وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

علت خستگی هنگام بیدار شدن صبح

علت خستگی هنگام بیدار شدن صبح

چه عواملى باعث مى شود صبح كه از برمى خيزيم بى حوصله و بى روحيه باشيم؟ حال براى اينكه صبحى با نشاط داشته باشيم چه كار بايد كرد؟

به اين نكته كليدى نيز توجه داشته باشيد كه انسان ها از نظر خلقى و عاطفى معمولاً يك حالت يكنواخت ندارند. همه انسان‏ها كم و بيش دوره‏هايى از غمگينى و افسردگى را تجربه مى‏كنند و اين امرى طبيعى است كه گاه علت آن معلوم و شناخته شده مثل وقتى از دست دادن عزيزى، شكست در بعضى از امورات زندگى، مورد تمسخر و استهزا قرار گرفتن، زندگى كردن در غربت و دور از خانواده و… و گاهى اوقات علت غمگينى و افسردگى و بى نشاطى معلوم و شناخته شده نيست. چه بسا علت فيزيكى و شيميايى يا جنبه ارثى و يا عواملى محيطى مبهم دارد. در هر حال افسردگى از اختلالات خلقى شايع است و معمولاً شيوع آن در ميان خانم‏ها، بيشتر از مردان است. بنابراين تجربه كردن حالات غمگينى و افسردگى، تا حدود زيادى طبيعى است امّا اگر حالت غمگينى بيش از شش ماه طول بكشد و علايمى از قبيل كم خوابى (يا پرُ خوابى در بعضى افراد)، بى اشتهايى، كاهش عملكرد، عدم تمركز حواس، حالات پرخاشگرانه و… را به دنبال داشته باشد روشن مى‏شود كه مشكل كمى بيشتر از حالت طبيعى است و بايد به روان‏شناس، مشاور روان شناس يا روان پزشك مراجعه كرد. اگر مدت زمان كمى است كه به اين حالت دچار شده ايد، خود را نگران نسازيد زيرا همانطور كه بيان شد حالات روحى انسان، همواره يكسان نبوده و معمولاً بيشتر ما انسانها گاهى بى‏نشاط شده و احساس خستگى، غم، اندوه، بى حوصلگى و نااميدى به سراغمان مى آيد.

تنها در صورتيكه چنين حالتى در شما استمرار داشت به دليل آنكه ممكن است نشانه‏اى براى بعضى از مشكلات باشد، شايسته است به روانشناس يا روان پزشك مراجعه نماييد تا از راهكارهاى تخصصى مجرّب براى رهايى از چنين وضعيتى استفاده نماييد. البته اين مشكلات هم جاى نگرانى ندارد و مى‏توان با برخورد منطقى، علمى و استفاده از مشاوران مجرّب بر آنها فايق آمد.

گرچه ما شرح حالى از وضعيت فعلى شما نظير: برنامه روزانه تان، اشتغال يا بيكارى و سوابق شما نظير: وضعيت درسى در زمان تحصيل و نوع رشته تحصيلى، در دست نداريم اما به نظر مى‏رسد يكى از علل چنين حالتى كه بدان دچار گشته ايد، اين است كه مطمئناً شما آرزوهايى (نه هدف) را در زندگى براى خود ترسيم نموده- ايد كه براى رسيدن به آن اهداف كوتاه مدت و دراز مدت مشخّص ننموده و براى رسيدن بدانها برنامه اى را كه در توانتان باشد، نريخته ايد. مسلّم است كه يكنواختى زندگى يا حتّى كار مستمر بدون تفريح و بدون تنوع در نوع فعاليت‏هاى روزمره از جمله دلايلى است كه باعث خستگى و بى حوصلگى انسان شده و به دنبال آن انسان را نسبت به آينده نااميد مى سازد

* شايسته است ابتدا سعى نماييد عواملى را كه باعث گرديده چنين حالتى در شما پديد آيد، شناسايى نموده و با تفكّر و يا مشاوره با افراد مجرّب در زمينه رفع آنها اقدام نماييد. برخى از اين عوامل عبارتند از:

۱ نداشتن هدف درست در زندگى: نداشتن هدف و معنى درست در زندگى و يا ضعف ايمان به هدف، مطمئناً رابطه مستقيمى با ناكامى، يأس و نااميدى دارد. انسان بى هدف سرگردان و مضطرب بوده و هر لحظه به سويى مى رود و فعاليت هايش نتيجه بخش نيست.

