وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

موانع حضور قلب در نماز

از مهم ترين عوامل حواس پرتى، وسوسه شيطان در نماز است كه نمازگزاران را به دام مى اندازد. شيطان دائماً از مجراى نفس اماره و هواى نفس وارد عمل مى شود و انسان را وسوسه مى نمايد و هواهاى نفسانى را تحريك مى كند و اگر از يك راه موفق نشد، از راه ديگر وارد عمل مى شود، تا اينكه نگذارد انسان در محضر خدا قرار گيرد

0

موانع حضور قلب در نماز

موانع و مشكلات مختلفى فرا روى نمازگزار است كه باعث حواس پرتى و عدم حضور قلب در نماز مى شود و اين مورد نهى شديد پيشوايان معصوم قرار گرفته است.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در وصيتى به على (عليه السلام) فرمود: «يا على خداوند از امت من كه در حال نماز بازى مى كنند، كراهت دارد».

1 امام على (عليه السلام) نيز فرمود:

«لا يَقومن اَحَدُكم فِى الصّلاهُ متكاسلاً و لا ناعساً و لا يُفَكِّرنَ فِى نَفْسِه فَاِنَّه بَيْنَ يَدَى رَبِّه و اِنَّما لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاتِه ما اَقْبَلَ عَليه مِنها بِقَلْبِه» 2

«در حال كسالت و چرت زدن نماز نخوانيد و در حال نماز به فكر خودتان نباشيد زيرا در محضر خدا ايستاده ايد. به درستى كه آن مقدار از نماز بنده قبول مى شود كه قلباً به خدا توجّه داشته باشيد.

نمازگزار نبايد با حالت كراهت و ناخوشايندى وارد نماز شده و در تمام كردن آن عجله كند. خداوند جل جلاله درباره برخى از كسانى كه آروزهايشان را نوميد، و امكان اقبال و توجهشان به خدا را از بين برده مى فرمايد: «ذلك بانهم كرهوا ما انزل الله، فاحبط اعمالهم» 3

«و اين به خاطر آن بود كه آنان از آنچه خداوند فرو فرستاده بود كراهت داشتند لذا خداوند اعمال آنان را نابود گردانيد.»

ياد نماز از مصاديق «ما أنزل الله» مى باشد پس از آن كراهت نداشته باش، تا مبادا به هلاكت و نابودى گرفتار گردى. نماز با عجله نمى تواند با حضور قلب باشد چرا كه فكر، خيال و قلب چنين آدمى، دايماً متوجه به اتمام نماز و عمل بعد از نماز مى باشد.انگيزه تند خوانى، حاضر شدن نزد محبوب كذايى است و از اينكه چند لحظه اى در نزد كسى كه قلبش متوجه او نيست، ايستاده، رنج مى برد و مى خواهد هر چه سريع تر به طرف كسى يا كارى كه دوست دارد، پرواز كند ، اگر كسى قلبش متوجه خدا باشد و از اين حضور راضى باشد، لزومى براى تندخوانى و فراز از نماز نمى بيند چون در حضور كسى است كه بايد باشد لذا تمام حواسش را متمركز به محبوب واقعى ديگر مى نمايد.

موانع مختلف بر حضور قلب

از ديگر عوامل حواس پرتى، انجام دادن مكروهات همانند بازى كردن با سر و ريش و لباس و اعضاى بدن، خاراندن بدن، به اطراف توجّه كردن، پوشيدن لباس و جوراب تنگ به پاك كردن، خميازه كشيدن اختيارى، نگاه كردن به آسمان، گذاردن دست به كمر، فشار دادن بند انگشت ها، مقابل آتش ايستادن، مقابل در باز ايستادن وأ است.

انجام دادن اين امور، اگرچه موجب بطلان نماز نمى شود وليكن موجب حواس پرتى و عدم حضور قلب در نماز مى شود و در هر صورت بايد آنها را ترك كنيم. در اينجا به بعضى از اين موانع اشاره مى شود.

