وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

مهارت رهایی از زندان ذهن زن و شوهر (طرحواره های ناکارآمد)

روش‌ها و راهکارهاي دوام زندگي زوجين(6)( رهایی از زندان ذهن)

شروع هر تغییری از «من» است. اولین کسی که باید تغییر کند «من» هستم.. این “من” باید تغییر کند تا دنیا تغییر کند، ولی اشتباه ما این است که ما منتظریم چیز دیگری تغییر کند.

مهارت رهایی از زندان ذهن زن و شوهر (طرحواره های ناکارآمد)

فهرست این نوشتار:

 

چکیده:

  •   تغییر باور مساوی با تغییر زندگی است.
  •  طرحواره‌ها ساختار، قالب یا چهارچوب های قالبی هستند که افراد موقعیت ها را بر اساس آن تبیین می کنند و بر اساس آن رفتار می کنند.
  •  شروع هر تغییری از «من» است. اولین کسی که باید تغییر کند «من» هستم.. این “من” باید تغییر کند تا دنیا تغییر کند، ولی اشتباه ما این است که ما منتظریم چیز دیگری تغییر کند.
  •  ما زندانی افکار، باورها،  احساسات و رفتارهای خودمان هستیم.

هیچ کس در پذیرفتن این عبارت که ” تغییر باور = تغییر زندگی” است تردیدی ندارد. بسیاری از باورهای ما سبب زندانی شدن روح و روان ما شده اند که جهان را برای ما تیره و تار ساخته است و این در حالیست که بخش قابل توجهی از  این باورها هنوز برای ما نامشخص باقی مانده اند.  طرحواره ها در احساسی که ما از خودمان و دیگران داریم نقش محوری دارند. آنها دانش ما را در مورد خودمان، دیگران و جهان شکل می دهند، به نحوی که وقایع زندگی را بر اساس آنها پیش بینی می کنیم. طرحواره ها ، عامل مهمي در بقای زندگي زناشويي هستند و نقش عمده ای در شیوه تفکر، عواطف، رفتار و نحوه برقراری رابطه با دیگران؛ خصوصا در رابطه با همسر ایفا می‌کنند. طرحواره‌های می‌توانند برخی روابط زوجین را به گونه ای اجتناب ناپذیر و متناقض، به سمت وقایعی سوق دهند که پیآمد آن یک زندگی زناشویی پرتنش و توانکاه باشد.

اين نوشتار به بررسي روش‌ها و راهکارهايي مي پردازد که از مجراي آن دوام و قوام زندگي زوجين و بويژه زوج هاي جوان  به نحو موثرتري امکان پذير خواهد شد.

نکات برجسته

– تغییر باور مساوی با تغییر زندگی است – طرحواره ها ساختار، قالب یا چهارچوب های قالبی هستند که افراد موقعیت ها را بر اساس آن تبیین می کنند و بر اساس آن رفتار می کنند. – شروع هر تغییری از «من» است. اولین کسی که باید تغییر کند «من» هستیم. این “من ” باید تغییر کند تا دنیا تغییر کند، ولی اشتباه ما این است که ما منتظریم چیز دیگری تغییر کند – ما زندانی افکار، باورها، احساسات و رفتارهای خودمان هستیم

 مقدمه

هیچ کس در پذیرفتن این عبارت که ” تغيير باور = تغییر زندگی” است تردیدی ندارد. بسیاری از باورهای ما سبب زندانی شدن روح و روان ما شده اند که جهان را برای ما تیره و تار ساخته است و این در حالیست که بخش قابل توجهی از این باورها هنوز برای ما نامشخص باقی مانده اند. طرحواره ها در احساسی که ما از خودمان و دیگران داریم نقش محوری دارند. آنها دانش ما را در مورد خودمان، دیگران و جهان شکل می دهند، به نحوی که وقایع زندگی را بر اساس آنها پیش بینی می کنیم. طرحواره ها عامل مهمی در بقای زندگی زناشویی هستند و نقش عمده ای در شیوه تفکر، عواطف، رفتار و نحوه برقراری رابطه با دیگران خصوصا در رابطه با همسر ایفا می کنند. طرحواره های می توانند برخی روابط زوجین را به گونه ای اجتناب ناپذیر و متناقض، به سمت وقایعی سوق دهند که پیامد آن یک زندگی زناشویی پرتنش و توانکاه باشد.