۲ مقايسه خود با ديگران: وقتى انسان خودش را با ديگران و به خصوص افراد موفّق كه همه از آنها تعريف مى كنند مقايسه كند و ببيند كه نسبت به آنها كار چندانى بلد نيست، احساس شكست و نااميدى به وى دست مى دهد.

۳ انتظارات و توقّعات بيش از اندازه خود و اطرافيان: برخى والدين توقّعات زيادى از فرزندان خود دارند. مى خواهند فرزندشان در رشته تحصيلى‏ظاش نمره عالى كسب كند و شاگرد ممتاز شود. گاهى اوقات خود افراد چنين توقعاتى از خويش دارند و دوست دارند كه در هر زمينه اى بهترين باشند. مثلاً انتظار دارند كه در امتحان پايان ترم يا كنكور دانشگاه با نمره بالا قبول شوند، وقتى پذيرفته نشدند، و نمره كمى آوردند، احساس نااميدى به آنها دست مى دهد و چنين فكر مى كنند كه هيچ گاه در زندگى موفق نمى شوند.

۴ فراموش كردن خدا: برخى افراد فقط به خود متكى هستند و فكر مى كنند كه با اعتماد به نفس مى توانند بر تمامى مسائل و مشكلات زندگى پيروز شوند. اما وقتى با مشكل رو به رو مى شوند و نمى توانند به تنهايى آن را انجام دهند، احساس شكست و ناتوانى مى كنند. گاهى هم توجه نداشتن به قدرت بخشندگى و گذشت خداوند سبب يأس مى شود.

۵ برداشت نادرست و تعميم بيش از اندازه: برخى ديگر وقتى در يك زمينه شكست مى خورند يا يك بار شكست مى خورند، از آن نتيجه مى گيرند كه در هيچ زمينه اى و در هيچ زمانى موفّق نخواهند شد. اين تفسير و برداشت نادرست باعث افسردگى و احساس ارزشمندى و عزت نفس پايين در فرد شده و وى را عملاً به شكست مى كشاند.

۶ عوامل ديگرى نيز از جمله:

الف) سستى، تنبلى و اهمال كارى در كارها.

ب) ضعف اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس.

ج) عدم سخت كوشى و تلاش و فقدان استمرار و جديت در كارها.

د) عدم استفاده از استعدادها و شايستگى‏ظها.

ه) قاطع نبودن در تصميمات و عدم ثبات كارى.

و) منفى نگرى، خودبينى و تنگ نظرى.

ز) عدم انعطاف پذيرى در برابر حوادث و نپذيرفتن واقعيات زندگى و….

ح) تك روى و عدم درخواست كمك از افراد متخصص و با تجربه، وجود دارند كه ممكن است هر انسانى را به احساس نااميدى از زندگى بكشاند.

* براى رهايى از چنين وضعيتى شايسته است با تمرين و به كارگيرى روش هايى كه در ادامه بدان اشاره خوهد شد بذر اميد و اعتماد به نفس را در خويش تقويت نماييد:

۱ توانايى ها و استعدادهاى خويش را در نظر آوريد اگر در برخى موارد ناتوان هستيد و احساس مى كنيد كه نسبت به ديگران ناموفق تريد، يقيناً موارد ديگرى نيز وجود دارد كه شما نسبت به آنها موفق تر هستيد. بنابراين، فقط ابعاد منفى و ناتوانيهاى خود را در نظر نگيريد. بلكه زمينه هاى موفقيّت و توانايى هاى خويش را نيز لحاظ كنيد. صحنه هايى را كه در گذشته موفق شده ايد هميشه به خاطر داشته باشيد، ليستى از نقاط قوّت خود حتى كوچك ترين آنها تهيه كرده و پيوسته مرور كنيد.

