وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

علم اسماء چیست

0

علم اسماء چیست

تعليم اسماء

حضرت آيت الله جوادي آملي

حضرت آيت الله جوادي آملي

تعليم اسماء

مقصود از «تعليم اسماء» در آيه: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» چيست؟

تعليم دو قسم است:

1. علم رسمى كه در حوزه و دانشگاه آموخته مى شود. استاد سخنى مى گويد يا كتابى مى نگارد و مخاطب مى شنود يا مطالعه مى كند. در اين جا پيك انتقال علم الفاظ، مفاهيم، نقوش و مانند آن است.

اين علوم حرفه اى بيش نيست؛ گاه با عمل همراه است و گاه نه؛ گاه تا آخر عمر مى ماند و زمانى از ياد مى رود. اين علم خودش وسيله فهم حقايق است.

2. علمى كه از نوع لفظ و مفهوم نيست. آهنگ نيست تا گوش بشنود؛ رسم و نقش نيست تا چشم ببيند؛ مفهوم نيست تا ذهن دريافت كند. اين جا راه دل است.

گاه انسان كلمه آفتاب را مى نويسد ياعكس خورشيد را مى كشد تا به ديگرى بفهماند آفتاب يعنى چه. زمانى به كودك مى گويد به آفتاب نگاه كن و گاه يك آيينه در برابر آفتاب نگاه مى دارد تا صورت آفتاب از آينه منعكس شود و به چشم برسد.

اين شخص اگر چه مستقيما آفتاب را نمى بيند؛ ولى با انعكاس آينه نور را مى بيند. ممكن است نتواند كلمه آفتاب را بنويسد يا لفظ هاى آفتاب و شمس را نشناسد؛ ولى حقيقت نور را درك كرده است.

علومى كه ذات اقدس اله به اولياى خود عطا مى كند، از نوع عبرى و عربى و فارسى نيست، از نوع لفظ و مفهوم هم نيست. حقيقتى را به انسان كامل نشان مى دهد.

اگر انسان ظرفيت بالايى داشته باشد، عين حقيقت را به او ارائه مى كنند و اگر ظرفيت بالا نداشته باشد، آن حقيقت رادر آينه به او نشان مى دهند.

اگر كسى توان داشته باشد، مستقيما با چشم آفتاب را مى بيند؛ هر چند نداند در فارسى به اين جرم نورانى آفتاب و در عربى شمس مى گويند.اگر نتواند، با آينه يا با عينك مخصوص به آفتاب مى نگرد و تصوير آفتاب را مى بيند.

اين گونه علوم را علم شهودى يا حضورى مى نامند؛ يعنى خود واقع را، از طريق شهود، به كسى نشان مى دهند. اين علم در صحنه جان انسان مى ماند و از بين رفتنى نيست.

علم هاى حصولى مانند علوم حوزه و دانشگاه است. انسان مى فهمد آفتاب از چه نورهايى تشكيل شده، كلمه آفتاب را چگونه مى نويسند، طول و عرض آفتاب چقدر است ولى اين علوم به انسان نور و گرما نمى دهد.

«تعليم اسماء» از نوع علوم حصولى و لفظ نيست. ذات اقدس اله اسماى حسناى خود را به انسان كامل نشان داد. حضرت آدم ـ سلام الله عليه ـ مصداقى از انسان كامل است. امروز آدم عصر، وجود مبارك ولى عصر (عج) به شمار مى آيد كه متعلم به اسماى الهی است.

«سمة» يعنى علامت و نشانه. تمام جهان اسماى الهی و نشانه و علامت آن بى نشانند. در دعاى كميل مى خوانيد: «وَبِأَسْمائِكَ الَّتى مَلَأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْ ء». اين الفاظى كه ما مى گوييم «اسما»، اسماى «الاسماء» است، يعنى لفظ آفتاب اسم است براى جرم نورانى اى كه ما در ذهن داريم.

مفهوم ذهنى ما اسم است براى حقيقتى كه در آسمان داريم. آن حقيقت نشانه اسمى از اسماى حسناى الهی است. مسماى اين اسم ذات اقدس اله است. هويت الهی مسما است. اين هويت را با يك وصفى كه مشاهده مى كنند، مى شود اسم الهی كه «مَلأَتْ اَرْكانَ كُلِّ شَىْ ء». اين اسم را آفتاب خارجى به ما نشان مى دهد.

آفتاب خارجى را مفهوم ذهنى براى ذهن ما ترسيم مى كندو مفهوم ذهنى را به كلمه آفتاب يا شمس منتقل مى كنيم. پس آنچه تحت عنوان آسمان، زمين، ماه، آفتاب،… مى نگاريم، اسماى اسماى اسماء الله اند.

پس «حقايق اسماء» را ذات اقدس اله به انسان كامل نشان داد. ائمه و تمام انبياى الهی از اين امتياز برخوردارند. البته همه يكسان و در يك درجه نيستند.

با ذكر مطالب فوق چند نكته روشن شد:

1. مقصود از «تعليم اسماء» شهود حضورى حقايق است.

