وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

احكام روزه حضرت آیت الله العظمی مظاهری

در ادامه می توانید احكام روزه مطابق نظر حضرت آیت الله العظمی مظاهری را بخوانید.

احكام روزه حضرت آیت الله العظمی مظاهری

 

روزه آن است كه انسان با نيّت، از اذان صبح تا مغرب، از چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد.

مسئله ۱۲۰۱- نيّت يعنى توجّه به عمل براى اطاعت فرمان خدا، و لازم نيست انسان نيّت را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذارند، بلكه همين قدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد، كافى است و براى آنكه يقين كند تمام اين مدّت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد.

مسئله ۱۲۰۲- انسان مى‏تواند در هر شب از ماه رمضان تا اذان صبح براى روزه فردا نيّت كند و بهتر است كه شب اوّل ماه هم نيّت روزۀ همۀ ماه را بنمايد.

مسئله ۱۲۰۳- در هر روزۀ واجب اگر به‌واسطۀ عذرى مثل خواب يا مرض يا مسافرت يا غفلت تا پيش از ظهر نيّت نكند و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيّت روزه كند.

مسئله ۱۲۰۴- وقت نيّت روزۀ مستحبّى از قبل از اذان صبح است تا موقعى كه به اندازۀ نيّت كردن به مغرب وقت مانده باشد كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد و نيّت روزه مستحبّى كند، روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۲۰۵- اگر بخواهد غير روزۀ رمضان روزۀ ديگرى بگيرد و تعيينِ واقعى نداشته باشد، بايد آن را معيّن نمايد؛ مثلاً نيّت كند كه روزۀ قضا يا روزۀ نذر مى‏گيرم، ولى در ماه رمضان لازم نيست نيّت كند كه روزۀ ماه رمضان مى‏گيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است يا فراموش نمايد و روزۀ ديگرى را نيّت كند، روزۀ ماه رمضان حساب مى‏شود.

مسئله ۱۲۰۶- اگر بداند ماه رمضان است و عمداً نيّت روزۀ غير رمضان كند، روزۀ ماه رمضان حساب مى‏شود.

مسئله ۱۲۰۷- اگر مثلاً به نيّت روز اوّل ماه روزه بگيرد، بعد بفهمد دوّم يا سوّم بوده، روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۲۰۸- اگر پيش از اذان صبح نيّت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود، روزه‏اش صحيح است.

صفحه ۱۸۶

مسئله ۱۲۰۹- اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت شود، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيّت كند و روزۀ او صحيح است و اگر كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام داده باشد يا بعد از ظهر ملتفت شود كه ماه رمضان است، روزۀ او باطل مى‏باشد، ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام ندهد و بعد از رمضان هم آن روزه را قضا نمايد.

مسئله ۱۲۱۰- اگر بچّه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود بايد روزه بگيرد و اگر بعد از اذان بالغ شود، روزۀ آن روز بر او واجب نيست.

مسئله ۱۲۱۱- كسى كه روزۀ قضا يا روزۀ واجب ديگرى دارد، مى‏تواند روزۀ مستحبّى يا روزۀ استيجارى بگيرد.

مسئله ۱۲۱۲- اگر كسى در روزۀ واجب يا مستحب، مردّد شود كه روزه را باطل كند يا نه، يا قصد كند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسئله ۱۲۱۳- اگر در ماه رمضان، پيش از ظهر كافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد نيّت روزه كند و روزۀ او صحيح است و قضا هم ندارد.

مسئله ۱۲۱۴- روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اوّل رمضان، واجب نيست روزه بگيرد و اگر بخواهد روزه بگيرد، نمى‏تواند نيّت روزۀ رمضان كند، ولى اگر نيّت روزۀ رمضان يا روزۀ قضا و مانند آن بنمايد، چنانچه بعد معلوم شود رمضان بوده، روزۀ او صحيح است و از ماه رمضان حساب مى‏شود.

مسئله ۱۲۱۵- كسى كه در ماه رمضان روزه نيست، مستحب است از كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند خوددارى نمايد، و مستحب است اگر غذا يا آب خورد، سير نخورد.

كارهايى كه روزه را باطل مى‏كند
صفحه ۱۸۷

۱.‌ خوردن و آشاميدن‏

مسئله ۱۲۱۶- اگر روزه‏دار عمداً چيزى بخورد يا بياشامد، روزۀ او باطل مى‏شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاك و شيرۀ درخت، و چه كم باشد يا زياد، حتّى اگر مسواك را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزۀ او باطل مى‏شود، مگر آنكه رطوبت مسواك در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت خارج به آن گفته نشود.

مسئله ۱۲۱۷- اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد و چنانچه عمداً فرو برد روزه‏اش باطل است و كفّاره هم بر او واجب مى‏شود.

مسئله ۱۲۱۸- اگر روزه‏دار سهواً يا جهلًا چيزى بخورد يا بياشامد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسئله ۱۲۱۹- تزريق آمپولى كه عضو را بى‌حسّ مى‏كند يا به جاى دارو استعمال مى‏شود اشكال ندارد، ولى بهتر است كه روزه‏دار از استعمال آمپول يا سرُمى كه به جاى غذا به كار مى‏رود خوددارى كند.

