وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

مرگ حضرت عیسی

0

مرگ حضرت عیسی علیه السلام

 

 مرگ يا زندگى حضرت عيسى و خضر عليهماالسلام چگونه است؟

 

قرآن کريم درباره حضرت عيسى عليهماالسلام مى فرمايد:

«إِذْ قالَ اللّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيکَ وَ رافِعُکَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِينَ کَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِينَ کَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَيْنَکُمْ فِيما کُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ » [57]؛

«اى عيسى من تو را برمى گيرم و به سوى خود مى برم و از کسانى که کافر شدند پاک مى سازم و کسانى را که از تو پيروى کردند تا روز قيامت برتر از کسانى قرار مى دهم که کافر شدند. سپس بازگشت همه شما به من است و در ميان شما در آنچه اختلاف داشتيد داورى مى کنم]».

 خداوند در حال حيات حضرت عيسى عليه السلام به او خطاب مى کند که من تمام حقيقت تو را مى گيرم: «إنّى متوفّيک» ولى معلوم نيست اين توفّى و اخذ تامّ رخ داده يا در آخرالزّمان رخ مى دهد؟!؛ چنان که معلوم نيست مراد از «رافعک إليّ» يعنى جسم و روح تو را به سوى خود مى برم، يا فقط روح تو را بالا مى برم.

البته از ظاهر برخى عبارت هاى انجيل و برخى روايات استفاده مى شود که جسم و روح حضرت مسيح عليه السلام به آسمان عروج کرده است؛ چنان که مسيحيان مى گويند: عيسى کشته شد و دفن گرديد و سپس از ميان مردگان برخاست و مدت کوتاهى در زمين بود و بعد به آسمان صعود کرد.

امام باقر عليه السلام فرمود:

حضرت عيسى عليه السلام شبى را که به جانب آسمان بالا رفت به اصحابش خبر داد. اصحاب، هنگام غروب آفتاب همگى نزد او گرد آمدند. عيسى عليه السلام آنان را در خانه اى نگاه داشت و سپس از چشمه اى که در زاويه آن خانه بود، در حالى که سرش را تکان مى داد تا آب هايش به سوى آنان بريزد بيرون آمد. سپس به آنان گفت: خداى متعال به من وحى کرده که هم اکنون مرا به سوى خود بالا برد. و مرا از يهوديان پاک کند. اکنون کدام يک از شما حاضريد به شکل من درآيد و به جاى من کشته و به دار آويخته گردد و با من در درجه و مقامم همراه باشد؟ جوانى از آنان گفت: يا روح اللّه  من حاضرم.

عيسى عليه السلام به او فرمود: آرى تو همان هستى. سپس عيسى عليه السلام به آنان گفت: يکى از شما پيش از آن که صبح کند دوازده بار به من کافر مى شود. مردى از آنان گفت: يا نبى اللّه  من آن کس هستم؟ عيسى گفت: آيا در نفس خودت مى يابى همان کس باشى؟ بعد به آنان فرمود: به زودى بعد از من سه فرقه مى شويد. دو فرقه بر خدا دروغ بسته و جايگاهشان آتش است. فرقه اى که تابع «شمعون»اند بر خدا راستگويند و جايشان بهشت خواهد بود. اين بگفت و در حالى که همگان او را مى ديدند خدا او را از زاويه خانه به سوى خود بالا برد. بعد گويد: يهوديان همان شب در طلب عيسى برآمدند. مردى را که عيسى خبر داده بود که تا پيش از صبح دوازده بار به او کافر شود گرفتند.

همچنين جوانى را که شبح عيسى به او القا شده بود کشتند و به دار آويختند. مرد ديگر نيز تا قبل از صبح دوازده بار به عيسى عليه السلام کافر شد [58].

علاّمه طباطبايى پس از نقل حديث مزبور مى گويد:

نزديک به همين روايت از ابن عبّاس و قتاده و ديگران نقل شده. برخى از ايشان گفته است: آن کس که شبح عيسى به او افتاد همان بود که يهوديان را به جايگاه عيسى راهنمايى کرد تا او را گرفته بکشند و برخى ديگر غير آن کس را گفته است. به هر تقدير، قرآن کريم نفياً يا اثباتاً از اين جريان ساکت است [59].

از حضرت رضا عليه السلام نيز نقل شده عيسى عليه السلام زنده از زمين به سوى آسمان برده شد و در بين آسمان و زمين روحش قبض شد و چون او را به آسمان بالا بردند روحش را به او برگرداندند؛ چنان که خداوند فرمود:

«إِذْ قالَ اللّهُ يا عِيسى إِنِّي مُتَوَفِّيکَ وَ رافِعُکَ إِلَىَّ وَ مُطَهِّرُکَ… » [60]؛

«ياد کن هنگامى را که خدا گفت: اى عيسى در حقيقت من تو را برگرفته و تو را به سوى خويش بالا مى برم و تو را از کسانى که کفر ورزيدند، پاک مى سازم…».

