وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چرا قرآن از شعر نكوهش مى كند

0

چرا قرآن از شعر نكوهش مى كند

شعر و قرآن ـ جايگاه شعرـ شعر و قرآن


 با توجه به آيه شريفه «وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ…»157 چرا قرآن از شعر نكوهش مى كند با آنكه شعر يكى از هنرهاى هفتگانه است؟

نخست بايد به حقيقت شعر رايج در دوران جاهلى و در آغاز طلوع خورشيد اسلام، توجه كرد، سپس به هدف آيه از نكوهش شاعران واقف گرديد. شعر در آن دوران، بيشتر براساس تخيلات بى اساس بود كه در قالب نظم ريخته مى شد، زيربناى اين نوع سروده ها را يك سلسله اهداف مادى يا احساسات جنسى و تشويق به جنگ و خونريزى و… تشكيل مى داد.

 

 

شعر در دوران جاهليت، تحريك كننده يك سلسله عواطف كاذب و احساسات پست مادى بود. وسيله اى براى توصيف چهره و خال و ابرو و چشم معشوقه ها، بدگويى پشت سر صالحان، ستايش افراد ستمگر و تملق گويى و چاپلوسى براى دارندگان زور و زر و سرگرمى براى مى گساران به حساب مى آمد. ناگفته پيدا است، گوينده اى كه انگيزه او، احساسات سودجويانه و ارضاى غرايز حيوانى باشد و از مواهب معنوى و تربيت صحيح انسانى برخوردار نباشد، هرگز براى ميدان تاخت و تاز شاعرانه خود، حد و مرزى نخواهد شناخت!! چنين شخصى درزنده كردن باطل، پنهان ساختن حق، پايمال نمودن حق بيچارگان، تعرض به نواميس ديگران، شعله ور ساختن آتش شهوت جوانان و ده ها آموزه زشت و نكوهيده ديگر، پروايى نخواهد داشت.

 

 

قرآن، درباره چنين شاعران بى هدفى كه جز تأمين منافع مادى و ارضاى نامشروع احساسات جنسى و غرايز پست حيوانى، انگيزه اى ندارند، چنين مى فرمايد:
«وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ، وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ»158؛ «تنها افراد گمراه از شاعران پيروى مى كنند! آيا نمى بينى كه آنان درباره هر چيزى به دروغ سخن مى گويند، و آنچه را كه مى گويند عمل نمى كنند؟!».

 

از اين آيات، استفاده مى شود كه هدف قرآن، آن دسته از شاعرانى است كه بر اثر نداشتن مايه هاى مذهبى و نگهبان باطنى، صفات زير را دارند:
1. رهبرى گمراهان «يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ».

 

 

2. گفتار آنان را حد و مرزى نيست؛ چه بسا باطل را حق جلوه داده و احيانا حق را در نظر مردم، بد معرفى مى كنند «فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ».

3. چون به گفته خود معتقد نيستند، به هنگام عمل، به آنچه مى گويند عمل نمى كنند. «وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ».

از اين رو حضرت صادق عليه السلام درباره معناى اين آيه فرمود: «مقصود، داستان سرايان دوران جاهلى هستند كه به عنوان سرگرمى نادرست اشعارى را مى سرودند. هنگامى كه آيات فوق نازل گرديد، گروهى از شاعران عصر رسالت كه همگى به وسيله اشعار خود از اسلام و مسلمانان حمايت مى كردند، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آلهرسيدند و گفتند: [با توجه به اين آيه] سرانجام زندگى ما جز تباهى چيزى نيست! در اين موقع، آيه «إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا…» نازل گرديد و اين گروه مؤمن را ـ كه به جهت حق و عشق به معنويت، شعر مى گويند ـ استثنا كرد».

 

لذا هر نوع سروده اى كه در آن احساسات پاك و شورانگيز گوينده، از عشق به بيان حقيقت، مبارزه با باطل و دعوت به كارهاى نيك سرچشمه گيرد؛ مشمول آيه هاى ديگرى خواهد بود كه مى فرمايد:
«إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا…»159؛ «مگر افرادى كه به خدا ايمان دارند و عمل نيك انجام مى دهند و بسيار خدا را ياد مى كنند و در برابر ستمى كه كشيده اند، دادخواهى مى كنند».

