وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

دفن شهدا در شهر و مکانهایی مثل دانشگاه چه آثاری دارد

دفن شهدا در شهر و مکانهایی مثل دانشگاه چه آثاری دارد

حرم در عرف جامعه اسلامى به محل و جايگاه بارگاه معصومين اطلاق مى گردد آيا براى مرقد مطهر شهداى گمنام نيز مى توان چنين اصطلاحى را نامگذارى نمود؟ دلائل را ذكر بفرمائيد..۲ آيا تدفين شهداى گمنام در داخل شهرها و مكانهاى عمومى موجب هتك حرمت نمى گردد؟.۳ تدفين شهدا در اماكن غير متعارف نوعى توهين اما بدون قصد قبلى نيست؟.۴ آيا خانواده شهدا راضى به دفن عزيزانشان در دانشگاهها پاركها ميادين و… هستند؟.۵ آيا تدفين شهدا در مساجد جايز است؟.۶آيا تدفين شهداى گمنام در ماكنهاى عمومى و مردمى جايز است؟.۷ آيا تدفين شهداى گمنام در اين مكانها منوط به اجاز همسايگان و متوليان زمين است؟ در صورت مخالفت اهلى و ساكنين آن منطقه آيا تدفين شهدا داراى مشكل شرعى خواهد بود؟ لطفا پاسخها را فصيلى علمى دينى و مستند بفرمائيد.

 

حرم در لغت به معناى حريم و حرمت است (محمد معين، فرهنگ فارسى معين، تهران: انتشارات امير كبير،، ۱۳۷۶ ج، ۲ ۱۳۵۰) بنابر اين «حرم» به هر حريم داراى حرمت و احترام از منظر ارزشهاى اسلامى، اطلاق مى گردد و اختصاص به حرم معصومين عليهم السلام ندارد چنانكه به محل دفن غير معصومين نيز در عرف اسلامى حرم اطلاق مى شود، نظير حرم حضرت معصومه (س)، حرم شاهچراغ، حرم امام (ره) و….، بر اين اساس به حريم مرقد شهداى گمنام نيز به دليل احترام و حرمت آنجا حرم اطلاق مى شود. و از آنجا كه تدفين شهداى گمنام در اماكن مختلف شهرها با هدف احساس حضور شهدا در سطح جامعه است تا مردم به ويژه نسل جوان بدانند كه امنيت و آرامشى كه دارند و عزت وسربلندى ايران اسلامى و ايرانى مرهون رشادت و از جان گذشتگى اين عزيزان است و چون اين عزيزان گمنام بوده و خانواده و عزيزان آنها مشخص نيستند آنها را به عنوان فرزندان و پاره هاى تن ملت در مناطق مختلف شهر جاى داده اند تا به نوعى مظلوميت و گمنامى آنها جبران شود علاوه بر اينكه با اين كار يك فضاى معنوى وروحانى در اماكن مختلف بدين وسيله ايجاد مى گردد كه همگان از آن بهره مند مى شوند. تدفين شهدا در اماكن عمومى چون مربوط به دولت اسلامى است و با اجازه حاكم اسلامى صورت مى گيرد اشكالى ندارد و اجازه ساكنين آن منطقه لازم نيست علاوه بر اينكه نوعا شهداى گمنام را در مناطقى به خاك مى سپارند كه مزاحمتى براى زندگى و آسايش مردم نداشته باشد اماكنى مانند دانشگاهها برخى مساجد و تپه ها و… بله در اماكنى كه مالك خاص دارد تدفين بدون اجازه مالك يا مالكان ان جايز نمى باشد و نياز به اجازه آنان است همچنين در اماكنى كه براى دفن شدن وقف نشده مانند مساجد و مدرسه جايز نيست مگر اينكه از اول جايى را براى دفن در نظر بگيرند و از وقف مستثنى كنند.

(رساله توضيح المسائل مراجع، قم: دفتر انتشارات اسلامى،، ۱۳۷۶ ص، ۳۲۵ مساله ۶۲۲).