۲ اگر اشتباهى انجام داديد و يا در موردى شكست خورديد، به جاى سرزنش خود، عمل خود را سرزنش كنيد. مثلاً نگوييد: «من آدم بدى هستم»، يقين داشته باشيد كه اشتباه لازمه انسانيّت است و هر انسانى ممكن است اشتباه كند، بلكه در مورد رفتار خود قضاوت كنيد و بگوييد: فلان رفتارم مناسب نبود و بايد اصلاح شود.

۳ براى خود هدفى مناسب از زندگى داشته باشيد و با انتخاب اهداف بلندمدت و كوتاه مدت و برنامه ريزى مناسب خود را از احساس پوچى رهايى بخشيد.

۴ در ابتدا هدف هاى كوچكتر را در نظر بگيريد تا بتوانيد آسانتر به آنها برسيد. افرادى كه اهداف بزرگ و ايده آل در نظر مى گيرند و عملاً نمى توانند در وقت محدودى به آن دست يابند، دچار نااميدى مى شوند. اما وقتى انسان اهداف جزئى- تر و دست يافتنى تر در نظر بگيرد و در آن زمينه موفق شود، احساس خوشحالى مى كند.

۵ مثبت انديش باشيد و واژه ها و جملات منفى نظير «من آدم ضعيفى هستم»، «هيچ كارى از من بر نمى آيد و…» را هرگز بر زبان نياوريد.

۶ بيش از اندازه توانتان، از خود انتظار نداشته باشيد: همه انسانها مثل هم نبوده و شرايط زندگى و امكاناتى كه در اختيارشان هست، يكسان نيست. افرادى كه موفق هستند و در هر زمينه مى توانند خود را نشان دهند، شايد امكانات بيشترى در اختيار دارند كه اگر شما هم آن امكانات را مى داشتيد، موفّق مى شديد.

۷ از ارتباط طولانى و همنشينى با افراد مأيوس، افسرده و مضطرب اجتناب نماييد.

۸ با افراد موفق دوست شويد و به جاى مقايسه كردن خود با آنها، سعى كنيد از تجارب آنها استفاده نماييد. با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كنيد و از افرادى كه هميشه وقتى با آنها مواجه مى‏شويد از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزينيد.

۹ به خداوند توكل نماييد، ارتباط با منبع لايزال الهى مايه قدرتمندى و احساس توانمندى در شما مى شود. توكل به خدا از ترس، اضطراب و نااميدى شما مى كاهد. وقتى انسان به خدا توكل مى كند، همان خدايى كه همه جا حاضر و بر همه چيز قادر و توانا است، اميدوار مى شود و هيچ گاه خود را ناتوان نمى بيند. اگر كسى خود را در برابر دشمن تنها ببيند، هر قدر نيرومند و قوى باشد، به زودى روحيه و اعتماد به نفس خود را از دست مى دهد ولى اگر احساس كند لشكر نيرومندى پشت سر او است، احساس توانمندى و قدرت مى كند، هر چند خودش ضعيف و ناتوان باشد. انسان وقتى به خدا توكل نمود و اميدوار شد، از حالت شك و تحيّر بيرون آمده به نصرت و يارى خداوند اميدوار مى شود.

۱۰ اراده، اعتماد به نفس و عزّت به نفس خود را تقويت كنيد و در تصميمات خود قاطع باشيد.

۱۱ بدانيد كه هميشه سختى ها و ناگوارى ها با زندگى دنيوى عجين است و بايد با سخت كوشى و تلاش خود آنها را پشت سر گذاشته و رو به خوشبختى و كمال گام برداريد.

۱۲ از تفريحات سالم، گردش در طبيعت و ورزش كردن غافل نشويد. ورزش را جزء ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى خود قرار داده هر روز حداقل نيم ساعت الى يك ساعت ورزش كنيد. (هر ورزشى كه مورد علاقه شماست)

۱۳ زندگى را سخت نگيريد، زندگى لذت بخش تر از آن است كه فكر مى كنيد، فقط شرط آن اين است كه اهل عمل باشيد و ايمانتان به خدا را تقويت كنيد.

