وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

شیوه فرماندهی پیامبر

شیوه فرماندهی پیامبر

ويژگى هاى فرماندهى حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) در جنگ بدر، چگونه بوده است؟

 

 

بعضى از نكات آموزنده رهبرى پيامبر(صلى الله عليه وآله) در نبرد بدر، عبارتند از:

 

 

۱. اتكال به خداوند:

 

در شب هفدهم رمضان ـ كه خواب بر لشكريان اسلام در بدر غلبه كرد ـ، تنها شخص بيدار، پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود كه تا صبح به اقامه نماز و راز و نياز با پروردگار خود مشغول بود[۱۸۰]. در هنگام آغاز نبرد، دست به دعا برداشت و از درگاه خداوند، وفاى به وعده و پيروزى مسلمانان را خواستار شد و چنان مشغول دعا بود كه عبا از دوش وى افتاد[۱۸۱]. آن حضرت با راز و نياز و دعاى خود، توانست اين باور را به سپاه منتقل كند كه تنها خداوند، شايسته اتكال است و هيچ نيرويى، توان مقاومت در مقابل اراده الهى را ندارد و وعده او قطعى است[۱۸۲].

 

۲. عدم تبعيض در استفاده از امكانات:

 

در اين نبرد، سپاه اسلام تنها داراى هفتاد شتر بود كه هر سه نفر به نوبت سوار بر يك شتر راه پيمايى مى كردند. پيامبر خدا با آن كه رهبرى اين نبرد را بر عهده داشت، به تنهايى از يك شتر اختصاصى استفاده نمى كرد ; بلكه به همراه حضرت على(عليه السلام)و زيد بن حارثه، به نوبت، از يك شتر استفاده مى كردند[۱۸۳]. پس از پايان نبرد نيز پيامبر(صلى الله عليه وآله)از غنايم نبرد، براى خود، چيزى بيش از آن كه سهمش بود، برنداشت[۱۸۴].

 

۳. استفاده از نظرات كارشناسى:

 

هنگام برپايى اردو، پيامبر با عبارت «اشيروا عَلَىَّ فى المنزل»، از اصحاب درخواست كرد تا موقعيتى مناسب را از نظر نظامى به او معرفى كنند. وقتى حباب بن منذر انصارى، كنار چاه هاى بدر را از نظر نظامى، مناسب معرفى كرد، حضرت(صلى الله عليه وآله)ديدگاه مشورتى و كارشناسانه او را پذيرفت و دستور انتقال از محلّى را كه خود قبلاً اعلام كرده بود، به محلّ معرفى شده، صادر كرد[۱۸۵].

 

۴. رعايت تاكتيك هاى نظامى:

 

پيامبر(صلى الله عليه وآله) از همان آغاز خروج از مدينه، درصدد كسب اطلاعات از سپاه دشمن بود ; از اين جهت، در راه حركت، از سپاه جدا شد و به شخصى به نام سفيان ضَمرى برخورد كرد و بدون آن كه خود را معرفى كند، اطلاعات دقيقى از زمان خروج قريشيان و نيز محلّ استقرار آنان به دست آورد. هنگامى كه آن شخص از پيامبر(صلى الله عليه وآله)خواست تا خود را معرفى كند، آن حضرت به صورت مبهم، به او جواب داد و پس از آن كه از استقرار قريش آگاه شد،درصدد ارزيابى نفرات و نيروى نظامى آنان برآمد و با آگاه شدن از اين كه در روز، بين نه تا ده شتر براى غذاى خود نحر مى كنند، تعداد آنان را بين نهصد تا هزار تن ارزيابى كرد[۱۸۶]. پيامبر(صلى الله عليه وآله)محل استقرار سپاه خود را به گونه اى انتخاب كرده بود كه سپاه اسلام، در سمت مغرب و پشت به خورشيد قرار گرفتند و در مقابل، سپاه كفر رو به روى خورشيد مستقر شدند[۱۸۷] كه همين نكته، به شكست آنان كمك فراوانى كرد.

 

۵. پرهيز از آغازيدن نبرد:

 

پس از استقرار دو سپاه، پيامبر(صلى الله عليه وآله) نهايت سعى خود را براى ترغيب قريش به بازگشت انجام داد ; اما قريشيان متكبّر نپذيرفتند[۱۸۸] و سرانجام، آنان بودند كه با كشتن برخى از مسلمانان، اولين خون را بر صحنه نبرد، جارى ساختند[۱۸۹].