مسئله ۱۲۲۰- اگر روزه‏دار چيزى را كه لاى دندان مانده است عمداً فرو ببرد، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسئله ۱۲۲۱- كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد، لازم نيست پيش از اذان دندان‌هايش را خلال كند، ولى اگر بداند غذايى كه لاى دندان مانده در روز فرو مى‏رود، چنانچه خلال نكند و چيزى از آن فرو رود، روزه‏اش باطل مى‏شود.

مسئله ۱۲۲۲- فرو بردن آب دهان گرچه به‌واسطۀ خيال‌كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمى‏كند.

مسئله ۱۲۲۳- فرو بردن اخلاط سر و سينه، تا به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد، ولى اگر داخل فضاى دهان شود بهتر است آن را فرو نبرد.

مسئله ۱۲۲۴- اگر چيزى نظير مگس در گلوى روزه‏دار برود، اگر ممكن باشد بايد آن را بيرون آورد و روزۀ او باطل نمى‏شود و اگر ممكن نباشد فرو بردن آن مانعى ندارد و روزۀ او هم صحيح است.

صفحه ۱۸۸

مسئله ۱۲۲۵- اشخاصى كه به تنگى نفس مبتلا مى‏باشند و به دستور پزشك هنگام تنگى شديد نفس توسّط وسيله‏اى كه حاوى مواد اكسيژنى است از راه دهان اكسيژن به ريۀ خودشان مى‏رسانند، روزۀ آنها صحيح است.

مسئله ۱۲۲۶- اگر روزه‏دار به قدرى تشنه شود كه تحمّل آن طاقت‌فرسا باشد و يا خوف ضرر بدهد، مى‏تواند به اندازۀ رفع ضرورت آب بياشامد، ولى روزۀ او باطل مى‏شود و اگر ماه رمضان باشد بايد در بقيۀ روز از به‌جا آوردن كارى كه روزه را باطل مى‏كند، خوددارى نمايد.

مسئله ۱۲۲۷- جويدن و چشيدن غذا كه معمولًا به حلق نمى‏رسد گرچه اتفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمى‏كند، ولى اگر انسان از اوّل بداند كه به حلق مى‏رسد، چنانچه فرو رود، روزه‏اش باطل مى‏شود و بايد قضاى آن را بگيرد و كفّاره هم بر او واجب است.

مسئله ۱۲۲۸- انسان نمى‏تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه معمولًا نمى‏شود آن را تحمّل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.

۲.‌ رساندن غبار غليظ به حلق‏

مسئله ۱۲۲۹- اگر به‌واسطۀ باد يا جاروب كردن و مانند اينها غبار برخيزد و بر اثر عدم مواظبت به حلق برسد، روزه‏اش باطل مى‏شود و همچنين اگر دود و بخار در اثر عدم مواظبت به حلق برسد، روزه را باطل مى‏كند و امّا اگر سهواً يا جهلًا يا بى‏اختيار، غبار و دود و مانند آن به حلق برسد، مانعى ندارد.

مسئله ۱۲۳۰- استعمال سيگار و ترياك و هرويين و ساير دخانيات روزه را باطل مى‏كند.

۳.‌ اماله كردن‏

مسئله ۱۲۳۱- اماله كردن با چيز روان، گرچه از روى ناچارى و براى معالجه باشد، روزه را باطل مى‏كند، امّا اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسئله باشد، روزه باطل نمى‏شود، و استعمال شياف‌هايى كه براى معالجه است، مطلقاً اشكال ندارد.

 

۴.‌ جماع‏

مسئله ۱۲۳۲- جماع (نزديكى با زن يا مرد يا حيوان) روزه را باطل مى‏كند، گرچه فقط به مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.

صفحه ۱۸۹

مسئله ۱۲۳۳- اگر كمتر از مقدار ختنه‏گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد و يا شك كند كه به اندازۀ ختنه‏گاه داخل شده يا نه، روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۲۳۴- اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد يا مسئله را نداند يا او را به جماع مجبور نمايند، به طورى كه از خود اختيارى نداشته باشد، روزۀ او باطل نمى‏شود، ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال جماع خارج شود و اگر خارج نشود، روزۀ او باطل است.

۵. استمناء

مسئله ۱۲۳۵- اگر روزه‏دار با خود، كارى كند كه منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل مى‏شود؛ امّا اگر بى‏اختيار يا سهواً يا جهلًا يا در خواب منى از او بيرون آيد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسئله ۱۲۳۶- هرگاه روزه‏دار بداند كه اگر در روز بخوابد محتلم مى‏شود، يعنى در خواب منى از او بيرون مى‏آيد، مى‏تواند در روز بخوابد و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود، روزه‏اش صحيح است.

مسئله ۱۲۳۷- اگر روزه‏دار در حال بيرون‌آمدن منى از خواب بيدار شود، واجب نيست از بيرون‌آمدن آن جلوگيرى كند.