در ادامه جهت آشنايى بيشتر با ابعاد مختلف اين موضوع مقاله اى تحت عنوان «فلسفه يادبود شهدا در دانشگاه ها، عليرضا محمدى، نشريه الكترونيكى پرسمان» ارائه مى گردد:

ايثار و شهادت در شمار عالى ترين مفاهيم الهى و حاصل متعالى ترين ارزشهايى است كه مى تواند جامعه انسانى را به تكامل و تعالى برساند و والاترين بركات را به آن ببخشد. پيام و آرمان شهدا به دليل عظمت مرتبه اى كه شهدا بدان دست يافته اند عالى ترين پيامها و از جنس پيام انبياء الهى است. شهدا، فرزندگان و برگزيدگان نسل خود بوده اند و اصلى ترين پيام آنها براى نسل امروز پيموندن طريق الله، طريق عزت، آزادى و سعادت و سربلندى دنيا و آخرت است. در شرايط كنونى كه با مسائلى نظير تغيير نسل ها، نياز روز افزون نسل جوان به ارزشهاى متعالى اسلامى در جهت پيمودن مسير پيشرفت همه جانبه و تحقق تمدن عظيم اسلامى، تهاجم فرهنگى دشمنان و تلاش مذبوحانه ايادى داخلى آنان در جهت جدائى آينده سازان كشور از ارزشهاى والاى انقلاب اسلامى مواجهيم، ترويج فرهنگ شهادت و ايثار به عنوان والاترين ميراث انقلاب اسلامى و هشت سال دفاع مقدس وظيفه‏اى است كه بر عهده همه دلسوزان نظام مى باشد. بى شك ترويج فرهنگ ايثار و شهادت از راههاى متعددى امكان پذير است كه يكى از مؤثرترين آنها حضور اجساد مطهر شهدا در مراكز آموزش عالى و دانشگاه‏هاى كشور مى باشد. در ادامه به بررسى آثار و نتايج اين حضور مى پردازيم:

شهادت و هدايتگرى

در متون و آموزه هاى دين مبين اسلام جايگاه ويژه اى براى «شهيد» و «شهادت» در نظر گرفته شده است و از «قداست» خاصى برخوردار است. اگر كسى با مفاهيم اسلامى آشنا باشد، در عرف خاص اسلامى، احساس مى كند كه هاله اى از نور كلمه «شهيد» را فرا گرفته است. «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياء عِندَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلاَ هُمْ يحْزَنُونَ [[۱ هرگز نپنداريد كسانى كه در راه خدا كشته مى شوند مردگانند، بلكه زنده به حيات ابدى شدند و در نزد خداوند متنعم خواهند بود، آنان به فضل و رحمتى كه خداوند نصيب آنها گردانيده شادمانند و بشارت و مژده مى دهند به كسانى كه هنوز به آنان نپيوسته اند و بعدا در پى آنها براى آخرت خواهند شتافت كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم نخورند». امام على (ع) نيز مى فرمايد: «خدا شهدا را در قيامت بِاَبهاء و جلال و عظمت و نورانيتى وارد مى كند كه اگر انبيا از مقابل اينها بگذرند و سوار باشند به احترام اينها پياده مى شوند.» و آيات و احاديث بسيار زيادى كه همه بيانگر جايگاه، قداست و ارزش والاى شهيد در اسلام هستند. چرا؟ چون «همه گروه هاى خدمتگزار در جامعه، مديون شهدا هستند عالم در علم خود و فيلسوف در فلسفه خود و مخترع در اختراع خود و معلم اخلاق در تعليمات اخلاقى خود نيازمند محيطى مساعد و آزادند تا خدمت خود را انجام دهند ولى شهيد آن كسى است كه با فداكارى و از خودگذشتگى خود و با سوختن و خاكستر شدن خود محيط را براى ديگران مساعد مى كند. مثل شهيد مثل شمعى است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فانى شدن و پرتو افكندن است تا ديگران در اين پرتو كه به بهاى نيستى او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند.

آرى، شهدا شمع محفل بشريت اند سوختند و محفل بشريت را روشن كردند. اگر اين محفل تاريك مى ماند هيچ دستگاهى نمى توانست كار خود را آغاز كند يا ادامه بدهد» [[۲ بر اين اساس است كه حق شهيد از حق تمام كسانى كه از راه علم، فلسفه و انديشه، صنعت و اختراع و اكتشاف و اخلاق و حكمت عملى و… به بشريت خدمت كرده اند، بالاتر است.