 

۶. حضور فعالانه در نبرد:

 

حضور فعالانه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در صحنه نبرد و در صف مقدم جنگ، از نكات بسيار بارز اين جنگ بود[۱۹۰]. حضرت على(عليه السلام) كه بيشترين نقش را در پيروزى اين نبرد ايفا كرد[۱۹۱]، درباره حضور رسول خدا در نبرد مى گويد:

«روز بدر، چون كار سخت و دشوار مى شد، به رسول خدا پناه مى برديم كه از همه مردم، دليرتر و بى باك تر بود و هيچ كس از آن حضرت، به دشمن نزديك تر نبود»[۱۹۲].

 

۷. رعايت مسائل اخلاقى:

 

پيامبر پس از هويدا شدن آثار شكست در سپاه قريش، به مسلمانان دستور داد ابوالبخترى را ـ كه در هنگام محاصره شعب ابى طالب به مسلمانان كمك مى رساند ـ، نكشند. همچنين از آنان خواست تا كسانى را كه به اجبار قريش وارد صحنه كارزار شده اند، از بين نبرند[۱۹۳].

سفارش به نيك رفتارى با اسيران نيز يكى ديگر از صحنه هاى هيجان انگيز اخلاقى اين نبرد است. مسلمانان به اين سفارش، عمل كردند ; به طورى كه اسيران را در خوراك بر خود ترجيح مى دادند و ايثار خود را اثبات مى كردند[۱۹۴].

 

۸. پيشگامى خويشاوندان در نبرد:

 

پيامبر، خويشان شجاع خويش را در سخت ترين لحظات پيكار، به ميدان مى فرستاد و به فرموده اميرمؤمنان(عليه السلام)، «رسول خدا(صلى الله عليه وآله) چون كارزار دشوار مى شد و مردم پاى پس مى نهادند، كسان خود به نبردى فرستاد و به اين وسيله، يارانش را از سوزش نيزه ها و شمشيرها باز مى داشت ; چنان كه عبيده، سپس حارث (پسر عموى پيامبر )، در نبرد بدر… شهيد گرديد»[۱۹۵].

 

۹. توجه به بالا بردن سطح آموزشى مسلمانان:

 

در پايان نبرد، در ميان اسيران مشرك، تعدادى از افراد با سواد و آشنا به خط حضور داشتند كه از نظر مالى نه خود و نه خانواده هايشان، توانايى پرداخت فديه را نداشتند. پيامبر(صلى الله عليه وآله) از اين موقعيت به بهترين شكل استفاده كرد و فرمود: هر اسيرى كه بتواند به ده نفر از مسلمانان سواد بياموزد، آزاد خواهد شد[۱۹۶]. بدين ترتيب، گام مهمى در سوادآموزى مسلمانان برداشته شد.

 

 

[۱۸۰]. شيخ مفيد، الارشاد، ص ۶۶ ; بحارالانوار، ج ۱۹، ص۲۷۹ .
[۱۸۱]. الكامل فى التاريخ، ج ۱، ص ۵۳۱ و ۶۲۱ .
[۱۸۲]. الميزان، ج ۹، ص ۳۸ .
[۱۸۳]. الكامل فى التاريخ، ج ۱، ص ۵۲۷ ; المغازى، ج ۱، ص ۲۴ ; طبقات الكبرى، ج ۲، ص ۱۱۸ .
[۱۸۴]. طبقات الكبرى، ج ۲، ص ۲۱ .
[۱۸۵]. المغازى، ج ۱، ص۵۳ .
[۱۸۶]. همان، ج ۱، ص۵۳ .
[۱۸۷]. همان .
[۱۸۸]. المغازى، ج ۲، ص۶۱ .
[۱۸۹]. همان، ج ۲، ص۶۵ .
[۱۹۰]. طبقات الكبرى، ج ۲، ص۲۲ .
[۱۹۱]. الارشاد، ج ۲، ص ۶۴ و ۶۵.
[۱۹۲]. طبقات الكبرى، ج ۲، ص۲۰ .
[۱۹۳]. السيرة النبويه، ج ۲، ص۶۲۹ .
[۱۹۴]. الكامل فى التاريخ، ج ۱، ص۵۳۶ .
[۱۹۵]. نهج البلاغه، نامه ۹ .
[۱۹۶]. طبقات الكبرى، ج ۲، ص ۱۹ و۲۳ .
منبع: هدانا برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها  «پیامبراعظم – سیره و تاریخ».

حتما بخوانيد

ویژه نامه امامت پژوهی

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.