وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حضرت مهدى فقط 313 تا يار دارد ؟ بقیه انسان ها تکلیفشان چه می شود ؟

0

حضرت مهدى فقط 313 تا يار دارد ؟ بقیه انسان ها تکلیفشان چه می شود ؟

حضرت مهدى فقط 313 تا يار دارد ؟ بقیه انسان ها تکلیفشان چه می شود ؟ موانع ظهور حضرت چیست ؟ علت تاخیر غیبت امام زمان چیست؟

ياران موعود

ياران حضرت، منحصر در عده ‏اى اندك (313 نفر) نيست و گروه‏ ها و نيروهاى مختلف رزمى، سياسى و مديريتى به يارى او مى‏ شتابند. البته اصحاب خاص امام مهدى‏ عليه السلام، اركان مهم حكومت جهانى و سنگ‏ هاى زيرين يك قيام فراگير هستند ولى امر منحصر در آنان نيست. بر اساس منابع دينى، گروه‏ها و دسته‏هاى مختلفى به يارى آن حضرت خواهند شتافت كه تنها اشاراتى به آنها مى‏ شود:

1 فرشتگان و قدسيان

قيام و انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج)، به حدى گسترده و فراگير است كه قلمرو يارگيرى او، اقوام گذشته، حال و آينده و موجودات آسمانى و فرشتگان و ملائكه را در بر مى‏گيرد و هر كدام از اينها در سلك سپاهيان و كارگزاران دولت و لشكر او انجام وظيفه مى ‏كنند.

در بين فرشتگان، جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل نيز وجود دارند. در روايتى آمده است: «حدود پنج هزار فرشته، حضرت مهدى را يارى مى‏ رسانند».

از امام باقر عليه السلام نقل شده است: «زمانى كه قائم آل محمد صلى الله عليه وآله ظهور كند، خداوند او را با فرشتگان نشان دار (ويژه) و به صف در آمده و مقرّب يارى مى‏كند. جبرئيل پيشاپيش او و ميكائيل از پشت سر او و اسرافيل از طرف چپ او خواهد آمد».

در بين اين فرشتگان، عده‏اى نيز هستند (هفت هزار) كه مى‏خواستند به امام حسين‏ عليه السلام يارى برسانند ولى اجازه اين كار را نيافتند. پس غبارآلوده و پريشان در كنار قبر آن حضرت آماده‏اند تا بعد از ظهور قائم آل‏ محمدصلى الله عليه وآله، يارى او بشتابند.

نخستين بيعت كنندگان با حضرت مهدى‏عليه السلام فرشتگان- به خصوص جبرئيل- خواهند بود: «اول كسى كه دست او را مى‏بوسد و با او بيعت مى‏كند، جبرئيل است سپس فرشتگان و برگزيدگان جنيان بيعت مى‏كنند و آن گاه بزرگان (نقباء) دست بيعت مى‏دهند…» . در اين روايت به حضور جنيان نيز در سپاه حضرت اشاره شده است.

2 پيامبران و اوصيا

روايات فريقين خبر از حضور پيامبرانى چون عيسى، خضر و الياس ‏عليهما السلام در كنار حضرت مهدى‏ عليه السلام مى‏دهد. اينان كسانى ‏اند كه تاكنون، به اذن الهى زنده بوده و در عصر ظهور به يارى حضرت خواهند شتافت. درباره خضرعليه السلام آمده است: «او در موسم حج حاضر شده و تمام مناسك حج را به جا مى‏آورد… خداوند، تنهايى قائم ما را به وسيله او، به انس و الفت و وحدت وى را در كنار او به پيوستگى مبدّل مى‏سازد».

درباره عيسى ‏عليه السلام نيز رواياتى نقل شد و حضور او در كنار امام ‏عليه السلام و بر عهده گرفتن فرماندهى سپاه، ثابت گرديده است. همچنين از حضور الياس نبى و يوشع وصى موسى‏عليه السلام نيز مطالبى نقل شده است .

  45 يار اوليه

از امام صادق ‏عليه السلام نقل شده است:

«قائم با 45 نفر از نُه قبيله (منطقه يا محله) خروج مى‏كند. از يك قبيله يك نفر، از قبيله ‏اى دو نفر… تا اينكه 45 نفر تمام شود»

  313 يار خاص

امام جواد عليه السلام مى‏فرمايد: «اصحاب در كنار او اجتماع مى‏كنند به تعداد اهل بدر كه 313 تن از نقاط مختلف زمين هستند» (482). اين 313 تن، نيروهاى ويژه ‏اى هستند كه در آغاز قيام همراه حضرت بوده و احتمالاً فرماندهى قسمت‏ هاى مهمى از سپاه مهدى‏ عليه السلام را بر عهده داشته، در حكومت جهانى نيز حاكم و فرمانروا خواهند بود. اينها مهم ‏ترين گروه از ياران حضرت هستند كه جداگانه در مورد آنان بحث خواهيم كرد.