البته احترام و ارزش والاى شهيد، اختصاص به جامعه ما ندارد بلكه در ساير جوامع و فرهنگ ها براى شهيد مقام و جايگاه ويژه اى قائلند و اين دقيقا به خاطر نقشى است كه شهيد هم در زمان حياتش و در جهاد و مبارزه با دشمنان و دفاع از ميهن و دين خود انجام داده و هم بعد از كشته شدنش به عنوان الگو، نماد واسوه پايدارى و حماسه سازى و جانفشانى در راه دفاع از كشور و آرمان هاى آن ايفا نموده است. به فرموده شهيد بزرگوار استاد مطهرى «خون شهيد هر قطره اش تبديل به صدها قطره و هزارها قطره، بلكه به دريايى از خون مى گردد و در پيكر اجتماع وارد مى شود. لهذا پيامبر اكرم (ص) فرمود: «ما من قطره احب الى الله عز و جل من قطره دم فى سبيل الله [[۳ هيچ قطره اى در مقياس حقيقت و در نزد خدا از قطره خونى كه در راه خدا ريخته شود بهتر نيست. شهادت تزريق خون است به پيكر اجتماع اين شهدا هستند كه به پيكر اجتماع و در رگ هاى اجتماع- خاصه اجتماعاتى كه دچار كم خونى هستند- خون جديد وارد مى كنند» بزرگترين اثر و خاصيت شهيد حماسه آفرينى اوست. در ملت هايى كه روح حماسه، مخصوصاً حماسه الهى مى ميرد بزرگترين خاصيت شهيد اين است كه آن حماسه مرده را از نو زنده مى كند، لهذا اسلام هميشه نيازمند به شهيد است، چون هميشه نيازمند به حماسه آفرينى است، حماسه هاى نو به نو و آفرينش هاى جديد بر اين اساس ديگر شهداى گمنام، مجهول الهويه نيستند هر چند نام و نشان خانوادگى ندارند، اما بزرگترين شناسه و مشخصه دينى و ملى را با خود داشته و براى تمام جامعه و نسل هاى آينده كاملاً شناخته شده مى باشند و بر اين اساس بدن شهيد هم در اسلام از جايگاه و قداست ويژه اى برخوردار است بدن شهيد يك «جسد متروح» است يعنى جسدى است كه احكام روح بر آن جارى شده است، همچنان كه جامعه شهادتش «لباس متجسد» است يعنى حكم روح بر بدن جارى شده و حكم جارى شده بر بدن، بر لباس و جامعه وى جارى شده است.

[[۴ لذا براساس دستورات و آموزه هاى حكيمانه اسلام، شهيد با همان لباس خود دفن شده و احتياج به غسل و كفن ندارد. بنابراين شهدا سرمايه و ذخاير عظيم هر ملتى هستند كه بايد تا آنجا كه ممكن است از اين سرمايه ها براى جامعه و نسل هاى آينده به عنوان الگو و اسوه بهره گرفت.

نيازمندى دانشگاه ها

از منظر بنيانگذار كبير انقلاب «دانشگاه مبدأ همه تحولات است». اين بدان معناست كه دانشگاه مى‏تواند نقش تحول آفرينى را در جامعه ايجاد كند امروزه نقش و جايگاه دانشگاه بسيار فراتر از گذشته است و مى‏تواند در تمام شئون جامعه اعم از سياست، فرهنگ و اقتصاد ايفاى نقش كند و منشاء دگرگونى و تحول در اشاعه ارزشهاى اجتماعى، علم و فناورى باشد. در نظام جمهورى اسلامى، دانشگاه تنها يك بنگاه تأمين كننده نيروى انسانى متخصص براى جامعه و بنگاه‏هاى اقتصادى نيست، بلكه نهادى است كه مى‏تواند رهبرى حركت و ايجاد تحول در زير ساختهاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى جامعه را در دست بگيرد. همچنين مركز ايجاد الگوهاى صحيح رفتار اجتماعى، حافظ سنت هاى علمى و فرهنگى جامعه، عامل تعميق وفاق اجتماعى، بهبود كيفيت زندگى مردم، تعالى دهنده سطح تبادل عقايد و تجربيات در درون جامعه و مركزى براى پرورش خلاقيت نسل جوان و ميدان دادن به انديشه‏هاى نو و جسارت‏هاى علمى است. دانشجوى متعهد همه پديده‏ها را چونان آيات الهى مطالعه و بررسى مى‏كند و حتى به علوم تجربى با ماهيتى دينى و الهى مى‏نگرد. [[۵ و بدين گونه است كه دانشگاه جايگاهى مقدس در جامعه اسلامى مى يابد. [[۶

