وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

چه كار بكنم چه كتاب هايى بخوانم تا در مراتب معرفت الهى پيش بروم

چه كار بكنم چه كتاب هايى بخوانم تا در مراتب معرفت الهى پيش بروم

چه كار بكنم چه كتاب هايى بخوانم تا در مراتب معرفت الهى پيش بروم و بيشتر به معرف خدا دست پيدا كنيم و در مراحل توحيدى همچون سلمان به هر ۱۰ مرحله ايمان برسيم؟

هدف عرفان و سلوك الى الله، معرفت و وصول به خداوند است. حركت و رسيدن به اين مقصد به دو صورت نظرى و عملى ميسر است كه در قالب سير و سلوك الى الله عرضه و معرفى مى شود، سير و سلوك انسان به سوى خداوند، مهمترين و اساسى ترين وظيفه يك مسلمان است كه با عزم و اراده اى استوار و كوششى پى گير انجام پذير است.

سلوك نظرى براى شناخت هر چه بهتر خداوند و قرب علمى به او است و سلوك عملى براى نزديك شدن و قرب عملى به خداى متعال مى باشد. هر يك از سلوك نظرى و عملى داراى مراحل و منازل و روش ها و شرايط فراوانى است كه اشاره به آنها در يك پاسخ نامه نمى گنجد. پس در حال حاضر و به ناچار تنها به روش كلى آن اشاره مى كنيم و منابعى نيز معرفى مى گردد.

اهميت اين موضوع را مى توان از سوره «الشمس» همان آيه اى كه اشاره كرديد، فهميد كه خداوند پس از يازده قسم مى فرمايد رستگارى و خوشبختى فقط در سايه خودسازى حاصل مى شود.

براى اين منظور، اولين مرحله به تعبير اصحاب سيرو سلوك «يقظه و بيدارى از خواب غفلت و توجه به غافل بودن خويش» مى‏باشد. پس از آن مى‏بايست انسان عزم خود را جزم كرده و تصميم قاطع بگيرد كه هميشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تكاليف الهى باشد، چه در امورى عبادى و چه در امور اجتماعى و ديگر ابعاد زندگى. هر قدمى كه بر مى‏دارد و هر سخنى كه مى‏گويد و هر برنامه‏اى كه دارد نخست ببيند آيا رضاى خداوند در آن مى‏باشد يا نه والا از آن صرف نظر نمايد.

در حديثى آمده است: «كمال در اين است كه انسان خواسته‏ هايش را در مسير الهى قرار دهد و نيرويش را در جهت رضايت حضرتش صرف كند».

در اين مسير دو كوشش به طور موازى و همزمان انجام مى پذيرد:

الف) سلوك نظرى: در اين راستا انسان بايد آگاهى و معارف خويش را با مطالعات دينى در بعد عقايد، اخلاق، احكام و دستورات الهى افزون سازد، تا با بصيرت و شناخت و آگاهى در راه خداوند قدم نهد و در صراط مستقيم گام بردارد. چه اين كه بدون آن انسان دچار قشرى‏گرى، درويش‏مآبى و صوفى مسلكى خواهد شد.

اصلى ترين آگاهى هايى كه انسان در اين مسير بدان نياز دارد چند چيز است:

۱- شناخت ذات هستى به عنوان پديد آورنده و ظاهر كننده انسان و جهان.

۲- شناخت انسان به عنوان كاملترين مظهر خداوند و پديده اى كه در او استعداد خلافت الهى نهاده شده است و جانشين خدا در زمين است.

۳- شناخت دين و رابطه ميان انسان با خداوند. اين رابطه بر اساس ظهور تعريف مى شود، يعنى انسان مظهر خدا است و كمال او هم در همين مظهريت و تقويت آن است. انسان به هر مقدار كه استعداد هاى الهى خويش را شكوفا مى نمايد، به خدا نزديك تر مى شود و به هر مقدار كه به خدا نزديك مى شود از كمال و سعادت بيشترى برخوردار خواهد شد.

۴- شناخت معاد و رستاخيز و اينكه انسان بعد از مرگ از اين دنيا به عالم ديگرى منتقل مى شود و در قيامت دوباره زنده خواهد شد و به نتيجه اعمال و رفتار خود در دنيا خواهد رسيد.

