علل شیوع بد حجابی زنان در جامعه امروز

علل شیوع بد حجابی زنان در جامعه امروز

نویسنده:

 سرکار خانم اکرم اصفهانی

چکیده

بررسی علل شیوع بدحجابی یکی از راه گشا ترین مباحث در جهت رفع مشکل بدحجابی است که در این مقاله سعی شد تا با پرداختن به این عوامل در جهت پیشرفت کمی و کیفی دستاوردی ارائه گردد. این نوشتار بصورت فردی و با استفاده از منابع کتابخانه ای که شامل منابع فقهی ، تفسیری و تربیتی میباشد جمع آوری شده و به بررسی  علت شیوع بد حجابی میپردازد؛ با این هدف که آموزه های این مقاله در جامعه امروز به کار آید.

محور بحث در این مقاله بررسی علل شیوع بدحجابی است و نتیجه ای که از این بحث حاصل شده عبارت است از اینکه عواملی همچون ضعف ایمان ، خلاء های درونی و … در حوزه ی فردی و عواملی همچون تضعیف جایگاه امر به معروف ، شبهه افکنی رسانه ها علیه حجاب ، تهاجم فرهنگی و … در حوزه ی اجتماعی در  شیوع بدحجابی زنان در جامعه امروز تاثیر بسزایی داشته است که میبایست این عوامل را مورد بررسی قرار داد تا در جهت اصلاح جامعه به کار گرفته شوند.

کلید واژه ها : حجاب ، بدحجابی ، امر به معروف و نهی از منکر ، خانواده

 

مقدمه

حجاب را میتوان از مباحث مرتبط از با علم فقه و علوم تربیتی دانست . در هر عصر و زمانی ظاهر هر شخص اولین ملاکی است که می توان بواسطه ی آن درباره ی شخصیت و اعتقادات هر فرد قضاوت نمود. مقوله ی حجاب مساله ی عمومی بین زن ومرد است ، هر چند حجاب در مورد زن ظهور بیشتری دارد و آنچه هم در این مقاله مطرح میشود حجاب و بد حجابی «بانوان» است.

حجاب یکی از دستورات واجب الهی است که بر طبق آن هر زن مسلمان باید تمام بدنش غیر از گردی صورت و دست ها تا مچ را از نامحرم بپوشاند و بی حجابی یک معضل اجتماعی است که یک خانم بدون در نظر گرفتن دستورات الهی و همچنین حقوق دیگران در جامعه حاضر میشود و با  ظاهر نامناسب خود زمینه بروز گناهان زیادی را در جامعه بوجود می آورد .آنچه در میان ابعاد مختلف موضوع حجاب در این مقاله مطرح میشود علل بدحجابی زنان است .

مساله ی حجاب و پوشش از همان ابتدای خلقت یعنی از زمان خلقت حضرت آدم و حوا آغاز شد ؛ در آن هنگام که بر طبق صریح آیه قرآن باخوردن میوه ممنوعه حجابشان کنار رفت و برای پوشاندن خود از برگ درختان استفاده کردند.

موضوع حجاب از قرن 13 قبل از میلاد در سفر پیدایش کتاب مقدس بصورت علم مدون در آمد واولین نگارش ها در این باب به ثبت رسید . این سیر نگارش در مبحث حجاب تا به امروز ادامه یافت و در عصر حاضر هم کتب بسیاری در این زمینه نگاشته شده است  که از جمله ی آنها کتاب «مساله حجاب در جمهوری اسلامی ایران» نوشته ی دکتر علی غلامی میباشد . این کتاب که به بررسی حقوقی و جامعه شناختی مبحث حجاب می پردازد در سال 1391 توسط انتشارات دانشگاه امام صادق (علیه السلام) به چاپ رسیده و مشتمل بر پنج  فصل با عناوینی چون جایگاه و مبانی حجاب و پوشش ، علل بد حجابی، راهکارهای حل مشکل بد حجابی ، ورود حکومت به محدوده ی پوشش و … می باشد که موضوع مورد بحث در این مقاله در فصل دوم این کتاب مطرح شده است .همچنین از دیگر کتب عصر حاضر میتوان به کتاب «مساله حجاب» نوشته استاد مرتضی مطهری اشاره کرد.این کتاب در سال 1390 توسط انتشارات صدرا به چاپ رسیده و مشتمل بر پنج فصل با عناوینی چون تاریخچه حجاب ، علل پیدا شدن حجاب ، فلسفه پوشش در اسلام و … می باشد .

اما با وجود این پیشینه قوی محقق بر آن است که با مطرح کردن مبجث حجاب با توجه مسائل روز جامعه  و با بیان محسنات حجاب ، رغبت مخاطب را در پایبندی به این فریضه افزون کند و با شناساندن علل بدحجابی به مخاطبان آنان را در صدد اصلاح موانع رعایت حجاب بر آورد .

 

مفهوم شناسی

مفهوم لغوی

حجاب از ریشه حَجَبَ به معنای پوشش ، روگیری، ستر و عفاف (دشتی،۲۱۵۴/۳:۱۳۹۳) .

و همچنین در معنای حائل شدن ، پوشاندن ، مانع شدن نیز آمده است (البستانی ، 87:1373) .

مفهوم اصطلاحی

حجاب در اصطلاح شرع به معنای پوشیدن زن خویشتن را از مرد نامحرم ، از دستورات اکید شرع مقدس و از ضروریات و بدیهیات این دین و همه ی ادیان آسمانی است (دشتی،۲۱۵۴/۳:۱۳۹۳) .

همچنین در کتب دیگر به معنای پوشش ، لباس یا پارچه و هر جیزی که چیزی را بپوشاند آمده است و هر حائل ، فاصله و مانع میان دو یا چند چیز را حجاب گویند (البستانی ، 87:1373) .

