وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

جنبش فمينيستى

جنبش فمينيستى

پرسش ۲. درباره جنبش فمينيستى و گروه هاى معتقد به آن برايم توضيح دهيد.

جنبش آزادى خواهى و برابرى حقوقى زنان، تاريخ پر فراز و نشيبى را گذرانده و ديدگاه هاى گوناگونى در اين جنبش مطرح شده است. مهم ترين گرايش هاى فمينيستى، عبارت است از: فمينيسم ليبرال، فمينيسم ماركسيستى، فمينيسم راديكال، سوسيال فمينيسم و فمينيسمِ پست مدرن. در دهه هاى اخير به ناروا از عبارت فمينيسم اسلامى نيز نام برده و فعاليت زنان مسلمان در راه برابرى حقوقى خود در كشورهاى اسلامى، با اين عبارت معرفى شده است!!

جنبش فمينيستى، يك نظريّه واحد و يا حتى يك نظام فكرى واحد نيست؛ بلكه آرا و افكار متعددى در آن وجود دارد.(۷) با وجود اين، مهم ترين دغدغه آنان، ارتقاى موقعيت زنان در جامعه و ايجاد برابرى و همسانى بين زن و مرد است.(۸) در آغاز، جنبش فمينيستى نوعى اعتراض به مردسالارى آشكار حاكم در غرب و بيان شده در اعلاميه حقوق بشر فرانسه و آمريكا بود كه حقّى براى زنان در نظر نگرفته بودند.

فمينيسم پس از گذر از مرحله اوّليه، وارد مرحله حساس تر و مهم تر (سياسى و ايدئولوژيكى) شد. بدين سان، فمينيسم معاصر، بُعدى سياسى و ايدئولوژيكى به خود گرفته، به دنبال مطالعه توزيع بين دو جنس مذكر و مؤنث است.(۹)
جنبش فمينيسم، مولود رنسانس و مبتنى بر جهان بينى غرب، با مبانى فكرى مدرنيته و محوريت اومانيسم است.

اين گرايش ها است بر اين پيش فرض استوار است كه انسان مصدر تشريع و بى نياز از هدايت وحى است. پس در هيچ يك از گرايش هاى فمينيستى، توسّل به وحى واعتقاد به حاكميت دين در شئون اجتماعى، پذيرفته نيست.
هدف مورد نظر فمينيست ها – با وجود اختلاف فراوان آنها – جامعه اى است كه در آن تفاوت گذارى بر اساس جنسيت، جاى خود را به تشابه و همسانى در حقوق، امكانات و فرصت ها بدهد تا آرمان «برابرى در برخوردارى از رفاه مادى» تحقق يابد.

اصولاً بر اساس جهان بينى غرب، توسعه در رفاه كه دايره آن تنها امور مادى را شامل مى شود، غايت فعاليت ها است. از زاويه ديگر، مردسالارى در بعد اجتماعى و پدرسالارى در خانواده – به ويژه در خانواده هسته اى – همواره مورد انتقاد فمينيست هاى مختلف بوده است.
فمينيست هاىِ ليبرال، ريشه فرودستى زنان را در وضع قوانين دانسته، با تأكيد بر آزاديِ عملكردها، لذّت جويي و رضايت خودمحورانه، خواستار اصلاح قوانين و ساختار سياسى و اجتماعى جامعه براى نيل به اهداف برابرى طلبانه بودند.
فمينيست هاى ماركسيست، مالكيّت خصوصى را سبب اسارت زنان دانسته، خواستار تغيير شكل نظام اقتصادى به منظور رهايىِ زنان بودند.
فمينيست هاى راديكال، معتقد بودند: از ميان تمام تبعيض ها و ستم هاى طبقاتى، قومى، مذهبى و نژادى، بنيادى ترين ساختار ستمگرى به «جنسيّت» تعلّق دارد كه همان نظام «پدرسالارى» است. رهيافت اساسىِ اين گرايش، از بين بردن تمايزات موجود ميان موجود مؤنّث و مذكّر است.
از ديدگاه سوسيال فمينيسم (تلفيق دو ديدگاه فمينيسمِ ماركسيستى و راديكال) ريشه فرودستى زنان، هم نظام جنسيّتيِ مردسالارانه و هم نظام سرمايه دارى بوده و راه رهايى از اين وضعيت نيز، علاوه بر اصلاح نظام اقتصادى جامعه و حاكميّت سوسياليسم، اصلاح وضعيت موجود از لحاظ فرهنگى و روان شناختى است.
فمينيست هاى پست مدرن، با نقد تمام نحله هاى فمينيستى – كه تفسيرى واحد و جهان شمول از جهان و از نگاه زنان ارائه مى كنند – بر نسبيّت و وجود تفاوت هاى فرهنگى و فكرى تأكيد كرده و به چندگانگى و كثرت گرايى در تفكّر فمينيستى معتقد بودند.

۷) Stephen W. Little john; Theories of Human communication; 5th Edition; Belmont, California: wads worth publishing Company.
۸) Altman; Op. cit; p. 081.
۹) Stephen; Op. Cit; p.732.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسش و پاسخ های فمينيسم .

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.