1 پرخورى باعث كسالت و بى توجهى به نماز

پرخوردن مضرات بسيارى در پى دارد كه يكى از آنها، زيان به عبادت و نماز است. كسى كه با شكم پر قيام به نماز نمايد، از نمازش چندان بهره اى نمى برد و نمازش به او سودى نمى بخشد چون بدون نشاط و شادابى بلكه با كسالت و بى حالى به خداوند توجّه كرده است و چنين شخصى از عبادتش چندان طرفى نبند و به عمق و حقيقت عبادت نرسد. به همين خاطر او را در ملكوت آسمان ها راهى نيست چنانكه ابن عباس از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرد كه فرمودند:

«لايَدخلُ مَلَكوتُ السَماءِ مَن مَلأ بَطنه» 4

«كسى كه شكمش پر باشد، وارد ملكوت آسمان نشود».

به همين جهت امام على (عليه السلام) مى فرمايد: «از پرخورى دورى كنيد كه موجب قساوت قلب و باعث كسالت از اقامه نماز و سبب تباهى بدن است» 5 .

طبق فرموده قرآن: «نماز با كسالت، نماز مؤمنان و موحّدان نيست.». 2

2 خوددارى از بول در حال نماز

از جمله عواملى كه موجب عدم كمال نماز است و باعث مى شود كه نماز در روح نمازگزار اثر نبخشيده و تأثير تكاملى نداشته باشد، خوددارى از بول و باد معده است. چنانچه در رساله هاى علميه مراجع تقليد آن را از مكروهات در نماز دانسته ايد يعنى، بهتر است كه در اين حالت فرد قيام به نماز نكند. در روايتى از امام صادق (عليه السلام) وارد شده است كه فرموده اند:

«لا صَلاه لِحاقِن ولا حاقِبٍ» 7

«كسى كه در حال خوددارى از بول يا باد معده نماز بخواند، نمازش كامل نيست.»

البته اين شايد بدان جهت باشد كه شخص نمازگزار در چنين حالتى، فاقد تمركز حواس بوده و به فكر نمازش نيست. كسى كه در حال عمل عبادى توجّه بدان نداشته باشد و نداند كه مشغول چه كارى مى باشد، مسلم است كه آثار و نتايج آن را نيز نخواهد ديد.

3 چشم چرانى

يكى از عواملى منجر به حواس پرتى و عدم تمركز انسان در نماز مى شود و هميشه فكر و چشم او را به اين سو و آن سو مى كشاند، چشم چرانى هاى قبل از نماز است.  چشم چران، كسى است كه كنترل چشم خود را ندارد و به هر طرفى خيره مى شود و چه بسا نگه دارى چشم از اختيار او خارج شده و به صورت عادت در آمده است كه ترك آن مشكل به نظر مى آيد. چشم چرانى قبل از اينكه براى ديگران مزاحمت و ناراحتى ايجاد كند، براى خود شخص مضرّ است و موجب آشفتگى، اضطراب، عدم اعتماد به نفس، بى حالى و رخوت نسبت به معنويات، مخصوصاً نماز مى گردد كه روان كاوان دستور به درمان چنين بيماريى داده اند. خداوند سبحان زن و مرد را از چشم چرانى نهى نموده است.

كسى كه معتاد به چشم چرانى شده، فكر، خيال و قلبش مشغول ديده مى شود و روحش آشفته و ذهنش مشوش مى گردد و هنگام عبادت، قوه خيالش با اين آشفتگى به پرواز در مى آيد و به شاخه هايى پرواز مى كند كه با چشم خود مشاهده كرده است.

ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هرچه ديده بيند دل كند ياد

اميرالمومنين على (عليه السلام) مى فرمايد:

«العَينُ جاسوسُ القلبِ و بَريدُ العَقلِ» 9

«چشم، جاسوس قلب و فرستاده عقل است».

در هر حال اگر در بيرون از نماز چشم آزاد بود، محال است هنگام نماز متمركز به خدا شود و اگر در بيرون نماز چشم فرّار بود، در هنگام نماز هم آزاد است يعنى هر چه چشم ضبط كرده و ذخيره كرده، هنگام نماز مزاحم مى شود. پس حفظ و كنترل حواس در نماز منوط به حفظ و كنترل چشم در بيرون از نماز است. چگونه ممكن است كسى كه عادت به نگاه پراكنى كرده، بتواند هنگام عبادت به طرف محبوب واقعى پرواز كند؟ قلبى كه آشفته محبوب پندارى است، چگونه معشوق واقعى را مى بيند؟

