وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حفظ خانواده از گناه در قرآن

حفظ خانواده از گناه در قرآن

آیه
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ[۱]

ترجمه
ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن مردمان (گنهکار) و سنگ ها هستند، حفظ کنید. آتشی که بر آن فرشتگانی درشت خو و سخت گیر نگهبانند و خدا را در آنچه فرمانشان دهد، نافرمانی نکنند و آنچه را فرمان یابند انجام دهند.

نکته ها
«وقود» به معنای ماده اشتعال زاست، همچون نفت و زغال سنگ. لذا برخی مفسّران، مراد از «الْحِجارَةُ» را مواردی همچون زغال سنگ دانسته اند. در حدیث می خوانیم: سنگ آتش زا، همان کبریت و گوگرد است.[۲]

در روایات آمده است که جوانی با شنیدن این آیه بر زمین افتاد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او وعده بهشت داد و فرمود: «ذلِک لِمَنْ خافَ مَقامِی وَ خافَ وَعِیدِ»[۳] بهشت مخصوص کسانی است که از مقام من پروا داشته و از وعده های عذاب من بترسند.

در روایات می خوانیم که شیوه حفظ بستگان از آتش دوزخ، امر به معروف و نهی از منکرآنان است که اگر قبول کردند، آنان را از آتش حفظ کرده ای و اگر نپذیرفتند، تو به وظیفه ات عمل کرده ای. «ان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک قد قضیت ما علیک»[۴]

در روایتی می خوانیم: «رحم الله رجلا قال یا اهلاه! صلاتکم صیامکم زکاتکم مسکینکم یتیمکم جیرانکم»[۵] رحمت خدا بر کسی که به خانواده اش هشدار دهد که مراقب نماز و روزه و زکات و فقرا و ایتام و همسایگانتان باشید.

شاید «وَقُودُهَا النَّاسُ»، اشاره به تجسّم عمل انسان در قیامت باشد که خصلت ها و اعمال زشت او در دنیا، در آن روز آتش گیره می شود.

 

مسئولیت انسان در برابر خانواده

در آیات متعدّدی از قرآن به رسالت انسان در برابر خانواده اش اشاره شده است، از جمله:

«قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً»[۶]

«وَ أْمُرْ أَهْلَک بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیها»[۷] اهل خود را به نماز فرمان ده و بر آن پایداری کن.

«وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ»[۸] نزدیک ترین بستگانت را هشدار ده.

«یا بُنَی أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ»[۹] فرزندم! نماز به پا دار و امر به معروف کن.

«قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ»[۱۰] ای پیامبر! به زنان و دختران خود و سپس زنان مؤمنان بگو…«إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ»[۱۱]* زیانکاران واقعی کسانی هستند که خود و خانواده شان در قیامت باخته اند.

«إِنَّا کنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنا مُشْفِقِینَ»[۱۲] مردان خدا در مورد خانواده دغدغه دارند و بی تفاوت نیستند.

«وَ کانَ یأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ»[۱۳] پیامبر، همواره خانواده اش را به نماز سفارش می کرد.

در روایات نیز توجّه بسیاری به این موضوع شده که چند نمونه ای ذکر می شود:

امام علی علیه السلام می فرماید: «علموا انفسکم و اهلیکم الخیر و ادبوهم»[۱۴] به خود و خانواده تان خیر بیاموزید و آنان را ادب کنید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: کلکم راع و کلکم مسؤل عن رعیته. . . الرجل راع علی اهل بیته. . . فالمرئة راعیة علی اهل بیت بعلها و ولده [۱۵] همه شما نسبت به زیر دست خود مسئول هستید. مرد، مسئول خانواده اش، زن مسئول شوهر و فرزندش است.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «مروا صبیانکم بالصلاة اذا بلغوا سبع سنین و اضربوهم علی ترکها اذا بلغوا تسعا و فرقوا بینهم فی المضاجع اذا بلغوا عشرا»[۱۶] همین که فرزندتان به هفت سالگی رسید، آنان را به نماز فرمان دهید و همین که نه ساله شدند، سخت گیری تا مرز تنبیه بدنی مانعی ندارد و بستر و رختخواب آنان را در ده سالگی جدا کنید.

قرآن در سوره مدّثر، تعداد فرشتگان دوزخ را نوزده نفر می داند: «عَلَیها تِسْعَةَ عَشَرَ»[۱۷] و شاید وصف «غِلاظٌ شِدادٌ» در این آیه (۶ تحریم)، حالات همان نوزده فرشته باشد.