خداشناسى

شناخت خداوند مبتنى بر تصور صحيح از او است. خداى متعال متن وجود و حيات و قدرت سارى و جارى در تمام هستى است. هيچ ذره اى در جهان هستى نيست كه در باطن و ظاهر آن خداى متعال با وجود، حيات و قدرت و علم و ساير صفات خويش حضور و ظهور نداشته باشد. تمامى پديده هاى جهان، ظهور صفات خداوندى هستند و شما مى توانيد از پس هر پديده و صفت كمالى كه در هستى مشاهده مى كنيد، ذات وجود و خداى متعال را مشاهده نماييد، خداوند، يعنى منبع وجود، حيات، علم، قدرت و ساير كمالاتى كه در طبيعت و تمام هستى ظهور و نمود دارد. رسيدن به شناخت عميق و عرفانى خداوند مستلزم تلاش فراوان و گذر از مراحل و مراتب خداشناسى است كه درادامه بدان اشاره خواهيم نمود.

مشكل شناختى انسان نسبت به خداوند، يك مشكل تصديقى نيست، تا بحث شك كه از مباحث تصديقى است بر آن مطرح باشد. مشكل انسان در اين زمينه بيشتر يك مشكل تصورى است. وجود خداوند موضوعى است كه اگر خوب تصور شود، تصديق آن از بديهيات است و از نظر علمى شك در بديهيات بى‏معنا است.

روش شناخت خداوند

ما براى شناخت خداى متعال سه راه در پيش روى خود داريم كه به صورت مرحله اى طى مى شوند.

مرحله اول شناخت او با آيات آفاقى و انفسى است. اين همان راه شناخت خداوند از طريق نشانه هاى او در طبيعت و روش تجربى است و لازم است كه انسان در ابتداى راه شناخت از طريق شناخت طبيعت و نشانه هاى تكوينى و و همچنين مطالعه آيات تدوينى قرآن كريم به معرفت خداى متعال دست يابد.

البته شناخت خداوند منان با آيات انفسى مفيدتر است (من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.

بنابراين انديشيدن در آيات آفاقى و انفسى به شناخت خداوند منتهى مى‏شود و اين نيز به نوبه خود راهنماى انسان به سوى حق و شريعت الهى خواهد بود.

اين راه كه در كتاب شريف توحيد مفضل پى گيرى شده است بهترين راه خدا شناسى براى مبتديان است.

مرحله دوم شناخت خداوند از طريق عقل است. نيرويى كه بيشتر عمل كردش محاسبه و درك وجودات وصفى و صفات الهى است. اين روش طريق خواص از مردم مى‏باشد، كسانى كه پس از مطالعه در طبيعت و آيات تكوينى او در خلقت، از طريق استدلال و برهان عقل و فلسفه و حكمت به شناخت خداى تعالى مى پردازند.

مرحله سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت و ابزار دل مى‏باشد كه طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست مگر مسيرى كه به عنوان سير و سلوك ترسيم شده طى نمايند، يعنى از طريق طبيعت و شناخت آفاقى و انفسى به عقل و استدلال عقلى راه يابند و با گذر از عقل به عشق و عرفان برسند و اهل مشاهده و معاينه و وصول به حق تعالى شوند.

اين سخن مولاى عارفان على (ع) و همچنين اهل معرفت است كه گفته اند:

من در همه چيز خدا را مى بينم. خداى واقعى همان است كه در همه چيز ظهور دارد و نهايت عرفان اهل معرفت هم همين است كه خدا را در همه چيز ببينند. از ديدگاه عرفان خداى تعالى همان متن وجود و هستى است و هر چه كه غير ذات هستى وجود دارد مظاهر او است. مظاهر هم در حقيقت او را نشان مى دهند چون ظهور او هستند و اگر انسان دقت كند خداوند را در تمام مظاهر هستى خواهد ديد و مى توان گفت اشيا در حقيقت آينه هايى هستند كه خداوند را نشان مى دهند و به قول قرآن كريم آيه ها و نشانه هاى او هستند. منتهى بايد توجه كنيد كه اينگونه رويت مخصوص اهل معرفت است و اهل عقل و فلسفه و همچنين اهل تجربه و علم از آن محرومند، مگر اينكه ايشان نيز چنين اعتقاد و كنكاشى را بپذيرند و رو به سوى عرفان و شهود خداى متعال بياورند.

