وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا حضرت خضر تا قيامت زنده خواهند بود؟

آیا حضرت خضر تا قيامت زنده خواهند بود؟

در بسيارى از رواياتى كه شخصيت حضرت خضر عليه السلام را توصيف كرده اند، برمى آيد كه ايشان پيامبرى از پيامبران خدا بوده است، به نام تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح كه حد اقل در زمان اهل بيت عليهم السلام زنده بوده است، زيرا مكررآ به ديدار اهل بيت عليهم السلام مى آمده است و برخى از اين ديدارها در روايات مذكور است.

در مقابل اين روايات، روايات نادر ديگرى هم وجود دارد كه شخصيت ايشان را به گونه اى ديگر توصيف مى كنند به عنوان مثال، در مقابل بسيارى از روايات كه ايشان را از نسل حضرت نوح عليه السلام مى دانند، روايات ضعيف ديگرى هم وجود دارد كه او را فرزند بلاواسطه حضرت آدم عليه السلام يا فرزند قابيل دانسته اند و نيز در برخى روايات آمده است كه خضر و ذوالقرنين پيامبر نبودند، ولى عالم بودند.

در برخى روايات آمده است كه حضرت خضر عليه السلام از آب حيات نوشيده است و بنابراين تا زمان نفخ صور زنده مى ماند، ولى اين روايات از نظر سندى قابل اعتماد نيستند.

مرحوم علامه مجلسى در جلد ۱۳ بحار الانوار، باب ۱۰- قصه موسى عليه السلام حين لقى الخضر و سائر قصص الخضر عليه السلام و أحواله، مجموع روايات مربوط به شخصيت حضرت خضر عليه السلام را جمع آورى كرده است كه مى توانيد ملاحظه كنيد.

از آنجا كه مرحوم علامه طباطبايى ره در جلد ۱۳ تفسير الميزان، ذيل آيه ۸۲ سوره كهف، بحث مفصلى درباره شخصيت حضرت خضر مطرح كرده است، قسمتى از ترجمه تفسير الميزان كه روايات مربوط به حضرت خضر را به طور مفصل بررسى كرده است، در ذيل آورده مى شود:

ترجمه تفسير الميزان ج ۱۳ ص ۴۸۷:

۲- شخصيت خضر [(عليه السلام) در روايات‏]

در قرآن كريم درباره حضرت خضر، غير از همين داستان رفتن موسى به مجمع البحرين چيزى نيامده و از جوامع اوصافش چيزى ذكر نكرده، مگر همين كه فرموده: فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (سوره كهف، آيه ۶۵)

از آنچه از روايات نبوى و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت (ع) در داستان خضر رسيده چه مى‏توان فهميد؟

از روايت محمد بن عماره- كه از امام صادق (ع) نقل شده و در بحث روايتى آينده خواهد آمد- چنين برمى‏آيد كه آن جناب پيغمبرى مرسل بوده كه خدا به سوى قومش مبعوثش فرموده بود و او مردم خود را به سوى توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و كتاب هاى او دعوت مى‏كرده و معجزه ‏اش اين بوده كه روى هيچ چوب خشكى نمى ‏نشست، مگر آنكه سبز مى‏شد و بر هيچ زمين بى علفى نمى ‏نشست، مگر آنكه سبز و خرم مى‏گشت و اگر او را خضر ناميدند، به همين جهت بوده است و اين كلمه با اختلاف مختصرى در حركاتش در عربى به معناى سبزى است و گرنه اسم اصلى‏اش تالى بن ملكان بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح است….

مؤيد اين حديث در وجه ناميدن او به خضر، مطلبى است كه در الدر المنثور از عده‏اى از ارباب جوامع حديث از ابن عباس و ابى هريره از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود: خضر را بدين جهت خضر ناميدند كه وقتى روى پوستى سفيد رنگ نماز گزارد، همان پوست هم سبز شد (الدر المنثور، ج ۴، ص ۲۳۴).

و در بعضى از اخبار مانند روايت عياشى (تفسير عياشى، ج ۲، ص ۳۰۳) از بريد از يكى از دو امام باقر يا صادق (ع) آمده كه: خضر و ذو القرنين دو مرد عالم بودند نه پيغمبر.

و ليكن آيات نازله در داستان خضر و موسى خالى از اين ظهور نيست كه وى نبى بوده و چطور ممكن است بگوييم نبوده، در حالى كه در آن آيات آمده كه حكم بر او نازل شده است.

و از اخبار متفرقه‏اى- كه از امامان اهل بيت (ع) نقل شده- برمى‏آيد كه او تاكنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته و از قدرت خداى سبحان هيچ دور نيست كه بعضى از بندگان خود را عمرى طولانى دهد و تا زمانى طولانى زنده نگهدارد. برهانى عقلى هم بر محال بودن آن نداريم و به همين جهت نمى‏توانيم انكارش كنيم علاوه بر اينكه در بعضى روايات از طرق عامه سبب اين طول عمر هم ذكر شده:

در روايتى- كه الدر المنثور از دارقطنى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده‏اند- چنين آمده كه: او فرزند بلا فصل آدم است و خدا بدين جهت زنده‏اش نگه داشته تا دجال را تكذيب كند (الدر المنثور، ج ۴، ص ۲۳۴).

و در بعضى ديگر- كه در الدر المنثور از ابن عساكر از ابن اسحاق روايت شده- نقل گرديده كه آدم براى بقاى او تا روز قيامت دعا كرده است (الدر المنثور، همان).