مسئله ۱۲۳۸- روزه‏دارى كه محتلم شده، مى‏تواند بول كند، گرچه بداند به‌واسطۀ بول باقيماندۀ منى از مجرا بيرون مى‏آيد.

مسئله ۱۲۳۹- اگر به قصد بيرون آمدن منى كارى بكند، ولى منى از او بيرون نيايد، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسئله ۱۲۴۰- اگر روزه‏دار بدون قصد بيرون آمدن منى، با كسى بازى و شوخى كند، در صورتى كه عادت نداشته باشد كه بعد از بازى و شوخى منى از او خارج شود، گرچه اتفاقاً منى بيرون آيد، روزۀ او صحيح است.

۶.‌ باقى‌ماندن بر جنابت، حیض و نفاس تا اذان صبح‏

مسئله ۱۲۴۱- اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند يا اگر وظيفۀ او تيمّم است عمداً تيمّم ننمايد، روزه‏اش باطل است، ولى اگر از روى سهو يا جهل يا اجبار غسل يا تيمّم ننمايد، روزه‏اش صحيح است.

صفحه ۱۹۰

مسئله ۱۲۴۲- كسى كه جنب است و مى‏خواهد روزه بگيرد گرچه روزۀ مستحبّى باشد، چنانچه عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود، مى‏تواند با تيمّم روزه بگيرد و صحيح است و لازم نيست تا اذان صبح بيدار بماند.

مسئله ۱۲۴۳- اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك يا چند روز يادش بيايد، روزه‏هايى كه گرفته، صحيح است، ولى مستحب است كه آن روزه‏ها را قضا كند.

مسئله ۱۲۴۴- كسى كه در شب ماه رمضان براى هیچ‌کدام از غسل و تيمّم وقت ندارد، اگر خود را جنب كند، روزه‏اش باطل است و قضا و كفّاره بر او واجب مى‏شود، ولى بايد آن روز را روزه بگيرد، امّا اگر براى تيمّم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند، با تيمّم روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۲۴۵- اگر گمان كند كه به اندازۀ تيمّم وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت براى تيمّم ندارد، روزه‏اش صحيح است.

مسئله ۱۲۴۶- كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى‏داند كه اگر بخوابد تا اذان صبح بيدار نمى‏شود، نبايد بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بيدار نشود، روزه‏اش باطل است و قضا و كفّاره بر او واجب مى‏شود، مگر اينكه بدون اختيار خوابش ببرد.

مسئله ۱۲۴۷- كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و احتمال مى‏دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، در صورتى كه بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه‏اش صحيح است.

مسئله ۱۲۴۸- اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى‏شود، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بيدار نشود، بايد علاوه بر گرفتن روزۀ آن روز، قضاى آن را هم بگيرد. و همچنين است اگر براى دفعه سوّم يا بيشتر بخوابد و بيدار نشود، ولى در هیچ‌یک از اينها كفّاره بر او واجب نمى‏شود.

مسئله ۱۲۴۹- خوابى را كه در آن محتلم شده نبايد خواب اوّل حساب كرد، بلكه اگر از آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد، خواب اوّل حساب مى‏شود.

مسئله ۱۲۵۰- اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، واجب نيست فوراً غسل كند.

مسئله ۱۲۵۱- هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده، گرچه بداند پيش از اذان محتلم شده، روزۀ او صحيح است.

صفحه ۱۹۱

مسئله ۱۲۵۲- كسى كه مى‏خواهد در غير ماه رمضان روزه بگيرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، گرچه از روى عمد نباشد، روزۀ او باطل است، ولى اگر روزۀ معيّنى مى‏خواهد بگيرد و يا وقت‏ قضاى روزۀ ماه رمضان تنگ باشد، اگر از روى عمد نباشد، بايد آن روز را روزه بگيرد.

مسئله ۱۲۵۳- زنى كه پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك مى‏شود، اگر مى‏تواند بايد غسل كند و اگر نمى‏تواند بايد تيمّم نمايد و احكام جنابت كه قبلًا گفته شد، در مورد او جارى نمى‏شود.

مسئله ۱۲۵۴- اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند، گرچه نزديك مغرب باشد، روزۀ او باطل است.

مسئله ۱۲۵۵- اگر زنى كه در حال استحاضه است غسل‌هاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه‏گفته شد به‌جا نياورد، نمازهاى او باطل، ولى روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۲۵۶- كسى كه مسّ ميّت كرده، يعنى جايى از بدن خود را به بدن ميّت رسانده، مى‏تواند بدون غسل مسّ ميّت روزه بگيرد و اگر در حال روزه هم ميّت را مس نمايد، روزۀ او باطل نمى‏شود.

مسئله ۱۲۵۷- كسى كه جنب است يا از حيض يا نفاس پاك شده است و آب ندارد كه غسل كند و چيزى هم نيست كه بر آن تيمّم كند، بايد روزه بگيرد و روزۀ او صحيح است و قضا هم ندارد.