گام اول برای رهایی شناسایی طرحواره طرحواره چیست؟

طرحواره ها ساختار (Structure)، قالب (Framework) یا چهار چوبهای (Outline قالبی هستند که افراد موقعیت ها را بر اساس آن تبیین می کنند و بر اساس آن رفتار می کنند.

طرحواره های منفی (ناسازگار) طرحواره ناسازگار چیست؟

طرحواره ناسازگار همان باور غلطی است که درباره خودتان و همچنین جهان اطرافتان در ذهن شما نقش بسته است. این باور مدام به ذهن شما القاء منفی می کند که در نتیجه در توانایی شما برای انجام کار خلل ایجاد می کند. طرحواره ها اصولا مسائل منفی را در نظر دارند یعنی به موضوعات مثبت نمی پردازند. دلیل فراموش شدن زود هنگام رویدادهایی که مغایر طرحواره منفی هستند این است که در یک طرحواره منفی، هیچگونه جایی برای اطلاعات مثبت وجود ندارد و اصولا به رفتارهایی از طرف مقابلمان توجه می کنیم که طرحواره ما را تایید می کند.

ویژگی های طرحواره ها

طرحواره
طرحواره

گام دوم برای رهایی … شناسایی طرحواره ها

طرحواره
طرحواره

این نیازها، جهان شمول هستند. همه انسان ها، این نیازها را دارند، اگر چه شدت این نیازها در بعضی افراد متفاوت است. ریشه ی تحولی طرحواره های ناسازگار اولیه در تجارب ناگوار دوران کودکی نهفته است. چهار دسته از تجارب اولیه زندگی، روند اکتساب طرحواره ها را تصریح می کنند:

طرحواره
طرحواره

برخی از ابعاد خلق و خوی هیجانی

طرحواره

طرحواره
طرحواره

شاید بتوان این طور تصور کرد که خلق و خوی هر انسانی، ترکیب منحصر به فردی از این ابعاد است.

حوزه های طرحواره و طرحواره های ناسازگار اولیه

حوزه اول: بریدگی و طرد

افرادی که طرحواره های آنها در این حوزه قرار دارد، نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آن ها به ثبات، امنیت، محبت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد. خانواده های اصلی آن ها معمولا بی ثبات (رها شدگی بی ثباتی)، بدرفتار (بی اعتمادی بدرفتاری)، سرد و بی عاطفه (محرومیت هیجانی)، طردکننده (نقص / شرم) یا منزوی انزوای اجتماعی بیگانگی) هستند. افرادی که طرح واره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار می گیرد (مخصوصأ چهار طرحواره اول)، اغلب بیشترین آسیب را می بینند. بسیاری از آن ها، دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه ای نسنجیده و تاب زده از یک رابطه خود-آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند. مهمترین طرحواره هایی که در این حوزه ممکن است در زندگی زوجین و یا سایر افراد شکل بگیرد به این شرح است:

ا- رهاشدگی – بی ثباتی

فردی که چنین طرحواره ای در ذهنش شکل گرفته باشد، معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی اش بمیرند یا اینکه او را رها کنند و به فرد دیگری علاقمند شوند.

٢- بی اعتمادی – بدرفتاری

این تصور که دیگران به انسان ضربه می زنند، بدرفتارند، انسان را سرافکنده می کنند و دغل کار و سودجو هستند.

٣- محرومیت هیجانی(محبت همدلی حمایت)

انتظار این که تمایلات و نیازهای فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی از جانب دیگران ارضاء نمیشوند.

مهارت شناسایی و تغییر روندهای اشتباه زن و شوهر (طرحواره زوجین)

۴- نقص – شرم

احساس اینکه فرد در مهم ترین جنبه های شخصیتش، انسانی ناقص، نامطلوب، بد، حقیر و بی ارزش است یا این که در نظر افراد مهم زندگی اش، فردی منفور و نامطلوب به حساب می آید. همچنین این طرحواره، حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد، طرد، سرزنش، کمرویی، مقایسه های نابجا، احساس ناامنی در حضور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیب و نقص های درونی را در بر می گیرد.

۵ انزوای اجتماعی – بیگانگی

احساس این که، فرد از جهان کناره گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا این که به جامعه تعلق خاطر ندارد.