  1. تبیین حجاب

ضرورت حجاب با توجه به آیه جلباب

آیه 59 سوره احزاب که معروف به آیه جلباب است،چنین است:

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً

ای پیغمبر به همسرانت و دخترانت و به زنان مومنین بگو که جلباب های خویش را به خود نزدیک سازند.این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند مناسب تر است و خداوند آمرزنده مهربان است.

در این آیه دو مطلب را باید مورد توجه قرار داد: اول اینکه جلباب چیست و نزدیک کردن آن یعنی چه؟ و دیگر آنکه آنچه به عنوان علت و فایده این دستور ذکر شده “که شناخته شوند و مورد اذیت واقع نشوند” چه معنی دارد؟

اما مطلب اول: در اینکه جلباب چه نوع لباسی را گویند،کلمات مفردین و لغویین متفاوت است:

المنجد می نویسد: جلباب یعنی پیراهن یا لباس گشاد.

در مفردات آمده است: جلباب، به معنای پیراهن و روسری است.

در قاموس اللغه: به معنای پیراهن و جامه گشاد کوچکتر از ملحفه(چادر)

و در لسان العرب: جامه ای از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر معنا شده است.

چنان که ملاحظه می شود معنای جلباب چندان روشن نیست؛ آنچه صحیح به نظر می رسد این است که جلباب شامل هر جامه وسیع شده ولی غالبا در مورد روسری هایی ک از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده به کار رفته است.

و مقصود از نزدیک ساختن جلباب: پوشاندن با آن، می باشد کما اینکه وقتی به زن میگویند جامه ات را به خود نزدیک کن مقصود این است که آن را رها نکن،آن را جمع و جور کن و خود را با آن بپوشان.

و اما مطلب دوم و بحث درعلّتی که برای این دستور ذکر شده است:

احتمال اوّلی که مفسرین گفته اند این است که چون در قدیم پوشاندن سر برای کنیزان واجب نبود لذا به زنان آزاد دستور داده شد که بدون جلباب از خانه خارج نشوند تا کاملا از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد مزاحمت واقع نشوند.

پس بنابراین احتمال معنای جمله ی”ذلکَ اَدنَی اَن یُعرَفنَ فَلایُوذَین” این است که “بدین وسیله شناخته شوند که آزادند نه کنیز پس مورد آزار و تعقیب جوانان قرار نمی گیرند.”

احتمال دیگر این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند از غیرخودش شناخته شده و افراد فاسد جرات نمی کنند متعرض او شوند.

پس بنابر این احتمال معنای جمله این است که “بدین وسیله شناخته شوند که زنان عفیف و نجیب می باشند و بیماردلان از طمع به آنان چشم پوشند”

زیرا معلوم می شد که اینجا حریم عفاف است، چشم طمع کور و دست خیانت کوتاه است.(جعفریان،۱۳۸۰: ۱۱۹۵/۲ )

محسنات حجاب:

حجاب یکی از دستورات الهی و یک امر پسندیده و مورد توجه علما و نیکان جامعه است.

بر این اساس در این قسم به برسی برخی از فواید و محسنات این امر مهم می پردازیم:

۱. حجاب و امنیت

حجاب مسئله ای چند بعدی است و اتفاقاً یکی از ابعاد حسّاس و مهم آن بعد امنیتی است که در دو شاخه فردی و اجتماعی قابل ملاحظه است:

الف) امنیت فردی

مراعات حجاب و رفتار عفیفانه، امنیت شخص را تامین میکند و او را از آسیب ها و خطرات زیادی ایمن می کند چنان که بی حجابی و بی عفتی زمینه را برای تعرض به فرد و آزار و اذیت او فراهم می کند.

نیم نگاهی به آنچه در دنیای امروز می گذرد این ادعا را ثابت می کند. بسیاری از آزار و اذیت ها، تعرض ها، اهانت ها و هتک حرمت هایی که نسبت به بانوان صورت می گیرد، متوجه دختران و زنان فاقد حجاب و پوشش مناسب است. امرمهمی که خداوند در قرآن کریم بر آن تاکید کرده و حجاب را سپر محکمی برای زنان در برابر هوس رانان بی بند و بار معرفی می کند و میفرماید:” یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلکَ اَدنَی اَن یُعرَفنَ فَلایُوذَین”(احزاب:۵۶)

ب) امنیت اجتماعی

شاخه دیگری که در بعد امنیتی حجاب قابل بحث است بعد اجتماعی است. هر اجتماع برای رشد و تعالی در کنار امنیت نظامی، اقتصادی، سیاسی باید از امنیت فرهنگی و اخلاقی نیز برخوردار باشد.این امر به به خصوص در جامعه اسلامی از ضروریات است که باید به  طور جدی مورد توجه قرار بگیرد.

در جامعه ای که برپایه ارزش های اسلامی و اخلاقی شکل گرفته و با خون صدها هزار شهید بارور و شکوفا شده و اکثریت مردم هنجارهای دینی و اخلاقی   آن را پذیرفته اند، سزاوار نیست عدّه ای با بی حجابی و بی عفتی مخلّ امنیت روحی و روانی جامعه شده و آرامش و آسایش مردم را به هم ریخته و عملاً با ارزش های والای اسلامی و اخلاقی و اعتقادات آن مخالفت کنند.(صفی یاری،۱۵۷:۱۳۸۹)

۲. موفقیت های معنوی

زن پوشیده ، از بین خود و خدا ، خدا را برگزیده است و به احکام دین رو کرده است .چنین انتخابی به روحیه، تفکّر و عمل او حال وهوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد و آن را عملی منطقی ، خداپسنادانه و در راستای حرکت های تکاملی او قرار می دهد و به زیبایی درونی او تجلی میبخشد .