به بيان ديگر، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالى را حاصل مى‏كنند. اول تقليد كه در اين روش خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته مى‏شود، دوم تحقيق و استدلال كه در اين روش خداوند به واسطه عقل و برهان شناخته مى‏شود و سوم كشف و رويت كه در اين روش خداى متعال به واسطه مكاشفات درونى، شناخته مى‏شود.

روش خداشناسى تجربى و خدايابى از طريق رجوع و توجه به طبيعت و خلقت، اولين و همگانى ترين روش خداجوئى است. آنگاه كه انسان به آسمان و زمين و آنچه در آنهاست نظر مى كند و از فرط هيجان و شگفتى ساعت ها به آن ها خيره مى ماند، ناخواسته اقرار مى كند به حكمت و دانش و تدبيرى كه در پس اين مناظر شگفت انگيز وجود دارد. و چون دانش و حكمت از آن موجودى عاقل و داناست، به وجود او نيز اعتراف و اذعان مى كند.

انسان آنگاه كه داراى جهان بينى الهى باشد به هر چه نگاه كند خدا را در پس آن حاضر خواهد ديد. چه آنگاه كه به طبيعت چشم دوخته است و چه آنگاه كه با قوانين فيزيكى و شيميائى حاكم بر طبيعت سر و كار دارد. چرا كه انسان فقط كاشف آن قوانين و بينده آن مناظر است نه خالق آنها. پس جا دارد كه از خود بپرسيد اينها از كجا آمده اند و چه كسى آنها را آفريده است.

كتاب «توحيد مفضل» كه حضرت امام جعفر صادق (ع) به مفضل املاء كردند و وى نيز گفته هاى ايشان را به رشته تحرير درآورند، پر است از توجه به خلقت و انديشيدن در آفرينش الهى. چرا كه يكى از راههاى شناخت خداوند تفكر در آثار، مخلوقات و معلولات او و انديشيدن درباره ظرافت آفرينش آنهاست. روشى كه هر فردى را و يا هر مقدار دانش و معلوماتى، به درك و تامل وا مى دارد. و در واقع آنكه از دانش بهره بيشترى دارد با ديدن شگفتى هاى آفرينش بيشتر شگفت زده شده و به فكر مى رود.

رسيدن از معلول علت در واقع يكى از دلايل فلسفى اثبات خداوند است كه فليسوفان به عنوان اولين دليل براى اثبات وجود خداوند از آن مدد مى جويند.

خداوند در قرآن نيز بسيار از طبيعت و آفرينش موجودات ياد كرده و ما را به توجه بدان ترغيب نموده است، آياتى كه يا اشاره به خود طبيعت و آثار آن دارد و يا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره مى كند، آياتى مانند آيه ۱۷ و ۱۸، سوره غاشيه: «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ‏ آيا به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده».

و آيه ۵ سوره طارق: «فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِق

پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است».

آيه ۱۸۵، سوره اعراف:

«أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فى مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَىْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَىّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون

‏ آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريسته‏اند و اينكه شايد هنگام مرگشان نزديك شده باشد پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان مى‏آورند».

آيه ۵، سوره ق:

«أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ‏ »

مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته‏اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده‏ايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست».

و آيات بسيار ديگر كه گوياى توجه خاص آيات قرآن به طبيعت و آثار خلقت است.

چند كتاب براى خدا شناسى:

– راه خداشناسى، استاد جعفر سبحانى

– راه شناخت خدا، محمدى رى شهرى

– آفريدگار جهان، آيت‏الله مكارم شيرازى

– خدا را چگونه بشناسيم، آيت‏الله مكارم شيرازى

– اصول عقايد، استاد محسن قرائتى

– خدا در قرآن، شهيد بهشتى

– دوره پنج جلدى مقدمه اى بر جهان بينى توحيدى، استاد شهيد مرتضى مطهرى

– توحيد، شهيد دستغيب شيرازى

نشان از بى ‏نشان‏ها، مرحوم حسنعلى اصفهانى، ص ۱۶۶

ب) سلوك عملى:

سلوك عملى هم داراى مراحلى است: رسيدن به قرب الهى و شكوفايى استعداد ها، تنها در ظرف عبوديت و پرستش امكان پذير است و در خارج از حوزه دين و عبوديت خداوند، چيزى جز فلاكت و شقاوت در انتظار انسان نيست. پرستش يعنى كارهايى كه انسان را به خدا نزديك و شبيه مى كند.