 امام صادق عليه السلام در مورد زندگى حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد:

خداوند عيسى بن مريم عليه السلام را مبعوث کرد و به او نور، علم، حکم و همه دانش پيامبران گذشته را عطا کرد و افزون بر آن انجيل را نيز بر او نازل کرد و او را به سوى بيت المقدس به جانب بنى اسرائيل فرستاد تا آنان را به ايمان به خدا و رسول و عمل به کتاب و حکمتش دعوت کند. بيشتر بنى اسرائيل در برابر دعوت او راه طغيان و کفر پيش گرفتند و چون ايمان نياوردند عيسى عليه السلام آنان را نفرين کرد. خداوند گروهى از اشرارِ آنان را مسخ کرد تا نشانه اى براى ديگران شده و عبرت گيرند، ولى متأسفانه آنان طغيان و کفر را بيشتر کردند.

عيسى عليه السلام در بيت المقدس ماند و مدّت 23 سال آنان را دعوت و به نعمت هايى که نزد خداست ترغيب مى کرد تا وقتى که يهود او را جستجو کرده بالاخره مدّعى کشته شدن و به دار آويختنش گشتند، ولى قطعاً خدا آنان را بر عيسى عليه السلام مسلّط نکرد، بلکه موضوع برايشان مشتبه گرديد و اصلاً يهوديان به عذاب و کشتن و به دار آويختن حضرت مسيح عليه السلام قدرت پيدا نکردند؛ زيرا قدرت پيدا کردنشان تکذيب قول خداوند است که مى فرمايد: خدا عيسى را پس از توفّى و اخذ تامّ به سوى خود بالا برد. [61]

تذکّر: احتمال اسرائيلى بودن برخى از اين روايات ضعيف نيست. بنابراين، در پذيرش مشترکات با اهل کتاب احتياط لازم است اما آنچه قطعى و ترديد نابردار است کلام الهى است که به صراحت کشته شدن حضرت عيسى عليه السلام را نفى مى کند. [62]

 اما راجع به حضرت خضر عليه السلام، به چند نکته اشاره مى شود:

1. در برخى روايات از طرق شيعه و سنّى نقل شده که حضرت خضر عليه السلام از آب حيات نوشيده است، مرحوم علامه طباطبايى(ره) در اين روايت ترديد و تشکيک مى فرمايند و مى گويند: «اين روايات و امثال آن، خبر واحدى است که قطع به صدورش نداريم و از قرآن کريم و سنت قطعى و عقل هم دليل بر توجيه و تصحيح آنها نداريم». [63]

2. در برخى روايات آمده است که امام صادق عليه السلام فرمودند: «خداوند به حضرت خضر عليه السلام عمر طولانى عطا فرمود زيرا خدا مى خواست به قائم ما (حضرت مهدى(عج) عمر طولانى بدهد و مى دانست) که بندگانش بر طول عمر او اشکال خواهند کرد، به همين جهت عمر بنده اش حضرت خضر را طولانى گردانيد که عمر طولانى حضرت قائم به آن تشبيه شود» [64].

3. در مورد حضرت خضر به صراحت و روشنى در قرآن مجيد چيزى نيامده است جز آنکه در سوره کهف داستان مصاحبت او با حضرت موسى عليه السلامبدون ذکر نام وى آمده است. در مورد پيامبرى وى نيز اختلاف نظر وجود دارد برخى وى را از اولياء الهى دانسته و برخى مانند علامه طباطبايى(ره) چنين استنباط نموده که وى از پيامبران بوده و نام و نسبش تالى بن مالک بن عامربن ارفخشيد بن سام بن نوح است.

بنابراين درباره حضرت خضر دو نظر وجود دارد:

1. وى از اولياى الهى بوده و داراى علم به باطن و حقايق عالم است.

2. وى از انبياى الهى بوده است.

 در هر صورت در روايات آمده است، آن شخصى که موسى عليه السلام به ملاقات او در مجمع البحرين شتافت و حوادث عجيبى که در همراهى او مشاهده کرد حضرت خضر عليه السلام بوده است و او در چشمه آب حيات، خود را شستشو داده است و به همين دليل زنده است و مرگ در او راه ندارد (مگر به هنگام برقرارى قيامت). [65]

 

[57]. آل عمران 3، آيه 55.
[58]. نور الثقلين، 345/1، ح 154.
[59]. الميزان، ج 3، ص 252.
[60]. آل عمران 3، آيه 55.
[61]. نور الثقلين، 346/1.
[62]. بنگريد: جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن، ج 4 معاد در قرآن.
[63]. ترجمه تفسير الميزان، ج13، ص489، ذيل آيات 60 تا 82 سوره کهف.
[64]. هزار و يک چرا؟ على سالک، نشر جمال، قم، ص224.
[65]. تفسير برهان، ج 2، ص 472. تفصيل داستان موسى و خضر وذوالقرنين را مى توانيد در تفسير سوره کهف مطالعه کنيد.

 

منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، فرجام شناسی/ مؤلف محمدرضا كاشفى

حتما بخوانيد

ویژه نامه اعتقادات و پاسخ به شبهات



مرگ حضرت عیسی به صلیب کشیدن حضرت مسیح سرنوشت حضرت عیسی خلاصه زندگینامه حضرت عیسی  مرگ حضرت عیسی مرگ حضرت عیسی مرگ حضرت عیسی مرگ حضرت عیسی مرگ حضرت عیسی مرگ حضرت عیسیمرگ حضرت عیسی آیه قرآن در مورد حضرت عیسی

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.