 

روشن است كه هر گوينده و سراينده اى كه زير بناى افكار و سخنان او را ايمان به خدا، عمل صالح، ياد خدا و انتقام از ستمگران تشكيل دهد؛ در اشعار و گفتارش چيزى جز حكمت، موعظه، ترويج حق و نابودى باطل، پيدا نمى شود. از اين نظر، پيامبر عالى قدر اسلام صلى الله عليه و آله درباره اين دسته از شاعران فرموده است: «انَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةٌ»160؛ «پاره اى از شعرها دانش و حكمت است».

 

تأثير شعر آموزنده و سروده مفيد در روحيه اجتماع، قابل انكار نيست و گاهى آن چنان قدرت آفرين است كه چيز ديگرى نمى تواند جايگزين آن گردد. از اين رو، پيشوايان اسلام همواره از سروده هاى شاعران با ارزش، استقبال نموده و آنان را مورد احترام و محبت خود قرار مى دادند. روزى كه دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله درباره نزول باران مستجاب گرديد، به ياد عموى خويش ابوطالب عليه السلام افتاد و فرمود: اگر ابوطالب زنده بود، از ديدن اين منظره، شاد و خرسند مى شد. آيا كسى هست كه شعر او را براى ما بخواند؟ يكى برخاست و گفت: ظاهرا مقصود شما اين شعر است:

و ما حملت من ناقه فوق ظهرها
ابر و اوفى ذمه من محمد161

«هيچ مركبى در جهان كسى را بر پشت خود حمل نكرده است كه نيكوكارتر و باوفاتر از محمد باشد».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: گوينده اين شعر، حسان بن ثابت است. در اين لحظه امام على عليه السلام برخاست و اشعارى چند از سروده هاى پدر والامقام خود را خواند، كه نخستين بيت آن، اين است:
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه
ثمال اليتامى عصمه للارامل162

«چهره روشنى كه به احترام آن، باران از ابر درخواست مى شود، شخصيتى كه پناهگاه يتيمان و نگهبان بيوه زنان است».

سپس يكى از افراد طايفه بنى كنانه برخاست و از حضرتش اجازه گرفت كه اشعارى را درباره آن حضرت بخواند. حضرت اجازه داد و او اشعار خود را خواند.
پيامبر صلى الله عليه و آله درباره او چنين دعا فرمود: «لك لكل بيت قُلُته بيت فى الجنة»163؛ «در برابر هر بيتى از اين اشعار خانه اى در بهشت دارى».

 

هنگامى كه عبدالرحمان بن كعب از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درباره شعر پرسيد، آن حضرت پاسخ داد: «ان المومن مجاهد بسيفه و لسانه فوالذى نفسى بيده لَكانَّما ينضحونهم بالنبل»164؛ «مرد با ايمان با شمشير و زبان خود از حريم حق دفاع مى كند، به خدايى كه جان من در دست او است، سروده هاى شما بسان تيرى است كه به قلب و چشم دشمن مى نشيند».

تقدير امام سجاد عليه السلام از فرزدق و حضرت صادق عليه السلام از هاشميات كميت و امام رضا عليه السلام از دعبل خزاعى نمونه اى از تأييد شعرها و شاعران مدافع حق و حقيقت است.

157. شعراء 26، آيه 22.
158. شعرا 26، آيات 224 تا 226.
159. شعرا 26، آيه 227.
160. محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، ج 6، ص 2766، ح 9436.
161. ر.ك: مفيد، امالى، ص 76 ؛ بحارالانوار، ج 16، ص 198.
162. ر.ك: بحارالانوار، ج 18، ص 955، طبع كمپانى ؛ جواهرالكلام، ج 14، ص 122.
163. ر.ك: بحارالانوار، ج 18، ص 2.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان،  پرسش ها و پاسخ ها «قرآن شناسی».

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.