وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

خانواده خاستگاه حقوق و تكاليف زن و شوهر

0

خانواده خاستگاه حقوق و تكاليف زن و شوهر

حقوق زن و مرد در ازدواج و مبانى اين حقوق از كجا آمده است؟

در ازدواج و تشكيل خانواده، به طور طبيعى تكاليف و حقوقى متوجه هر يك از زوجين مى شود. ازآن جا كه احكام وتكاليف شرعى براساس قدرت، توانايى وشرايط افرادمقررشده است. مردان با توجه به توانايى هاى جسمى وروحى كه دارند مسوليت هاى سنگين مديريت خانواده وتامين نيازهاى اساسى زن وفرزند از قبيل پوشاك، خوراك، مسكن، و… برعهده انان واگذارشده است. قران كريم در اين زمينه مى فرمايد: «الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم» يعنى: مردان، سرپرست و مسؤول رفع نيازمندي هاى زنانند.

اين آيه، ناظر به اداره خانه و خانواده و همسر است كه ضرورت وجود مديرى براى آن، بر همگان روشن است. مبانى حقوق زن ومرددراسلام، قران، سنت وضرورت هاى زندگى اجتماعى، عقل وفطرت است

زيرا اسلام دينى است فطرى و همساز با سرشت انسان، چه در حوزه مسئوليت ها و مسايل خانوادگى و چه در زمينه هاى اجتماعى، تفاوت هاى ياد شده را به عنوان واقعيت هاى حكيمانه و غير قابل انكار پذيرفته و در تعيين و مبناى حقوق و تكاليف هر يك لحاظ كرده است. مثلا در بخش احكام كه بيانگر مسئوليت ها و تكاليف انسان است به سه نوع احكام بر مى خوريم: احكامى كه عمومى اند، از هر كس كه شرايط تكليف را (آگاهى، قدرت و اختيار) داشته باشد خواسته شده است، زن باشد يا مرد. مانند نماز، روزه، حج و… گرچه در تمام اين ابواب به دليل ويژگى هاى ساختارى بدن زن، تسهيلاتى براى آنان قايل شده است به عنوان مثال در ايام عادات ماهانه و نفاس، تكليف نماز و روزه از ايشان ساقط شده، فقط روزه را پس از رفع مانع قضا كند. احكامى كه به لحاظ ويژگى هاى روحى و جسمى هر يك از زن و مرد، به يكى از آن دو اختصاص يافته است، مانند نبوت، امامت، مرجعيت و قضاوت (بر اساس فتواى مشهور فقها)، جهاد ابتدايى و شهادت، تامين نفقه زوجه، لزوم پرداخت مهريه، اداره و سامان دهى زندگى مشترك و ساير مسئوليت هاى سنگين و سخت سياسى و اجتماعى، به دليل اين كه نيازمند توانايى و قدرت ويژه اى است، به مردان واگذار شده است. از سوى ديگر مى بينيم، بر اساس استعدادها، ظرفيت ها و توانايى هاى كه زنان دارند، برخى از احكام مانند مادرى، حق حضانت (نگهدارى بچه)، استفاده از طلا، پوشيدن لباس ابريشم، معافيت از حكم عاقله و مسئوليت كيفرى او، حفظ حجاب و پوشش اسلامى و…، اختصاص به زنان دارد. راز و رمز وجود اين تفاوت ها از همين جا به خوبى روشن مى شود چون مى بينيم مسئوليت هاى جامعه هيچ گاه يكنواخت نبوده، بلكه همواره توام با كارها و مسئوليت هاى سبك و ظريف، سخت و خشن در خانه و بيرون از خانه است.

احكامى كه لزوم آن از خصوص زنان برداشته شده است، ولى در صورت انجام، كار شايسته اى تحقق يافته و همانند مردان مستحق اجر و پاداش خواهند بود، مانند جهاد و پيكار در راه خداوند، ايثارگرى در امور خانواده، از قبيل شير دهى، پرستارى و سر و سامان دادن به وضعيت خانه و خانواده و…. پس تفاوت هاى تشريعى عين عدالت و به تناسب خصوصيت روحى و جسمى هر يك از زن و مرد وضع شده است، تا هر يك مطابق با واقعيت هاى فطرت و انجام وظايف، به ارزش واقعى، حقوق و كمال حقيقى خود نايل شود. از اين رو گفته اند: اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نيست، بلكه با تشابه حقوق آنان مخالف است [مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، قم، اسلامى، چ 9، 1359، ص [112 زيرا تشابه و قايل شدن حقوق يكنواخت براى زن و مرد خود نوعى ظلم و ناديده گرفتن تمايزهاى طبيعى زن و مرد، استعدادها و قابليت هاى موجود در هر كدام مى باشد.

