وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

عقیده شیعه و اهل سنت درباره امام زمان

عقیده شیعه و اهل سنت درباره امام زمان

 

 

تفاوت مكتب تشيع و اهل سنت را درباره مهدى موعود بيان كنيد؟

 

موارد اختلاف

 

۱-۱. شخصى يا نوعى بودن مهدى(عج) ؛

يكى از اختلافات مهم در اين باره آن است كه آيا مهدى(عج) شخصيتى معيّن و شناخته شده است يا شخصيتى نامعيّن و ناشناخته است كه با اين نام و اوصاف خواهد آمد. بسيارى از علماى اهل سنت، مهدويت را «نوعى» دانسته، مى گويند : پس از اين در آخرالزمان، در زمانى نامشخص فردى نامعيّن، از پدر و مادرى ناشناخته با اين نام و اوصاف متولّد خواهد شد و انجام وظيفه خواهد كرد.

اما شيعه اماميه و شمارى از اهل سنت، مهدى(عج) را شخصى، يعنى فردى شناخته شده و معيّن مى دانند و معتقدند : او بيش از اين متولد شده و هم اكنون به زندگى خود ادامه مى دهد. معتقدان به شخصى بودن مهدويت، مصداق بشارت هاى رسول خدا درباره مهدى را، همان مهدى موعود، فرزند امام حسن عسكرى (علیه السلام)  دانسته اند.

در بررسى احاديث مهدى و اسناد و مدارك ديگر اسلامى، به دلايل و شواهدى بر مى خوريم كه مهدويت شخص را تأييد مى كند[۵۴]. «مهدويت نوعى» پيامدهاى منفى فراوانى دارد ؛ چون بر اساس آن، در جهان كنونى، اولى الامرى معصوم، امام و خليفه قريشى تبار و فردى معصوم از اهل بيت كه همراه قرآن باشد، وجود نخواهد داشت. در نتيجه شمار زيادى از احاديث صحيح رسول خدا تكذيب خواهد شد و از آنجا كه ساحت مقدس رسول حق، از هر گونه دروغى منزّه است ؛ پس بايد اولى الامر معصوم، خليفه اى قريشى تبار و فردى معصوم از اهل بيت، در جهان وجود داشته باشد.

 

۱-۲. تولّد و نام پدر حضرت مهدى(عج) ؛

شيعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسكرى است كه سال ۲۵۶ ه . ق متولّد شد و پدرش امام حسن عسكرى بر امامت او تصريح كرده است. او سپس به اذن خدا، غيبت صغرى و كبرى نمود. غيبت صغرى هنگامى بود كه خداوند، وى را از نيرنگ حكومت عباسى نجات داد. وى از هنگام تولّد، مخفى زيسته، پدرش او را از ديده ها، پنهان مى كرد. پس از وفات پدرش در ۲۶۰ ه . ق شيعيان به واسطه نوّاب اربعه، با او ارتباط داشتند. نيابت آنان ۶۹ سال (۲۶۰-۳۲۹ ه .ق) طول كشيد. غيبت كبرى، پس از وفات نايب چهارم آغاز شد.

اما بيشتر اهل سنت معتقدند كه مهدى هنوز متولّد نشده و در آخرالزمان به دنيا مى آيد. برخى از آنان نيز روايت هايى نقل مى كنند كه مهدى آخرالزمان، هم نام پيامبر بوده و پدرش هم نام پدر گرامى رسول خدا (عبداللّه ) است. دسته اى از اهل سنّت كه تولّد حضرت مهدى را پذيرفته اند، درباره سال ولادت يا ماه و روز آن و نيز پدر گرامى او، اختلافاتى با شيعه دارند.

برخى از علماى اهل سنت (مانند عبداللّه  بن محمد مفارقى، ابن طلحه شافعى، ديار بكرى و…) سال ولادت مهدى را ۲۵۸ ه . ق دانسته اند ؛ ولى علمايى مانند ابن اثير، ابن عربى، سبط ابن جوزى حنفى، صلاح الدين صفرى، ابن صباغ مالكى، ابن حجر مكى همانند شيعه سال ولادت او را ۲۵۵ ه . ق مى دانند. درباره ماه و روز ولادت مهدى موعود نيز – علاوه بر نيمه شعبان – ۲۳ رمضان، ۹ ربيع الاول، ۸ شعبان و… اشاره شده است[۵۵].