مسئله ۱۲۵۸- كسى كه در شب جنب شده يا در روز محتلم شده است و به‌واسطۀ عذرى مى‏خواهد قبل از ظهر نيّت كند، بايد غسل كند و اگر نمى‏تواند بايد تيمّم كند و نيّت روزه كند.

۷.‌ قى كردن‏

مسئله ۱۲۵۹- هرگاه روزه‏دار عمداً قى كند، گرچه به‌واسطۀ مرض و مانند آن ناچار باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود، ولى كفّاره ندارد و قضاى تنها كافى است، امّا اگر جهلًا يا سهواً يا بى‏اختيار قى كند، روزه‏اش باطل نمى‏شود.

مسئله ۱۲۶۰- اگر در شب چيزى بخورد كه مى‏داند به‌واسطۀ خوردن آن در روز بى‏اختيار قى مى‏كند، خوب است اگر در روز قى كرد، روزۀ آن روز را قضا نمايد.

مسئله ۱۲۶۱- اگر روزه‏دار بتواند از قى كردن خوددارى كند، چنانچه براى او ضرر و مشقّت نداشته باشد، بايد خوددارى نمايد.

مسئله ۱۲۶۲- اگر آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد، بايد آن را بيرون بريزد، و اگر بى‏اختيار فرو رود، روزه‏اش صحيح است.
احكام مبطلات روزه‏
صفحه ۱۹۲

مسئله ۱۲۶۳- فرو بردن سر در آب گرچه از روى عمد باشد، روزه را باطل نمى‏كند، گرچه مستحب است كه تمام سر را در حال روزه در آب فرو نبرد.

مسئله ۱۲۶۴- اگر انسان از روى ندانستن مسئله كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، گرچه در ياد گرفتن مسئله كوتاهى كرده باشد، روزۀ او صحيح است، ولى معصيت كرده است.

مسئله ۱۲۶۵- اگر روزه‏دار سهواً يكى از كارهايى را كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد و به خيال اينكه روزه‏اش باطل شده عمداً دوباره يكى از آنها را به‌جا آورد، روزۀ او باطل مى‏شود.

مسئله ۱۲۶۶- اگر چيزى به زور در گلوى روزه‏دار بريزند، روزۀ او باطل نمى‏شود، ولى اگر مجبورش كنند كه روزۀ خود را باطل كند، مثلاً به او بگويند اگر غذا نخورى ضرر مالى يا جانى به تو مى‏زنيم و خودش براى جلوگيرى از ضرر چيزى بخورد، روزۀ او باطل مى‏شود.

مسئله ۱۲۶۷- روزه‏دار نبايد جايى برود كه مى‏داند چيزى در گلويش مى‏ريزند يا مجبورش مى‏كنند كه خودش روزۀ خود را باطل كند، امّا اگر قصد رفتن كند ولى نرود يا بعد از رفتن چيزى به خوردش ندهند، روزۀ او صحيح است و چنانچه برود و از روى ناچارى كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، روزۀ او باطل مى‏شود، ولى اگر چيزى در گلويش بريزند، روزۀ او صحيح است، گرچه معصيت نموده است.

مسئله ۱۲۶۸- اگر روزه‏دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد، روزۀ او باطل نمى‏شود، گرچه گناه بزرگى نموده است.

كفّارۀ روزه‏

مسئله ۱۲۶۹- كسى كه كفّارۀ روزۀ رمضان بر او واجب است، بايد دو ماه روزه بگيرد يا شصت فقير را سير نمايد يا به هر كدام ۷۵۰ گرم طعام، يعنى گندم يا جو و مانند اينها، يا قيمت آنها را بدهد و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد، بايد استغفار كند و چنانچه دادن كفّاره بعداً براى او ممكن شود، واجب نيست كفّاره بدهد.

مسئله ۱۲۷۰- كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفّارۀ روزۀ رمضان را بگيرد، بايد سى و يك روز آن را پى‌درپى بگيرد و اگر بقيۀ آن پى‌در‌پى نباشد، اشكال ندارد.

صفحه ۱۹۳

مسئله ۱۲۷۱- كسى كه مى‏خواهد دو ماه كفّارۀ روزۀ رمضان را بگيرد، نبايد موقعى شروع كند كه در بين سى و يك روز، روزى باشد كه مانند عيد قربان روزۀ آن حرام است.

مسئله ۱۲۷۲- اگر در بين روزهايى كه بايد پى‌در‌پى روزه بگيرد عذرى مثل حيض يا نفاس يا سفرى كه در رفتن آن مجبور است، براى او پيش آيد، بعد از بر طرف شدن عذر، واجب نيست روزه‏ها را از سر بگيرد، بلكه بقيه را بعد از بر طرف شدن عذر به‌جا مى‏آورد.