الف) تحقق ظرف عبوديت كه خود داراى دو مرحله مى باشد.

۱- قرب فرايض:

در وهله سالك مى كوشد واجبات الهى را بدون اندك كم و كاست انجام دهد و از محرمات و معاصى با تمام وجود چشم پوشد.

۲- قرب نوافل:

در مرحله دوم كه مرحله بالاترى است سالك مى كوشد تا به مستحبات و نوافل بپردازد و از مكروهات دورى گزيند.

اين دو مرحله براى سالك بسيار مهم و اساسى است و نبايد نسبت به آنها اهمال كرد. اما روش كار اين است كه تمرين و ممارست كنيد و تمام تلاش خود را بكار بنديد و حتى المقدور خود را از گناهان دور كنيد و همه واجبات را- همان گونه كه در رساله هاى عمليه آمده است- انجام دهيد. اين كار تمرين مستمر مى خواهد و مدتى وقت شما را مى گيرد تا ملكه شما شود. اگر در ابتداى كار دچار مشكلى يا گناهى يا كاهلى شديد، غم به خود راه ندهيد و خود را به خدا بسپاريد و از شر شيطان و نفس به خدا پناه ببريد و با آب توبه خود را شستشو بدهيد تا خداوند شما را پاك كند و توكل خود را از دست ندهيد و نااميد نشويد. زيرا در اين مرحله شيطان همه تلاش خود را مى كند تا شما را از راه بدر كند و با القاء نااميدى و ناتوانى شما را خسته كند. اما چنانكه گفتيم روزى روز به روز است و بايد حلاوت اتيان دستورات الهى و دورى گناه را به خود بچشانيد. مى توانيد برنامه چهل روزه و تمرينهاى چهل روزه براى خود بگذاريد. آنگاه كه در مرحله قرب نوافل به نتيجه مطلوب رسيد و نفس خود را بر آن آماده كرديد، به سراغ قرب نوافل برويد و همين روش را در آنجا پياده كنيد. در اين راه اهتمام به نمازهاى پنجگانه شبانه روز و نافله هاى آن به ويژه نافله شب و سحر خيزى حتى ۱۰ تا ۱۵ دقيقه به اذان صبح توصيه مى شود.

ب) در اين مرحله سالك مى كوشد تا خويش را از تمامى اوصاف رذيله دور سازد و خود را به زيور اخلاق حسنه وملكات فاضله بيارايد، زيرا وجود صفات رزيله مانع تحقق ظرف عبوديت و قرب است و وجود صفات حسنه در اين زمينه به سالك كمك خواهد كرد. به طور مثال كسى كه داراى زيله بخل است، در ظرف عبوديت قادر به انجام واجبات مالى و انفاق در راه خدا نيست و به عكس كسى كه جواد است اين فرايض و نوافل را به راحتى انجام مى دهد.

ج) همگام با ساير مراحل كار بزرگ ديگرى كه بايد در دستور و برنامه سالك قراربگيرد مرحله آزاد سازى و كسب حريت است.

آزاد ساختن نفس از هر آنچه كه او را اسير خود ساخته و توان پيشرفت و سلوك را از او سلب نموده است، آزادى او پر خورى، پر خوابى، پر گويى، لذت گرايى افراطى، اسارت ثروت، قدرت، شهرت، شهوت، عادت، دلبستگى هاى افراطى به امور دنيوى، وابستگى هاى افراطى به اشياء و افراد، مد گرايى، غرب گرايى و خلاصه هر چيزى كه به نحوى انسان را اسير مى سازد و امكان حركت در مسير عبوديت و قرب را از او سلب مى نمايد.

در اين مرحله لازم است از آنچه كه او را از خدا دور مى‏دارد، دورى گزيند و سراپاى وجود خويش و همه اعمال خود را الهى كند. حتى خواب و خوراك و لباس خويش را براى خدا وطبق آنچه او مى‏پسندد انجام دهد.

براى انجام اين امور دستور كلى كه سالك نياز دارد تنبه و بيدارى وتوجه و مراقبت دائمى نسبت به خود و افعال و احوال خويش و از همه مهمتر حضور قلب و توجه به معبود در نماز است. مرحوم علامه طباطبائى تأييد بسيارى بر مشارطه و مراقبه و محاسبه دارند. به اين معنى كه ابتداى صبح با خود شرط كنيد كه كارهايتان براى خدا باشد و در برنامه ريزى منظم برنامه زندگى معنوى خود را بريزيد و در وسط روز مراقب خود باشيد كه از جاده سلوك خارج نشويد و آخرت شب و پيش از خواب از خود حساب بكشيد كه تا چه حد بر اساس روش درست عمل كرده ايد.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: من اَخلَص للّه اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمه من قلبه الى لسانه.