امام باقر (علیه السلام) فرموند:خداوند عزو جل فرمود:

« به عزت و جلالم و عظمت و بزرگی مقامم سوگند که بنده ی  مومنی مرا در امری از دنیا بر هوای خود برنمی گزیند مگر اینکه او را غنی کرده و هوای او را در جهت آفرینش قرار میدهم  و آسمان ها و زمین را عهده دار روزی اش میگردانم.»

پوشیدگی زن نمود بارز تقوای اوست و او را از آثار تقوا برخوردار می سازد.(رشیدی ،۳۷:۱۳۸۵)

۳. تحکیم خانواده:

همانطور که اختلاط بی حد و حصر زن و مرد سست کننده ی اساس خانواده است حجاب نیز نقش موثری در تحکیم پایه های خانواده دارد زیرا با رعایت حجاب هیچ عامل تحریک کننده ای در بیرون از منزل وجود ندارد .

همین نبودن عامل تحریک در خارج از منزل از چند جهت در تحکیم خانواده و جلوگیری از بروز تشنجات و آشفتگی در آن جلوگیری میکند: اول اینکه زمینه ی بهره برداری جنسی در خارج از خانه به حداقل میرسد و هرگونه روابط زناشویی و جنسی منحصر به خانه خواهد بود.

دوم اینکه : مردان دیگر زنانی را که در بیرون از منزل میبینند با زنان خود مقایسه نمیکنند .

مقایسه زنان دیگر که مرد به راحتی آنها در خارج از  منزل میبیند میتواند در ایجاد بی رغبتی نسبت به همسرش  و در نتیجه کاهش روابط زناشویی و طلاق نقش مهمی داشته باشد بنابراین  رعایت حجاب بیش از هر شخص دیگری به نفع خود زنان است .(شجاعی، ۸۷:۱۳۹۰)

۴.جلب محبت و رضایت الهی

همانطور که نافرمانی خداوند موجب محرومیت انسان از سعادت و نیز موجب عذاب الهی است ،اطاعت از فرمان های او موجب جلب رضایت و محبّت الهی است و چه شرافتی برای انسان بالاتر از اینکه موجب رضایت و محبت خداوند باشد؟

امام علی (علیه السلام) در باره رابطه ی طاعت و جلب محبّت الهی میفرماید :

«محبوب ترین بندگان در نزد خداوند مطیع ترین آنها نسبت به خداست.»

بنابراین رعایت حجاب صرف نظر از آثار فراوانی که ذکر شد از آن جهت که اطاعت امر الهی است خود موجب جلب رضایت خداوندی است.

آری عقل و زیرکی چنین حکم می کند اگر خداوند ما را به انحام دادن کاری امر نمود و یا از انجام دادن کاری بازداشت  صرفا چون خداوند فرموده، لازم است اطاعت کنیم، خواه دلائل آن امر ونهی را بدانیم و خواه ندانیم؛ چرا که خداوند هرگز به کاری بیهوده امر نمی کند و از کار مفید و نیکو نهی نمی فرماید.

آنچه را امر کرده برای بشر لازم بوده و آنچه را نهی کرده برای بشر مضر بوده است .

چنانکه امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرمایند : خداوند هرگز امر نمی کند مگر به چیز خوب و نهی نمیکند مگر از کار زشت.

و در هر حال نتیجه ی خودداری از محرمات وانجام دادن واجبات به خود ما برمی گردد نه هیچ کس دیگر.

(شجاعی،۹۵:۱۳۹۰)

۵.رعایت احترام و ارزش بانوان :

نیاز به دوست داشتن ومورد محبت واقع شدن یکی از لذت بخش ترین عواطف انسانی است و این نیاز باید به شیوه ای صحیح ارضا شود .میزان این نیاز در زنان بسیار بیشتر از مردان است به طوری که اگر به او توجه نشود امید خود در زندگی از دست میدهد.

حال پرسش در اینجا مطرح میشود که زنان چگونه می توانند ارزش واقعی و احترام خود را حفظ کنند ؟

یکی از عوامل حفظ ارزش حقیقی بانوان رعایت حجاب است زیرا بی گمان رعایت حجاب او را در نظر مرد دوست داشتنی تر میکند و مرد را آماده فداکاری و جانفشانی برای او میکند و اینکه حجاب زنان مسلمان نشانی از عفت و وجود بسیاری از ارزش های انسانی و اسلامی در آن هاست که موجب احساس ارزشمندی آنها نسبت به خودشان میشود .

در حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) روایت شده است :

لا حرمةَ للنساءِ اهلِ الذمة ان ینظر الی شعورهنَّ وایدهنَّ:

احترامی برای زنان غیر مسلمان نیست تا به موها و دست هایشان نگاه نشود .

تفاوت آشکار بیان شده بین نگاه کردن مرد بیگانه به زن مسلمان و غیر مسلمان نشان می دهد که وجوب حجاب برای زنان مسلمان و وظیفه ای که مردان در پرهیز از نگاه کردن به این زنان داردند ، از کرامت و احترام ویژه ای که بانوان مومن و باتقوا دارند سرچمه می گیرد .(مهدی زاده ۱۱۲:۱۳۹۰)

۳.حد و مرز پوشش و حجاب

اکنون میخواهیم حدود و پوششی که اسلام بر زن واجب کرده است از دیده ی فقهی بررسی کنیم .

در زمینه ی حجاب مواردی از نظر فقه اسلامی قطعی و مسلم است .

در اینکه پوشانیدن وجه و کفین بر زن واجب است از لحاظ فقه اسلام هیچگونه تردیدی وجود ندارد.

