وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

فواید و آثار بسم الله در روایات

0

فواید و آثار بسم الله در روایات

پرسش : اهمیت «بسم الله» در روایات اسلامی چگونه بیان شده است؟

پاسخ اجمالی

در روايات اسلامى به قدرى به «بسم الله الرحمن الرحیم» اهميّت داده شده است كه آن را چيزى هم رديف «اسم اعظم الهى» معرفى مى كند. و طبق مفاد روایات، اهميّتش تا آن حد است كه در صورت ترك آن ممكن است انسان مشمول مجازات هاى الهى گردد. ولی این تاثیر و اهمیت تنها مربوط به الفاظ آن نيست، بلكه تخلّق به آنها شرط است. يعنى بايد مفهوم «بسم الله» در روح و جان انسان پياده شود، به هنگامى كه اين جمله را بر زبان جارى مى كند تمام وجود خويش را در پناه خدا ببيند؛ و از ذات پاكش مدد طلبد.

پاسخ تفصیلی

در روایات اسلامى به قدرى به «بسم الله الرحمن الرحیم» اهمیّت داده شده است که آن را چیزى هم ردیف «اسم اعظم الهى» معرفى مى کند.

چنان که در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: 

«بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم اَقْرَبُ اِلى اِسمِ اللهِ الاَعَظَمِ مِنْ ناظِرِ الْعَیْنِ اِلى بَیاضِها» (1)؛ (بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم خدانزدیکتر است از مردمک چشم به سفیدى آن).
در حدیث دیگرى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) آمده است: «اقرب من سواد العین الى بیاضها» (2)؛ (از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیکتر است).

اهمیّت شروع به «بسم الله» تا آن حد است که از بعضى روایات استفاده مى شود که در صورت ترک آن ممکن است انسان مشمول مجازات هاى الهى گردد.

 چنانکه در حدیثى مى خوانیم:

عبدالله بن یحیى وارد مجلس امیرمومنان على(علیه السلام) شد و در برابر او تختى بود؛ حضرت دستور فرمود: روى آن بنشیند. ناگهان تخت واژگون شد و او به زمین افتاد و سرش شکست و خون جارى شد.
امیر مومنان(علیه السلام) دستور داد آب آوردند و خون را شستند سپس فرمود: «نزدیک بیا»، بعد دست مبارک را بر آن گذاشت نخست احساس درد شدیدى کرد، و بعد شفا یافت! سپس فرمود: «شکر خدایى را که گناهان شیعیان ما را در دنیا با حوادث ناگوارى که براى آنها پیش مى آید مى شوید و پاک مى کند!».
عبدالله عرض کرد: اى امیرمومنان! مرا آگاه کردید؛ اگر بفرمایید من چه گناهى مرتکب شده ام که این حادثه ناگوار برایم پیش آمد تا دیگر تکرار نکنم خوشوقت مى شوم. فرمود:

«هنگامى که نشستى «بسم الله الرحمن الرحیم» نگفتى، مگر نمى دانى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از ذات پاک پروردگار براى من چنین نقل فرموده: هرکار با اهمیّتى که بسم الله در آن گفته نشود نافرجام و بى عاقبت است».

عبدالله گفت: «فدایت شوم من بعد از این هرگز آن را ترک نمى کنم».
امام(علیه السلام) فرمود: «در این صورت بهره مند و سعادتمند خواهى شد».(3)

اسم اعظم چیست ؟

ولى مى دانیم اسم اعظم یا «بسم الله» که فوق العاده به آن نزدیک است تنها الفاظى نیست که بر زبان جارى شود؛ و چنین نیست که فقط با تلفظ به آنها مشکلات حل گردد، درهاى خیرات و برکات گشوده شود و نابسامانى ها سامان یابد؛ بلکه تخلّق به آنها شرط است.
یعنى باید مفهوم «بسم الله» در روح و جان انسان پیاده شود، به هنگامى که این جمله را بر زبان جارى مى کند تمام وجود خویش را در پناه خداببیند و از ذات پاک اش با تمام هستى خویش مدد طلبد.

بسم الله را بنویسید

این نکته نیز قابل توجّه است که نه تنها در گفتن که در نوشتن نیز تاکید شده است با نام خداشروع کنند؛ همان گونه که در نامه سلیمان(علیه السلام) به بلقیس آمده .
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «لا تَدَعِ الْبَسْمَلَهَ وَ لَوْ کَتَبْتَ شِعْراً» (4)؛ (بسم الله را ترک مکن ولو یک شعر بنویسى» سپس افزود: «قبل از اسلام نامه هاى خود را با جمله «بِسمِکَ اللّهُمَّ» آغاز مى کردند، هنگامى که آیه«انَّهُ مِن سُلَیمان و انَّه بسمِ اللهالرّحمنِ الرّحیم» نال شد، نامه هاى خود را با «بسم الله» آغاز کردند».