بنابراين، همان گونه كه بين زن و مرد به لحاظ جسمى و روحى تفاوت هايى است، به لحاظ برخى تكاليف و احكام دينى نيز تفاوت هاى وجود دارد. چنان كه تفاوت هاى طبيعى و اجتماعى منافاتى با تساوى ارزش زن و مرد ندارد چرا كه به انگيزه حفظ مصالح فرد و جامعه است، و نه برخاسته از هويت و ذات انسانى تفاوت در پاره از احكام شرعى نيز تعارض با تساوى ارزش و كرامت اجتماعى و معنوى زن و مرد ندارد زيرا معيار ارزش معنوى انسان ها، تقوا و تقرب به خداوند است و ملاك ارزش اجتماعى يك شخص توانايى ها و صلاحيت هاى است كه براى اجتماع نافع است، آن چه در اين جايگاه هيچ نقشى در تقليل يا تكثير ارزش ندارد، جنسيت است.

اين حقيقت با صراحت تمام در آياتى از قرآن كريم بازتاب يافته است: هر كس كار شايسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن در حالى كه مؤمن است، او را به حيات پاك زنده مى داريم، و پاداش آن ها را به بهترين اعمال كه انجام مى دادند خواهيم داد. [نحل،. 97] انّى لااضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى، من عمل هيچ عمل كننده اى از شما را، مرد باشد يا زن، ضايع نمى كنم. [، آل عمران،. 195) من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنه و لايظلمون نقيرا، كسى كه كارهاى شايسته و اعمال صالح انجام دهد، مرد باشد يا زن، در حالى كه داراى ايمان است، پس اينان به بهشت برين در آيند و مورد كوچك ترين ظلم و ستمى قرار نگيرند. [مؤمن،. 40) در تمام آيات قرآن كريم كه در باره آفرينش انسان، شخصيت وجودى، كردار و رفتار وى بحث شده است، هرگز زن و مرد را از يك ديگر جدا ندانسته و آنان را از يك منشأ و از يك جنس و از يك وجود تلقى كرده است، و براى هر كدام در عين تفاوت هاى فيزيكى و روحى، شخصيت مستقل و جايگاه ارزشمند در نظر گرفته است.

خلاصه سخن اين كه تساوى زن و مرد و نيز تفاوت هاى جسمى و روحى آنان زمينه اشتراك و هم چنين اختصاص حقوق ويژه اى را براى هر كدام فراهم مى كند، و هر يك وظيفه و حقى متناسب با شرايط وجودى، ساختمان جسمى و خصايص روحى خود را دارا خواهند بود.

به ياد داشته باشيم، اين بخش ار حقوق و مسئوليت هاى متفاوت، هر چند در مقايسه با وظايف و حقوق مشترك، اندك است، اما بسيار مهم و كاربردى بوده، و ناديده گرفتن آن آسيب جدى به بخش ديگر و داورى در باره آن وارد مى سازد.

بنابراين، شعار تساوى همه جانبه زنان و مردان اگر به معناى ناديده انگاشتن اين دسته از نقش ها، موقعيت ها، قابليت ها و استعدادهاى متفاوت باشد، ادعاى غير منطقى است چرا كه در فهم مسايل زنان، حقوق و مسئوليت هاى فردى و اجتماعى آن ها، اين تعادل به عنوان يك مبنا و اصل مورد توجه قرار نگرفته است. پس مفاد اصل مذكور اين شد كه در ترسيم حقوق زن و مرد و مسئوليت هاى فردى و جمعى آنان و داورى در باره مبانى و حقوق زن، بايد به تفاوت هاى جسمى و روحى هر كدام، ظرفيت ها و هدف آفرينش از خلقت دو موجود بنام زن و مرد، توجه اساسى نمود.