این قسمت جزء ضروریات و مسلمات است یعنی نه از نظر قرآن  و نه از نظر حدیث و فتاوای در این باره هیج اختلاف و تشکیکی وجود ندارد؛ آنچه مورد بحث و اختلاف است پوشش چهره و دست ها تا مچ است .

2 .مساله ی « وجوب پوشش» که مربوط به زن است باید از مساله «حرمت نظر بر زن» که مربوط به مرد است تفکیک شود و نباید پنداشت که بین این دو مساله ملازمه است .

در مساله ی جواز نظر تردیدی نیست که اگر از روی تلذذ یا ریبه باشد حرام است . تلذذ یعنی لذت بردن و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن باشد و اما ریبه یعنی نظر به خاطر تلذذ و چشم چرانی نیست ولی شرایط به نحوی است که خطرناک است و خوف است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود آید که این دو نظر حرام است حتی در مورد محارم.

بعد از ذکر موارد قطعی پوشش نوبت می رسد به بحث درباره ی پوشش وجه و کفین :

مساله ی پوشش بر اساس اینکه پوشانیدن وجه و کفین واجب باشد یا نباشد دو فلسفه ی کاملا متفاوت پیدا میکند . اگر پوشش وجه و کفین را لازم بدانیم در حقیقت طرفدار پرده نشینی زن و ممنوعت او از هر نوع کاری جز در محیط خاص خانه هستیم ولی اگر پوشیدن سایر بدن را لازم بدانیم و هرنوع عمل محرک از سوی زن را حرام بشماریم و بر مردان نیز نظر از روی لذت و ریبه را حرام بدانیم امّا تنها پوشاندن گردی صورت و دستها تا مچ را واجب ندانیم؛ آن هم به شرط آنکه خالی از هرگونه آرایش و محرک باشد؛آن وقت مساله صورت دیگری می یابد که لزومی ندارد که زن در محیط خانه پرده نشین باشد بلکه صرفاً باید فلسفه رعایت شود که هر نوع لذت جنسی اختصاص داشته باشد به خانواده و هر گونه کامجویی بصری ، سمعی و لمسی نباید در خارج از  کادر همسری صورت بگیرد .

و آنچه امروزه مورد اتفاق اکثر علماء است همین فلسفه دوم می باشد.

(مطهری ،۵۰۷/۱۹:۱۳۹۰)

 

 

۳. عوامل رواج بد حجابی در عصر امروز

 

۱-۳. عوامل رواج بد حجابی در حوزه فردی

از علل موثر بر بدحجابی در حوزه فردی می توان از موارد زیر نام برد :

1.ضعف ایمان و اعتقادات مذهبی

ضعف ایمان را اگر چه می توان به نوعی محصول ضعف شناخت دینی دانست اما به هر حال هنگامی که فردی دچار ضعف ایمان و بنیه عقیدتی گردید طبیعتاً التزام عملی وی به آموزه های دینی و مذهبی کم می شود.

البته این امر منافاتی با الزام بسیاری از افراد به سایر دستورات دینی ندارد و به کرّات مشاهده شده است افرادی که حد پوشش شرعی را رعایت نمی کنند در مراسمات مذهبی ، عزاداری ها ماه محرم ، شب های احیاء و … شرکت جدی داشته و در امور خیریه و نیکو کاری مشارکت فعال دارند و همین امر حاکی از عدم دین ستیزی این افراد است .

گاهی نیز ضعف ایمان و اعتقاد در حوزه ی پوشش صرفاً به عدم التزام و بی توجهی آن ختم نمی شود بلکه به مخالفت و ایستادگی در مقابل این دستورات منجر می گردد که بروز آن در استفاده از انواع زننده ی پوشش در معابر عمومی است که اگر بتوان قسمی از آن را ناشی از جهالت دانست اما بخش اعظم این رفتار ها ناشی از ضعف ایمان و اعتقادات مذهبی است .

نقطه ی مقابل این وضعیت را در اصرار پافشاری زنان تازه مسلمان در حفظ حجاب می توان ملاحظه نمود که حتی به قیمت محرومیت از تحصیل و بسیاری از امکانات دیگر حاضر بر ترک حجاب خود نیستند و ایت امر دلیلی جز ایمان راسخ این بانوان به اعتقادات دینی ندارد .(غلامی،۷۵:۱۳۹۳)

2.ضعف حیا

متعلق حیا فقط بحث پوشش و حجاب نیست بلکه حیا عامل پاکدامنی ، سلامت روان ، حفظ شخصیت آدمی و ادب دانسته شده است.

امام صادق (علیه السلام ) در مورد حیا می فرمایند :« اگر حیا نبود انسان هیچ گاه مهمان نمی پذیرفت، به وعده وفا نمیکرد، نیازهای مردم را برآورده نمیساخت، از نیکی ها بر حذر بود و بدی ها را مرتکب می شد؛ بسیاری از امورواجب ولازم نیز بخاطر حیا انجام می شود؛ بسیاری از مردم هستند که اگر حیا نمیکردند حقوق والدین را رعایت نمیکردند ، هیچ صله رحمی به جای نمی آوردند و هیچ امانتی را به درستی پس نمی دادند و از زشتی برحذر نبودند.»

همین روایت کافی تا معلوم شود که علیرغم ارتباط وسیع حیا و حجاب ، دایره حیا تمام زندگی انسان است با این حال شکی نیست که حجاب و پوشش جزء اصلی ترین نمود های حیا در انسان است.

حیا به عنوان یک احساس و صفت قلبی در صورت تبدیل شدن به عنوان یک ملکه قوی در وجود انسان می تواند نمایش قابل قبولی در قالب حجاب و پوشش کامل داشته باشد و عامل حفظ و ارزش زن و جلوگیری از شکسته شدن حریم وی گردد.