مسئله ۱۲۷۳- اگر به چيز حرامى روزۀ خود را باطل كند، اگر آن چيز ذاتاً حرام باشد، مثل شراب و زنا، كفّارۀ جمع (گرفتن دو ماه روزه كه سى و يك روزِ آن پى‌در‌پى باشد و اطعام شصت فقير) بر او واجب مى‏شود و چنانچه كفّارۀ جمع برايش ممكن نباشد، هر كدام را كه ممكن است بايد انجام دهد و اگر ذاتاً حرام نباشد، بلكه به جهتى حرام شده باشد، مثل نزديكى‌كردن با عيال خود در حال حيض، كفّارۀ جمع ندارد.

مسئله ۱۲۷۴- اگر روزه‏دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام‏ دهد، گرچه آن كار جماع ‏باشد، براى همۀ آنها يك كفّاره كافى است.

مسئله ۱۲۷۵- اگر روزه‏دار زنا كند و بعد با حلال خود جماع نمايد، يك كفّارۀ جمع كافى است.

مسئله ۱۲۷۶- اگر روزه‏دار كارى كه حلال است و روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، مثلاً آب بياشامد و بعد كار ديگرى كه حرام است و روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، مثلاً غذاى حرامى بخورد، يك كفّاره كافى است.

مسئله ۱۲۷۷- اگر نذر كند كه روز معيّنى را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمداً روزۀ خود را باطل كند، بايد كفّارۀ نذر بدهد و كفّارۀ آن اين است كه ده فقير را سير نمايد يا سه روز روزه بگيرد.

مسئله ۱۲۷۸- كسى كه مى‏تواند وقت را تشخيص دهد، اگر به گفتۀ كسى كه مى‏گويد مغرب شده افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، اگر گفتۀ او حجّت بوده است نظير ثقه و اذان وقت‌شناس، قضا و كفّاره ندارد و اگر حجّت نبوده، بايد قضاى آن را بگيرد، ولى كفّاره ندارد.

مسئله ۱۲۷۹- كسى كه عمداً روزۀ خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند يا پيش از ظهر براى فرار از كفّاره سفر نمايد، كفّارۀ او ساقط نمى‏شود، بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پيش بيايد، باز هم كفّاره بر او واجب است.

صفحه ۱۹۴

مسئله ۱۲۸۰- اگر عمداً روزۀ خود را باطل كند و بعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود، كفّاره بر او واجب است.

مسئله ۱۲۸۱- اگر يقين كند كه روز اوّل ماه رمضان است و عمداً روزۀ خود را باطل كند، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده، كفّاره بر او واجب نيست.

مسئله ۱۲۸۲- اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اوّل شوال و عمداً روزۀ خود را باطل كند، بعد معلوم شود اوّل شوال بوده، كفّاره بر او واجب نيست.

مسئله ۱۲۸۳- هر كسى كه ديگرى را مجبور كند به انجام دادن كارى كه روزه را باطل مى‏كند، بايد كفّارۀ او را بدهد.

مسئله ۱۲۸۴- اگر روزه‏دار در ماه رمضان زن خود را مجبور به جماع كند، مرد بايد دو كفّاره بدهد و بر زن كفّاره واجب نيست، حتّى اگر زن در بين جماع راضى شود، ولى روزۀ او باطل مى‏شود، مگر اينكه به طورى مجبور شده باشد كه از خود اختيارى نداشته باشد.

مسئله ۱۲۸۵- اگر كفّاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به‌جا نياورد، چيزى بر آن اضافه نمى‏شود.

مسئله ۱۲۸۶- كسى كه مى‏خواهد براى كفّارۀ يك روز شصت فقير را سير نمايد، نمى‏تواند يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد، ولى مى‏تواند هر يك از عيالات فقير را گرچه صغير باشند، سير نمايد.

مسئله ۱۲۸۷- كسى كه قضاى روزۀ رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمداً كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، چیزی بر او نیست.

مسئله ۱۲۸۸- كفّاره براى روزه منحصر است به اينكه انسان يكى از مفطرات سه‌گانه (خوردن و آشاميدن، جماع، باقى ماندن بر جنابت يا حيض يا نفاس تا اذان صبح) را انجام دهد و هر عملى غير از اين سه مفطر به‌جا بياورد، قضا دارد، امّا كفّاره ندارد.

مسئله ۱۲۸۹- پرداخت کفّارۀ غیرعمدی کلّیۀ افراد نفقه‌خور مانند زن، دختر و پسر در خانه، بر عهدۀ کسی است که باید نفقۀ آنها را بدهد؛ امّا پرداخت کفّارۀ عمدی، بر عهدۀ او نیست.

مسئله ۱۲۹۰- کفّاره را نمی‌توان به واجب‌النّفقه مثل پدر، مادر، زن و فرزند پرداخت کرد.

مسئله ۱۲۹۱- غیر سیّد می‌تواند کفّارۀ خود را به سیّد بدهد و نیز پرداخت کفّارۀ سیّد به غیر سیّد، اشکال ندارد.