تو درون نماز و دل بيرون

گشت ها مى كنى به جهانى

اين چنين حالتى پريشان را

شرم نآيد نماز مى خوانى؟

4 پرخوابى

پرخوابى هم يك نوع مريضى است كه مبتلا به آن، نه تنها توفيق تحصيل حضور قلب پيدا نمى كند بلكه تارك نماز هم مى شود. پرخوابى و اعتياد به آن، جسم را بى حال مى كند و موجب ضعيف شدن اراده مى گردد و اعتماد به نفس از آدمى كه سلب مى شود كه در نتيجه آدمى در مقابل معنويات عكس العمل منفى نشان مى دهد. چنين شخصى در نماز با حالت خواب آلود رو به رو مى شود و هنگام بيدار شدن از خواب، به سختى بر مى خيزد و به علت اسارت خواب، با بى حالى وضو مى گيرد و طورى صورت را مى شويد كه خواب از سرش نپرد و در هنگام نماز در فكر خواب است و با اتمام نماز دست و پا شكسته. به طرف رختخواب پرواز مى كند چرا كه محبوبش خواب است و نماز مزاحم بود در اين مورد روايتى از حضرت عيسى (عليه السلام) آمده است:

«يا بَنى اِسرائيل لا تَكثُرُوا الأكْلَ فاِنَّه مِنْ اَكْثَرَ الاَكْلَ اكثَرَ النَّومَ و مَنْ اَكثَرَ النومَ اَقلَّ الصّلاهَ و مَن اَقَلَّ الصَّلاه كُتِبَ مِن الغافِلين» 10

«اى بنى اسرائيل در خوردن زياده روى نكنيد كه همانا محصول زياد خوردن بسيار خوابيدن است و هر كس بسيار بخوابد، نماز و عبادتش كم خواهد بود و آن گاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد.»

براى درمان آن در مرحله نخست، بايد بدانيم كه پرخوابى طبيعت اوليه ما آدميان نيست بلكه بر اثر تكرار، جزء طبيعت ثانويه (عادت) شده است. پس بايد، عزم بر تعظيم اوقات خواب گرفته و زمان مناسب و متعادلى را براى آن تعيين كنيم و دايماً مراقبت بر آن داشته باشيم. هيچ اراده بر انجام كارى نمى كنيم مگر اينكه به اهميت موضوع پى برده باشيم يعنى وقتى بدانيم كه پرخوابى چه بلاى عظيم و بيمارى خطرناكى است و شخص مبتلا به آن هيچ چيز ندارد، در اين صورت مصمم مى گرديم تا خود را از اين مصيبت بزرگ برهانيم. در مذمّت پرخوابى همين بس كه روح عبادت را از آدمى مى گيرد و موجب ضعف اراده بر تحصيل امور معنوى مى شود.. 5

5وسواس در قرائت

يكى از اين موانع، توجّه زياد و وسواس داشتن در قرائت است كه موجب مى شود نمازگزار از باطن و حقيقت نماز، به ظاهر آن توجّه كند و به جاى توجّه كردن به معانى نماز و كسب حضور قلب به الفاظ و چگونگى تلفّظ آنها مشغول گردد اگرچه رعايت قرائت، از شرايط صحّت نماز است، وليكن شرط صورى است و بايد در حدّ تكليف آن را انجام داد و نيز از توجّه زياد به ظاهر، بايد پرهيز كرد.

اينكه بعضى مى خواهند به واسطه حفظ قرائت، تمركز حواس كامل پيدا كنند، اشتباه است چون حواس در قرائت، كافى نيست. ثانياً هدف نيست بلكه هدف، توجّه كامل قلب به خداست و چنين شخصى، به جاى توجّه به خدا و بريدن از اغيار، گرفتار اداى كلمات از مخرجشان مى شود.

انسان بايد بداند كه رعايت قرائت و امثال آن، از احكام ظاهرى نماز و عبادت است و بايد در حدّ اعتدال و تكليف به آنها توجّه كرد و حضور قلب و تخليه قلب از اغيار از شرايط باطى نماز است و حقيقت نماز با وجود آن، محدود به حدّى نيست. بايد دانسته شود كه فرق نماز اميرالمؤمنين (عليه السلام) با نماز ما در حضور قلب به خدا مى باشد، نه به مدّ «والاالضّالين» و قرائت كامل تر آن حضرت. هنگام شروع نماز يا قرائت قران، افكار و وسوسه هاى شيطانى به سراغم مى آيد و مانع حضور قلب مى شود براى رهايى از وسوسه هاس شيطان چه كنم؟