كانون خانواده و نيازهاى متقابل زن و مرد

در جهانى كه زن در نظر مردم مايه سرشكستگى، عار و ننگ بود و به فرموده قرآن كريم هر گاه دخترى متولد مى شد، افراد خانواده از شدّت تأثر و ناراحتى در ميان مردم سر بلند نمى كردند و راهى بيابان ها مى شد، [نحل،. 95] اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انسانى دانسته و شخصيت عظيم سياسى، اجتماعى و فكرى براى او قايل شد و فرمود: زن و مرد از جان يكديگر و مكمل هم اند، و هر دو از يك ريشه آفريده شده اند، اگر هر كدام را بريده از ديگرى بينگاريم، گويا وجود ناقصى را فرض كرده ايم كه بدون آن، ديگرى كامل نخواهد شد: و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودّه و رحمه، يكى از نشانه هاى خداوند اين است كه براى شما از جنس خود تان همسرانى آفريد تا مايه سكونت و آرامش شما باشند و ميان تان دوستى و مهربانى قرار داد. در اين كار براى آن هاى كه انديشه مى كنند نشانه هاى است. [روم،. 21] يا آن جا كه به گونه اى بسيار روشن و صريح به اين پيوند متقابل الهى، و نياز و تسخير بسيار نزديك و ناگسستنى ميان زن و مرد اشاره مى كند: هنّ لباس لكم و انتم لباس لهنّ، آن ها لباس و مدافع شمايند و شما لباس و مدافع آنانيد. [بقره،. [187 بر اساس اين آموزه الهى زن و مرد در حوزه نقش ها و مسئوليت هاى كه بر عهده دارند، چه در سطح خانواده و چه در محيط جامعه، مقابل يكديگر نيستند بلكه مكمل هم ديگر مى باشند، بسيارى از نقش ها و تكاليف است كه فقط زن مى تواند بازى كند، و بسيارى موقعيت ها و تكاليف است كه تنها از عهده مرد بر مى آيد. زن و مرد هر يك، نيمه يك پيكره اند، و تنها در سايه همكارى و همفكرى مشترك و تقسيم عادلانه و حكيمانه مسئوليت ها و ايفاى نقش تكميلى نسبت به يكديگر است كه اين پيكره جان گرفته، پويا و بالنده مى شود.

خانواده يا بنيادى ترين واحد جامعه

نياز متقابل زن و مرد و در نتيجه در خدمت يكديگر و همكار هم بودن، به عنوان يك واقعيت تكوينى و اجتماعى در قالب نهاد به نام خانواده نمود يافته و شكل مى گيرد. زن و مرد بدين طريق به خدمت متقابل يك ديگر در مى آيند، و ره آورد آن برآورده شدن بخش عمده اى از اساسى ترين نياز هاى فردى و اجتماعى آنان و جامعه بشرى و نيز ضمانت بقاى حيات آدمى و استمرار حضور جامعه انسانى خواهد بود.

خانواده به عنوان يكى از بنيادى ترين واحد جامعه كانون مشاركت و همدلى دو انسان به عنوان زن و شوهر، پاسخگويى به ندايى است كه از عمق فطرت و نهان آدمى به گوش مى رسد، كه در آن به تعبير زيباى قرآن كريم، زن و شوهر لباس و پوشش يك ديگراند. هر يك بدون ديگرى به انسان عريان و برهنه اى مى ماند كه در برابر تلخى ها و سختى هاى زندگى و نيازهاى اساسى انسان بى پناه و بى دفاع خواهد بود.

نقش كاربردى زن در خانواده

حضور فعال و نقش سازنده زن در خانواده فراوان است، در اين ارزيابى به چند نقش محورى او، به عنوان يكى از دو ركن اصلى اين نهاد اشاره مى شود:

الف. زن و بازسازى شخصيت شوهر

زن در خانواده، توانايى، كارايى و شخصيت مرد را بازسازى كرده و سامان مى بخشد. آرامش، مهربانى و سكونى را كه زن به وسيله عاطفه، احساسات و دلربايى خود پديد مى آورد با هيچ مكانيسم و ابزارى نمى توان ايجاد كرد. از اين حقيقت روشن در نقش آفرينى زنان، قرآن كريم پرده برداشته مى فرمايد: از نشانه هاى خداوند اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد تا مايه سكونت و آرامش شما باشد…. روم 21 سكون آرامش عميقى است كه مردان در كنار زنان و در بستر خانواده به آن مى رسند كه در پرتو آن زندگى پرفراز و نشيب چون قايقى به ساحل رسيده، تشويش ها، سرگردانى ها و افسردگى ها از محيط انديشه و زندگى مردان رخت بر مى بندد.