صفحه ۱۹۵

مسئله ۱۲۹۲- برای فقیر مصرف کفّاره در غیر طعام، اشکال ندارد، چنان‌که کفّاره‌دهنده نیز به جای طعام، می‌تواند هرچیزی که علاج فقیر است، نظیر پول و مانند آن بدهد.
احكام قضاى روزه‏

مسئله ۱۲۹۳- اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه، نمى‏تواند افطار كند، ولى اگر شك كند كه‏ صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مى‏تواند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد؛ ولى در چهار صورت بايد روزۀ آن روز را قضا كند:

اوّل: در ماه رمضان بدون اين‌كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود كه صبح بوده است.

دوّم: شخص غير ثقه بگويد صبح نشده يا بگويد صبح شده و انسان خيال كند شوخى مى‏كند و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

سوّم: كسى كه نمى‏تواند تحقيق كند مثل كور و زندانى و مانند اينها، به گفتۀ شخص غير ثقه افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

چهارم: در هواى صاف به‌واسطۀ تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است؛ ولى اگر در هواى ابرى به گمان اينكه مغرب شده افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.

مسئله ۱۲۹۴- اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بى‏اختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند و بى اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسئله ۱۲۹۵- اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

مسئله ۱۲۹۶- اگر كافر مسلمان شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد، و همچنين است اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده واجب نيست قضا نمايد.

مسئله ۱۲۹۷- انسان بايد روزه‏اى را كه به‌واسطۀ بيهوشى يا مستى از او فوت شده، قضا نمايد، ولى اگر قبل از اذان صبح نيّت كند و بعد بى‏هوش يا مست شود و يا در روز از بيهوشى يا مستى بيرون آيد و قبل از ظهر نيّت روزه كند، روزۀ او صحيح است و قضا ندارد.

صفحه ۱۹۶

مسئله ۱۲۹۸- اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف‏ شده، مى‏تواند مقدار كمتر را كه احتمال مى‏دهد روزه نگرفته قضا نمايد.

مسئله ۱۲۹۹- اگر از چند ماه رمضان روزۀ قضا داشته باشد، قضاى هر كدام را كه اوّل بگيرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، بايد اوّل قضاى رمضان آخر را بگيرد.

مسئله ۱۳۰۰- اگر قضاى روزۀ چند رمضان بر او واجب باشد و در نيّت معيّن نكند روزه‏اى را كه مى‏گيرد قضاى كدام رمضان است، قضاى سال اوّل حساب مى‏شود.

مسئله ۱۳۰۱- اگر قضاى روزۀ رمضان را يك سال يا چند سال تأخير بيندازد، بايد قضا را بگيرد و در صورتى كه متمكن باشد براى هر روز ۷۵۰ گرم گندم یا جو و مانند اینها یا قیمت آنها را به فقير بدهد، و از جهت تأخير يك سال يا چند سال، چيزى بر او واجب نمى‏شود.

مسئله ۱۳۰۲- كسى كه قضاى روزۀ رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزۀ او تنگ نباشد، مى‏تواند پيش از ظهر روزۀ خود را باطل نمايد.

مسئله ۱۳۰۳- اگر به‌واسطۀ مرض، حيض يا نفاس، روزۀ رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد، لازم نيست روزه‏هايى را كه نگرفته براى او قضا نمايند.

مسئله ۱۳۰۴- اگر به‌واسطۀ عذرى نظير مرض، نداشتن قدرت، مسافرت يا شير دادن و مانند اينها، روزه رمضان را نگيرد و تا رمضان سال بعد به واسطۀ هر عذرى نتواند قضا كند، قضاى روزه‏هايى را كه نگرفته است بر او واجب نيست و بايد براى هر روز معادل ۷۵۰ گرم گندم يا جو و مانند اينها يا قيمت آنها را در صورت تمكّن به فقير بدهد.

مسئله ۱۳۰۵- كسى كه بايد براى هر روز ۷۵۰ گرم گندم یا جو و مانند اینها یا قیمت آنها را به فقير بدهد، مى‏تواند كفّارۀ چند روز را به يك فقير بدهد.

مسئله ۱۳۰۶- كسى كه به واسطۀ پيرى يا مرض ديگر (مثل تشنگى زياد) نمى‏تواند روزه بگيرد يا براى او مشقّت دارد، روزه بر او واجب نيست، ولى در صورتى كه روزه براى او مشقّت دارد، بايد براى هر روز ۷۵۰ گرم گندم يا جو و مانند اينها يا قيمت آنها را به فقير بدهد، و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد، بهتر است روزه‏هايى را كه نگرفته قضا نمايد.

صفحه ۱۹۷

مسئله ۱۳۰۷- زنى كه باردار است و يا زنى كه بچّه شير مى‏دهد، اگر روزه براى او يا بچه‏اش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و چنانچه تا ماه مبارك رمضانِ بعدى قدرت بر گرفتن روزه‏ها نداشته باشد، قضا هم ندارد؛ ولى در صورت استطاعتِ مالى بايد براى هر روز معادل ۷۵۰ گرم‏ گندم يا جو و مانند اينها يا قيمت آنها را به فقير بدهد.