البته رعایت حجاب نیز بر افزایش حیا تاثیر متقابل دارد اما در درجه اول این حیا است که عامل حجاب و پوشش کامل می شود و تا این ملکه در وجود زن نباشد از انواع پوشش نامناسب خویش احساس شرم نمی کند و ضرورتی برای تغییر آن احساس نمی نماید. (همان: ۱۰۴)

 

 

 

۳.خلاء های درونی

انسان گاه به کمبود های شخصیتی دچار می شود و در پی جبران این خلاء ها به راه هایی دست میزند . کمبود های عاطفی در خرد سالی و گاهی در بزرگ سالی هویت و شخصیت را به شدت دچار کاستی میکند آنگاه این گونه افراد چنانچه راهنمای درستی نداشته باشند ، برای جبران خلاء های خویش به شیوه های غیر طبیعی متوسل شده و شخصیتی دروغین و بی پایه برای خود رغم میزند.

بررسی چگونگی برخورد برخی از زنان و دختران در مساله پوشش نشانگر آن است که خود آرایی و خود نمایی نوعی ایجاد شخصیت پنداری است تا با جلب کردن نظر ها و آفریدن جاذبه ها خلاء های درونی خویش را بپوشانند.(فتاحی زاده،۱۸۵:۱۳۷۶)

۴. ضعیف شدن روحیه معنوی

از عوامل دیگری که سبب شد که زنان ما تحت هجوم فرهنگ غرب قرار بگیرند ، همانا ضعف ایمان و عدم آگاهی زنان  از اسلام و تعالیم رهایی بخش آن است .

بعد از انقلاب به خصوص بعد از جنگ تحمیلی می بینیم که مردم بیشتر دنبال دنیا وتجملات آن رفتند و رنگ خدا و احکام و سایر الهیات در میان مردم کمرنگ شد.

چرا که در دوران دفاع مقدس مردم ما ارتباط قوی و بهتری با خدای متعال و ائمه معصومین داشتند و حتی بسیاری از زنان که در آن دوران در پشت جبهه ها کمک رسانی میکردند پس از آن  به جهت غرق شدن در این دنیای مادّی گرفتار آفت هایی چون مدگرایی شدند و روحیه معنوی در آنها به ضعف نهاد .

این ضعیف شدن ارتباط با خدا و در نهایت ضعف روحیه معنوی هر کجا و در هر زمانی که باشد انسان را بسوی گناهان سوق میدهد و به ناکجا آبادی خواهد برد که هیچ چیزی نمیتواند او را از این وضعیت اسف بار نجات دهد مگر آنکه خود بخواهد و از خداوند متعال استمداد بطلبد.(آریا زاده ،۱۶:۱۳۸۲)

۵. بهانه ها: « پاک شدن دل مهم است»

از دیگر عوامل بدحجابی این است که عده ای از افراد پوشش خود را در مقابل نامحرم رعایت نمی کنند و در مقابل میگویند : دل آدم باید پاک باشد و ظاهر شخص مهم نیست ، باید باطن وی پاک باشد .

این حرف مغالطه ای است جاهلانه ، نه یک استدلال منطقی ظاهر هرکس آینه ای است که باطن او را انعکاس میدهد . به قول معروف : « از کوزه همان برون تراود که در اوست.» اگر دلی پاک باشد به یقین نباید جز رفتار و کردار پاک از آن سرچشمه بگیرد ولی آیا رفتار زشتی چون خودنمایی،عشوه گری و دل و دین ربودن از بیمار دلان بواسطه انتخاب نامناسب نوع و مقدار و رنگ پوشش ظاهری ، رفتاری است که میتواند از دورن پاک برخاسته باشد؟

اگر فرض کنیم که زنان بی حجاب، عفیف و پاکدامن باشند وبه اصطلاح قلبشان پاک باشد آیا مردان نیز خواهند توانست هنگام دیدن آنها با آن وضع ، قلب و دل خویش را پاک نگه دارند؟ آیا تحریک نخواهند شد ؟ تحقیقات علمی و روانشناسی خلاف این مطلب را ثابت کرده است .

نتیجه اینکه گر چه برای عفیف بودن لازم نیست حتما پوششی بنام چادر داشت و هر نوع پوششی که حجاب کامل زن را تامین میکند کافی است ولی از این نکته نیز نباید غفلت ورزید که پاک بودن قلب به تنهایی برای عفیف بودن و عفیف ماندن کفایت نمی کند. عفت ،حجاب درونی است و هنگامی به کمال خویش میرسد که با حجاب بیرونی و پوشش اسلامی زن مسلمان و در راس آن چادر همراه گردد.(فضلی زاده،۴۷:۱۳۸۸)

 

 

۶.جهل به پیامد های خانمان سوز بی حجابی و بد حجابی

بلای بی حجابی و بد حجابی اگر در گذشته چندان تجربه نشده است، امروزه به خوبی آزمایش شده و ثمره تلخ آن، به خوبی بر همه هویدا است . مزاحمت و اغفال که بیشترین پرونده های ناموسی اخیر را تشکیل میدهد ، دو ثمره تلخ این امر است .

وقتی جوان سبک دلی زنی را در خیابان با وضع تحریک کننده می بیند که خود را آرایش کرده و تمام اعضای  بدن او در معرض دید است ، بی درنگ به دنبالش راه میفتد که گاهی کار به موافقت و مصاحبت کشیده می شود و گاهی هم با عدم توافق مواجه و صورت مزاحمت به خود می گیرد.

اینک برای آگاه کردن برخی افراد به آثار بدحجابی، به چندی از پیامد های بی حجابی و بد حجابی اشاره میکنیم:

۱. شخصیت انسانی زن به فراموشی سپرده شده و اذهان را به زیبایی های جسمی او متوجه می سازد.