على رغم تحولات عظيمى كه پس از پيروزى انقاب اسلامى در دانشگاهها و مراكز مختلف آموزش عالى كشور به وجود آمده، بررسى واقيعات بيانگر آسيب ها يى است كه باعث گرديده وضعيت موجود دانشگاهها و كاركردهاى آن را با جايگاه ايده آل دانشگاه فاصله داشته باشد. مدرك سالارى و مدرك گرايى، تبليغات دينى ناكارآمد، فقدان انگيزه دانشجويان براى تلاش و سخت كوشى در راه علم، خودنمايى، جاه طلبى، برترى جويى و فردگرايى عوامل بازدارنده توسعه علمى ايران هستند. [[۷ همچنين به دليل اتخاذ برخى مدلهاى توسعه در كشور، ارزش هاى اجتماعى از سنتى به سوى مدرن، از ساده زيستى به تجمل، از كمك و هميارى و ايثار و گذشت براى جامعه به سودجويى فردى و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فرد گرايى و ازارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا حركت كردند. [[۸ و البته دستگاه ها و متوليان فرهنگى نيز، در انتقال اين ارزش هاى انقلابى و دينى به نسل دوم و سوم انقلاب و حتى تعميق آن ها براى نسل اول انقلاب، سهل انگارى و كم كارى هايى داشته اند كه موجب فاصله گرفتن تدريجى برخى از افراد جامعه- به خصوص جوانان- از ارزش هاى اسلامى شده است.

ارتباط نسل هاى انقلاب

يكى از بركات دفاع مقدس شكوفايى ورشد استعدادهاى معنوى واخلاقى جامعه به ويژه نسل جوان آن دوران بود. دستاورد اين تلاش بزرگ، نمايان شدن جلوه هايى از فرهنگ ايثار وشهادت است كه مى تواند ضامن عزت، اقتدار، معنويت واخلاق جامعه باشد، اين فرهنگ يكى از راههايى است كه سلامت ومعنويت جامعه به ويژه نسل جوان را تضمين خواهد كرد. اگر چه فرهنگ جهاد وشهادت درذات دين اسلام وبه ويژه تشيع علوى وجود دارد، ولى براى نهادينه كردن اين فرهنگ غنى وعزت بخش بايد تلاش نمود تا آن را به صورت فرهنگ عمومى درجامعه درآورد وبراى انجام اين امر مهم بايستى به نحوى اقدام نمود كه آثار وپيامدهاى مثبت آن براى نسل جوان وحاضر كه بستر انتقال اين فرهنگ به نسل هاى بعدى است، پذيرفته شود.

زمان مى‏گذرد كسانى پا به عرصه هستى مى‏گذارند كه نه فضاى انقلاب را درك كرده اند، نه طعم سختى‏ها و دشوارى‏هاى آن را چشيده‏اند. اينجاست كه تدفين شهدا اهميت پيدا مى‏كند. اگر اين نسل كه جنگ را نديده است، از آنچه بر كشورش گذشته بى‏اطلاع باشد، با فرهنگ اسلافش پيوند نخورد، يقيناً استحاله فرهنگى او را به سمت و سويى سوق خواهد داد كه منافع ابر قدرتان اقتضا مى‏كند. يقين كنيم كه دشمنانمان بيكار ننشسته اند تا ما با حيثيتشان در عرصه جهانى بازى كنيم. ازاين رو بايد همواره با نگاهى به گذشته قدم در راه گذاشت.

احياى فرهنگ جهاد و مبارزه

تاثير شگرف فرهنگ پربار ايثار و شهادت درگستره جهان بينى ملل دينى ازجلوه ممتازى برخوردار است اين فرهنگ با هويت قدسى خود توانايى سرشارى را درمتأثر ساختن نهادهاى اجتماعى وساختارهاى سياسى به انضمام بافت فرهنگى جامعه دارا مى باشد وبى شك برترين اصل براى كسب رشد اجتماعى محسوب مى شود. شهادت كه نتيجه سلامتى روان، روحيه شجاعت وانتخاب آگاهانه است، مقاومت وپويايى جامعه را به دنبال دارد. چرا كه ريشه درقدرت، صبر واستقامت ومبارزه با كفردارد واين عوامل درمجموع مقاومت جامعه را بالا برده واجتماعى را محرك وپويا مى سازد. [[۹

اگر ديروز فرهنگ جهاد و مبارزه زنده شد و از زير بار استبداد و متجاوزين نجات يافتيم و جنگ گرم پايان گرفت بايد امروز به ياد داشته باشيم كه دشمن از بين نرفته و همچنان در دشمنى خود مصمم است. دشمنى كه ديروز از مرزهاى جغرافيايى راه وطن ما را پيش گرفته بود، امروز از مرزهاى فكرى و فرهنگى در حال تجاوز و دشمنيست. و الحق و الانصاف كه اين جنگ بسى خطرناك تر و جانكاه تر است. بايد در اين ميدان جنگ فرهنگى دست خالى و بى طرف نبود. بايد هوشيار بود. حضور شهدا عامل يادآورنده و كمكى بر اين مهم است.

