وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آرا و عقائد پولس تا چه حد معتبر است؟

0

آرا و عقائد پولس تا چه حد معتبر است؟

جواب: اغلب وي را تحريف كننده عقائد ساده مسيح (ع) مي دانند. تفاوت ميان پولس از يك سو، و عيسي (ع) و حواريان از سوي ديگر، در پاسخ به يك پرسش نهفته است: آيا در تبليغ و ترويج دين بايد اصل را بر حفظ آموزه ها و چهار چوب دين گذاشت و با حفظ مباني دين به جذب ديگران پرداخت، يا آن كه توسعه ي دين و جذب افراد از اهيمت بيشتري برخوردار است كه مي توان بر اساس آن، معارف ديني را تغيير داد و تأويل كرد؟ عيسي (ع) و حواريان گزينه ي اول، و پولس گزينه ي دوم را بگزيده بود. به همين دليل، براي جذب هرچه بيشتر ساكنان امپراتوري جديد، آن را به طور اساسي بازنگري، و مطالبي را در آن وارد كرد. اين مطالب به قدري ريشه دار و گسترده بود كه مي توان ادعا كرد كه پولس بنيانگذار ديني جديد با استفاده از پوشش مسيحيت بود. داستان ايمان آوردن پولس، و تأييد شدن وي توسط رسولان، و مأموريت تبليغي اش در ميان رسولان و حواريان، تنها در كتاب اعمال رسولان آمده است. نويسنده ي اين كتاب لوقاي طبيب، از همكاران و طرفداران پولس است و به راحتي مي توان حدس زد كه پولس و يا طرفداران وي در تنظيم مطالب آن نقش داشته اند. از سوي ديگر، لوقاي طبيب نه در زمره ي حواريان است و نه دليلي بر تأييد شخصيت وي از طرف رسولان مسيح (ع) در دست داريم. بنابراين، ما با ادعاي رسالت پولس و هدايت يافتنش از روح القدس، تنها به واسطه ي رساله هاي پولس و طرفدرانش آشنا مي شويم و هيچ دليل ديگري بر تأييد شخصيت پولس در دسترس نيست، بلكه مي توان قرائني بر خلاف ادعاهاي پولس يافت.

يعقوب، رهبر كليساي اورشليم، و از رسولان مسيح (ع)، در رساله خود مطالبي در دفاع از شريعت مي نگارد كه كاملاً بر خلاف ديدگاه پولس در رساله به روميان است. گويا اين دو رساله عليه يكديگر نگاشته شده اند. يعقوب در رساله ي خود، كه در مخالفت با گرايش هاي شريعت زدايانه به رشته ي تحرير درآورده، نوشته است: «اي برادران من، چه سود دارد اگر كسي گويد ايمان دارم وقتي كه عمل ندارد. آيا ايمان مي تواند او را نجات بخشد؟ پس اگر برادري يا خواهري برهنه، و محتاج خوراك روزينه باشد، و كسي از شما بديشان بگويد به سلامتي برويد و گرم و سير شويد لكن مايحتاج بدن را به ايشان ندهد، چه نفع دارد. همچنين ايمان نيز اگر اعمال ندارد در خود مرده است، بلكه كسي خواهد گفت: تو ايمان داري و من اعمال دارم، ايمان خود را بدون اعمال به من بنما، و من ايمان خود را از اعمال به تو خواهم نمود. تو ايمان داري كه خدا واحد است و نيكويي مي كني، شياطين نيز ايمان دارند و مي لرزند و ليكن اي مرد باطل آيا مي خواهي دانست كه ايمان بدون عمل باطل است؟ آيا پدر ما به اعمال عادل نشد وقتي كه پسر خود اسحاق (ع) را به قربانگاه گذرانيد … پس مي بينيد كه انسان از اعمال عادل شمرده مي شود نه از ايمان تنها؛ و همچنين آيا راحاب فاحشه نيز از اعمال عادل شمرده نشد وقتي كه قاصدان را پذيرفته به راهي ديگر روانه نمود؟»(1)

پولس در رساله به روميان در نقد شريعت گرايي مي نويسد: « يقين مي دانم كه انسان بدون اعمال شريعت، به محض ايمان عادل شمرده مي شود … به ابراهيم (ع) و ذريت او وعده داده كه وارث جهان خواهد شد، از جهت شريعت داده نشد، بلكه از عدالت ايمان؛ زيرا اگر اهل شريعت وارث باشند، ايمان عاطل شد و وعده باطل.»(2)

1 . يعقوب 14:2.
2 . روميان 28:3؛ عبرانيان 31:11.

نرم افزار مسیحیت پژوهی.

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.