و در تعدادى از روايات- كه از طرق شيعه (تفسير برهان، ج ۲، ص ۴۸۰، ح ۶) و سنى (الدر المنثور، ج ۴، ص ۲۳۹) رسيده- آمده كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات است نوشيده، چون وى در پيشاپيش لشكر ذو القرنين- كه در طلب آب حيات بود- قرار داشت، خضر به آن رسيد و ذو القرنين نرسيد.

و اين روايات و امثال آن روايات آحادى است كه قطع به صدورش نداريم و از قرآن كريم و سنت قطعى و عقل هم دليلى بر توجيه و تصحيح آنها نداريم.

قصه‏ ها و حكايات و همچنين روايات درباره حضرت خضر بسيار است و ليكن چيزهايى است كه هيچ خردمندى به آن اعتماد نمى‏كند، مانند اينكه در روايت الدر المنثور از ابن شاهين از خصيف آمده كه: چهار نفر از انبياء تاكنون زنده‏اند دو نفر آنها يعنى عيسى و ادريس در آسمانند و دو نفر ديگر يعنى خضر و الياس در زمينند خضر در دريا و الياس در خشكى است (الدر المنثور، همان).

و نيز مانند روايت الدر المنثور از عقيلى از كعب كه گفته: خضر در ميان درياى بالا و درياى پايين بر روى منبرى قرار دارد و جنبندگان دريا مأمورند كه از او شنوايى داشته باشند و اطاعتش كنند و همه روزه صبح و شام ارواح بر وى عرضه مى‏شوند (الدر المنثور، همان).

و مانند روايت الدر المنثور از ابى الشيخ در كتاب العظمه و ابى نعيم در حليه از كعب الاحبار كه گفته: خضر پسر عاميل با چند نفر از رفقاى خود سوار شده به درياى هند رسيد- و درياى هند همان درياى چين است- در آنجا به رفقايش گفت: مرا به دريا آويزان كنيد چند روز و شب آويزان بوده، آنگاه صعود نمود گفتند: اى خضر چه ديدى؟ خدا عجب اكرامى از تو كرد كه در اين مدت در لجه دريا محفوظ ماندى گفت: يكى از ملائكه به استقبالم آمده گفت: اى آدمى زاده خطاكار از كجا مى‏آيى و به كجا مى‏روى؟ گفتم:

مى‏خواهم ته اين دريا را ببينم گفت: چگونه مى‏توانى به ته آن برسى، در حالى كه از زمان داود (ع) مردى به طرف قعر آن مى‏رود و تا به امروز نرسيده با اينكه از آن روز تا امروز سيصد سال مى‏گذرد (الدر المنثور، ج ۴، ص ۲۳۹) و رواياتى ديگر از اين قبيل روايات كه مشتمل بر نوادر داستان ها است.

بنابراين همانطور كه علامه طباطبايى ره فرمودند، گرچه در برخى روايات مطرح شده است كه حضرت خضر عليه السلام از آب حيات نوشيده است و تا زمان نفخ صور زنده است، ولى اين روايات قابل اعتماد نيستند.

در پايان، يك روايات، كه علت طول عمر حضرت خضر عليه السلام را ذكر كرده است، از كتاب كمال الدين شيخ صدوق نقل مى شود:

و أما العبد الصالح أعنى الخضر ع فإن الله تبارك و تعالى ما طول عمره لنبوه قدرها له و لا لكتاب ينزله عليه و لا لشريعه ينسخ بها شريعه من كان قبله من الأنبياء و لا لإمامه يلزم عباده الاقتداء بها و لا لطاعه يفرضها له بلى إن الله تبارك و تعالى لما كان فى سابق علمه أن يقدر من عمر القائم ع فى أيام غيبته ما يقدر و علم ما يكون من إنكار عباده بمقدار ذلك العمر فى الطول طول عمر العبد الصالح فى غير سبب يوجب ذلك إلا لعله الاستدلال به على عمر القائم ع و ليقطع بذلك حجه المعاندين لئلا يكون للناس على الله حجه….

(كمال ‏الدين، ج ۲، باب ۳۳، ص ۳۵۵)

اما [در مورد] بنده صالح، يعنى خضر عليه السلام، خداى تبارك و تعالى به خاطر نبوتى كه برايش مقدر كرده باشد يا به خاطر كتابى كه قرار باشد بر او نازل شود يا شريعت يكى از انبياء گذشته كه توسط او منسوخ شود يا به خاطر امامتى كه بندگانش را ملزم به پيروى از او كند يا به خاطر طاعتى كه او را ملزم به انجام آن كند، عمرش را طولانى نكرده است، بلكه خداوند تبارك و تعالى چون از قبل مى دانست كه عمر قائم عليه السلام، در ايام غيبتش تا زمان مقدر طولانى خواهد شد و مى دانست كه عده اى از بندگانش، چنان عمر طولانى اى را انكار خواهند كرد، عمر بنده صالح [خضر عليه السلام‏] را طولانى كرد، بدون اينكه علت خاصى چنين عمر طولانى را موجب گردد، فقط براى اينكه به عمر او استدلال شود بر [امكان‏] عمر قائم عليه السلام و بدين گونه استدلال مخالفين باطل شود و مردم دليلى بر استدلال در مقابل خدا نداشته باشند.

حاصل سخن آنكه زنده بودن حضرت خضر (ع) از قطعيّات است امّا اينكه حضرتش كجاست و تا كى زنده خواهد بود؟ چندان معلوم نيست. همچنين از روايات بر مى آيد كه حضرتش هنگام ظهور امام زمان (عج) در خدمت حضرتش خواهد بود كما اينكه حضرت عيسى (ع) نيز براى يارى حضرتش از آسمان چهارم نزول خواهد نمود.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.