6. وسوسه شیطان

از مهم ترين عوامل حواس پرتى، وسوسه شيطان در نماز است كه نمازگزاران را به دام مى اندازد. شيطان دائماً از مجراى نفس اماره و هواى نفس وارد عمل مى شود و انسان را وسوسه مى نمايد و هواهاى نفسانى را تحريك مى كند و اگر از يك راه موفق نشد، از راه ديگر وارد عمل مى شود، تا اينكه نگذارد انسان در محضر خدا قرار گيرد و به همين جهت است كه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد:

«اِنَّ العَبْدَ اِذا اُشْتَغل بِالصّلاه جاءَهُ الشَّيطان و قالَ لَه: اُذكُر كَذا، حتى يَضلّ الرجل اَنْ يَدرى كَم صَلّى» 12

«هنگامى كه بنده خدا مشغول نماز مى شود، شيطان مى آيد و به انسان مى گويد: اين را بگو، اين را بگو، تا اينكه نداند، چطور نماز خوانده است.»

از اين روايت معلوم مى شود كه وسوسه هاى شيطان در عبادت، هميشگى است و از راه هاى مختلف وارد مى شود تا انسان را گمراه كند و چون هواهاى نفسانى، جنود و لشكريان شيطانند و به فرمان او عمل مى كنند، با توجّه به مختلف بودن هواهاى نفسانى، راه هاى نفوذ شيطان هم مختلف خواهد شد. پيامبر خدا مى فرمايد:

«لا يَزالُ الشَيطانُ يرغب مِن بَنى آدَم ما حَافَظُ عَلَى الصَلَواتِ الخَمْسِ‏أ»

«تا وقتى كه نمازهاى پنجگانه بر پاگردد، پيوسته شيطان از انسان ها مى گريزد اما هنگامى كه آن را ضايع نمود، شيطان قدرت مى يابد و او را در گناه مى اندازد.»

اين را نيز بايد بدانيم كه: نماز و گناه رابطه مقابل و متضاد دارند. كسى كه اهل فحشا و منكر است، توفيق تحصيل حضور قلب در نماز را ندارد چرا كه گناه اثر منفى خود را در نماز مى گزارد و از طرفى نماز به ميزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصيت و بزهكارى مى باشد و اينكه خداوند در قرآن كريم فرموده است: «اِنَّ الصَّلوهَ تَنهى عَنِ الفَحْشاءِ و المُنْكَرِ» «نماز انسان را از فحشا و منكر باز مى دارد». مسلماً نماز با حضور قلب را اراده كرده است چرا كه حضور قلب يعنى حاضر شدن قلب در محضر خدا كه مبدأ پاكى هاست و قلب آدم فاسق، فاجر و گنه كار نزد معاصى است، نه خدا. ممكن نيست دل آدمى هم در معاصى غرق باشد و هم در معنويات.

رسم عاشق نيست با يك دل دو دلبر داشتن يا ز جانان يا زجان بايست دل برداشتن

تا دل از معاصى نداريم، معنويات در ما جلوه گر نخواهد شد. روح كه آشفته گناه است، چگونه مى تواند آشفته او باشد؟

تو محرم نيستى محروم از آنى ره نامحرمان اندر حرم نيست

گناهان لذّت مناجات را از انسان مى گيرد و با گرفته شدن لذّت و شيرينى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت به همين جهت كمترين برخورد خدا با گناهكار، گرفتن لذّت مناجات است.

امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «خداوند به داوود فرموده است: «قرار نده بين من و خودت عالمى كه شيفته دنيا است چون اين شخص از راه محبت من جلوگيرى مى كند اينها دزدان راه بندگانى هستند كه به سمت من مى آيند، كمترين كارى كه من با آنها مى كنم اين است كه شيرينى مناجاتم را از قلبشان مى گيريم.»

 با دقت معلوم مى شود كسى كه غرق در شهوات و معاصى است، حق معنويات و نماز را ضايع مى كند.

 براى رهايى از القائات شيطانى و افكار بد و وسوسه هاى شيطانى، بايد كارى كرد كه انسان بر خود مسلط شود. بر فكر و روح خود و بر خيالات خود غالب گردد و براى اين كار چند راه وجود دارد:

الف. توجّه به ذات اقدس الهى و تقوا و پرهيز از گناهان قرآن كريم مى فرمايد: «شيطان بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مى كنند، تسلطى ندارد. تسلط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيده اند و آنها به فرمان شيطان به جاى فرمان خدا گردن مى نهند.»

