وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

روایتی از زهد و ساده زیستی عجیب آیت الله العظمی سیستانی از زبان استاد انصاریان

روایتی از زهد و ساده زیستی عجیب آیت الله العظمی سیستانی از زبان استاد انصاریان

 

زهد و تقواي آيت الله سيستاني
 

خدمت آيت الله العظمي سيستاني در نجف رفتم. دلم مي خواست ببينم زندگي ايشان که پول شيعه برايش مي آيد، چگونه است؟ شيعيان هند، خواجه هاي هندي در آفريقاي جنوبي که ثروتمندترين مردم کره زمين هستند، و بخشي از شيعيان پاکستان، هند، ايران و عراق، پول خمس خود را به ايشان مي دهند. اولين بار بود که ايشان را مي ديدم. کوچه اي که منزل ايشان در آن بود، کوچه اي براي ۴۰۰ ـ ۵۰۰ سال پيش نجف بود.

 

 

خانه ايشان هم چند پله داشت كه از کوچه پايين تر مي رفت. خانه اي بود با چهار تا گليم و فرش کهنه در اتاق. سران کشورها همان جا خدمت ايشان مي آمدند و يک صندلي هم نبود که يک رئيس جمهور يا نخست وزير بنشيند؛ همه بايد روي گليم پاره ها بنشينند. ما هم روي گليمي نشستيم. به ايشان عرض کردم: من هيچ نياز مالي ندارم. سالي ۴۰ ـ ۵۰ ميليون تومان مقلدين شما به من مي دهند. گفتم: بنده هم اهل خمس دادن هستم. اول خيال ايشان را راحت کردم که هديه اي به من ندهند. گفتم: من از شما يک درخواست دارم.

 

فرمود: بگو. گفتم: درخواستم اين است که اجازه دهيد براي شما روضه بخوانم. گفتند: دلم خيلي گرفته است. ده سال حرم امام علي (علیه السلام) را نديده ام، روضه بخوانيد! من هم روضه را شروع كردم، ايشان چنان ضجّه مي زد و گريه مي كرد كه جلوي لباس ايشان از گريه زياد، خيس شد.

 

بعد گفتند ۴۰ سال است در اين خانه هستم؛ مثل چنين روزي برايم پيش نيامد. بعد صحبت ما شد، نگاهي به من کردند و فرمودند: مي داني از تمام کره زمين براي من پول مي آيد. گفتم: مي دانم. گفتند: به اين اميرالمؤمنين يک ريال آن در خانة من نمي آيد. من از اين پول يک دانه نان نمي خرم؛ چون در قيامت، طاقت جوابش را ندارم. اما هزينة زندگي من و زن و بچه ام از نذورات مردم است. آنان مشکلي دارند مي گويند: خدايا ۱۰۰ هزار تومان نذر مي كنيم به ايشان بدهيم، مشکل ما حل بشود. نذرهايي که براي من مي آورند از زندگي ماهيانه اضافه مي آيد. لباس که هر چهار يا پنج سال يک بار مي خرم. خوراک ما هم که خوراک معمولي است؛ به اندازه اي که در قيامت به من نگويند در دنياي تشيع کساني بودند از اين غذا نداشتند.

 

 

من به اندازه اي که فقرا مي خورند، مي خورم. پول هاي اضافه را هم جمع مي کنم، ماه به ماه چهار پنج نفر را استخدام کرده ام، پول هاي نذري را مي دهم به آن ها که براي همة فقهاي شيعه که از دنيا رفته اند در حرم اميرالمؤمنين (علیه السلام) قرآن بخوانند.

 

اين، توحيد است. يعني از همة کرة زمين پول بيايد و من فرمان پول را نبرم. جاذبة پول، مرا نبرد. من امين خدا هستم، پول خدا را بايد برای خود خدا هزينه کنم.

پایگاه حجت الاسلام انصاریان/.

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.