ب. زن و مسئوليت پذيرى مردان

زن در كانون خانواده، مرد را با مسئوليت و تكليف آشنا ساخته، بذر مسئوليت پذيرى و تعهد را به تدريج در شخصيت و ضمير او مى كارد. مديريت، تعهد شناسى و سرپرستى را به او آموزش مى دهد، و اين ره آورد بسيار ارزشمندى است كه در هيچ كلاسى، نمى توان به اين درجه عينى، گويا و در عين حال عاطفى و انسانى، كاردانى و وظيفه شناسى را به انسان ها آموخت. به گفته ويل دورانت: زن از آن جا كه مرد خيالى سرگردان را به مرد فداكار و پاى بند به خانه و كودكان خود تبديل مى سازد، عامل حفظ بقاى نوع است. (ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زرياب خويى، تهران، علمى و فرهنگى، 1374، ص. 143)

زن و رسالت مهم مادرى

از ديگر نقش هاى كليدى و حياتى زن در نهاد خانواده رسالت مادرى است، كه اين نقش نيز از مهم ترين و اساسى ترين نقش زنان به حساب مى آيد زيرا تمام ابعاد شخصيت كودك و آينده سازان جامعه توسط مادر و در آغوش گرم، پرمهر و باصفاى او شكل گرفته و پابرجا مى شود. فرزندان سرمايه هاى اصلى و راهبردى ترين شيوه هاى زندگى فردى و اجتماعى را در اين دوران نسبتا طولانى، از مادر دريافت مى كنند. از اين رو در نظام نامه حقوقى اسلام، توصيه ها و تاكيدهاى فراوانى در دوران باردارى، پس از زايمان، شير دادن و… به مادران شده است. كه اين ها همه در ايفاى نقش اصلى زن و رسالت مادرى، در پرورش و تربيت فيزيكى و روحى فرزندان بسيار مفيد و مؤثر بوده و زيباترين هنر نمايى زن است. هنر و نقشى كه جز زن هيچ كسى نمى تواند آن را با اين زيبايى و قداست بازى كند: بايد زنان تندرستى را كه به كودك شير مى دهد، نقطه اعلاى زيبايى عالم بدانيم. [همان، ص [. 142 از اين رو در فهم مسايل زنان و جانبدارى هاى اصولى و انسانى از حقوق زنان بايد به عظمت و جايگاه اين بعد از حيات زنان توجه ژرف نموده، و هيچ گاه نبايد اين رسالت مهم را به پاى برخى از نقش هاى زود گذر اجتماعى نفله نماييم زيرا: نبوغ در مادرى همان اندازه امكان دارد كه نبوغ در سياست و ادب و جنگ. در باره برابرى در نبوغ نبايد از روى برابرى در قدرت يا توانايى در اجراى امور با مهارت مساوى حكم كرد… بلكه برابرى در نبوغ را بايد از روى توانايى در اجراى مشاغل و وظايفى دانست كه طبيعت هر يك از زن و مرد مقرر كرده است. در آيين اسلام نيز در نقش مادر و عظمت آن سخن ها گفته اند، و بهشت را زير پاى مادران دانسته است، تا پيوند فرزندان با محور خانواده استوار تر گردد و نظام ارزشمند خانواده پاينده تر و پويا تر شود.

دانشمندان دلسوز، كه در انديشه سامان يابى اجتماع، رفاه و تمدن بشرى هستند، نيز زنان و جامعه را به اصالت نقش مادرى بسيار توجه مى دهند، و پيوسته تاكيد مى كنند كه شعار تبليغاتى تساوى زن و مرد مبادا آنان را از ايفاى كامل نقش مادرى باز دارد كه اين فاجعه اى بس عظيمى است كه با هيچ جانشين و عامل ديگر جبران پذير نخواهد بود.