مقصود از اين سخن آن است كه اگر كسى در چهل روز تمام رفتار و فعاليت‏ها وانديشه‏ هايش را براى رضاى خدا و در راستاى خشنودى او انجام دهد و نه تنها هيچ گناهى انجام ندهد، بلكه هيچ سخنى و كارى بدون قصد قربت نداشته باشد، پاداشى كه خداوند به او عنايت مى‏كند آن است كه پرده‏ها و حجاب‏ها را از مقابل ديده و گوش او بر خواهد داشت تا حقايقعالم را بشنود و ببيند، و هنگامى كه حقايق عالم و حكمت‏هاى خلقت را شناخت، قلب او آيينه حكمت الهى مى‏شود و آن حكمت همچون آب زلال كوثر بر زبان او جارى شده و ديگران را از عطش معنوى نجات خواهد داد.

آب كم‏جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

تو به هر حالى كه باشى مى طلب آب مى جو دائما اى خشك لب

كان لب خشكت گواهى مى‏دهد كو به آخر بر سر منبع رسد

به طور كلى برخى از آداب و لوازم سلوك الى الله به طور اختصار در اين بيت بيان شده است:

صمت و جوع و سهر و عزلت وذكرى به دوام‏
 
ناتمامان جهان راكند اين پنج تمام‏
 

كه به طور اختصار پيرامون آن توضيح مى دهيم:

۱ صمت (سكوت):

مراد از آن نگهدارى و حفظ و كنترل زبان از زياده روى و گفتار غير ضرورى است. سالك بايد در گفتار به قدر ضرورت و اقل امكان اكتفا نمايد. و اين صمت در همه دوران سلوك در همه اوقات لازم است. در حديثى از حضرت صادق (ع) آمده است: «الصمت باب من ابواب الحكمه و انه دليل على كل خير، يعنى: سكوت درى از درهاى حكمت و راهنماى به هر خير و نيكى است.»

۲ جوع (گرسنگى) و كم خورى:

البته به اندازه اى كه باعث ضعف نگردد و احوال انسان را پريشان نسازد. حضرت صادق (ع) در حديثى مى فرمايد: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح و طعام القلب گرسنگى خورش مومن و غذاى قلب و روح او است» گرسنگى موجب سبكى و نورانيت نفس ميگردد و فكر در حال گرسنگى مى تواند به پرواز در آيد غذاى زياد نفس را ملول و خسته و سنگين مى كند و از سير در آسمان معرفت باز مى دارد.

۳ سهر:

منظور بيدارى سحرگاهى و به پا خاستن براى عبادت پروردگار در نيمه شب است كه از موثرترين وسيله براى تقرب به پروردگار و وصول به رضاى حق است و همه بزرگان اهل كمال بر آن تأكيد داشته و آيات و روايات فراوانى در اين باره داريم و برخى بزرگان رسيدن به كمال را بدون نماز شب و شب زنده دارى ناممكن دانسته اند.

خداوند در باره بندگان خاص حق مى فرمايد: «كانوا قليلا من الليل ما يهجعون. و با لاسحار هم يستغفرون

مقدار كمى از شب مى خوابند و در دل شب و سحرگاه از پروردگار طلب غفران و آمرزش مى كنند»(۱)

۴ عزلت:

هر چند اسلام دينى اجتماعى است و دستورات اجتماعى آن فراوان است و پيروانش را به ارتباط با يكديگر و تقويت آن سفارش فراوان نموده و در متن اسلام عزلت و گوشه نشينى و خلوت وجود ندارد ولى در حاشيه آن و به عنوان دارويى مسكن و وضعيتى موقت سفارش به عزلت شده است و منظور كناره گيرى از غير اهل الله است كه در ابتدا به صورت كناره گيرى ظاهرى و فيزيكى است ولى در افرادى كه نفس قوى ترى دارندمانند انبيا و اوليا و پيروان خاص آنها، اين عزلت، عزلت با قلب و روح است نه كناره گيرى ظاهرى و فيزيكى، هر چند همه پيامبران در طول عمر خود دوره اى از عزلت و خلوت را به صورت چوپانى و انس با طبيعت و دورى از مردم گذرانده اند و هدف اين است كه نفس ضعيف با تفكر و تقويت معنوى خود، بتواند در اجتماع حضور يابد و مردم را ارشاد نمايد و خود آلوده به آلودگى هاى اجتماع و انحرافات آن نگردد.

