وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

قصاص مسلمان در برابر کافر

0

قصاص مسلمان در برابر کافر

 

حكم عدم اعدام براى شخص كه مرد مسلمان است با زن غيرمسلمان به چه علت است يعنى انسانيت انسان به دين شناخته مى شود؟

نكته اول:

آزار دادن هر موجودى اعم از درخت (شكستن شاخ و برگ آن) يا حيوان يا انسان (مسلمان يا غيرمسلمان) نارواست و سلب حيات از آن نارواتر. كشتن بى دليل انسان (خواه مسلمان وخواه كافر) از بزرگترين گناهان كبيره و داراى مجازات دنيوى و اخروى است. در عظمت و بزرگى گناه قتل همين بس كه آيه 32 قران كريم در اين مورد مى فرمايد: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعا»

هر كس يك انسان را بكشد بدون اينكه او كسى را كشته باشد و يا فسادى در زمين كرده باشد مثل اين است كه همه مردم را كشته است»

نكته دوم:

خداوند همه انسانها را از يك نفس آفريد (النساء: 1) و همه آنها را به عنوان گل سر سبد بوستان خلقت بر ديگر مخلوقات، شرف وجود بخشيد (اسرا: 70) جامه احسن المخلوقين برازنده وجودشان گردانيد (تين: 4) و بر اين خلقت ميمون وزيبا آفرين گفت (مومنون: 14) و همانطور كه اشاره كرديم قتل يك انسان به غير حق را به مثابه قتل تمام انسانها دانست (المائده: 32).

از طرف ديگر بعضى از انسانها را به عنكبوت (عنكبوت: 41) خر (جمعه: 5) سگ (اعراف: 176) و يا ديگر حيوانات تشبيه كرد و بعضى را مانند حيوان و حتى پست تر از حيوانات دانست (اعراف: 179 و فرقان: 44) و بخشى از همين انسانها را پليد و نجس خطاب كرد (التوبه: 28 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ) و در جاى جاى كلامش خود را متنفر از آنها اعلام نمود (توبه: 3) و شديد ترين عذابها را به آنها وعده داد (بينه: 6 و فتح: 6 و…) و از مسلمانان خواست كه از آنها اجتناب كنند.

با اين وجود خداوند متعال به هيچ كس از انسان ها اجازه آزار و اذيت هيچ انسانى را نداده است چرا كه استعداد انسان شدن در تمام آدميان (حتى كافران) وجود دارد و به لحاظ اين استعداد امكان كرامت يافتن انسان همواره محتمل است.

نكته سوم:

با اين بيان جاى اين سئوال از زبان پرسشگرى فهيم و حقيقت جو باقى مى ماند كه رمز اين گفتار به ظاهر دوگانه چيست؟ چرا بايد انسانها كه همگى داراى استعداد برابر در خلقت هستند دسته بندى شوند و عده اى منفور و عده اى مقرب و وارسته قلمداد گردند؟

رمز اين دسته بندى را بايد در ويژگى شرك و كفر در مقابل ايمان و اسلام جستجو كرد.

كفر و شرك از نظر قرآن:

در بيش از 500 آيه از قرآن كريم به صراحت پيامدها، آثار، منشا، ريشه ها و احكام مربوط به كفر و شرك پرداخته شده است. قرآن كريم شرك را مبغوضترين گناه دانسته كه به هيچ وجه مورد مغفرت الهى قرار نمى گيرد (. النساء: 116) از آن به «ظلم عظيم» تعبير كرده است (لقمان: 13). از كافرين و مشركين به عنوان بدترين و مبغوضترين مخلوقات الهى ياد نموده كه تا ابد در آتش جهنم بسر خواهندبرد (البينه: 6)

علت مبغوضيت شرك و كفر:

علت مبغوضيت شرك و كفر را بايستى در ميزان ضرر و مفسده اى كه بر انسان دارد جستجو كنيم چرا كه خداوند متعال همه مخلوقات را براى كمال و تعالى انسان خلق نموده و دين را به عنوان برنامه زندگى و چراغ هدايت به كمال و سعادت ابدى فراروى انسان نهاده است و اگر چيزى مانند شرك و كفر از نظر خداوند متعال تا اين درجه از مبغوضيت است صرفا به خاطر مفاسد و ضررهايى است كه براى كمال انسان دارد. ايمان به خداوند و يگانگى او بزرگترين هدف انسان (غررالحكم 1455- الإيمان أعلى غايه) و بهترين و نجاتبخش ترين وسيله براى تعالى و سعادت اوست (غررالحكم 740- لا وسيله أنجح من الإيمان) وهدف و غايت دين الهى به عنوان برنامه سعادت تحقق ايمان است (غررالحكم 1461- غايه الدين الإيمان).

از نظر اسلام سعادت ابدى و كمال نهايى كه حيات جاودانى نفس است در سايه توحيد محقق مى گردد (غررالحكم. 1345- التوحيد حياه النفس) كه ايمان زمينه ساز و شرط لازم آن است.

پس دين، ايمان و توحيد محبوبترين و بهترين چيزها نزد خداوند است كه مصلحت و فايده بسيار زيادى براى انسان و درجهت تحقق هدف خلقت دارند وهر چيزى كه به اين سه لطمه وارد كند نزد خداوند مبغوض خواهد بود. از نظر اسلام شرك به عنوان آفت ايمان (غررالحكم. 1579- آفه الإيمان الشرك) وضرر رساننده ترين چيزها است (غررالحكم. 1581- أضر شى‏ء الشرك) كه سبب هلاكت مى گردد (غررالحكم 1582- سبب الهلاك الشرك) و نقطه مقابل توحيد و در جهت گمراه كردن انسان از راه درست و سعادت است. (نساء 116: مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً)

با اين بيان رمز اينكه دسته اى از انسانها (كافر و مشرك) به حيوانات تشبيه شده اند و در مرتبه اى پست تر از حيوانات قرار گرفته اند مشخص مى گردد.

اينك پاسخ به سؤال مذكور: يكى از شرايط معتبر در قصاص، تساوى جانى (جنايتكار) با مجنّى (قربانى) است. از جمله تساوى‏هاى معتبر، تساوى در دين است. بر اساس آموزه هاى دينى احترام انسان به عنوان مخلوق خدا در اطاعت و فرمانبردارى ازدستورات الهى است. ازاين رو شخص كافر به خدا و شخص مطيع خدا از نظر احترام مساوى نيستند لذا نبايستى شخصى كه نزد خدا محترم است (مسلمان) به خاطر كافر كه غير محترم است كشته شود.

بنابراين فرد مسلمان را به خاطر قتل غيرمسلمان قصاص نمى‏كنند، چون در فرمانبرادى از خدا در مهمترين فرمان الهى يعنى دين برابر نيستند.

ولى به خاطر گناهى كه مرتكب شده است مجازات كرده و به پرداخت ديه مجبور مى نمايند.

پرسمان/

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.