خانواده خاستگاه بسيارى از حقوق و تكاليف

همان گونه كه در مسايل پيشين ذكر شد، زن و مرد از يك گوهر انسانى آفريده شده اند و به صورت طبيعى و هماهنگ، يار و مكمل يكديگراند. احكام و حقوق شرعى و رهنمودهاى دينى نيز هماهنگ با اين نقش، مرزها و حدود روابط متقابل تكميلى را مشخص مى كند، اسلام براى تقويت و پويايى اين پيوند طبيعى و حمايت از عوامل و زمينه هاى كه به استحكام اين روابط مى انجامد، حقوق و مسئوليت هايى را مقرر كرده است. از همين رو بيشترين اختلافات حقوقى زن و مرد به حقوق خانواده مربوط مى شود: در باره اختلاف هاى خانوادگى بيش از هشتاد آيه در قرآن مجيد موجود است. با توجه به اين كه در زمينه اختلاف هاى اجتماعى، در اين كتاب شريف فقط دو آيه وجود دارد، به خوبى در مى يابيم كه اكثريت قريب به اتفاق اختلاف هاى تشريعى و حقوقى زن و مرد كه در قرآن كريم ذكر شده، متوجه مسايل خانوادگى است و اين خود از اهميت اين نهاد اجتماعى حكايت دارد. [محمد تقى مصباح يزدى، حقوق زن در قرآن، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (ره) چ دوّم، 1382، صص 41 و. 42) مسلّما اختلاف هاى حقوقى زن و مرد در نهاد خانواده به گونه اى است كه ساير تمايز هاى حقوقى زن و مرد نيز به طور غير مستقيم از آن متأثر است. البته توجه داشته باشيم كه بيشتر اين تفاوت هاى قانونى و حقوقى مولود عناوين فقهى و حقوقى خاصى است كه هر يك از زن و مرد در خانواده و اجتماع پيدا مى كنند از قبيل احكام زن و شوهرى، پدر و مادرى كه هر كدام حقوق و امتيازات متقابل ايجاد مى كند، به عنوان مثال مرد را در مقام مسئوليت سنگين تامين هزينه زندگى خود، خانواده، رياست و اداره امور زن و فرزند، تحمل كارهاى سخت و طاقت فرسا در بيرون از منزل قرار مى دهد، و در مقابل، زن را در موقعيت عهده دارى فرزند و مقام مهم مادرى قرار داده و اين بار گران و در عين حال پر ارزش را بر دوش او مى نهد. چنان كه قرآن كريم در ضمن سفارش به نيكى به پدر و مادر، تنها از بار دشوار فرزند دارى كه توسط مادر انجام مى شود ياد مى كند: و وصّينا الانسان بوالديه احسانا حملته امّه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا، ما به انسان توصيه كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى كند و با ناراحتى بر زمين مى گذارد، و دوران حمل و از شير باز گرفتنش سى ماه است…. (احقاف، 15) كما اين كه وقتى سرپرستى و رياست مردان بر زنان را صادر مى كند در اشاره به خاستگاه اين حكم، تفاوت طبيعى ميان زن و مرد را نيز ياد آور مى شود: الرجال قوّامون على النّساء بما فضّل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم، مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برترى هاى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و به خاطر انفاق هاى كه از اموال شان (در مورد زنان) مى كنند…. [نساء،. 34] ناگفته پيدا است كه قيموميت مردان بدين معنى نيست كه اسلام مرد را قيّم زن و زن را برده و اسير او بداند، بلكه به فرموده استاد مطهرى قوّامون على النّساء به اين معنا است: مرد ها بالاتر از زنان ايستاده اند يعنى اختيار شان در دست آن ها است. [مرتضى مطهرى، حق سرپرستى در خانواده، به نقل از ماهنامه پيام زن، شماره 26، ص. 5) مرحوم محمد تقى جعفرى نيز كلمه قوام را به معناى قيّم در اصطلاح فقهى و حقوقى در اين آيه نمى داند بلكه به نظر وى اين كلمه در آيه فوق، طبق قراين موجود در آيات قرآن، به معناى اجرا كننده مصالح خانوادگى است نه قيّم به اصطلاح فقهى و حقوقى.