۲.بنیان خانواده را سست کرده و آمار طلاق را افزایش می دهد.

۳.سستی و سهل انگاری و زندگی بیمار گونه همچون زندگی معتادان که معلول ضعف اراده است .

۴. بلوغ زودرس جنسی در جوانان و احساس پوچی در آنان.

۵. جایگزینی فرهنگ های بیگانه و دور شدن از فرهنگ اصیل اسلام.

(همان : ۴۸)

۷. برداشت محدویت آفرین از حجاب

یکی از برداشت هایی که شاید بیش از تلقی های یادشده مستند منتقدان قرار گرفته، جنبه محدود سازی و مانع تراشی حجاب در فرایند و فعالیت های اجتماعی است .

تردیدی نیست که حجاب به ویژه شکل کامل آن یعنی چادر محدودیت هایی را برای انجام برخی فعالیت ها بر  زن  تحمیل میکند . ولی این محدودیت ها چندان بازدارنده نیست و با توجه به آثار مهم مترتب بر حجاب پذیرش این نوع محدودیت ها توجیه پذیر خواهد بود.

“یونی ویکن” در بیان دیدگاه برخی اندیشمندان غرب نسبت به حجاب می نوسید :

«حجاب بخاطر محدودیت هایی که بر سر راه فعالیت ها و استقلال زنان ایجاد میکند ، ذاتا سرکوب گر و در نتیجه ظالمانه است .»

“استاد مطهری” در پاسخ به اینگونه شبهه ها می نویسد :

« اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بیرون بیاید پوشیدن یک لباس ساده که تمام بدن و سر جز چهره و دست ها تا مچ را بپوشاند ، مانع هیچ فعالیت بیرونی نخواهد بود؛ بلکه برعکس تبرج و خودنمایی و پوشیدن لباس های تنگ و مدهای رنگارنگ است که زن را بصورت یک موجود مهمل و غیر فعال در می آورد که باید تمام وقتش را صرف حفظ پوزیسیون خود کند.»

(شرف الدین،۱۶:۱۳۸۶)

3-2. عوامل رواج بد حجابی در حوزه اجتماعی

پس از بررسی عوامل شیوع بدحجابی در حوزه فردی نوبت می رسد به این که بدانیم چه عواملی در اجتماع در شیوع بدحجابی بانوان موثر اند که در این قسمت به ذکر مهم ترین این عوامل پرداخته می شود:

 

 

 

۱. تضعیف جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

شکّی نیست که اعضای جامعه اسلامی همچون اعضای یک خانواده نسبت به یکدیگر مسولیت دارند و همه آحاد جامعه اسلامی به موجب آن موظف به امر و نهی یکدیگر و احساس مسولیت در قبال هم گردیده اند .

نگاه تک بعدی و رفتار خود سرانه در حوزه امر به معروف و نهی از منکر باعث شده است که این فریضه که باید عامل اصلاح می گردید ، خود به عنوان عامل بی رغبتی و مخالفت مطرح شده و با توجه به اینکه غالب  مصادیق آن در حوزه بد حجابی عینیت می یابد بی میلی و مخالفت ها نیز غالباً در این حوزه اتفاق  بیفتد.(غلامی ،۱۳۷:۱۳۹۳)

امر به معروف و نهی از منکر از راهکار های عمومی ترویج پوشش دینی است و اگر این فریضه در جامعه اجرا گردد و زنان خود نما همواره مورد امربه معروف جامعه اسلامی قرار گیرند ، بخش زیادی از مشکل بدحجابی زنان جامعه ما حل خواهد شد .

اما امروزه میتوان گفت : بی شک یکی از عوامل و زمینه های بروز فساد و اشاعه منکرات در سطح جامعه بی اعتنایی و عدم اهتمام  به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر است .

پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) میفرمایند :

« کیفَ بِکم اذا فَسَدَت نسائُکم  و فَسَقَ شبابُکم و لَم تامُروا بالمعروفِ و لَم تَنهوا عَنِ المنکرِ»

چگونه بر شما می گذرد زمانی که زنانتان فاسد و جوانانتان به سمت فسق و فجور روی آوردند و این هنگامی پیش می آید که شما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کرده اید.

بله ؛ اگر گناه بصورت مخفی صورت گیرد ضرر آن فقط متوجه شخص گناه کار می شود امّا اگر معصیتی مثل بدحجابی آشکارا صورت گیرد و جلوی آن گرفته نشده و امر به معروف ترک شود ، ضرر آن برای همه مردم است .

از آنچه ذکر شد معلوم می شود که امر به معروف و نهی از منکر وظیفه عمومی است و اگر ملّتی بخواهد اصلاح شود و به کمال برسد باید این فریضه را نصب العین خود قرار دهد و اگر کوتاهی شود میدان برای انسان های فاسد و ظالم باز می شود و در نتیجه رحمت و برکات خداوند سبحان قطع میگردد.(جعفرپناه، ۷۰:۱۳۸۸)

۲.شبهه افکنی رسانه ها علیه حجاب

جبهه فرهنگی ضدانقلاب در حوزه زن ، خانواده و حجاب که در داخل و خارج از کشور فعالیت می کنند،سال هاست که با هدف تخریب و تضعیف مبانی دین در حوزه حجاب و عفاف به شبهه افکنی مشغول می باشند. اینان با استفاده از مجلّات و نشریات خویش در داخل و خارج کشور،نظرات خویش را به سمع و نظر مخاطبان می رسانند.