  ده ‏هزار نيروى رزمى

امام صادق ‏عليه السلام فرمود: «قائم در ميان كمتر از فئه (گروه) خروج نخواهد كرد و فئه از ده هزار كمتر نيست» .

ابو بصير نيز مى‏ گويد: «مردى از امام صادق‏ عليه السلام پرسيد: چند نفر با قائم خروج مى‏كنند؟ مردم مى‏ گويند با او 313 تن به تعداد مجاهدان بدر خروج مى‏كنند؟ فرمود: به جز [اينها] در بين عده‏اى اولوا القوّه (نيرومند)، خروج مى‏كند و اينان كمتر از ده هزار نفر نيستند» (484). بر اساس روايتى از امام على‏عليه السلام نيز «مهدى‏ عليه السلام با لشكرى دوازده هزار نفرى يا پانزده هزار نفرى از مكّه حركت مى‏كند و در دل دشمنان ترس و وحشت مى‏اندازد…» .

امام باقرعليه السلام مى‏ فرمايد: «وقتى قائم ظهور مى‏كند و به كوفه وارد مى‏شود، خداوند از وراى كوفه، هفتاد هزار صدّيق را بر مى‏انگيزد كه يار و ياورش باشند». (486)

 360 هزار محافظ

در روايتى آمده است: «تعداد محافظان وى 36 هزار نفراند و بر سر هر يك از بزرگ راه‏هاى منتهى به بيت المقدّس، 12 هزار نفر مستقر مى‏شوند» (487).

  تمامى شيعيان

طبرسى صاحب مجمع البيان، ذيل آيه «اينما تكونوا يَأتِ بكُم الله جميعاً» مى‏نويسد: در اخبار اهل‏ بيت‏ عليهم السلام نقل شده كه مقصود اصحاب مهدى‏عليه السلام در آخرالزمان است. امام رضاعليه السلام فرمود: «به خدا قسم وقتى قائم ما قيام كند، خداوند همه شيعيان ما را از تمام مناطق به دور او جمع خواهدكرد» (488).

سپاهيان امام ‏عليه السلام منحصر در اين تعداد نيست چنان كه حرّ عاملى مى‏گويد: «در روايت است كه تعداد كامل سپاه امام زمان (عج)، صدهزار نفر است» (489).

نتيجه جمع اين روايات، آن است كه ياران خاص حضرت- كه هسته اصلى نيروها را تشكيل مى‏دهند و فرماندهان و كارگزاران حضرت مهدى هستند- 313 نفر به تعداد اهل بدراند. تا اينكه اين گروه با نيروى ده هزار نفرى تكميل گردند و قيام آغاز شود. اين نيرو، ستون‏ هاى اصلى انقلاب را تشكيل مى ‏دهند امام صادق‏ عليه السلام مى ‏فرمايد:

«313 تن از يارانش، با او بيعت مى‏كنند. او تا هنگام كامل شدن ده هزار نفر در مكه اقامت كرده سپس رهسپار مدينه مى‏شود».

پس از آغاز قيام و پيشروى آن حضرت به سوى كوفه و شام، بر تعداد اين نيروها افزوده مى‏شود كه شايد بالغ بر صدها هزار يا ميليون‏ها تن برسد.

البته تأكيد زياد بر ياران خاص و مشخص ساختن جايگاه و تعداد ايشان، نشانگر اهميت و بايستگى حضور آنان در انقلاب جهانى مهدوى است يعنى، هم يكى از شرايط ظهور آن حضرت تكميل ياران خاص است و هم اينكه نقش و تأثير آنان در شكل‏گيرى هسته‏هاى اوليه نهضت و فرماندهى نيروها انكارناپذير است. روايات زيادى در اين باره وارد شده كه به بعضى از آنها در معرفى اين افراد بسنده مى‏شود.

امام صادق ‏عليه السلام مى‏فرمايد: «گويا قائم را بر فراز منبرى در كوفه مى‏بينم و پيرامون او يارانش قرار دارند كه 313 تن به تعداد اصحاب بدر مى‏باشند. آنان پرچمداران سپاه و حاكمان زمين از سوى خداوند در بين بندگان او هستند».