در حدیث دیگرى مى خوانیم که امام هادى(علیه السلام) به یکى از کارگزاران خود مسائل متعدّدى را خاطر نشان ساخت. بعد به او فرمود: «حال بگو ببینم چه مى گویى؟» او نتوانست آنچه را شنیده بود تکرار کند. امام دوات را پیش کشید و نوشت «بسم الله الرحمن الرحیم ان شاء الله به خاطر داشته باش که همه کارها به دست خدااست…».
او مى گوید: من این ماجرا را که دیدم تبسّم کردم.

امام(علیه السلام) فرمود:

«چرا تبسّم کردى؟» عرض کردم: خیر است. فرمود: «توضیح بده» گفتم: فدایت شوم این کار شما مرا به یاد حدیثى که یکى از اصحاب از جدّت على بن موسى الرضا(علیه السلام) نقل کرد، انداخت. او هنگامى که دستور براى انجام کارى مى داد؛ مى نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم به خاطر داشته باش ان شاء الله…» سپس مطالب مورد نیاز را مى نوشت، لذا تبسّم کردم.

امام(علیه السلام) به من فرمود: «لَوْ قُلْتُ اِنَّ تارِکَ التَّسْمِیَهِ کَتارِکِ الصَّلاهِ لَکُنْتُ صادِقاً»(5)؛

(اگر بگویم ترک کننده بسم الله مانند ترک کننده نمازاست راست گفته ام).

اهمیّت «بسم الله» تا آن اندازه است که در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: 

«اِذْا قالَ المُعلِّمُ لِلصَّبِىِّ بسم اللهالرحمن الرحیم(و قالَ الصِّبىُّ بسم الله الرحمن الرحیم) کَتَبَ الله بَرَائَهً لِلصَّبِىِّ وَبَرَائَهً لِاَبَوَیْهِ وَ بَرائَهً لِلمُعَلِّم»(6)؛

(هنگامى که معلم به کودک بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم و او تکرار کند ـ خداوند فرمان آزادى از دوزخ براى کودک و پدر و مادرش و معلّم مى نویسد).

این سخن را با گفتارى که در میان جمعى از مفسّران مشهور است پایان مى دهیم:

معانى تمام کتب آسمانى در قرآن جمع است؛ و معانى تمام قرآن در سورهحمد و معانى تمام سوره حمد در بسم الله و معناى بسم الله در همان باء جمع است!(7) تمرکز مفاهیم قرآن و کتب آسمانى در «باء» «بسم الله» ممکن است از این جهت باشد که تمام مخلوقات در عالم آفرینش و تمام تعلیمات در عالم تشریع، همه با استمداد از ذات پاک خدا تحقّق مى یابد چرا که عله العلل در تمام عوالم او است، و مى دانیم «باء» «بسم الله» براى استعانت و یارى جستن از خدااست و این مطلبى است شایان دقت و تامل. (8)

پی نوشت:

(1). البرهان فى تفسير القرآن، بحرانى سيد هاشم، تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة، بنياد بعثت، تهران، 1416 قمری، چاپ: اول،ج 1 ، ص95، ثواب فاتحة الكتاب و فضلها، و البسملة آية منها، و فضلها. ح 2 و 9.(2). همان.
(3). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق/ مصحح جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ج 73،ص305، باب 58 (الافتتاح بالتسمية عند كل فعل و الاستثناء بمشية الله في كل أمر …) (با تلخيص)
(4). مستدرك سفينه البحار، نمازى شاهرودى، على‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1418 قمری‏، چاپ: اول‏، ج5 ، ص176، مادّه «سما».
(5). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق/ مصحح جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ج 73، ص50، باب 102 (التكاتب و آدابه و الافتتاح بالتسمية في الكتابة و في غيرها من الأمور).
(6). البرهان فى تفسير القرآن، بحرانى سيد هاشم، تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة، بنياد بعثت، تهران، 1416 قمری، چاپ: اول ج1 ، ص100، ثواب فاتحة الكتاب و فضلها، و البسملة آية منها، و فضلها …، ح 32.
(7). روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، آلوسى سيد محمود، تحقيق: على عبدالبارى عطيه، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415 قمری، چاپ: اول، ج1 ،ص41، سورة فاتحة،آيات 1 الى 7.
(8). گرد آوری از کتاب: پیام قرآن، ناصر، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1386 شمسی، چاپ: نهم، ج1، ص42 .

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.