ب. انجام يك سرى مستحبات مثلاً هميشه با وضو بودن و زبان را به ذكر مخصوصاً «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» عادت دادن و نيز خواندن قرآن در اوقات مختلف كه دواى هر دردى است.

ج. خود را از بى كارى تنهايى و عوامل وسوسه انگيز دور نگه داشتن.

د. ذهن را همواره به امور شريفه متوجه ساختن و عادت دادن.

ه. مطالعه پيوسته پيرامون خدا و معاد (مثلا روزى ده صفحه براى مدتى طولانى).

و. به طور منظم مثلا هفتگى به زيارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ انديشيدن.

ح. شركت در مراسم دينى و فعاليت جدى در مسائل فرهنگى اجتماعى وأ داشتن.

ط. نماز را با توجّه و حال عاشقانه و با حضور قلب خواندن.

لزوم مبارزه با وسوسه ها و پناه بردن به خدا

وسوسه هاى نفسانى، نداى شيطان است كه ما را به گناه و دورى از ساحت قدس الهى فرا مى خواند. خداوند در برابر اين وسوسه ها، دعوت هاى متعالى پيامبران و آموزه هاى ارجمند اديان الهى و دعوت درونى فطرت و عقل انسانى را ارزانى داشته است، تا در اين ميان با چالشى سازنده، جوهره ناب انسان صيقل خورد و رخ نمايد. اساساً با اين چالش است كه حقيقت انسان و نعمت اختيار، معنا مى يابد. وسوسه هاى شيطانى در نگاهى ژرف خود نعمتى است كه در فرايند كمال يابى انسان، نقشى تعيين كننده دارد.

بايد توجّه داشت كه دورى از وسوسه هاى شيطان به ويژه در وقت نماز كارى مشكل و تدريجى است و نبايد انتظار داشت در مدت كوتاهى مشكل حل شود، بلكه بايد كار را از نقطه كوچكى آغاز كرد و مدت ها بر روى آن كار نمود، مثلاً تصميم بگيرد فعلاً تنها ذكر ركوع را با توجّه بگويد و بعداً كه با تمرين بر آن مسلط شد، ذكر سجده را نيز با توجّه بگويد و به تدريج اين توجّه را به قسمت هاى ديگر نماز نيز توسعه دهد.

در روايات آمده است كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) قبل از شروع به قرائت نماز «اعوذبالله من الشيطان الرجيم» مى گفت. 15

حنان بن سدير نيز مى گويد: پشت سر امام صادق (عليه السلام) نماز مغرب مى خواندم، آن حضرت با صداى بلند مى گفت: «اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم».

 استعاذه از خدا جهت پناه بردن به او از شر وسوسه هاى شيطان ضرورى است و البته در همين استعاذه هم بايد صادق باشيم، نه اينكه زبانمان استغاذه كند و خاطرمان به غير خدا متعلق باشد و مثل كسى باشيم كه در حصار استوارى ايستاده و درنده اى، درصدد است كه او را بگيرد و او پى در پى به زبان گويد كه پناه مى برم از شرّ اين درنده به اين قلعه محكم وليكن همين طور به جاى خود ايستاده و درون قلعه نمى رود در هر حال، بايد بدانيم كه گناه كه ناشى از وسوسه هاى شيطان است از عوامل مهم بر سر راه تمركز و توجّه در نماز است. كسى كه اهل گناه و فحشا و منكر است، چگونه مى تواند در حال نماز غرق ياد محبوب باشد و قلبش در نزد خداوندى حاضر باشد كه قدوس و كانون همه پاكى ها و لطافت ها است؟

آيت الله بهجت در جواب اين پرسش كه چه كنيم كه از عبادت و نماز لذّت بريم و اندكى از آنچه را كه پيشوايان معصوم (عليهم السلام) در مورد لذّت و شيرينى عبادت و به ويژه نماز فرموده ا ند، بچشيم مى فرمايد:

«احساس لذّت در نماز، مقدماتى در خارج از نماز و مقدماتى در خود نماز دارد. آنچه كه بايد خارج از نماز مورد ملاحظه باشد و به آن عمل شود، اين است كه انسان گناه نكند و قلب را سياه و دل را تيره نسازد چون معصيت و نافرمانى خداوند دل را تيره مى كند و نورانيت دل را از بين مى برد.