از امامين باقر و صادق‏ عليهما السلام در تأويل آيه «و لئن اخّرنا عنهما العذاب الى امّه معدوده» آمده است: «امت مورد اشاره در اين آيه، ياران مهدى در آخرالزمان هستند. آنان به شمار ياران پيامبرصلى الله عليه وآله در جنگ بدر، 313 تن مى‏باشند و بسان ابرهاى پراكنده پاييزى، ظرف يك ساعت از سراسر جهان در مكه، گرد او جمع مى‏شوند» (492). درباره ويژگى‏ها و مشخصات اين افراد مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:

1 آنان از اقصى نقاط عالم جمع شده و نخستين بيعت كنندگان با امام زمان (عج) هستند.

2 آنها مدافعان مخصوص و حافظان ويژه امام زمان (عج) هستند.

3 آنان پرچمداران (پيشتازان) سپاه و حاكمان روى زمين هستند.

4 ايشان همان امّت معدوده‏اى هستند كه براى دشمنان عذاب و نقمت اند.

5 آنان اركان و پايه‏هاى خلل‏ناپذير و پشتيبان محكم حكومت مهدى (عج) هستند.

6 ايشان به دليل اينكه دست خداوند، بالاى سر آنان است، هميشه پيروز و ثابت قدم‏اند.

7 آنان به قدرت ايمان كامل و ممتازند و شك و ترديد در باور آنان راه ندارد و….

هنگام ظهور امام قائم‏ عليه السلام آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه (كانون و مركز توحيد) كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى به نام «ذى طوى» در انتظار 313 تن از ياران خاصّش توقف مى‏كند تا اينكه آنها مى ‏آيند و به حضرت مى‏پيوندند… و در آنجا همراه امام به كنار كعبه مى‏روند… (494).

زمان آمدن امام عصر

واقعاً نمى ‏توان سخنى قطعى و كامل در اين مورد گفت‏زيرا هيچ كس از زمان ظهور اطلاعى ندارد. از طرفى بايد زمينه ها و شرايط ظهور فراهم شود تا ايشان ظهور كند. شرايط به امورى گفته مى ‏شود كه تحقق ظهور وابسته به وجود آنها است و تا آنها محقق نشوند، ظهورى در كار نخواهد بود. اما علايم و نشانه‏ ها، آن دسته رويدادها و حوادثى است كه براساس گفته پيشوايان معصوم، قبل و يا در آستانه ظهور واقع خواهد شد و تحقق هر كدام نويد نزديك بودن قيام حضرت را مى‏دهد. براين اساس انقلاب جهانى امام علاوه بر اين كه داراى علايم و نشانه‏هايى است كه پيش از وقوع آن روى مى‏دهد، داراى يك سرى شرايط و بايسته‏ هايى است كه با تحقق آنها، قيام اتفاق خواهد افتاد. در رابطه با اين انقلاب و يا هر انقلاب واقعى ديگر، چند شرط متصور است.

يك. قانون و برنامه كامل و جامع‏

مى‏دانيم كه زندگى بشرى به خصوص در عصر حاضر با كاستى‏ها و دشوارى‏هاى فراوانى رو به رو بوده و مهم‏ترين خواسته‏ها و نيازهايش از جمله عدالت، معنويت و رفاه واقعى است هيچ مكتب و دولت و انقلابى نيز نتوانسته به طور اساسى مشكلات بشر را برطرف كند و اگر موفقيتى داشته در بعضى از ابعاد و محدود بوده است. در واقع براى رفع همه كاستى‏ ها و تحقق اهداف عالى جامعه بشرى نياز به يك برنامه كامل و جامع است كه تاكنون هيچ يك از مكاتب و نحله‏هاى بشرى نتوانسته‏اند آن را ارائه دهند و اين تنها در كتاب آسمانى (قرآن) وجود دارد كه حضرت مهدى (عج) مبيّن آن و تحقق بخش تمامى آموزه‏ هاى آن با يك انقلاب جهانى خواهد بود.

يك انقلاب براى در هم شكستن وضع موجود و برقرارى وضع مطلوب به دو برنامه نياز دارد:

1 برنامه ‏اى جامع براى مبارزه با مشكلات و تغيير وضع موجود.

2 قانون متناسب براى حركت جامعه به طرف وضعيت مطلوب و براساس نيازهاى واقعى جامعه.

قيام حضرت مهدى (عج) نيز اين شرط لازم را دارد. برنامه انقلاب جهانى آن حضرت مبارزه پيگر و جدى با حكام جور و سردمداران فكرى و نظامى جامعه بشرى و نابودى كامل فساد و ظلم و كفر است. آن حضرت هم داراى اين برنامه و هدف است و هم براساس پيش بينى‏ هاى قرآنى و روايى موفق و پيروز خواهد بود.

