وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آيا شفاعت مختص شيعيان است؟

آيا شفاعت مختص شيعيان است؟

آيا شفاعت مختص مسلمين و به ويژه شيعيان است؟

هر نقمت و نعمتى كه در آخرت نصيب انسان مى شود در حقيقت ظهور امرى دنيايى است مثلاً آنكه مال حرام خورده در حقيقت آتش خورده، كه در آخرت اين حقيقت ظهور خواهد نمود. شفاعت نيز نعمتى است اخروى و ظهور امرى است دنيوى. شفاعت در حقيقت چيزى نيست جز همان ربط وجودى بين فرد شفاعت شونده و فرد شفاعت كننده. اگر كسى در دنيا ربط روحى و اعتقادى با امام يا پيامبر يا عالمى ربّانى يا شهيد راه خدا دارد همين ربط روحى و اعتقادى در عالم آخرت به صورت شفاعت ظهور خواهد نمود. لذا برخلاف پندار عوامانه ى برخى افراد، شفاعت نوعى پارتى بازى نيست بلكه نتيجه اعتقاد و رفتار دنيايى خود شخص مى باشد. امير مومنان على (ع) به نوف بكائى فرمودند: «… يَا نَوْفُ مَنْ أَحَبَّنَا كَانَ مَعَنَا يَوْمَ الْقِيَامَهِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَه اى نوف هر كه ما را دوست بدارد روز قيامت با ماست و اگر مردى سنگى را دوست بدارد خداوند او را با همان سنگ محشور مى كند» (أمالى الصدوق، ص ۲۱۰، المجلس السابع و الثلاثون) يعنى هر كس در دنيا با هر چه ارتباط قلبى دارد با همان موجود محشور مى شود يعنى همين ربط در آخرت براى او ظاهر خواهد شد. آنكه با شيطان ارتباط دارد با شيطان محشور مى شود آنكه با فلان خواننده ى كذايى ارتباط قلبى دارد با او محشور مى شود و آنكه با اولياى الهى ربط قلبى دارد همنشين اولياء خواهد بود و آنكه اين دو را با هم آميخته، خود را در جهنّم و مايل به بهشت خواهد يافت. پس آن اندازه عذاب خواهد شد تا آن ربط قلبى با باطل را از دست بدهد در اين هنگام است كه ربط او با اولياى دين ظاهر مى شود و اين است شفاعت شدن اهل جهنّم.

البته برخى داخل جهنّم نمى شوند بلكه ميان بهشت و جهنّم مى مانند تا بالاخره آن ميل به اولياء بر ميل به اهل باطل غالب گردد و او را مشفوع اولياء قرار دهد.

حاصل كلام آنكه تنها راه ورود در بهشت ربط وجودى داشتن با اولياى خدا مى باشد و محال است كسى بدون شفاعت ولىّ خدايى بتواند وارد بهشت گردد اگر چه آن شخص سلمان فارسى باشد. چرا كه حقيقت بهشت، ظهور باطن شافعان محشر مى باشد. پس هر كه با شافعان محشر ربطى قلبى دارد به ظهور باطن آنها راه دارد و در غير اين صورت، محروم خواهد بود.

بر اين اساس، هر كسى با هر ولىّ خدايى ربط وجودى و قلبى داشته باشد به مقدار ارتباطش مورد شفاعت آن ولىّ خدا خواهد بود. آنها كه زمان حضرت موسى (ع) محبّ آن حضرت بوده اند مورد شفاعت حضرت موسى (ع) قرار مى گيرند، دوستداران واقعى حضرت عيسى نيز مورد شفاعت حضرت عيسى (ع) واقع مى شوند. محبّ واقعى اهل بيت (ع) نيز از شفاعت اين بزرگواران برخوردار خواهند بود.

البته توجّه شود كه محبّت شرط دارد شرط محبّت عمل است. اينكه كسى در عزاى امام حسين (ع) بر سر و سينه بكوبد ولى نماز نخواند و روزه نگيرد، محبّ امام حسينى تخيّلى است كه هيچ ربطى به امام حسين حقيقى ندارد همان امام حسينى كه وسط ميدان جنگ نيز دست از نماز نكشيد. محبّ بايد رنگ محبوب را به خود بگيرد. پس هر اندازه همرنگى بين فرد و ولىّ خدا وجود داشت به همان اندازه نيز محبّت و ارتباط قلبى بين آنها حاكم است و مورد شفاعت واقع شدن شخص نيز به اندازه ى همين ارتباط خواهد بود.

