وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

عرفان عملی چیست

عرفان عملی به مجموعه برنامه‌هايی که سالک عملاً در خود پیاده می‌کند تا منازل و مقامات را طی کرده و در نهايت به لقاء حق‌تعالی نائل آيد گویند.در این نوشتار با جوانب مختلف این موضوع همچون محورهای اساسی در عرفان عملی، تفاوت عرفان عملی با علم عرفان نظری، مقايسه عرفان عملى با اخلاق، آشنا می‌شویم.

عرفان عملی چیست

تعریف

عارف مسلمان هميشه خود را بين مبدأ مادى و مقصد الهى مشاهده مى‌كند و اين احساس را در خود مى‌يابد كه مى‌بايست با سير و سلوك و برنامه‌هاى عملى، منزل به منزل، مقاماتى را طى نموده تا به آن مقصد نهايى دست يابد. مبدأ حركت عالم مادّه و مقصد نهايى خداى سبحان است و عارف مى‌خواهد قدم به قدم، اين مسير را طى كند تا به آن مقصد نهايى برسد. عارف مسلمان خود را پشت پرده‌ها و حجاب‌هاى فراوان و زمخت مى‌يابد كه حقايق را از وى پوشانده است. بايد آرام‌آرام اين حجاب‌ها و موانع از بين برود تا به مقام اوج كه معرفت زلال حقايق هستى است دست پيدا كند.

عارفان در اين مسير مقامات و منازلى را رصد كرده‌اند كه طالبانِ حقيقت به ارشاد و دستگيرى استاد راه، منزل به منزل و مقام به مقام سير وجودى يافته تا آنجا كه به وصول حق كه از آن به «مقام فناء» و «بقاء بعد از فناء» و «مقام توحيد» ياد مى‌شود، نائل مى‌آيند.

بنابراين در تعريف عرفان عملى مى‌توان گفت:

مجموعة برنامه‌ها و دستوراتى كه يك سالك عملاً در خود پياده مى‌كند تا آنكه منازل سلوك را يكى پس از ديگرى سير نمايد و به حق نائل شود، عرفان عملى است.اين دستورالعمل‌ها ممكن است امورى ظاهرى بوده و يا آنكه مربوط به باطن انسان و ضمير او باشد. لكن در امور ظاهرى نيز جنبه باطنى مدنظر است، از اين روى تمام دستورات عرفان عملى با صبغة باطنى تنظيم شده است.

محورهای اساسی در عرفان عملی

با اندكى دقت، معلوم مى‌شود، حداقل دو محور اساسى در عرفان عملى وجود دارد. يكى آنكه در عرفان عملى هدف خداوند متعال و وصول به حق است چرا‌كه با نگاه به حق‌تعالى طريقت و سلوك معنا مى‌يابد. و ديگر آنكه عرفان عملى يك حقيقت سيرى است و طىّ منازل و مقامات در آن ديده مى‌شود، و سالك راه خدا، اين منازل را به صورت ترتيبى و با نظمى حساب شده مى‌پيمايد تا به مقصد اصلى نائل آيد.

مراد از عمل در عرفان عملی

مراد از عمل در عرفان عملى، اعم از عمل جوارحى و عمل جوانحى است. به بيان ديگر اعمال ظاهرى و اعمال باطنى هر دو در علم سلوك مطرح‌اند، لكن همچنان‌كه گفته شد در عرفان عملى و بلكه مطلق عرفان، صبغة باطن‌گرايى چهره غالب است، از همين روى اعمال و دستورات ظاهرى نيز با رويكرد باطنى كه به صورت معاملات قلبى خود را نمايان مى‌سازد، مدنظر مى‌باشند.

