تواريخ از دليلى كه جوابگوى اين سؤال باشد خالى است‏». ترجمه تفسير الميزان، ج‏۱۳، ص: ۵۳۸٫ ایشان همین حرف ما را می گویند که هیچ سند تاریخی نداریم، سند نداریم. باز تاکید می کنم سند نیست، حالا شما پندار و حدس خودتان را سند می دانید نشان دهنده تعصب است.

      انشاالله با این اسناد و توضیحات حقیقت موضوع برای شما روشن شده باشد. برای مطالعه بیشتر توصیه می کنیم اینجا کلیک کنید و سایر اسناد و مدارک را بخوانید.
      وفقکم الله لکل الخیر

  3. سید می گوید

    نظر علامه طباطبایی در این زمینه را چرا نادیده میگیرید؟

    1. مهدي يوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      علامه طباطبایی اگر دقت کنید، نظر صریح نداده اند، فرموده اند احتمال دارد. در بررسی ها هم وجهی محکم برای این احتمال یافت نشد!
      برادر عزیز اگر سندی تاریخی یا حتی روایتی ضعیف بود، ارائه بدهید، نه به عصر معاصر استناد کنید!…ثانیا ما نظر مورخین رو تحقیق کرده ایم، با نرم افزار تاریخ ایران هم مجدد چک کردیم، آنچه شما در متن بالا مشاهده می فرمایید حاصل و چکیده همین تحقیقات هست. شما محبت کنید اسناد تاریخی رو بررسی کنید مطمئن باشید آنچه ما نوشتیم را تصدیق می کنید. دقت کنید در بررسی ها ملاک سند هست نه اینکه پیش فرضها یا تعصبات را دخالت بدهیم، باید مراقب باشید فکر رو بر اساس اسناد معتبر شکل بدهید .
      شما هم بدون تعصب تحقیق کنید، مطمئن باشید آنچه در بالا آمده است را خواهید پذیرفت.
      وفقکم الله لکل الخیر