برنامه حضرت در قسمت دوم، براساس عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر است كه كامل‏ترين و بهترين برنامه زندگى انسانى است. اين قانون جامع، متناسب با همه نيازهاى جامعه و ضامن تمام حقوق فردى و اجتماعى در يك نظام عادلانه حكومتى است.

پيامبر «ص» مى‏فرمايد: «سيره و سنت او، سنت من است مردم را بر دين و آيين من به پا خواهد داشت و آنان را به كتاب پروردگارم دعوت مى‏كند»(1).

دو. رهبرى مقتدر و توانمند

شرط ديگر براى پيدايش يك انقلاب وجود رهبر و پيشوايى آگاه، توانمند و دلسوز است تا با آشنايى كامل از اهداف، برنامه‏ها، زمينه‏ها و موانع، با مديريتى صحيح و قاطع، حركت انقلابى را راهبرى كند و تا آخرين نفس ادامه دهد. هم چنين بتواند فرمان روايى جهان را در دست گرفته و عدالت را در آن گسترش دهد. انقلاب عظيم مهدوى، به يقين داراى اين شرط است. حضرت مهدى (عج) با توجه به مقام امامت‏شان، مسلماً شايستگى چنين منصبى را دارد و مى‏تواند چنين مسئوليتى را بر عهده بگيرد.

سه. ياران ايثارگر و مجريان توانمند

شرط ديگر يك انقلاب وجود يارانى فداكار است كه با آشنايى نسبت به برنامه‏ها و اهداف و اعتقاد به آنها تا آخرين لحظه، از رهبر و انقلاب دست بر ندارند و آماده هر گونه فداكارى باشند.

قيام جهانى امام مهدى نيز نياز به يارانى دارد كه ضمن آشنايى و اعتقاد به امام و دين تا آخرين لحظه فداكارى كنند. اين جمعيت خالص و مخلص كه اصحاب حضرت را تشكيل مى‏هند، نقش جدى و قابل توجهى در رهبرى سپاه و فتح كشورها و اداره مناطق و سرزمين‏ ها ايفا خواهند كرد.

امام جواد «ع» در اين زمينه مى‏فرمايد: «اصحاب مهدى به سوى او اجتماع مى‏كنند كه سيصد و سيزده نفراند به تعداد اهل بدر از نقاط مختلف زمين… وقتى اين عده جمع شدند، خدا امر او را ظاهر مى‏كند و چون عده كامل شد كه ده هزار نفراند، به اذن خدا خروج مى‏كند»(2).

چه بسا اين شرط هنوز تحقق نيافته و تعداد ياران آن حضرت- به خصوص اصحاب خاص- كامل نشده است تا قيام نيز صورت گيرد.

چهار. آمادگى عمومى و بالارفتن سطح رشد و فهم مردم‏

يكى ديگر از شرايط يك انقلاب و تحقق آن، پذيرش مردمى و قابليت آنان است، اگر مردم آن را نخواهند، و شرايط فكرى و روانى فراهم نباشد، آن قيام به سرانجام نمى‏رسد چنان كه نهضت الهى امام حسين «ع» به جهت عدم همراهى مردم در ظاهر شكست خورد و آن حضرت به شهادت رسيد.

قيام حضرت مهدى (عج) نيز اين شرط را لازم دارد. مردم بايد به حدى از رشد و آگاهى رسيده باشند كه پذيراى حركت اصلاحى و قيام بزرگ منجى عالم بشريت باشند. وجود اين آمادگى از شرايط بسيار مهم براى ظهور مصلح موعود است چرا كه با وجود آن، حركت اصلاحى حضرت به نتيجه خواهد رسيد.

از ميان چهار شرط ياد شده، دو شرط فراهم است و آن طرح و برنامه كامل براى اداره جهان و وجود رهبر شايسته و كارآمد است. اما شرط سوم و چهارم نيز لازم است فراهم شود و مردم آمادگى پذيرش انقلاب او را داشته باشند.

براين اساس مى‏توان تفاوت‏هاى ميان شرايط و علايم ظهور را چنين شمارش كرد:

1 رابطه ظهور با شرايطش واقعى است. يعنى تا آنها نباشند ظهور هم اتفاقى نمى‏افتد حال آن كه علايم، دلالت بر ظهور مى‏كنند و از امكان و نزديكى وقوع چنين حادثه عظيمى خبر مى‏دهند.

2 شرايط ظهور با هم ارتباط متقابل و واقعى دارند، حال آن كه ارتباط خاصى ميان نشانه‏هاى ظهور مشاهده نمى‏شود.