یکی از این نشریات داخلی در ارتباط با استفاده از رنگ مشکی در پوشش می نویسد:”اینک به گرد خویش نظر کنیم؛چرا در محیط ما،شهرما و پوشش ما از رنگ های روشن خبری نیست؟ و چون نیست، حال ما چون است. چرا مردم بیشتر به سیاهی گراییده اند؟”

این شبهه که معمولا آن را مستند به کراهت رنگ مشکی براساس روایات و موجب افسردگی براساس نظرات روان شناسان می کنند، از هر دوجهت پیش گفته مردود است.زیرا اولاً: روایت دال بر کراهت رنگ مشکی غالبا به جهت سند ضعیف هستند،اگر هم مشکل سندی نداشته باشند مربوط به زمان بنی العباس و اختصاص رنگ مشکی به عباسیان دارد و در غیر این هم در ضمن همین روایات، امام صادق”علیه السلام” کراهت رنگ مشکی را در سه چیز استثنا می کنند ک عبارتند از: عمامه، نعلین و کسا(لباس بلند سرتاسری خانم ها)

و ثانیاً:درمیان روان شناسان هم مشخص نیست که کدام روان شناس رنگ مشکی را عامل افسردگی دانسته و استناد مستشکلین معلوم نیست و روان شناسان قائل به چنین چیزی نیستند.

نمونه های این شبهه پراکنی ها در مطبوعات داخلی و خارجی به وفور قابل مشاهده است که ما در اینجا تنها به یک نمونه از آن اشاره کردیم. حال سوال این جاست که پاسخ این دست شبهات در کجا و چگونه داده می شود؟ جوان و نوجوان که این مطالب را در نشریات و رسانه ها مشاهده می کند چطور باید پاسخ آن را بیابد؟ در جامعه امروز عدم پاسخگویی و یا پاسخ های غیرکارآمد باعث می شود که این ادعاهای واهی به تدریج به عنوان قطعیات تاریخی، فقهی،

کلامی، تفسیری و…در ذهن مخاطب جای گیرد و آن گاه توقع رعایت حجاب و پوشش کامل از یک دختر نوجوان و جوان چندان معمول و منطقی نخواهد بود.(غلامی،۱۳۰:۱۳۹۳)

۳.تهاجم فرهنگی

جهان غرب برای تحقّق سلطه کامل سیاسی-اقتصادی خود، به تحقیر فرهنگی کشورهای اسلامی و تحمیل فرهنگ مبتذل خود پرداخته و ترویج بی حجابی و فساد زنان را به عنوان یکی از کارآمدترین راه ها تجربه کرده است، تا جایی که خود به این واقعیت اعتراف دارد.(اسماعیلی-کریمی تبار،۱۶:۱۳۸۳)

مسترهمفر یکی از نمایندگان سیاسی انگلستان در ایران در ارزیابی حجاب زن ایرانی می نویسد:

” در مساله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند؛ باید با استفاده از شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی العباس متداول شده ومطلقاً سنّت اسلام نیست و پس از آن که حجاب زن مسلمان با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه ماموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ترغیب کنند تا زنان مسلمان از آن تقلید کنند.”

مهاجمین با توجه به نقش ممتاز زن در تعالی جامعه از یک سو و جایگاه زن در انحطاط یک اجتماع از سوی دیگر، روی زنان سرمایه گذاری ویژه ای نموده اند تا ضمن سوء استفاده از آنان در راستای اهداف خویش، از رشد و تعالی و تاثیر آن ها در جامعه بکاهند.(غلامی،۱۴۳:۱۳۹۳)

۴.الگوهای ناهنجار

انسان فطرتاً الگو گزین و الگوپذیر است. پیوسته در این اندیشه است که ارزش هایی را که بدان باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و خود را همانند آن الگو بسازد. مساله الگو در اخلاق اسلامی و روان شناسی امروزه نیز جایگاه مهمی دارد. توجه دادن قران انسان را به پیامبر به عنوان”اسوه حسنه” و برنمودن چهره های نیک و بد، همه و همه در جهت توجّه به جایگاه الگو در ساختار روحی و انسانی است.

از این رو هویت ستیزان در پی اقدام های گسترده در جایگزینی الگوها نیز تلاشی شگرف به کار برده اند. قهرمان سازی،الگوآفرینی آن چنانی برای زن در جهت زدایش هویت او و کمرنگ ساختن انگیزه های او برای رعایت شئونات اسلامی، برنامه وسیع استعمار بوده است.(فتاحی زاده،۱۸۵:۱۳۷۳)

۵.طرح شعار مخالفت حجاب با آزادی زنان

دشمنان اسلام از راه های مختلفی می کوشند، پایبندی به حجاب را از افراد بگیرند. یکی از آن راه ها این است که میگویند:”حجاب زن موجب سلب آزادی و مانع حضور وی در جامعه می شود.”

مفهوم آزادی زنان در کشورهای غربی در واقع ظلم به زنان است چرا که زنان تنها در مسائل شهوت رانی و غیراخلاقی آزاد گذاشته می شو اند و آنان را آزاد میگذارند تا خود را بیشتر نشان دهند و صحنه را برای بهره برداری نامشروع مردان آماده کنند. آن ها به زن آزادی می دهند امّا نه آزادی به معنای اصلی که بتوانند استعداد های خود را شکوفا کنند، بلکه به او آزادی می دهند تا روابط غیرقانونی را قانونی جلوه دهند و این همان ظلمی است که درطول تاریخ به وی شده است.