سرعت بخشى به توسعه كشور

شهدا بزرگترين اسطوره هاى فداكارى، ايمان و عزت ايران اسلامى مى باشند و با گسترش و تعميق فرهنگ ايثار و خودباورى مى توان به توسعه، پيشرفت و آبادانى كشور شتاب بيشترى بخشيد و آن را در راستاى اهداف والاى اسلامى هدايت نمود. براى توليد علم و تكنولوژى، مجاهدت و سخت‏كوشى براى پيشرفت كشور، حفظ آرمان‏هاى متعالى و تكيه بر معنويت و ايمان نقش ممتاز و پيشتاز خويش را ايفا مى نمايد. و در اين ميان نبايد از «توليد علم و فناورى همراه با ايمان و تعهد» غافل ماند علمى كه شرط اول استقلال و پيشرفت جامعه است و ايمانى كه منجى جهان معاصر است و به سخن سيد شهيدان اهل قلم، سيد مرتضى آوينى:

«ايمان، منجى جهان فردا است چنان كه منجى ايران شد و انقلاب اسلامى را به سرچشمه جوشان انقلاب معنوى و دينى در سراسر جهان مبدل كرد.»

خاكسپارى پيكر شهداى جنگ تحميلى در دانشگاه ها كه محل توليد انديشه و فكر مى باشد، علاوه بر هويت بخشى و ايجاد انگيزه مضاعف در راستاى ايفاى وظايف دانشجويى، همواره يادآور اين موضوع مهم مى باشد كه عزت، استقلال و امنيت امروز كشور در سايه فداكارى هاى شهدا حاصل شده است. مقام معظم رهبرى در خصوص تشييع و تدفين پنج شهيد گمنام در دانشگاه تهران مى فرمايد: «از اين اقدام هوشمندانه و متعهدانه سپاسگذارى و قدردانى مى كنم. اين تكريم شهيدان عزيز ايران است كه جان خود را نثار هدف هاى والا كردند و رضاى خداوندى را بر آرزوهاى حقير مادى ترجيح دادند. سلام خداوند بر آنها باد.» [

[۱۰ ايجاد فضاى معنوى

تدفين و حضور شهيدان در دانشگاه يك تذكر براى انسانهاست و تبيين فرهنگ ايثار و شهادت براى حفظ استقلال كشور مى‏باشد. يكى از مهمترين فوايد حضور شهدا در بين دانشجويان بوجود آمدن يك فضاى روحانى و معنوى است. مكانى براى توجه به معنويات. جايى براى عبادت و توجه به خدا و توسل به اولياى الهى. توجه به ارزش‏هاى دينى و پررنگ نمودن و برجسته كردن آن. برقرارى رابطه با دوستان خدا كه همان شهدا باشند و بهره بردن از آنها. برپايى مراسمات دينى و مذهبى. حتى جايى براى فكر كردن و آرامش گرفتن. تدفين شهداى گمنام در دانشگاه، باعث ايجاد فضايى معنوى در كنار تحصيل و يادگيرى علوم مختلف مى‏شود.

دانشگاه قبرستان نيست

على رغم بركات و آثار متعددى كه طرح مذكور براى دانشگاه و دانشگاهيان دارد، عده‏اى كه احتمالا قبور اين شهدا را مانعى براى تحقق افكار و اعمال انحرافى و شيطانى خود در دانشگاه مى دانند، در صدد شبهه آفرينى بوده و نسبت به طرح تدفين شهدا در دانشگاهها معترضند با بهانه هائى از اين قبيل كه مگر اينجا قبرستان است و چرا محيط علمى دانشگاه را به هم مى زنيد؟ و يا اينكه «با تدفين شهدا در دانشگاه، دانشگاه تبديل به گورستان مى شود»

