وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان؛ آیا «ناتوی سنی» علیه ایران در حال شکل‌گیری است؟

امضای پیمان دفاع مشترک عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه را نه باید با هیجان «اعلان جنگ اهل‌سنت علیه شیعه» نامید و نه می‌توان ساده‌لوحانه از کنار آن گذشت.

0

پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان؛ آیا «ناتوی سنی» علیه ایران در حال شکل‌گیری است؟

امضای پیمان دفاع مشترک عربستان، ترکیه و پاکستان در مکه را نه باید با هیجان «اعلان جنگ اهل‌سنت علیه شیعه» نامید و نه می‌توان ساده‌لوحانه از کنار آن گذشت.

توافق جدید یک پیمان تشریفاتی نیست؛ سه کشور پذیرفته‌اند که حمله مسلحانه به یکی، حمله به هر سه تلقی شود. وزیر خارجه ترکیه نیز سازوکار آن را از نظر فنی مشابه ماده ۵ ناتو توصیف کرده است. در عین حال، مقام‌های ترکیه و عربستان می‌گویند این پیمان علیه کشور مشخصی تنظیم نشده است.

اما آیا همین جمله برای آسوده‌شدن ایران کافی است؟ قطعاً نه.

نام ایران در پیمان نیست؛ اما محیط امنیتی آن را باید دید

در تحلیل راهبردی، فقط متن توافق مهم نیست؛ باید دید چه کشورهایی، در چه زمانی و در چه محیطی به یکدیگر متعهد شده‌اند.

در یک سوی این پیمان، عربستان با توان مالی و نفوذ گسترده در جهان عرب قرار دارد؛ در سوی دیگر ترکیه با ارتش و صنایع دفاعی رو به گسترش؛ و ضلع سوم پاکستان، تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام است. حتی اگر موضوع تسلیحات هسته‌ای در متن این پیمان مطرح نشده باشد، جمع‌شدن این سه ظرفیت در یک چارچوب دفاع جمعی، اتفاق کوچکی نیست. رویترز نیز این توافق را تحولی مهم در معماری امنیتی منطقه ارزیابی کرده است.

بنابراین جمهوری اسلامی باید این تحول را با هوشیاری دنبال کند؛ نه با هراس، اما بدون خوش‌بینی ساده‌اندیشانه.

چرا درباره عربستان نمی‌توان ساده‌اندیش بود؟

سابقه سیاست منطقه‌ای حکومت سعودی اجازه چنین خوش‌بینی‌ای را نمی‌دهد.

جمهوری اسلامی خاطره حمایت ریاض از جریان‌های ضد مقاومت، جنگ ویرانگر یمن، حضور نظامی در بحرین و سرکوب شیعیان این کشور و اعدام شهید شیخ نمر را فراموش نکرده است. رهبر انقلاب پس از شهادت شیخ نمر، صریحاً از جنایات حکومت سعودی در یمن و بحرین انتقاد کردند.

مسئله جریان‌های تکفیری نیز جدی‌تر است. رهبر انقلاب درباره گسترش جریان تکفیری در منطقه تصریح کرده‌اند که آمریکایی‌ها نقش اصلی را داشتند و «سعودی‌ها هم به اینها پول دادند، کمک کردند و پشتیبانی کردند.»

حتی گزارش رسمی وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۴ تأیید می‌کرد که کمک‌های نقدی برخی اهداکنندگان و مؤسسات مستقر در عربستان طی سال‌ها از منابع تأمین مالی گروه‌های افراطی سنی بوده است؛ هرچند حکومت سعودی بعدها خود به ائتلاف مقابله با داعش پیوست و اقداماتی علیه تأمین مالی آن انجام داد.

بنابراین مسئله، دشمنی با مردم عربستان یا اهل‌سنت نیست؛ سخن بر سر سابقه سیاسی یک حکومت است.

پس آیا این همان «ائتلاف سنی علیه شیعه» است؟

هنوز برای چنین حکمی دلیلی وجود ندارد.

این اشتباه بزرگی است که رقابت ایران با برخی دولت‌های منطقه را به دشمنی «شیعه و سنی» تبدیل کنیم. پاکستان روابط مهمی با ایران دارد و ترکیه نیز با وجود رقابت‌های جدی، در بسیاری از پرونده‌ها با تهران همکاری کرده است. خود مقام‌های سه کشور نیز می‌گویند پیمان علیه مذهب یا کشور خاصی تشکیل نشده است.

از نگاه انقلاب اسلامی، اهل‌سنت دشمن ما نیستند؛ جریان تکفیری، سلطه آمریکا، رژیم صهیونیستی و هر دولتی که در خدمت پروژه‌های آنان قرار گیرد مسئله ماست.

اتفاقاً تبدیل این پیمان به «جنگ شیعه و سنی» می‌تواند دقیقاً به سود رژیم صهیونیستی باشد؛ زیرا به جای شکل‌گیری جبهه مشترک جهان اسلام علیه اشغال فلسطین، مسلمانان را درگیر نزاع مذهبی می‌کند.

اما یک سؤال جدی باقی می‌ماند

اگر این پیمان واقعاً برای «امنیت جهان اسلام» است، جهت‌گیری آینده آن آزمون اصلی خواهد بود.

آیا ظرفیت نظامی عربستان، ترکیه و پاکستان در برابر تجاوزهای رژیم صهیونیستی نیز فعال خواهد شد؟

آیا فلسطین و تجاوز اسرائیل به کشورهای اسلامی برای این سازوکار «تهدید امنیتی» محسوب می‌شود؟

یا این قدرت نظامی در نهایت صرفاً برای مهار ایران و محور مقاومت به کار خواهد رفت؟

پاسخ عملی به همین پرسش‌ها ماهیت واقعی پیمان مکه را روشن خواهد کرد.

جمع‌بندی

فعلاً نمی‌توان با استناد به شواهد موجود پیمان عربستان، ترکیه و پاکستان را «ائتلاف مذهبی اهل‌سنت علیه تشیع» نامید. چنین ادبیاتی هم غیرمستند است و هم می‌تواند به وحدت اسلامی ضربه بزند.

اما از سوی دیگر، سابقه سیاست‌های سعودی، پیوند امنیتی دیرینه ریاض با آمریکا، رقابت‌های منطقه‌ای ترکیه و شکل‌گیری یک تعهد دفاع جمعی میان سه قدرت مهم، اجازه نمی‌دهد با خوش‌بینی از کنار این تحول بگذریم.

موضع درست، نه شیعه‌هراسی معکوس و دشمن‌پنداری اهل‌سنت است و نه ساده‌اندیشی سیاسی؛ بلکه وحدت اسلامی همراه با قدرت، هوشیاری و رصد دقیق جبهه‌بندی‌های جدید منطقه است.

جمهوری اسلامی باید دست دوستی خود را به سوی ملت‌های مسلمان دراز نگه دارد، اما هم‌زمان فراموش نکند که در این منطقه، ائتلاف‌ها را نه با نام‌های زیبا، بلکه با عملکرد واقعی آنها در برابر ایران، مقاومت و رژیم صهیونیستی باید سنجید.

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

با توجه به حجم سوالات، به سوالات تکراری پاسخ داده نمی شود لطفا در سایت «سرچ» کنید.