[محمد تقى جعفرى، ترجمه و تفسير نهج البلاغه، ج 11، بى ميم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1361، صص 270 و [. 271 به هر صورت سرپرستى و نظارت مرد بر زن و قواميت مطرح در اين آيه، صرفا به حوزه مسايل زناشويى و خانوادگى اختصاص داشته و فراتر از آن را شامل نمى شود زيرا در ادامه آيه مى خوانيم: بما انفقوا من اموالهم، تنها جاى كه مرد به لحاظ مرد بودن، مسئوليت خرجى دادن زن را به لحاظ زن بودن بر گردن مى گيرد، دايره زوجيت و زناشويى است. [محمد حسين فضل ا…، نقش و جايگاه زن در حقوق اسلامى، ترجمه عبدالهادى فقهى زاده، تهران، نشر ميزان، 1378، ص. 23) آيت ا… جوادى آملى در اين باره مى گويد: الرّجال قوّامون على النّساء مربوط به آن جايى است كه زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد كه در آن صورت سخن از قوام بودن به ميان مى آيد، علاوه بر آن كه قوّام بودن نشانه كمال و تقرب الى الله نيست، هم چنان كه در تمام وزارت خانه ها، مجامع و مراكز، افرادى هستند كه قوّام ديگرى هستند، مدير و مسئول و رئيس و مانند آن هستند، اما اين مديريت فخر معنوى نيست بلكه يك كار اجرايى است…. [عبدالله جوادى آملى، پيشين، ص. 391) علت اين كه مرد سرپرست خانواده معرفى شده است، يك علت طبيعى و به دليل برخوردارى او از صلاحيت بيشتر در برابر رويدادهاى خشن زندگى، قدرت تعقل، تدبير و سامان دهى امور خانواده است. البته رياست و نظارت مرد بر خانواده به معناى تحكم و زروگويى نيست بلكه بدين معنا است كه مرد با نظام شورايى و با مودت و رحمت، ايثار و فداكارى كه پايه زندگى مشترك بر آن نهاده است، خانواده را اداره كند.

اين موضوع بدان معنا نيست كه مقام زن كوچك شده باشد بلكه حفظ نظم و انضباط منزل و سياست كلان نهاد خانواده چنين اقتضايى را دارد، چنان كه از نظر اسلام رياست داخلى خانه و خانه دارى بر عهده زن گذاشته شده است:«كل نفس من بنى آدم سيّد فالرّجل سيّد اهله و المرأه سيّد بيتها» رسول خدا فرمود: هر فردى از افراد بنى آدم مستقل و رئيس است مرد در امر خانواده و اهل بيت و زن در امور خانه و خانه دارى استقلال و رياست دارد. [يحيى نورى، حقوق زن در اسلام و جهان، تهران، نشر فراهانى، 1374، ص. 134) بر همين اساس است كه فاطمه زهرا (س) (الگوى شايسته همه بانوان جهان)، از واگذارى پيامبر (ص) كارهاى داخل خانه را به ايشان و كارهاى بيرون منزل را به على (ع) به اندازه مسرور شد كه فرمود: كسى جز خدا نمى داند كه چقدر خوشنود شدم از اين كه پيامبر (ص) مسئوليت مردان را بر دوش من ننهاد. [محمد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص. 81) برآيند و نتيجه كلى اين شد، كه در بررسى مسايل زنان و داورى درست در باره حقوق، تكاليف و مسئوليت هاى فردى و اجتماعى آنان، خانواده به عنوان يك نهاد اساسى در جامعه تكميل كننده نقش مرد در اجتماع نياز ها و حقوق متقابل آن ها، بايد در نظر گرفته شود. طبيعى است كه بدون توجه به جايگاه منحصر به فردى كه سازمان خانواده دارد، سخن گفتن از حقوق فردى و اجتماعى آنان، تكاليف و نقش هر كدام در جامعه بشرى، سخن غير اصولى و به دور از ادبيات و مكانيسم فهم مسايل زنان و رسالت واقعى آن ها است، كه نه تنها به حقوق، حضور اجتماعى، عفاف و كرامت زن كمك نمى كند كه به ابتذال و عقب ماندگى او منجر خواهد شد

براى آگاهى بيشتر ر. ك:

– آيين همسردارى، ابراهيم امينى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى

– جوانان و انتخاب همسر، على اكبر مظاهرى، انتشارات پارسايان

– اخلاق در خانواده، نوشته حسين مظاهرى

– بهشت خانواده، مصطفوى

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.