می دانیم که آزادی قلمروهایی دارد: آزادی بیان،عقیده،فعالیت های سیاسی و… سوالی ک در اینجا مطرح می شود این است که حجاب کدام نوع از آزادی را سلب می کند؟ و چگونه زندانی برای زنان ایجاد می کند؟

اگر گفتیم حضور اجتماعی زنان ممنوع نیست بلکه مطلوب است ،اگر گفتیم اختلاط زن و مرد آنجا که اختلاط دو انسان باشد حرمت ندارد بلکه حرمت از آن اختلاط مونث و مذکر است ، اگر گفتیم فعالیت های سیاسی و اجتماعی زنان منعی ندارد، دیگر کدام آزادی است  که با حجاب سلب شده است ؟ مگر اینکه مراد از آزادی را هرزگی جنسی و بی بند باری بدانیم که چنین برداشتی در معنای آزادی نمی گنجد بعلاوه این که این آزادی شخصیت زن را تهدید می کند.(فضلی زاده،۵۶:۱۳۸۸)

۶.کسب موقعیت

انسان همواره می خواهد در میان مردم از جایگاهی در خور توجه برخوردار باشد چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و کاذب محقق میشود. موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضائل اخلاقی به دست می آید اما برخی از زنان که فاقد این ارزش ها هستند با نمایش زیبایی ها و جاذبه های ساختگی خود سعی در جلب توجه دیگران می کنند تا به کمبود های باطنی خود پاسخ دهند، غافل از آن که هیچ کس نمایش زیبایی های زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی او نمی گیرد و این  یکی از مصادیق  موقعیت های کاذب است. بی حجابی، زن را صاحب فضیلت نمی کند بلکه از او عروسکی می سازد که با رشد  و تعالی فاصله ها دارد ضمن این که موقعیت هایی حاصل از تحرکات جنسی تنها نزد بیماران دلانی به وجود می آید که خود کم ترین اعتباری ندارند .

زن اگر محروم از فضائل و ارزش های انسانی باشد اگر سراسر وجود خود را به طلا و زینت ها و ارزش های فاخر تزیین کند ، ذره ای بر موقعیّت او در جامعه افزوده نخواهد شد چرا که هزار من تزیین و زیبایی به یک جو تقوا نمی ارزد.(فوقانی ،۳۰:۱۳۷۴)

نتیجه گیری

بروز مساله بی حجابی در جامعه ای که دارای فرهنگ غنی دینی و مبتنی بر اخلاق و دستورات رفتاری در حوزه فردی و اجتماعی است،قابل تامل و بررسی بیشتری میباشد چرا که بروز و گسترش بدحجابی سلامت و امنیت جامعه را بطور جدی به مخاطره می اندازد و تا نسل آتی در معرض تهدید ها و آسیب های این معضل اجتماعی قرار میگیرند. برای جلوگیری از پیشرفت این امر در جامعه عوامل و پیامد های بدحجابی را نه تنها میبایست مورد بررسی قرار داد بلکه باید عملا در جهت رفع آن وارد شد چرا که حرف و شعار بدون عمل کار را پیش نمیبرد . در این مقاله ابتدا با بیان ضرورت و محسنات حجاب سعی بر آن شد که انگیزه مخاطب را در جهت رعایت حجاب بالابرده و سپس با بررسی عوامل عمده شیوع بد حجابی زنان در حوزه فردی و اجتماعی مسئولیت هر فرد در هر پست و مقامی نسبت به پاکسازی جامعه از آثار ناشی از بدحجابی مطرح گردید به امید جامعه امروز ما آماده ظهور حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گردد.

 

فهرست منابع

قرآن کریم

1.آریا زاده ، ناهید، علل و پیامد های بدحجابی،استاد راهنما؛علیرضا اسعدی،عدم انتشار، سطح2 ،جامعه الزهراء ، قم ،1381.

2.اسماعیلی ، مریم-کریمی تبار،مریم، حجاب برتر و علل بدحجابی،بانوان شیعه،2،1383.

3.افرام البستانی، فواد، فرهنگ جدید عربی – فارسی ، مترجم : محمد بندر بیگی ، تهران، انتشارات اسلامی ، دهم ،1373.

4.جعفر پناه ، فاطمه ،علل بدحجابی در جوامع اسلامی ، استاد راهنما : خانم جوکار، عدم انتشار، سطح 2 ، جامعه الزهراء ، قم ،1388.

5.جعفریان، رسول ، رسائل حجابیه ، قم ، دلیل ما ، اول ، 1380.

6.حسینی دشتی ، سید مصطفی ، معارف و معاریف ، تهران ، سپید موی اندیشه ، پنجم ،1393.

7.رشیدی ، حسین ، حریم عفاف ، قم ،دلیل ما ، اول ، 1385.

8.شجاعی ، محمد ، درّ و صدف، قم ، نشر محیی ، یازدهم ، 1390.

9.شرف الدین،حسین،ریشه یابی جامعه شناختی بی حجابی ، فقه و اصول،  ،1386 ،52و51 .

10.شریعتمداری ، جعفر، شهر و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه،مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی ،دوم،1381.

11.صفی یاری ، مسعود، راز حجاب ، قم ، نور السجاد، ششم ،1389.

12.غلامی ،علی ، مساله حجاب در جمهوری اسلامی ایران، تهران ، دانشگاه امام صادق ( علیه السلام)، دوم ، 1393.

13.فتاحی زاده ، فتحیه ، حجاب از دیدگاه قرآن و سنت ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ،دوم ،1386.

14.فضلی زاده ، آذر ، ریشه ها و عوامل بد حجابی و بی حجابی در ایران و جهان ، استاد راهنما: سید حسین شفیعی دارابی ، عدم انتشار، سطح 2 ، جامعه الزهرا ، قم ، 1388.

15.فغانی ، شریفه ، آثار حجاب و ریشه های بی حجابی ، استاد راهنما : علیرضا اسعدی ، عدم انتشار، سطح 2 ، جامعه الزهرا، قم ، 1384.

  1. مطهری ، مرتضی ، مساله حجاب ،تهران ، صدرا ، دهم ، 1390.

17.مهدی زاده ، حسین، فلسفه حجاب ،قم ، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ، اول ، 1390.

 

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.