چرا‌که در عرفان عملي محور اصلي فعاليت دل و قلب است و عمدة سير و سلوک در اين ساحت معنا پيدا مي‌کند. شرک خفي، ايمان، خلوص، يقظه، توبه، تقوا، خيالات و خطورات، حبّ و بغض و بسياري ديگر از مقولاتي که در عرفان عملي مطرح هستند، همه و همه اموري قلبي و مرتبط با دل آدمي مي‌باشند، لذا عارف در سلوک خود، درصدد تحصيل «قلب سليم» است. [۱]

تفاوت عرفان عملی با علم عرفان عملی

هرچند واژه عرفان عملى در موارد متعددى تسامحاً بر علم عرفان عملى اطلاق مى‌گردد لكن بايد دانست كه بين عرفان عملى و علم عرفان عملى تفاوت است. آنچه تاكنون شرح آن گذشت، نفس عرفان عملى بود. عرفان عملى يعنى آنكه شخصى عملاً وارد سير و سلوك شده، مقامات را يكى پس از ديگرى تحت نظارت استاد حاذقى طى كند تا به مرحله وصول و فناء دست يابد، نفس اين حقيقت را عرفان عملى يا سير و سلوك مى‌گويند. لكن عارفان با استفاده از شريعت و با بهره‌گيرى از تجارب سالکانة شخصى خود كه به تدريج و در طى عملى مسير سلوك حاصل نمودند، دست به تدوين و تنظيم علمىِ منازل و مقامات و احوالِ سالك زدند و مجموعه‌هاى بديعى به صورت كتاب و فن و علم عرضه كردند، وعلم عرفان عملی را پايه‌ريزى نمودند.

بنابراين:

علم عرفان عملى، بررسى عالمانه و مداقه‌هاى خردمندانه پيرامون سلوك و تجارب سالکانة عارفان و رياضات و مجاهدات صوفيان است. لذا پس از شكل‌گيرى علم عرفان عملى كه اوج خود را در منازل السائرين اثر خواجه عبدالله‌ انصارى نشان داده است، اين علم از بهترين مقدمات ورود به عرفان عملى و سلوك به حساب مى‌آيد.

محقق قيصرى كه شرح وى بر فصوص الحكم ابن عربى، متن درسى حوزه‌هاى عرفانى است، در تعريف علم عرفان عملى مى‌گويد:

«معرفة طريق السلوك والمجاهدة لتخليص النفس عن مضايق القيود الجزئية واتصالها الى مبدئها». [۲]

(علم عرفان عملي) شناخت راه سلوک و مجاهده است تا نفس از تنگناهاي قيود جزئي رهايي يافته و به مبدأ خويش (که حق تعالي است) متصل گردد.
محمد بن حمزه فنارى، در كتاب مصباح الانس كه شرحى بر مفتاح الغيب قونوي‌ است و طالبان عرفان و معرفت پس از شرح قيصرى بر فصوص الحكم، آن را از اساتيد فن فرامى‌گيرند، علم عرفان عملى را اين ‌گونه تبيين مى‌كند. او مى‌گويد:

(علم) تعمير الباطن بالمعاملات القلبيّة بتخليته عن المهلكات وتحليته بالمنجيات فعلم التصوف والسلوك. [۳]

(دانشِ) آباد كردن درون با معاملات قلبى به سبب تخليه جان از مهلكات (كه اسباب شقاوت‌اند) و آراسته كردن درون به منجيات (كه اسباب نجات و سعادت‌اند)، علم تصوف و سلوك نام دارد.

پی نوشت:

۱. يَوْمَ لاَ يَنفَعُ مَالٌ وَلاَ بَنُونَ .إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (شعراء، ۸۸، ۸۹).

۲. شرف‌الدين داوود قيصري، رسائل قيصري، به تصحيح سيدجلال‌الدين آشتياني رحمة الله علیه، رسالة التوحيد والنبوة والولاية، ص ۷.

۳. محمد بن حمزه فنارى، مصباح الانس، طبع سنگي، ص ۶.

منبع: هدانابرگرفته ازحکمت عرفانی؛ تحریری از درس‌های عرفان نظری استاد سید یدالله یزدان‌پناه ، صفحهٔ ۵۷ تا ۶۱

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.