۱۴ در يأس هاى شديد و پژمردگى هايى كه سازمان روانى تان را به هم مى ريزد حتماً از روان شناس بالينى كمك بگيريد.

براى رهايى از بى حوصلگى:

الف- يك برنامه منظم و روزانه با توجه به توان و واقعيت هاى زندگيتان براى اوقات شبانه‏روزى و فعاليّتهاى روزانه خود داشته باشيد. سعى كنيد حتى براى ديدن برنامههاى تلويزيونى نيز برنامه داشته باشيد زيرا بى برنامگى در زندگى يكى از اساسى‏ظترين دلايل خستگى است كه به دنبال خود بى حوصلگى را به بار خواهد آورد.

ب- انگيزه، نياز و هدف خود را كه ۳ عامل كليدى در تحقق يك رفتار هستند در هر كارى مشخص نماييد. بدين بيان كه گاه برخى افراد در شناخت خود نسبت به اين ۳ عامل دچار مشكل مى گردند و چيزى را كه در حد يك انگيزه است، جاى هدف قرار داده و يا در مصداق نياز مشكلاتى به وجود مى آيد، در نتيجه در استمرار فعاليتشان دچار انحراف، لغزش و يا دلسردى مى شوند. به عنوان مثال ورود به دانشگاه به عنوان هدفى واسطه اى شوق و انگيزه اى در انسان ايجاد مى كند تا با تمام توان، تلاش كند به هدف نهايى (كمال) برسد. ورود به دانشگاه براى چنين فردى يعنى آغاز يك حركت جديد و مشخص نه جاى ماندن و مقصد نهايى، اما كسى كه دانشگاه را به عنوان هدف در ذهن خود ترسيم نموده وقتى وارد دانشگاه مى شود، در همان هفته هاى اول تمام آمال و آرزوهايش رنگ باخته و احساس مى كند دانشگاه سرابى بيش نيست و به دنبال دچار احساس كسلى، بى حوصلگى و پوچى خواهد شد.

براى مقابله با مشكل مطرح شده و درمان آن، به كارگيرى راه‏كارهاى زير، بسيار مفيد است:

۱ اجتناب از تنهايى سعى كنيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد در تنهايى قرار نگيريد.

۲ با افكار منفى خود مقابله كنيد يعنى هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد به هر صورتى كه شده خود را از چنبره آن نجات دهيد مثلاً خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى شما هست، مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.

۳ به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و سعى كنيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد.

۴ به جاى اينكه به كمبودها و عيب‏ها و ناكاميهاى خود فكر كنيد به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى و همه افراد اين چنين هستند سعى كنيد به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيم خالى را نخوريد چه اينكه از آنچه در اختيار داريد نمى‏توانيد بهره‏مند شوند، فرصتهاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد نگران نباشيد.

۵ از بيكارى و بى‏برنامه‏گى اجتناب كنيد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كنيد.

۶ براى برنامه‏ريزى اوقات شبانه‏روزى حتما با مشاور روان‏شناختى دانشگاه خود مشورت نمائيد يا از دوستان موفق خود كمك بگيريد.

۷ به تغذيه خود خصوصا صبحانه اهميت بدهيد و هيچگاه بدون خوردن صبحانه مشغول كار يا مطالعه نشويد.

۸- شناخت خود را نسبت به مسائل زندگى اصلاح كنيد واقع بينانه به مسائل نگاه كنيد، همواره در ارزيابى موفقيت ها و شكست ها علل آن را جستجو كنيد و از خيالبافى و شانسى رخ دادن حوادث اجتناب كنيد. هيچگاه از شكست ها و ناكامى ها نهراسيد بلكه آن را سكوى پرش خود قرار دهيد.

۹ هر وقت احساس بى‏حالى مى‏كنيد حدود ۱۰ دقيقه يك دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.

۱۰- در پايان تذكر مجدد اين نكته را لازم مى‏دانيم كه در صورتى كه مشكل شما بيش حد طول بكشد و وضعيت زندگى شما را مختل ساخته باشد، لازم است در كنار عمل به راهكارهاى ارائه شده، به روان‏پزشك مراجعه نماييد.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.