باطن و ژرفاى استعاذه

نمازگزار هنگامى كه مى گويد: «اَعُوذُ باللِه مِنَ الشَّيطان الرَجيم» بداند كه شيطان دشمن اوست و در كمينش نشسته تا قلبش را از سوى خدا به جهات ديگر بگرداند چون خودش به خاطر اينكه يك سجده را ترك كرد، ملعون و مطرود شد و اكنون حسادت مى ورزد كه او را در اين حالت لذّت بخش مناجات و سجده هاى روح بخش در پيشگاه خداى تعالى مى بيند.

پس اگر واقعاً مى خواهد از دست شيطان به خدا پناه ببرد، راهش اين است كه هر چه را او دوست مى دارد، ترك كند و آنچه را كه خدا دوست مى دارد، انجام دهد وگرنه با گفتن يك كلمه بدون عمل، از كيد شيطان مصون نمى ماند.

كسى كه از شهواتى كه محبوب شيطان و مبغوض رحمان هستند، پيروى مى كند، به مجرد قول «اعوذ بالله» نمى تواند خود را از دست شيطان رها كند بلكه ناگزير است قولش را با عملش مقرون كند و به قلعه محكم خدا پناه ببرد. قلعه انس خدا كلمه طيبه «لا اله الا الله» است زيرا بنا به روايت نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) خداى تعالى فرموده است: «لا اله الّا الله حصنى» و كسى كه خود را به قلعه انس الهى پناهنده مى كند، معبودش جز او نيست. اما كسى كه هواى نفسش را معبود قرار داده، در معرض تاخت و تاز شيطان است نه در قلعه خدا.

يكى از دام هاى شيطان اين است كه حال نماز، او را به فكر آخرت و انجام اعمال خير وادارد تا از فهم معانى نماز غافل شود. پس توجّه داشته باشيد كه هر فكرى، او را از درك معانى قرآن غافل كند، وسوسه شيطان است چه اينكه تلفظ اين كلمات و تكان دادن زبان مقصود خداى تعالى نيست بلكه مقصود حق تعالى اين است كه بنده آنچه را در نماز مى گويد، بفهمد.

مردم در چگونگى اداى قرائت بر سه دسته اند:

كسانى كه زبانشان در حركت و مشغول قرائت است و ليكن قلبشان از كارى كه مى كنند غافل است.

كسانى كه زبانشان در حركت و مشغول قرائت است و قلبشان پا به پا به دنبال زبان حركت مى كند و معانى گفتارش را مى فهمد مثل اينكه سخنان را از ديگرى مى شنود، اين مرتبه درجه اصحاب يمين است.

كسانى هستند كه قبل از آنكه زبانشان كلمات را ادا كند، قبشان معانى را درك كرده سپس زبان را براى ابراز معانى به خدمت مى گيرند.

بسيار فرق است بين اينكه زبان ترجمان قلب باشد تا اينكه معلم او باشد اما مقرّبين زبانشان در خدمت قلب و ترجمان اوست.

18 پى نوشت ها:

1 جامع الاحاديث الشيعه، ج 5، ص. 2

47 بحارالانوار، ج 84، ص 239 وسائل الشيعه، ج 4، ص. 3

687 محمد (47) آيه. 4

97 احياء العلوم، ج 3، ص. 5

171 غررالحكم، ص. 6

80 ر. ك: نساء، آيه. 7

142 المحجه البيضاء، ج 1، ص. 8

254 برگى از دفتر آفتاب، ص. 9

132 بحارالانوار، ج 104، ص. 10

41 تنبيه الخواطر و نزهه النواظر، ص. 11

28 ر. ك: حضور قلب و راه هاى علمى آن، ص 81 و. 12

82 بحارالانوار، ج 84، ص. 13

259 اصول كافى، ج 1، ص. 14

46 حضور قلب و راه هاى عملى آن، ص. 15

63 وسائل الشيعه، ج 6، ص. 16

135 التهذيب، ج 2، ص. 17

289 برگى از دفتر آفتاب، ص. 18

45 الاخلاق، ص 86 و. 77

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.