بر همين اساس است كه سگّ اصحاب كهف چنان مقامى پيدا مى كند كه خداوند متعال از او ياد مى كند چون او دوستدار اصحاب كهف بود و همراهى آنها را خوش داشت. اولاغ بلعم باعور نيز بهشت مى رود چون آن هنگام كه بلعم باعور خواست براى نفرين حضرت موسى (ع) برود، اين اولاغ به احترام حضرت موسى (ع) از جايش حركت نكرد. پس جايى كه ربط قلبى با ولىّ خدا يك حيوان را مى تواند وارد بهشت كند انسان جاى خود دارد.

حاصل سخن آنكه:

صالحين امّتهاى سابق كه با انبياى خودشان ربط قلبى داشته اند مورد شفاعت انبياى خودشان قرار خواهند گرفت.

غير مسلمين امروزى نيز اگر چه از حيث عقيده منحرفند، امّا اگر از تشخيص حقّ عاجز بوده باشند و حقّ براى آنها اثبات نشده باشد و اهل فسق و فجور نيز نباشند، به مقدارى كه اولياى الهى را دوست دارند و سعى مى كنند خود را با آنها همرنگ كنند مورد شفاعت قرار خواهند گرفت. لكن روشن است كه جايگاه اخروى آنها با جايگاه مسلمين حقيقى در يك رديف نخواهد بود بلكه حتّى ممكن است از صالحين مسلمان غير شيعى نيز پايين تر باشند.

از بين مسلمين غير شيعه نيز آنها كه از درك حقّانيّت شيعه عاجزند، اگر به حكم آيه ى «… قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبى» (الشورى: ۲۳) دوستدار پيامبر (ص) و اهل بيت او باشند، بعد از شيعيان مورد شفاعت خواهند بود. «مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ الزُّرَقِىِّ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِىٍّ ع قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّهِ ثَمَانِيَهَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَهُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهُ شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِى قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّهٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. محمد بن فضيل گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: على عليه السّلام فرمودند: بهشت هشت در دارد، درى كه از آن پيامبران و صديقان وارد مى‏گردند، درى كه شهداء و صالحان از آن مى‏آيند، و پنج در است كه شيعيان و دوستان ما از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم ساير مسلمانان وارد مى‏شوند و آنها كسانى مى‏باشند كه بر وحدانيت خدا گواهى دهند و ذرّه‏اى بغض ما را در دل نداشته باشند.» (بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۵۹)

«عَنْ زُرَارَهَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها يَجْرِى لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِينَ خَاصَّهً قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَ رَأَيْتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ وَ لَا يَنْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ أُولَئِكَ الْجَنَّه. زراره گويد: از امام صادق عليه السّلام سؤال شد و من هم در آن جا بودم كه تفسير «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها هر كه با حسنه اى به آخرت بيايد براى او ده تا مثل آن است» چيست؟ آيا كسانى كه معتقد به امامت شما نيستند مشمول اين آيه مى‏باشند؟ امام فرمودند: خير اين فقط براى مؤمنان مى‏باشد. عرض كردم خداوند شما را سلامت بدارد، كسانى از مخالفين كه شما را هم به امامت قبول ندارند، وجود دارند كه روزه مى‏گيرند، نماز مى‏خوانند و اهل ورع و تقوا مى‏باشند ولى با شما عناد هم ندارند امام فرمودند: اين جماعت وارد بهشت مى‏گردند و مشمول رحمت خداوند مى‏شوند.» (بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۳ (

«عَنْ أَبِى خَدِيجَهَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع فِى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَهً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَقَالَ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَهً إِلَى النَّصْبِ فَيَنْصِبُونَ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلَ أَهْلِ الْحَقِّ فَيَدْخُلُونَ فِيهِ وَ هَؤُلَاءِ يَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ بِأَعْمَالٍ حَسَنَهٍ وَ بِاجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ الَّتِى نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا وَ لَا يَنَالُونَ مَنَازِلَ الْأَبْرَار. ابو خديجه گويد: امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَهً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا، فرمودند: يعنى راهى ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى كنند و به طرف حق هم هدايت نمى‏شوند تا به حق عمل كنند و يا حق را قبول كنند، اينها اگر كارهاى نيك انجام دهند و از محرّمات دست بر دارند وارد بهشت مى‏گردند ولى مقام نيكان را پيدا نخواهند كرد.» (بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۶۰)

يعنى اينها به درجات پايين بهشت مى روند و هيچگاه با شيعيان بهشتى هم رتبه نخواهند بود.