۵ ذكر:

منظور ياد پروردگار است كه يا به صورت ذكر لفظى است و يا ذكر قلبى و عمده توجه و ياد قلبى است و ذكر لفظى وسيله و مقدمه اى براى آن ذكر قلبى است.

از عواملى كه در سلوك داراى نقشى محورى و زيربنايى است «مراقبه» است كه مورد تأكيد قرآن كريم و روايات اهل بيت (ع) و بزرگان سلوك است و به منزله عمود خيمه سير و سلوك است. معناى مراقبه آن است كه سالك در همه احوال مراقب و مواظب باشد از آن چه وظيفه اوست تخطى نكند. البته مراقبه معناى عامى دارد و به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالك تفاوت مى كند در ابتداى امر سلوك، مراقبه عبارت است از آن كه از آن چه به حال دين و دنياى او نفعى ندارد، اجتناب كند و سعى كند خلاف رضاى خداوند در گفتار و كردارش نباشد و به تدريج بالاتر مى رود تا آن جا كه گاهى مراد از مراقبه توجه به سكوت نفس و گاهى توجه به مراتب حقيقت اسماء و صفات كلى الهى مى باشد.

از نكات مهم در راه سلوك و آداب آن رعايت «رفق» و مدارا در سلوك است و اين از امور مهمى است كه بايد سالك الى الله آن را رعايت كند، چون غفلت و بى توجهى به آن سالك را از ترقى و سير باز مى دارد و گاهى به طور كلى از سفر ممنوع خواهد شد. سالك در ابتداى سفر در خود شور و شوق زايد الوصفى مى يابد و به دنبال آن سعى مى كند اعمال زياد و عبادات فراوانى انجام دهد و بيشتر وقت خود را صرف عبادت و گريه و تضرع مى كند و به هر عملى دست مى زند و از هر كسى كلمه اى مى آموزد و از هر غذاى روحانى لقمه اى بر مى دارد. اين طرز عمل نه تنها سودمند نمى باشد بلكه زيانبار نيز مى باشد چون در اثر تحميل بار سنگين بر نفس، نفس عكس العمل نشان مى دهد و عقب مى زند و در نتيجه سالك از همه كارها باز مى ماند و ديگر در خود ميل و رغبتى براى انجام جزئى ترين كارهاى مستحبى پيدا نمى كند. بنابراين سالك نبايد فريب شوق اوليه خود را بخورد و بار سنگين بر دوش نفس بگذارد بلكه بايد با دورانديشى استعداد و ويژگى هاى روحى و وضع كار و شغل و ميزان ظرفيت خود را بسنجد و آن مقدار عمل و عبادت كه از استعداد او كمتر و كوچكتر است انتخاب كند و بر آن مداومت ورزد تا كاملا بهره روحى و معنوى خود را از آن عمل دريافت كند و وقتى مشغول عبادت است با آن كه هنوز ميل و رغبت دارد از عبادت دست بكشد تا هميشه خود را تشنه عبادت ببيند. در مورد خوراك و خواب بايد حد وسط و اعتدال را رعايت كرد به گونه اى كه هم شكم پرور و تنبل بار نيايد و هم باعث مريضى و بى حال و ضعف نشود و رعايت اعتدال در امر سلوك در همه امور شرط اساسى اين راه است.

از مسائل مهم در امر سلوك وجود مرشد و استاد راه است كه واقعا راه رفته و وارسته باشد و بتواند دست سالك را گرفته و منزل به منزل راه ببرد. از برخى بزرگان نقل شده كه اگر انسان نيمى از عمرش را صرف يافتن استادى مناسب و خبره نمايد ارزش دارد. البته شناخت استاد راه كار ساده اى نمى باشد و اين شناخت جز با مصاحبت و همراهى با او در آشكار و پنهان و اطمينان از او حاصل و عملكرد او حاصل نمى گردد. مدعيان كمال و عرفان فراوانند و همواره كسانى كه از كمال و معنويت بهره اى ندارند براى باز كردن دكان و جلب منافع شخصى ادعاى ارشاد و راهنمايى سالكان و شيفتگان كمال را داشته اند و باعث گمراهى وانحراف جوانان پاك دل و طالب معنا شده اند و ظهور كرامات و خوارق عادات و خبر دادن از امورى غيبى و ساير كارهاى غير عادى دليل بر استاد بودن و راهنما بودن كسى نمى باشد.