حوزۀ دوم: خودگردانی و عملکرد مختل

خودگردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل (این توانایی در مقایسه با افراد هم سن و سال سنجیده می شود). افرادی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، از خودشان و محیط اطرافشان، انتظاراتی دارند که در توانایی آن ها برای تفکیک خود از نماد والدین و دستیابی به عملکرد مستقلانه مانع ایجاد می کند. والدین این افراد برای آنها هر کاری انجام می دادند و به شدت از آن ها حمایت می کردند و گاهی برعکس، به ندرت از آن ها مراقبت یا نگهداری می نمودند. (که مورد اخیر بسیار نادر است. افراط و تفریط در حمایت از این گونه افراد منجر به بروز مشکلاتی در حوزه خودگردانی می شود. والدین این گروه از افراد، اغلب به اعتماد به نفس فرزند خود لطمه می زنند و در تقویت عملکرد ماهرانه او در خارج از خانه موفق نیستند در نتیجه، این افراد نمی توانند هویت مستقلی در مورد خودشان به دست بیاورند و نمی توانند زندگی شان را بدون دریافت کمک های بی شائبه دیگران اداره کنند. آنها نمی توانند برای خودشان اهداف مشخصی در نظر بگیرند و در مهارت های مورد نیاز تبحر پیدا کنند، لذا از نظر کارآیی و کفایت در دوران بزرگسالی، مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند.

١- وابستگی – بی کفایتی

اعتقاد به این که فرد نمی تواند مسئولیت های روزمره را (مثل مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب، از عهده تکالیف جدید برآمدن و تصمیم گیری صحیح) بدون کمک قابل ملاحظه دیگران، در حد قابل قبولی انجام دهد.

۲- آسیب پذیری به ضرر یا بیماری (ترس ها: پزشکی – هیجانی – محیطی و…)

| ترس افراطی از این که فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و این که فرد نمی تواند از آن جلوگیری کند.

٣- خود تحول نیافته – گرفتار

ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین)، به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی خود. غالبأ اعتقاد بر این است که هیچ یک از افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری، قادر به ادامه زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند. فردی که چنین طرحواره ای دارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگران ادغام شده و هویت جداگانه ای ندارد. این طرحواره اغلب به صورت احساس پوچی و سر در گمی، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک و تردید در موجودیت و ساختار وجودی فرد بروز می کند.

 

۴- شکست (عدم موفقیت)

باور به اینکه فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و این که شکست برای او اجتناب ناپذیر است فرد در مقایسه با همسالانش در حوزه های پیشرفت (مثل تحصیل، شغل، ورزش و -) غالبا احساس بی کفایتی می کند. شخص اغلب دارای این باور است که شخصی بی استعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران، موفقیت کمتری دارد

حوزه سوم: محدودیت های مختل

افرادی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل و خویشتن داری به اندازه کافی رشد نکرده است. آنها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران، همکاری کردن، متعهد بودن با دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند. علاوه بر این، چنین افرادی اغلب خودخواه، لوس، بی مسئولیت با خودشیفته به نظر می رسند. آنها معمولا در خانواده هایی بزرگ شده اند که خیلی سهل انگار و پیش از حد مهربان بوده اند. گاهی اوقات طرحواره استحقاق می تواند شکلی از جبران افراطی طرحواره های دیگر مثل محرومیت هیجانی باشد. معمولا در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه این طرحواره، محبت بیش از حد نیست.) . این افراد در دوران کودکی، نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت میکردند. آن ها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمی کرده اند و خویشتن دار نبوده اند. در نتیجه، در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیازهای آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تأخیر بیندازند.

۱- استحقاق و بزرگ منشی

فردی که چنین طرحواره ای دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سر و گردن، بالاتر است. حقوق ویژه ای برای خودش قائل است و تعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند، ندارد. اغلب بر این نکته پا فشاری می کند که دیگران باید هر آنچه را که او می خواهد برایش فراهم کنند، بدون توجه به اینکه آیا درخواست او منطقی است یا خیر.

٢- خویشتن داری و خود انضباطی ناکافی

مشکلات مستمر در خویشتن داری مناسب و تحمل نکردن ناکامی ها در راه دستیابی به اهداف، ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها در ش کل های خفیف تر آن، فرد به شدت از ناراحتی اجتناب می کند. فردی که چنین طرحوارهای دارد، درد را تحمل نمی کند، از مسئولیت پذیری گریزان است، به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمی گیرد. این عوامل باعث میشود از رضایت شخصی، تعهد و انسجام شخصیتی چنین فردی جلوگیری شود.