شيعيان نيز اگر واجبات دين را منكر نبوده باشند و بخصوص تارك نماز نبوده باشند، بالاخره مورد شفاعت خواهند بود اگر چه برهه اى از عذاب را پشت سر بگذارند. طبق روايات اكثر شيعيان جهنّم اخروى را تجربه نمى كنند و بعد از عذاب برزخى با شفاعت پاك مى شوند. و فسّاق شيعه در آخرت بين بهشت و جهنّم مستقرّ خواهند شد. «سُئِلَ الْعَالِمُ (ع) عَنْ مُؤْمِنِى الْجِنِّ يَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ لِلَّهِ حَظَائِرُ بَيْنَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ يَكُونُ فِيهَا مُؤْمِنُو الْجِنِّ وَ فُسَّاقُ الشِّيعَه. از امام معصوم (ع) پرسيده شد كه آيا مومنان جنّ به بهشت مى روند فرمودند: نه ولى براى خدا جايگاههايى است بين بهشت و جهنّم كه مومنان جنّ و شيعيان فسّاق در آن خواهند بود.» (بحار الأنوار ج ۶۰ ص ۲۹۱)

«الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَصْحَابُ الْحُدُودِ فُسَّاقٌ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا كَافِرُونَ وَ لَا يَخْلُدُونَ فِى النَّارِ وَ يَخْرُجُونَ مِنْهَا يَوْماً مَّا وَ الشَّفَاعَهُ لَهُمْ جَائِزَهٌ اعمش از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: آنهايى كه حدّ بر آنها جارى شده، نه مؤمن هستند و نه كافر، آنها، در آتش جاودان نخواهند ماند و روزى از آنجا آزاد خواهند شد و شفاعت به آنها خواهد رسيد» (بحار الأنوار ج ۶۹ ص ۱۵۹)

در اين روايات، اصحاب حدود نه كافر و نه مومن بلكه فاسق قلمداد شده اند. و اصحاب حدود كسانى هستند كه مستحقّ حدّ شرعى هستند يعنى گناهانى را مرتكب شده اند كه به موجب آنها مستحقّ حدّ شرعى شده اند مثل زنا، شرب خمر، قتل و… اينها اگر شيعه هم باشند ابتدا بايد وارد جهنّم شوند لكن تا ابد در جهنّم نمى مانند بلكه بعد از مدّتى از جهنّم نجات مى يابند امّا به قرينه روايات قبلى معلوم است كه اينها بلا فاصله وارد بهشت نمى شوند بلكه بعد از خروج از جهنّم ابتدا بين بهشت و جهنّم قرار مى گيرند و شايد مدّتى بعد وارد درجات پايين بهشت مى شوند و شايد هم هيچگاه وارد بهشت نشوند.

البته اين در حالتى است كه توبه نكرده از دنيا رفته باشند امّا آنكه توبه ى حيقيقى بكند آمرزيده مى شود و توبه طبق روايات يكى از شفاعت كنندگان مى باشد.

پس شيعيان فاسق اگر فسقشان در حدّ زياد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتى به حدّ فاصل بين بهشت و جهنّم منتقل مى شوند. ولى اگر فسق آنها متوسّط باشد وارد جهنّم نمى شوند بلكه بين بهشت و جهنّم منتظر شفاعت اولياء الهى مى مانند و در نهايت به درجات پايين بهشت بار مى يابند. امّا اگر فسق آنها اندك باشد بنا به برخى روايات كه در اينجا ذكر نشد در برزخ معذّب مى شوند ولى در آخرت وارد بهشت مى شوند. اكثر شيعيان را مى توان از گروه اخير شمرد.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.