وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

علاقه به جنس مخالف

علاقه به جنس مخالف

حدود يه سال پيش اومدم چت كردم با يه پسرى آشنا شدم آن قدر بهش علاقه پيدا كردم كه حاضر نشدم با هيچكس ديگه توى چت دوست بشم كلا غير از اون با هيچ پسر ديگه اى دوست نيستم چون به نظرم گناهه ولى هر كار مى كنم نه اون ميتونه از من دل بكنه نه من از اون حالا همش احساس گناه دارم در صورتى كه هيچ حرف بد بينمون رد و بدل نميشه احترام هم رو داريم چون هر دومون اهل نماز و خداييم حالا موندم كه اين رابطه گناه داره يا نه؟ راهنماييم كنيد.

 

هرچند ارتباط ايميلى و چت در اينترنت به صورت گفتارى و يا نوشتارى با جنس مخالف و با اين شرط كه از حدود شرعى خارج نشويم (مثلاً براى تبادل نظر يا صله رحم و…) اشكال ندارد اما بايد توجه داشت كه اين موضوع خود تابع برخى ضوابط شرعى و عرفى بوده و به هيچ وجه مطلق نمى باشد:

يكم. ضابطه شرعى:

از نظر شرعى زندگى انسان تنها در آن چه مسلما حرام و گناه است خلاصه نمى شود تا فقط با شناسايى آن و با اجتناب از آن، بتوان سلامت روانى و جسمانى خود را تضمين كرد، بلكه گاهى لازم است آن چه مقدمات گناه و حرام را نيز فراهم مى كند مورد شناسايى قرار داد و از نزديك شدن به آن گناه قطعى اجتناب كرد.

از اين رو در برقرارى ارتباط گفتارى يا نوشتارى با جنس مخالف بايد توجه داشت كه هيچ گونه قصد لذت و ترس افتادن به حرام وجود نداشته باشد، ولى اگر اين مساله باعث ترس افتادن به گناه باشد و يا با قصد لذت انجام گيرد و يا باعث علاقه به جنس مخالف شود و او را به تدريج به گناه بكشاند حرام است.

گفتنى است كه همين اندازه كه ترس افتادن به گناه در بين باشد اين ارتباط را حرام مى كند هر چند به گناه كشيده نشود.

علاقه افزاطی به جنس مخالف

و حتى اگر دو طرف در سنين جوانى باشند و تمايل و علاقه نسبت به جنس مخالف جنبه افراطى پيدا كند و روى يك فرد خاصى متمركز شود مشكل ساز مى‏ گردد و باعث گرفتارى مى‏شود به گونه اى كه خواب و خوراك را از انسان مى گيرد و او را از هر كارى باز مى دارد مضافا بر اين كه قدرت فكر كردن و انتخاب صحيح را نيز از انسان سلب مى‏كند و فردى كه در چنين حالتى قرار بگيرد در معرض آسيب هاى جدى روحى قرار مى گيرد دچار افت عملكرد در هر كار ديگرى كه مشغول است مى شود.

واقعيت اينست كه بسيارى از اين نوع علاقه ‏ها برآيند غريزه جنسى است و تأثير اين غريزه چه آگاهانه باشد چه ناآگاهانه بايد به شكلى معقول به كنترل درآيد و با راهكارهاى شرعى و معقول تأمين شده و به سمت و سوئى صحيح هدايت گردد تا به مفاسد و انحرافات زيان بار منجر نشود اما اين تمايلات گر چه در ابتدا به صورت يك گرايش پاك و به صورت رفتارهاى خانوادگى، عاطفى انسانى و معقول جلوه مى‏ نمايد ولى اندك اندك تمام ذهن و فضاى انديشه فرد را به خود مشغول مى ‏سازند و آنگاه كه دست عقل و انديشه بسته شد ثمره و فوائد صحيح ومعقول اين گرايش‏ها كم كم كاهش پيدا مى‏كند تا آن جا كه موجب ركود فعاليت‏هاى مثبت همانند تحصيل، كار، توليد و…مى‏شود و از جانب ديگر زبانه‏ هاى اين آتش به تدريج پر شراره گشته و كار را به آنجا مى‏ كشانند كه آدمى را به كمين‏گاه سرنوشتى شوم ره‏سپار مى ‏سازد.

بنابراين تمام سخن در زندگى تنها در آن چه مسلما حرام و گناه است خلاصه نمى شود تا فقط با شناسايى آن و با اجتناب از آن، سلامت روانى و جسمانى خود را تضمين كرد، بلكه گاهى لازم است آن چه مقدمات گناه و حرام را نيز فراهم مى كند مورد شناسايى قرار داد و از نزديك شدن به آن گناه قطعى اجتناب كرد. زمينه هاى گناه گاهى اوقات بسيار حساس و خطرناك است و انسان را به گونه اى نزديك آن مى كند و به تدريج او را به سقوط مى كشاند و زندگى سالم فرد را تخريب مى كند كه حتى گاهى خود فرد متوجه نمى شود دليلش هم آن است كه به تدريج وارد صحنه گناه مى شود و كسى آن را درك مى كند كه از بيرون او را نظاره گر باشد به همين دليل با نگاهى دقيق و از بالا و با اشراف كامل و از دور بايد به تمام مسير و چگونگى عملكردهاى خود نگاه كرد تا خداى نكرده گرفتار گناه و حرام قطعى نشود و زندگى را نبازد.

دوم. ضابطه عرفى:

علاوه بر ضوابط شرعى، نكته ديگرى كه در زندگى انسان و شرعى نمودن آن لازم است مورد توجه قرار گيرد موضع توجه به عرف در شيوه هاى ارتباطات اجتماعى است. از اين منظر بايد دقت شود تا از انجام برخى شيوه ها در برقرارى ارتباطات سالم و مشروع نيز كه در نظر عرف پسنديده نيست خود دارى نمايد به عنوان نمونه در فرهنگ و عرف جامعه ما اينچنين است كه روابط خانوادگى از روشهاى مرسوم و علنى صورت پذيرد اما استفاده از ارتباطاتى كه جنبه غير علنى و مخفيانه دارد خصوصا در مواردى كه دو طرف نامحرم و در سنين جوانى باشند و بعلاوه چنين ارتباطى از نظر دفعات بيش از حد معمول و رايج صورت پذيرد به هيچ وجه پسنديده نبوده و با ديده شك و ترديد به آن نگريسته مى شود. از اين رو هرچند در صدد دفاع همه جانبه از آن چه كه در فرهنگ و عرف رايج جامعه وجود دارد، نمى باشيم اما بالاخره توجه به عرف صحيح و منطقى يكى از مواردى است كه مورد اهتمام شرع نيز مى باشد، كه لازم است در تنظيم روابط اجتماعى مراعات شود. به همين دليل، توصيه اكيد ما اين است كه هر چه سريع‏تر به اين روابط خاتمه دهيد و خود را از خطراتى كه ممكن است آينده شما را تهديد مى‏كند نجات دهيد. موفق باشيد.

پرسمان/

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.