البته اين از مسلمات است كه دانشگاه قبرستان نيست. قبرستان جاييست براى دفن روزانه‏ى مردگان. اما شهيد كه مرده نيست. اينان كه شهيدان را مرده مى پندارند آيا قرآن نخوانده اند كه «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياء عِندَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ». شهدا هيچگاه در قبرستان نبوده اند كه جايشان در گلستان شهدا و باغ رضوان و بهشت زهرا بوده است و به خاك آبرو و طهارت داده اند كه «طابت الارض التى فيها دفنتم». آيا تدفين شهدا در دانشگاه كمترين سپاس از ولى نعمتانى نيست كه با جان و مال و آبرو فداكارى كردند و عزت، امنيت، استقلال و آزادى و سربلندى امروز ما از فداكارى ديروز آنهاست. به علاوه مگر شكل گيرى بينش و دانش و جهت گيرى اين دو جداى از گرايش است؟ امامان بزرگوار شيعه نظام فكرى و علم و دانش شيعه را بر محور گرايش و عاطفه به حضرت سيدالشهدا سامان دادند. اقامه ياد و نام حضرت سيدالشهدا عليه السلام محور گرايشات و كانون جوشش عاطفه جامعه شيعى بوده است كه به انديشه، دانش و رفتار شيعه جهت داده است و مگر امروز تحقق نهضت نرم افزارى در جامعه ايران كه افق خود را دست يابى به تمدن اسلامى قرار داده است بى نياز از نام و ياد شهيدان است كه بهترين موتور محرك و انگيزه ما هستند. ما امروز هم نيازمند همت حاج همت، اخلاص كاوه و برونسى، توكل باكرى، ابتكار باقرى، مسئوليت پذيرى زين الدين، سخت كوشى خرازى و كاظمى و ايمان صياد و چمران هستيم. اگر سيدالشهدا عليه السلام خورشيد هدايت است كه «ان الحسين مصباح الهدى و سفينه النجاه»، اينان با اقتدا به حسين عليه السلام ستارگان هدايت اند و «باالنجم هم يهتدون» راه را با اينها مى شود پيدا كرد. [[۱۱ حضور اجساد مبارك شهدا بهترين تذكرى است به همه دانشگاهيان از استاد تا دانشجو كه مبادا در زرق و برق ماديات، مدرك و پست و مقام، «هدف واقعى» و «خود» را گم كنيم.

يادمان نرود ما در محضر خداونديم، روزى، ما هم خواهيم مرد و به سراى ابدى خواهيم شتافت. اين كمترين اثرى است كه بر بودن اين عزيزان در جلوى چشم ما مترتب است و به تعبيرى «وكفى بالموت واعظا» امّا اينها شهيد و الهام بخش هستند.

چرا اكنون؟

برخى نيز با اين بهانه كه «چرا در زمان حضرت امام (ره) و قبل از اين، به اين امر مبادرت نمى ورزيدند؟» در صدد شبهه آفرينى و ايجاد بدبينى به اين طرح فرهنگى هستند. و حال آنكه زمان حضرت امام (ره)، فضاى جامعه و دانشگاه، فضاى جبهه، شهادت و ايثار بود و ضرورتى بر اجراى چنين طرح هائى احساس نمى شد علاوه بر شهادت تعدادى از دانشجويان، و مشاركت دانشگاهيان در مراسم هاى شهدا، بسيارى دانشجويان و اساتيد شخصاً در جبهه حضورداشتند و با برگشت به دانشگاهها، فرهنگ ايثار و شهادت را به مراكز آموزش عالى منتقل مى نمودند. اما در شرايط كنونى به دلايل متعددى از تهاجم فرهنگى گرفته تا اشتغالات دنيوى و…، ديگر خبرى از آن فضاى ملكوتى نيست. از سوى ديگر دفن اجساد مطهر شهدا در دانشگاه ها، مراكز علمى و ديگر مكان هاى عمومى برنامه اى بود كه از سال ۱۳۸۰ و در راستاى زنده نگه داشتن خاطرات جانفشانى جوانان اين مرز و بوم مطرح گرديد هر چند به دليل مخالفت برخى تحقق نيافت. بر اين اساس ايجاد يادمانهاى شهدا در مراكز آموزش عالى با توجه به تعداد و تنوع جوانانى كه در آن مشغول به تحصيل هستند در سوق دادن آنها به سوى اهداف و آرمانهاى معنوى مانند ايمان، جهاد، شهادت و ايثار، در تلطيف فضاى دانشگاه بسيار موثر است. حضرت امام خمينى (ره) در زمينه اهميت فرهنگ شهادت و نياز جامعه بدان مى فرمايد: «… خون‏شهيدان براى ابد درس مقاومت براى جهانيان داده است و خدا مى‏داند كه راه و رسم‏شهادت كور شدنى نيست و اين ملت‏ها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهندنموده و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان ودلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود، خوشا به حال آنان‏كه با شهادت رفتند.»