كارهايى كه براى روزه‌دار مكروه است‏

مسئله ۱۳۰۸- براى روزه‏دار سيزده مورد، مكروه است:

۱- مسافرت براى فرار از روزه.

۲- ريختن دارو به چشم.

۳- سرمه‌كشيدن در صورتى كه مزّه يا بوى آن به حلق برسد.

۴- انجام هر كارى كه باعث ضعف ‏مى‏شود، مانند خون گرفتن و حمام رفتن.

۵- انفيه‌كشيدن در صورتى كه نداند به حلق مى‏رسد. (ولى اگر بداند به حلق مى‏رسد، جايز نيست.)

۶- بوكردن گياه‌هاى معطّر.

۷- نشستن زن در آب.

۸- استعمال شياف.

۹- تر كردن لباسى كه در بدن است.

۱۰- دندان كشيدن.

۱۱- هر كارى كه به‌واسطۀ آن از دهان خون بيايد.

۱۲- با چوب تر مسواك كردن.

۱۳- هر كارى كه شهوت را تحريك كند.
احكام روزۀ مسافر

مسئله ۱۳۰۹- مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند، نبايد روزۀ ماه مبارك رمضان را بگيرد و مسافرى كه نمازش را تمام مى‏خواند، مثل كسى كه شغلش مسافرت يا سفرِ او معصيت است، بايد در سفر روزه بگيرد.

صفحه ۱۹۸

مسئله ۱۳۱۰- اگر غير روزۀ رمضان روزۀ معيّنِ ديگرى بر انسان واجب باشد، مثلاً به‌واسطۀ نذر يا غير آن، بهتر است در آن روز مسافرت نكند، و اگر در سفر باشد، لازم نيست قصد كند كه ده روز در جايى بماند و آن روز را روزه بگيرد.

مسئله ۱۳۱۱- اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معيّن نكند، نمى‏تواند آن را در سفر به‌جا آورد. ولى اگر نذر كند روزِ معيّنى را چه مسافر باشد يا نباشد روزه بگيرد بايد آن روز را گرچه مسافر باشد، روزه بگيرد.

مسئله ۱۳۱۲- مسافر مى‏تواند در سفر روزۀ مستحبّى بگيرد و نيازى به قصدِ ده روز يا نذر هم ندارد.

مسئله ۱۳۱۳- كسى كه نمى‏داند روزۀ ماه مبارك رمضانِ مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز مسئله را بفهمد، روزه‏اش باطل مى‏شود، و اگر تا مغرب نفهمد، روزه‏اش صحيح است.

مسئله ۱۳۱۴- اگر فراموش كند كه مسافر است يا فراموش كند كه روزۀ مسافر باطل مى‏باشد و در سفر روزه بگيرد، روزۀ او باطل است.

مسئله ۱۳۱۵- اگر روزه‏دار بعد از ظهر مسافرت نمايد، بايد روزۀ خود را تمام كند، و اگر پيش از ظهر مسافرت كند، وقتى به حدّ ترخّص برسد، يعنى ديوار شهر را نبيند يا صداى اذان آن را نشنود، مى‏تواند روزۀ خود را باطل كند.

مسئله ۱۳۱۶- اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد يا به جايى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند، چنانچه پيش از ظهر به حدّ ترخّص برسد و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده باشد، بايد آن روز را روزه بگيرد.
روزه‏هاى حرام و مكروه‏

مسئله ۱۳۱۷- روزۀ عيد فطر و قربان حرام است.

مسئله ۱۳۱۸- اگر زن به‌واسطۀ گرفتن روزۀ مستحبّى حقّ شوهرش از بين برود، جايز نيست روزه بگيرد، بلكه اگر حقّ شوهر هم از بين نرود ولى شوهر او را از گرفتن روزه مستحبّى باز دارد، بهتر است خوددارى كند.

مسئله ۱۳۱۹- روزۀ مستحبّى اولاد اگر سبب اذيّت پدر و مادر شود جايز نيست؛ بلكه اگر اسباب اذيّت آنان نشود، ولى او را از گرفتن روزۀ مستحبّى جلوگيرى كنند، بهتر آن است كه روزه نگيرد.

صفحه ۱۹۹

مسئله ۱۳۲۰- اگر اولاد بدون اجازۀ پدر يا مادر روزۀ مستحبّى بگيرد و در بين روز پدر يا مادر او را

نهى كند، در صورتى كه روزه سبب اذيت آنها شود، بايد افطار نمايد.

مسئله ۱۳۲۱- كسى كه مى‏داند روزه براى او ضرر ندارد، گرچه پزشک بگويد ضرر دارد، بايد روزه بگيرد و كسى كه اطمينان يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد و پزشک بگويد ضرر ندارد، جايز نيست روزه بگيرد و در هر صورت اگر روزه بگيرد، روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۳۲۲- اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم به‌جا باشد، نبايد روزه بگيرد، ولى اگر روزه بگيرد، روزۀ او صحيح است.