حوزه چهارم: دیگر جهت مندی

افرادی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند. آنها این کار را برای دستیابی به تأیید، تداوم رابطه هیجانی با اجتناب از انتقام انجام می دهند. این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخ های دیگران بیشتر از نیازهای خودشان تأکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان تا آگاه هستند. آنها در دوران کودکی، آزاد نبوده اند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت دهی شوند از محیط بیرونی تأثیر میپذیرند و از خواسته های دیگران تبعیت می کنند. ریشه تحولی طرحواره های این حوزه، مبتنی بر پذیرش مه شروط بوده است. کودکان باید جنبه های مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق با تأیید دیگران مهار می کردند. در اکثر این خانواده ها، والدین به جای توجه و اهمیت قائل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودک، پیشتر نیازهای هیجانی با منزلت اجتماعی خود را مهم می دانند.

ا- اطاعت

کنترل خود را به دست دیگران می سپارند و در برابر آن ها تسلیم می شوند، زیرا احساس می کنند مجبورند این کار را انجام دهند. این کار معمولا اجتناب از خشم، محرومیت، انتقام یا رهاشدگی است. طرحواره اطاعت معمولا با این برداشت همراه است که نیازها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیستند و تمایلات، عقاید و احساسات فرد برای دیگران اهمیت ندارد. این طرحواره، اغلب به شکل اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران و رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می شود اطاعت معمولا منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علائم ناسازگار ظاهر می شود (مثل رفتار منفعل پرخاشگرانه، طغیان های غیرقابل کنترل خشم، علائم روان تنی یا انزوای عاطفی)

 

طرحواره
طرحواره

دو نوع از مهم ترین اطاعت ها عبارتند از: ب) اطاعت از هیجانها:

الف) اطاعت از نیازها: واپس زنی هیجانات شخصی به ویژه خشم. واپس زنی تمایلات، تصمیمات و ترجیحات شخصی

۲- ایثار

تمرکز افراطی بر ارضاء نیازهای دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود فرد تمام می شود. رایج ترین دلایل انجام این کار عبارتند از: جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران، جلوگیری از احساس گناه ناشی از خودخواهی با تداوم ارتباط با افراد نیازمند. این امر از حساسیت بیش از حد به درد و رنج دیگران ناشی می شود. چنین طرحواره ای منجر به این احساس می شود که نیازهای فرد ایثارگر به قدر کافی ارضاء نمی شوند و همچنین باعث رنجش افرادی خواهد شد که او از آنها نگهداری می کنند

حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

افرادی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، احساسات و تکانه های خودانگیخته را واپس زنی می کنند. آن ها اغلب تلاش می کنند تا بتوانند طبق قواعد انعطاف پذیر و درونی شده خود، عمل کنند؛ ولو به قیمت از دست دادن خوشحالی، ابراز عقیده، آرامش خاطر، روابط صمیمی با سلامتی دوران کودکی این افراد پر از خشونت، واپس زدگی و سختگیری بوده و خویشتن داری و فداکاری بیش از حد بر خودانگیختگی و لذت غلبه دا شته است. این اشخاص در دوران کودکی به تفریح و شادی کردن تشویق نشده اند و در عوض یاد گرفته اند که در خصوص حوادث منفی زندگی گوش به زنگ باشند و زندگی را طاقت فرسا در نظر بگیرند. این افراد معمولا در احساس بدبینی، نگرانی و ترس به سر می برند، به طوری که معتقدند اگر نتوانند در تمام لحظات زندگی خود هوشیار و مراقب باشند، ممکن است زندگیشان از هم بپاشد

– بازداری هیجانی – کنترل احساسات

بازداری افراطی اعمال، احساسات و ارتباطات خودانگیخته که معمولا به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد. این بیماران اغلب افرادی کسالت آور، مقيد، منزوی یا سرد و بی عاطفه به نظر می رسند.