آرى شهيد روح عزت و آزادگى را در كالبد جان ملت مى دمد و آنان كه خود تسليم دشمن اند و در پى تسليم كشور به دشمن، از نورافشانى شهيدان و تزريق روحيه عزت و غيرت و حماسه و فرهنگ شهادت به اين ملت و قشر نخبه آن بيمناك اند. شهيد نورافشانى مى كند و اين براى شب پرستان قابل تحمل نيست. شهيد و ارتباط با شهدا نورانيت و معنويت به ارمغان مى آورد و اين فضا را براى گفتمان پوسيده و منحط سكولار تنگ مى كند. گويا تدفين شهدا منجر به شكست تفكرى خاص مى‏شود. براستى آنان كه سر به ولايت خورشيد نسپرده اند از نور هدايت ستارگان هم بهره اى نخواهند برد. در هر صورت هرگز نبايد به اين سمبل هاى مقاومت و اين سرمايه هاى عظيم ملى و نقش سازنده آنان بى توجه بود. همان طور كه مرحوم دكتر على شريعتى در اهميت اين موضوع مى گويد: «… پرورش انسان- مذهب، اخلاق، تعليم و تربيتى- جز اين نيست كه همه انسان ها را با پيوند به اين نمونه هاى ممتاز، يعنى تأسى به اينان كه «اسوه» اند و چشم داشتن در اينان كه «شهيدند» به انسان حقيقى يعنى حقانيت انسان نزديك كنيم» [[۱۲ و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب اسلامى «تكريم شهيدان، تكريم ايثار و اخلاص است. تكريم دلهاى نورانى و جان هاى لبريز از صفا و نورانيت است. از كار شما قدردانى مى كنم. رحمت خدا بر شهيدان عزيز باد.» [[۱۳

پى نوشت ها:

[[۱- سوره آل عمران، آيات ۱۷۰ ج

۱۶۹ [[۲- قيام و انقلاب مهدى، مقاله شهيد، استاد مطهرى، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴، ص ۹۰ ج

۶۶ [[۳- وسايل الشيعه، حر عاملى، دارالكتب الاسلاميه، ج ۱، ص

۸ [[۴- قيام و انقلاب مهدى، پيشين، ص

۶۹ [[۵- آموزش عالى، توسعه و تقويت ارزشهاى اسلامى، احمد حيدرى، خبرنامه آموزش عالى.

[[۶- آيت الله جوادى آملى، قداست دانشگاه اگر قوى‏تر از حوزه نباشد كمتر نيست، خبرگزارى فارس،

۲/ ۲/ ۱۳۸۵ [[۷- فرامرز رفيع پور، موانع رشد علمى ايران و راه حل هاى آن، ۱۳۸۱، ص ۳۸-

۵۰ [[۸- توسعه و تضاد، فرامرز رفيع پور، تهران: شركت سهامى انتشار، ۱۳۸۰، ص

۵۵۲ [[۹- آثار و پيامدهاى فرهنگى فرهنگ ايثار وشهادت، وبلاگ جاده خاكى، دانشگاه و فرهنگ ايثار و شهادت، مشهد: ستاره ها، ج ۱ و ۲،

۱۳۸۵ [[۱۰- ۱۵ دى ۱۳۸۷، به نقل از شبكه خبر دانشجو.

[[۱۱- پابوس شهيدان دانشگاه شريف، يك جانباز، روزنامه كيهان، چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت

۱۳۸۵ [[۱۲- دكتر على شريعتى، مجموعه آثار ش ۲۶، تهران: نشر آمون، چاپ هفتم، ۱۳۷۵، ص

۵۶۱ [[۱۳- متن پيام حضرت آيت الله خامنه اى به مراسم تدفين شهداى گمنام،

۳/ ۸/ ۸۷ آدرس مقاله‏ : http:/ / www.porseman.org / showarticle.aspx ? id 795

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.