مسئله ۱۳۲۳- روزۀ روز عاشورا و روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان، مكروه است.
روزه ‏هاى مستحب‏

مسئله ۱۳۲۴- روزۀ تمام روزهاى سال، غير از روزه‏هاى حرام و مكروه كه گفته شد، مستحب است و براى بعضى از روزها بيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است:

۱. پنجشنبۀ اوّل و پنجشنبۀ آخر هر ماه و چهارشنبۀ اوّلى كه بعد از روز دهم ماه است و اگر كسى اينها را به‌جا نياورد، مستحب است قضا نمايد و چنانچه اصلًا نتواند روزه بگيرد، مستحب است براى هر روز ۷۵۰ گرم گندم یا جو و مانند اینها یا قیمت آنها را به فقير بدهد.

۲. سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.

۳. تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از اين دو ماه گرچه يك روز باشد.

۴. روز نوروز.

۵. روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذيقعده.

۶. روز اوّل تا روز نهم ذى‏حجّه (روز عرفه)، ولى اگر به‌واسطۀ ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند، روزۀ آن روز مكروه است.

۷. عيد سعيد غدير (۱۸ ذى‏حجّه).

۸. روز اوّل و سوّم محرم.

صفحه ۲۰۰

۹. ميلاد مسعود پيغمبر اكرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم» (۱۷ ربيع‏الاوّل).

۱۰.‌ روز مبعث حضرت رسول اكرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم» (۲۷ رجب).

مسئله ۱۳۲۵- اگر كسى روزۀ مستحبّى بگيرد، واجب نيست آن را به آخر رساند، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند، مستحب است دعوت او را قبول كند و در بين روز افطار نمايد.

مسئله ۱۳۲۶- مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پيش از افطار كردن بخواند، ولى اگر كسى منتظر اوست يا ميل زيادى به غذا دارد كه نمى‏تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اوّل افطار كند، ولى به قدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن به‌جا آورد.
راه ثابت‌شدن اوّل ماه‏

مسئله ۱۳۲۷- اوّل ماه به پنج چيز ثابت مى‏شود:

اوّل: خود انسان ماه را ببيند.

دوّم: عدّه‏اى كه از گفتۀ آنان اطمينان پيدا شود، بگويند ماه را ديده‏ايم و همچنين است هر چيزى كه به‌واسطۀ آن اطمينان پيدا شود.

سوّم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده‏ايم، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند يا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل اينكه بگويند داخل دايرۀ ماه طرف افق بود، اوّل ماه ثابت نمى‏شود، امّا اگر در تشخيص بعض خصوصيات اختلاف داشته باشند، مثل آنكه يكى بگويد ماه بلند بود و ديگرى بگويد نبود، به گفتۀ آنان اوّل ماه ثابت مى‏شود.

چهارم: سى روز از اوّل ماه شعبان بگذرد كه به‌واسطۀ آن اوّل ماه رمضان ثابت مى‏شود و سى روز از اوّل ماه رمضان بگذرد كه به‌واسطۀ آن اوّل ماه شوال ثابت مى‏شود.

پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است.

مسئله ۱۳۲۸- اگر حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است، كسى هم كه از او تقليد نمى‏كند، بايد به حكم او عمل نمايد؛ ولى كسى كه مى‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى‏تواند به حكم او عمل نمايد.

مسئله ۱۳۲۹- اوّل ماه با پيشگويى منجّمين ثابت نمى‏شود، ولى اگر انسان از گفتۀ آنان اطمينان پيدا كند، بايد به آن عمل نمايد.

صفحه ۲۰۱

مسئله ۱۳۳۰- بلند بودن ماه يا دير غروب كردن آن دليل نمى‏شود كه شب قبل، شب اوّل ماه بوده است.

مسئله ۱۳۳۱- اگر اوّل ماه رمضان براى كسى ثابت نشود و روزه نگيرد، چنانچه بعد معلوم شود كه ماه رمضان بود، بايد روزۀ آن روز را قضا نمايد.

مسئله ۱۳۳۲- اگر در شهرى اوّل ماه ثابت شود، در هر جايى هم كه افقش با آنجا نزديك باشد، نظير همه شهرهاى ايران، اوّل ماه براى همه ثابت مى‏شود.

مسئله ۱۳۳۳- روزى را كه انسان نمى‏داند آخر رمضان است يا اوّل شوّال، بايد روزه بگيرد، ولى اگر پيش از مغرب بفهمد كه اوّل شوال است بايد افطار كند.

مسئله ۱۳۳۴- اگر زندانى و مانند آن نتوانند به ماه رمضان اطمينان كنند، بايد به گمان عمل نمايند و اگر آن هم ممكن نباشد، هر ماهى را كه روزه بگيرند صحيح است و بهتر آن است كه بعد از گذشتن يازده ماه از ماهى كه روزه گرفته‏اند، دوباره يك ماه روزه بگيرند، ولى اگر بعد گمان پيدا كردند، بايد به گمان عمل نمايند.
منبع: سایت هدانا برگرفته از استفتائات آیت الله العظمی مظاهری

 

 

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.