طرحواره
طرحواره

 

۲- معیارهای سرسختانه – عیب جویی افراطی

باور اساسی مبنی بر این که فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه درباره رفتار و عملکرد خود، باید کو شش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش، سلامتی، احساس از رشمندی، پیشرفت با روابط رضایت مندانه میشود و معمولا به شکل های زیر بروز می کند:

طرحواره
طرحواره

گام سوم برای رهایی

شناسایی فعال کننده های طرحواره ها

رها شدگی بی ثباتی:

این طرحواره زمانی فعال می شود که شما با فردی پیش بینی ناپذیر، دسترس ناپذیر و از لحاظ هیجانی بی ثبات، در ارتباط هستید احساساتی که برانگیخته می شود خشم، ترس و غم.

بی اعتمادی بدرفتاری:

این طرحواره ممکن است زمانی فعال شود که شما در حال تعامل با شخصی هستید که فکر می کنید به شما آسیب خواهد زد یا به شما خیانت خواهد کرد احساساتی که برانگیخته می شود: خشم و ترس

محرومیت هیجانی

این طرحواره زمانی فعال می شود که شما احساس تنهایی می کنید یا زمانی که با فردی نامهربان و ناهمدل روبه رو می شوید. حتی زمانی که احساس می کنید درک نمی شوید و کسی شما را دوست ندارد نیز این طرحواره فعال می شود احساسات برانگیخته شده: غم، خشم، افسردگی، احساس تنهایی و بی پناهی

نقص | شرم

این طرحواره زمانی فعال می شود که شما با شخصی رابطه برقرار می کنید، اما می ترسید که عیب و ایرادهایتان نمایان شود یا زمانی که دیگران از شما انتقاد می کنند. همچنین این طرحواره زمانی فعال می شود که می ترسید دیگران به بی ارزشی و بی کفایتی شما پی ببرند. هیجان های برانگیخته: شرم، خشم و غم

انزوای اجتماعی | بیگانگی

این طرحواره زمانی فعال می شود که شما در موقعیت های اجتماعی یا در جمع هستید و احساس می کنید با بقیه متفاوت هستید یا جایگاهی در گروه ندارید.هیجان های برانگیخته شده: ترس، نگرانی، خشم، شرم و احساس تنهایی

وابستگی

این طرحواره در اثر هر نوع تغییری در زندگی، پیش آمدن موقعیت جدید با اتمام رابطه با فردی ص میمی فعال می شود. هیجان های برجسته: نگرانی، ترس و خشم. 

شکست

این طرحواره زمانی فعال می شود که شما با افرادی همراه هستید که موفق تر از شما هستند یا در موقعیت هایی که احساس می کنید ویژگی مثبت، استعداد خاص، کفایت و یا هوش ندارید. هیجان هایی که درگیرتان می کند: افسردگی، شرم، ترس و خشم

استحقاق / بزرگ منشی

این طرحواره زمانی فعال می شود که وقایع و اتفاق ها طبق میل شما پیش نرود و همچنین نیازها و خواسته ای شما در اولویت قرار نگیرد. اولین هیجانی که در اثر فعال شدن این طرحواره نمایان میشود خشم است

ایثار / اطاعت:

این طرحواره در موقعیت ها و روابطی فعال می ش ود که نیازهای دیگران در اولویت قرار می گیرد یا زمانی که احساس می کنید دیگران شما را کنترل می کنند. در نتیجه احساس می کنید که در دام روابط بین فردی و مشکلات زندگی تان افتاده اید، هیجان های اولیه ای که با فعال شدن این طرحواره در ارتباط هستند عبارتند از ترس و احساس گناه

 

 

معیارهای سخت گیرانه | عیب جویی افراط

این طرحواره زمانی فعال می شود که احساس کنید خودتان به معیارهای بلند پروازانه تان دست نیافته اید با دیگران طبق معیارهای شما عمل نکرده اند. از جمله هیجان های اولیه ای که در اثر فعال شدن این طرحواره پدید می آیند می توان به خشم اشاره کرد.

 گام چهارم برای رهایی

زندگی فعلی خود را مورد مشاهده و بازنگری قرار دهید و تلاش کنید از هیجان ها و افکار خود در موقعیت های واقعی زندگی آگاهی پیدا کنید. برای رسیدن به این هدف به مدت دو هفته موقعیت ها و هیجانات ناخوشایند زندگی روزمره تان را به همراه شرح افکار خود در زمان آن تجربه ی خاص در جدولی مانند زیر یادداشت کنید.