البته اگر دسترسى نداشتن به استادى شايسته و راه رفته معنايش محروم ماندن از كمال و معنويت نمى باشد بلكه مى توان با استفاده از راهنمايى ها و هدايت هاى قرآنى و پيروى از دستورات پيشوايان دينى و دعا و تضرع و توسل به اهل بيت (ع) راه كمال را بپيماييم و با لبيك به نداى فطرت خدا جو و رعايت تقوا و انجام واجبات و دورى از محرمات چراغ بندگى را در دل برفروزد و به مقام قرب الهى متناسب با ظرفيت خود برسد.

بايد توجه داشت پيمودن راه بندگى و قرب با فعاليت هاى اجتماعى و تحصيل و كار هيچ گونه منافاتى ندارد و اين از ويژگى هاى دين مبين و سعادت آفرين اسلام است كه بين اين گونه فعاليت ها و قرب حق هيچ منافاتى قائل نيست و اتفاقا راه كمال از همين كانال مى گذرد و اگر نيت خدمت به بندگان خدا و حل مشكلات آنها و پيشرفت ميهن اسلامى باشد، تحصيل و خدمت و كار عين خشنودى حق و عمل به دستورات او و موجب تسريع در رسيدن به كمال مى گردد.

يكى ديگر از كارهايى كه توصيه مى ش معرود مطالعه كتابهاى مفيد در اين زمينه است:

۱ كتابهاى استاد آيت الله حسن زاده آملى

۲ چهل حديث امام خمينى (ره)

۳ آداب الصلاه امام خمينى (ره)

۴ نقطه‏هاى آغاز در اخلاق اسلامى مهدوى كنى

۵ رساله سيرو سلوك علامه بحر العلوم

۶- رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب درس اخلاق علامه طباطبائى و نگارش علامه طهرانى. كتاب رديف ۵ و ۶ مكمل هم هستند و انتشارات حكمت در تهران آنها را منتشر كرده اند و دستور العمل مناسبى توسط دو تن از بزرگان عرفان براى راهيان كوى دوست نگارش داده اند كه مطالعه و تدبر در آن دو كتاب توصيه مى شود. اين دو كتاب مبتنى بر روايت ذيل هستند كه خود منبع درجه يك براى سير و سلوك عارفان است. آرى اگر اين دو كتاب را مطالعه كنيد، حقيقت مطلب بيشتر براى شما روشن مى شود.

۷- كتابهاى مرحوم ميرزا جواد ملكى به ويژه رساله لقاء الله ايشان كه انتشارات فيض آن را منتشر كرده است.

۸- كتابهاى استاد آيت الله جوادى آملى به ويژه اسرار عبادات و تفاسير موضعى ايشان

۹- كتابهاى استاد آيت الله محمد شجاعى به ويژه مقالات ايشان كه در سه جلد و در آداب سير و سلوك نگاشته شده و انتشارات سروش آنها را منتشر كرده است.

۱۰- حقايق ملامحسن فيض كاشانى و ترجمه ساعد خراسانى

بجز اين كتابها، كتابهاى ديگرى نيز است، مثل زندگى نامه بزرگان علماء و عرفاء كه در ما ايجاد شوق مى كند تذكر اين نكته نيز لازم است كه لازم نيست همه اين كتابها را با هم بخوانيد، بلكه بهتر است كه اين كار را نكنيد. توصيه مى شود كه ابتداء مقالات استاد شجاعى را مطالعه كنيد و آنگاه كتابهاى رديف ۵ و ۶ و بعد ديگر كتابها يى كه مناسب حال خود يافتيد. البته اگر استاد و راهنمايى پيدا كنيد كه در اين امر شما را كمك كند كه چه بهتر وگرنه به ما نامه بنگاريد و تا حد مقدور شما را راهنمايى مى كنيم.

(۱) (ذاريات، آيه ۱۷ و ۱۸).

پرسمان.

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.