2. «اسماء» يعنى حقايق الهی كه نشانه خداى بى نشانند.

3. آدم يعنى انسان كامل.

هر كس به انسانيت نزديك شد، به اين صحنه تعليم نزديك است و اسماى بيش تر و كامل تر به او تعليم مى دهند.

4. «تعليم اسماء» يك قضيه تاريخى نيست كه در يك زمانى تحقق و پايان يافته است. يك نشئه است كه هميشه بوده، هست و خواهد بود. كلاس درسى هميشگى است كه خداوند، معلم و انسان كامل، شاگرد است و اسماى حسنا برنامه درسى. اين كلاس هميشه بوده، هست و خواهد بود.

اگر كسى واجد شرايط و انسان شد، در رديف شاگردان اين كلاس قرار مى گيرد و مى شنود كه خدا سخن مى گويد و با فرشتگان مرتبط است. اين مقام براى تمام افراد انسانى وجود دارد؛

يعنى اگر كسى از مرز حيوانيت گذشت و انسان شد، او را در كلاس «تعليم اسماء» راه مى دهند. آن كلاس اكنون نيز دائر است. اين كلاس در محدوده زمان و مكان نيست؛ يعنى زمان و مكان ندارد.

نكته ديگر اين كه اين گونه با حقايق عالم، مثل آفتاب، آشنا شدن هم انسان را نور مى دهد هم گرما. ديگر انسان احساس پوچى نمى كند. ديگر خود را بى هدف و يله و رها نمى بيند. اگر انسان از طهارت و نيكى و خوبى و مانند اين ها لذت ببرد، معلوم مى شود آفتاب را تا حدى به او نشان داده اند يا بدون آينه يا از طريق آينه.

اگر از بوى بدگناه متأثر شديم و دورى جستيم، معلوم مى شود به كلاس «تعليم اسماء» راه پيدا كرده ايم. اگر سراسر عالم را آهنگ و صداى داوود فرا گرفته باشد، براى كسى كه گوش شنوا ندارد، فايده نخواهد داشت.

چنانچه روز روشن و آسمان آفتابى براى كسى كه چشم بينا ندارد، سودمند نيست. اگر سراسر عالم مشك ختن باشد، براى كسى كه از شامه قوى بى بهره است سود ندارد.

تمام تلاش ها براى اين است كه ما چشمى، گوشى يا شامه اى مناسب آن عالم بيابيم و حقايق را درك كنيم. تمام درس و بحث ها براى اين است. اين كه برخى بزرگان قدرت تحمل دنيا و ماندن در آن را ندارند، براى اين است كه حقايق و زيبايى هاى غير عادى ديده اند؛ حقايق و زيبايى هايى كه هرگز در دنيا نيست.

استاد ما مرحوم الهى قمشه اى، در شعر معروف خود، مى فرمايد: شيطان كه براى ابد از درگاه خدا رانده شد، به خاطر اين نبود كه بر آدم سجده نكرد؛ زيرا بسيارى نماز نمى خوانند و خدا را سجده نمى كنند.

 جرمش اين بود كه در آينه عكس تو نديد

 ورنه بر بوالبشرى ترك سجود اين همه نيست

جرم شيطان و اصولاً شيطنت اين است كه انسان، به جاى آن كه نور «اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»1 را ببيند، خود را ببيند؛ و گرنه ترك يك سجده عذاب جاودان در پى ندارد.

تمام تلاش انبيا اين است كه به ما بفهمانند سرمايه اى چنين عظيم داريم. بفهمانند كه راه خدا را بپوييم و راه جديد احداث نكنيم. گناه، راه ديدن حقايق اسماى الهی را مى بندد. تمام دستورها و سفارش هاى عبادى براى اين است كه ما راهزن نشويم و راه خود را نبنديم. اگر چنين شد، شاگرد كلاسى خواهيم شد كه معلم آن خدا است.

گاه مى بينيد انديشه اى در شما پيدا شد كه شما را روشن مى كند، پيدا است در آن لحظه نسيمى از آن كلاس بر ما وزيده است. گاه اين حالت دوام پيدا مى كند؛ «خوشا آنان كه دائم در نمازند».

بيانى نورانى از رسول گرامى (صلی الله علیه وآله)  نقل شده است كه فرمود: شب بلند است، آن را با خواب كوتاه نكنيد؛ و روز به اين روشنى را با گناه تاريك نسازيد. كسى كه شب 8 ساعت مى خوابد، اين 8 ساعت را به يك ربع كه به عبادت مى پردازد، تبديل مى كند.

بنابراين، هر چه مى توانيد، از حرام و گناه بپرهيزيد تا گاه گاهى به آن كلاس با عظمت  راه يابيد؛ روح نشاط و اميد پيدا كنيد و زندگى خود را به راحتى و سلامت پشت سرگذاريد.

1. سوره نور11: آيه 35.

منبع : هدانا برگرفته ازپرسش ها و پاسخ ها «توصیه ها،پرسش ها و پاسخ ها».

حتما بخوانيدویژه نامه اخلاق و کلام علما

 

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.