طرحواره

گام پنجم برای رهایی کشف افکار زیربنایی

کشف افکار زیربنایی با بررسی افکار روی امکان پذیر است. به منظور دست یابی به طرحواره های اصلی، افکار روبی را در این چهار چوب قرار دهید: از خود بپرسید: فرض کن این فکر…. درست باشد، چه معنایی برای من دارد؟

پاسخ شما به سؤال بالا، فکر دومی است که به طرحواره شما نزدیک تر است. از این فکر دوم برای طرح سؤال دوم به همان شکل قبلی استفاده کنید، از خود بپرسید: فرض کن این فکر (فکر دوم) – درست باشد، چه معنایی برای من دارد؟ این سؤال را برای هر فکر جدید مطرح کنید تا زمانی که به یک جمله بنیادین درباره خودتان دست یابید.( طرحواره ناکارآمد) 

گام ششم برای رهایی

شناخت سبک های مقابله ای مرتبط با طرحواره ها

هر شب قبل از خواب تمرین واکنش سنجی و واکنش سازی را انجام دهید.

واکنش سنجی؛ یعنی سنجیدن اینکه آیا واکنش شما در مقابل موضوع با فردی، متناسب با آن موضوع بوده است یا خیر؟ اگر متناسب نبوده، چرا و به چه دلیل آن واکنش را نشان داده اید؟

واکنش سازی: یعنی تمرین رفتار و گفتار صحیح داشتن به وسیله پرسش از خود که بهتر بود چه می گفتم و بهتر بود چه می کردم؟ با کمک این تمرین شما قادر خواهید بود که به تدریج در رفع (طرحواره ها) و عادات بد ذهنی، رفتاری، و احساسی خود بکوشید. 

گام هفتم برای رهایی تمرین سؤال

هر وقت سوال کنید مغزتان از همه جا قطع می شود و می خواهد به آن سوال جواب دهد. به خاطر بسپارید آدم های موفق، انسان هایی هستند که سوال های خوب از خودشان می پرسند.

گام هشتم برای رهایی

تصمیم برای تغییر هر روز صبح همان کاری را می کنی که روزهای قبل انجام دادی هرشب همان نتیجه ای را برداشت می کنی که دیشب برداشت کردی بنابراین امروز باید تصمیم به تغییر رویه همیشگی بگیرید.

گام نهم برای رهایی

تلاش برای تغییر در کنار تصمیم گرفته شده باید تلاش برای تغییر را در برنامه کاری قرار داد.

گام دهم برای رهایی

رهایی از دیوار و زندان افکار ما، باورها، ترس ها، عادتها، رفتارها و تعصبات و کجا واقع شده اند؟ محل این موانع کجاست؟ بدون شک همه اینها در ذهن ما واقع شده اند. پس میزان رشد و موفقیت و در نتیجه رضایت و خوشبختی ما در درون ما و درون ذهن ما و نه در بیرون تعریف می شود. هرگز فراموش نکنید که دنیای بیرون جلوه ای است از دنیای درون شما، هرچه در ذهن ما می گذرد در بیرون دیر یا زود خواهیم دید. کسی که باور دارد که بد شانس هست، بدبخت هست، هیچ چاره ای ندارد جز اینکه در بیرون بدبختی درو کند. شروع هر تغییری از «من» است. اولین کسی که باید تغییر کند «من» هستم. همین الان باید تغییر را شروع کنم. این “من” باید تغییر کند تا دنیا تغییر کند، ولی اشتباه ما این است که ما منتظریم چیز دیگری تغییر کند. ما زندانی افکار، باورها، احساسات و رفتارهای خودمان هستیم.

کلام آخر

ریشه مشکلات بسیاری از افراد معمولا مشکلات ارتباطی است. این ارتباط از یک سو ارتباط با خود است و از سویی ارتباط با دیگران، می توان گفت اگر فردی در ارتباط با درون خد مشکلی نداشته باشد در ارتباط و تعامل با دیگران نیز کمتر دچار مشکل می شود و در پی آن کمتر احتمال دارد به اضطراب یا افسردگی مبتلا شود. یادگیری مهارت “رهایی از زندان ذهن” توسط زوجین و بویژه زوج های جوان یکی از عوامل مهم در ارتباطات موفق و به دنبال آن کسب موفقیت ها و کاهش شکست های پرهزینه در زندگی به شمار می رود.

iribnews

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.