يكى ديگر از اختلافات، درباره تبار و نام پدر مهدى موعود است. برخى از اهل سنت، آن حضرت را از نسل امام حسن (علیه السلام)  و بسيارى او را از نسل امام حسين دانسته اند. شمارى از دانشمندان سنى – همانند عالمان شيعه – نام پدر مهدى را حسن و آن حضرت را فرزند امام حسن عسكرى دانسته اند. برخى نيز بر اساس زايده اى كه در يك حديث وجود دارد، نام پدر آن حضرت را، همانند نام پدر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)  «عبداللّه » دانسته اند.

 

۱-۳. اعتقاد يا اعتراف ؛

اعتقاد بنيادين به «انديشه مهدويت»، شيعه را از ساير مكاتب و مذاهب متمايز مى كند. شيعه حيات و بالندگى خود را مديون مهدويت است ؛ با آن زندگى و رشد مى كند ؛ نفس مى كشد ؛ اميد رستگارى و نجات دارد ؛ هدايت و راهنمايى مى شود و… شيعه مهدويت را در امتداد «امامت» قرار داده و تمامى مسائل و امور سياسى، فرهنگى، عقيدتى و اجتماعى خود را بر اساس آن تفسير و تبيين مى كند. از آنجا كه امامت در نزد شيعه، امرى، ضرورى، مداوم و جزء جدايى ناپذير زندگى بشرى است ؛ لذا نمى توان محدويت و پايانى براى آن قائل شد ؛ از اين رو «مهدويت» تجلّى كامل الگوى «امامت» است[۵۶].

 

به نظر ماربين، مستشرق معروف آلمانى در كتاب انقلاب بزرگ:

از جمله مسائل اجتماعى بسيار مهم – كه هميشه موجب اميدوارى و رستگارى شيعه شده است – همانا اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور او است. حتّى اگر آثار معتقدات مذهبى از بين برود، شيعه داراى آن سرمايه اى خواهد بود كه شوكت و اقتدار حكومت خود را نگاه خواهد داشت[۵۷].

 

اما انديشه مهدويت در نزد اهل سنت:

بار اعتقادى و عملى خاصّى ندارد و  تنها اعتراف به روايات و اذعان به ظهور يكى از فرزندان پيامبر – مهدى موعود – در آخرالزمان است. اين اعتراف و اقرار، تأثير خاصى بر عملكرد فرهنگى، سياسى و اجتماعى اهل سنت ندارد و چشم انداز نوينى فرا روى آنان نمى گشايد. حتّى بحث «انتظار» و بهره مندى از آثار گران مايه اين آموزه مثبت، جايگاه برجسته اى در نظر و رأى آنان ندارد! متأسفانه روايات متواتر نبوى – كه در آثار معتبر اهل سنت وجود دارد – با كم توجّهى آنان رو به رو شده و به دست فراموشى سپرده شده است!!

 

[۵۴]. براى مطالعه و ارزيابى اين دلايل ر.ك : فصلنامه انتظار، شماره ۱۱و۱۲، مقاله مهدويت و مذاهب اسلامى، ص ۳۴۳-۳۴۶.
[۵۵]. ر.ك : فصلنامه انتظار، شماره ۱۱و۱۲، مقاله مهدويت و مذاهب اسلامى، ص ۳۴۰و۳۴۱.
[۵۶]. ر.ك : نگارنده، مقاله انتظار و انقلاب، فصلنامه انتظار، ش ۲، ص ۱۲۸.
[۵۷]. همان، ص ۱۲۹.
منبع: هدانا برگرفته از پرسمان، پرسش ها و پاسخ ها«مهدویت پیش از ظهور».

حتما بخوانيد

ویژه نامه امامت پژوهی

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.