شاید مراد از «لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ»، همان فرمان خداوند نسبت به گرفتن و بستن و در آتش انداختن دوزخیان باشد که در جای دیگر می خوانیم. «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ»[۱۸] و یا «خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلی سَواءِ الْجَحِیمِ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِیمِ»[۱۹]

چون در میان فرشتگان نیز سلسله مراتب وجود دارد، «وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ»[۲۰] شاید مراد از «یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ» همان فرمان هایی باشد که فرشتگان برتر به فرشتگان تحت امر خود می دهند، آنان نیز بدون چون و چرا اطاعت می کنند.

هم خودتان را حفظ کنید، «قُوا أَنْفُسَکمْ» و هم از خداوند بخواهید شما را حفظ کند. رَبَّنا. . . قِنا عَذابَ النَّارِ[۲۱]

پیام ها

۱- ایمان داشتن کافی نیست، حفظ آن از خطرات و آسیب ها مهم است. پس باید مراقبت کرد. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکمْ»

۲- اولین گام در اصلاحات، اصلاح خود و بستگان و سپس اصلاح جامعه است. در این آیه، اصلاح خود و بستگان و سپس در آیه نهم، اصلاح جامعه از طریق جهاد با کفّار و منافقان آمده است. «قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ»

۳- ایمان به معاد و دوزخ، نقش مهمی در ایجاد تقوا و اصلاح خود و دیگران دارد. «قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»

۴- تربیت دینی فرزندان، بر عهده مدیر خانواده است. «قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ ناراً»

۵- نفس انسان، سرکش است و نیاز به حفاظت دارد. «قُوا أَنْفُسَکمْ»

۶- اولی ترین فرد به حفظ انسان، خود انسان است. «قُوا أَنْفُسَکمْ»

۷- تا زنجیر از پای خود باز نکنیم، نمی توانیم دیگران را آزاد کنیم. خودسازی شرط موفقیت در ساختن خانواده و جامعه است. «قُوا أَنْفُسَکمْ وَ أَهْلِیکمْ»

۸- کیفر رها کردن خانواده و نزدیکان، هیزم آتش دوزخ شدن است. «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»

۹- کسانی که در دنیا سنگدل باشند، «فَهِی کالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً»[۲۲] در آن روز نیز در ردیف سنگ قرار می گیرند. «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»

۱۰- در مدیریت، مسئول هر کار باید با آن کار سنخیت داشته باشد. اگر مسئول دوزخ، غلاظ و شداد نباشد، یا خودش اذیت می شود و یا به رسالت خود درست عمل نمی کند. «عَلَیها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ»

۱۱- گرچه انسانِ معصیت کار به دوزخ می رود، امّا فرشتگان دوزخ، در عذاب کردن او معصیت خدا را نخواهند کرد. «لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ»

۱۲- فرشتگان، نه دستورات گذشته را تمرّد کرده و می کنند، «ما أَمَرَهُمْ» نه دستوراتی که بعداً به آنان داده می شود. «ما یؤْمَرُونَ»[۲۳]

پی نوشت ها

[۱] سوره تحريم، آيه ۶

[۲] بحار، ج ۱۷، ص ۳۶۴.

[۳] ابراهيم، ۱۴.

[۴]  تفسير نور الثقلين.

[۵] تفسير مراغى.

[۶]  تحريم، ۶.

[۷]  طه، ۱۳۲.

[۸] شعراء، ۲۱۴.

[۹] لقمان، ۱۷.

[۱۰] احزاب، ۵۹.

[۱۱]زمر، ۱۵.

[۱۲] طور، ۲۶.

[۱۳]  مريم، ۵۵.

[۱۴] تفسير مراغى.

[۱۵] مجموعه و رام، ج ۱، ص ۶.

[۱۶] بحار، ج ۸۵، ص ۱۳۴.

[۱۷]  مدثر، ۳۰.

[۱۸] حاقه، ۳۰- ۳۱.

[۱۹]  دخان، ۴۷- ۴۸.

[۲۰]. صافات، ۱۶۴.

[۲۱] بقره، ۲۰۱.

[۲۲]  بقره، ۷۴.

[۲۳] محسن قرائتى، تفسير نور، ۱۰جلد، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – تهران، چاپ: ۴، ۱۳۸۹.

منبع : تفسیر نور؛ ج ۱۰؛ ص۱۲۷؛تفسير نمونه، ج‏۲۴، ص: ۲۸۵

🔗 لینک کوتاه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۰ (۰ رای)

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.