3 شرايط ظهور همگى با هم بايد در يك زمان محقق باشند حال آنكه علايم ظهور، به طور طبيعى طى ماه‏ها و سال‏ها و قرن‏ها رخ مى‏دهند.

4 شرايط ظهور بايد مداومت داشته باشند و شرط بقاى ظهورند، حال آنكه نشانه‏هاى ظهور در زمانى خاص رخ مى‏دهند و نه لزوم و نه امكان دارد كه آن شرايط در مدت زمانى طولانى واقع شوند و وقوع آنها ادامه يابد.

5 شرايط ظهور تنها در زمان ظهور است كه به حد اعلاى خود مى‏رسند حال آن كه تمامى نشانه‏ها به مرور پيش از ظهور رخ مى‏دهند.

6 همه شرايط ظهور بايد متحقق باشند با آنكه نشانه‏هاى ظهور لازم نيست كه همه‏شان رخ‏بدهند و تنها حدوث‏علايم حتمى كافى‏است و بقيه به نزديكى‏ظهور دلالت‏مى‏كنند و اگر پيش‏ازظهور رخ‏ندهند، مشكلى‏در امر ظهور پيش‏نمى‏آيد(3).

علت عدم ظهور امام زمان

خلاصه آنكه امر ظهور كاملا پوشيده و حساس است ولى نمى توان با تحقق چند نشانه گفت كه چرا ظهور محقق نمى شود. از طرفى براى ظهور موانعى وجود دارد كه تا آنها برطرف نشود ظهور صورت نخواهد گرفت.

آنچه از روايات درباره موانع ظهور حضرت استفاده مى شود به صورت خلاصه عبارتند از:

1- به حكومت رسيدن همه اقشار:

يعنى غيبت حضرت آن قدر طول مى كشد همه اصناف مردم از هر قشر و طبقه اى به حاكميت برسند تا حجت بر همه تمام گردد و به همه معلوم شود كه قادر به اجراى عدالت نيستند. چنانچه امام صادق (ع) مى فرمايند نخواهد بود اين امر [ظهور حضرت‏] تا آن كه نماند هيچ صنفى از مردم مگر اين كه ولايت پيدا كنند تا اين كه كسى نگويد كه اگر ما ولايت مى يافتيم عدالت مى ورزيديم سپس حضرت قائم به حق و عدالت قيام كند (غيبت نعمانى، محمد ابن ابراهيم نعمانى، باب 14، ش 53).

2- امتحان شدن مردم :

علت ديگرى كه امام باقر (ع) اشاره مى فرمايند براى طولانى شدن غيبت امتحان است مى فرمايند «ليعلم الله من يطيعه بالغيب و يؤمن به» (جهان در آينده، محمد حسن موسوى كاشانى، ص 13).

و از روايات ديگر استفاده مى شود كه امتحان به غيبت از دو جهت از شديدترين امتحانات است:

الف) چون اصل غيبت كه بسيار طولانى مى شود بيشتر مردم در شك و ريب مى افتند و جز اشخاص مخلص و داراى معرفت كامل كسى بر عقيده به امامت باقى نخواهد ماند چنانچه پيامبر (ص) فرمود «لا يثبت فيها الامن امتحن الله قلبه للايمان» (منتخب الاثر، آيت الله صافى گلپايگانى، فصل 1، باب 8، حديث 45).

ب) ناگوارى ها و سختى هايى كه در زمان غيبت رخ مى دهد كه امام صادق (ع) فرمود كه هر كس بخواهد در عصر غيبت به دينش ملتزم باشد مثل كسى است كه خارهاى درخت خرما را با دست كنار بزند و غيبت طول مى كشد تا سيه رويان در اين محك معلوم شوند (كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، ج 2، ص 16).

3- پيدا شدن قابليت در منتظران :

يعنى مردم به اين سطح از معرفت برسند كه قوانين بشرى در اجراى عدالت كافى نيست پيشرفت ها ولو در همه زمين ها به نابسمانانى ها و بى عدالتى ها پايان نمى دهد بلكه روز به روز بيشتر مى شوند و بفهمند كه فقط در پرتو ظهور حضرت عدالت كامل پياده مى شود و مردم استعداد و آمادگى براى اجراى عدالت توسط حضرت را داشته باشند نه مانند زمان على (ع) كه مردم قابليت و تحمل اجراى عدالت او را نداشتند كه «قتل لشده عدله» و اين زمانى است كه ظلم و تعدى همه عالم را فرا گيرد و تلخى ظلم به كام همه برسد تا همگان تشنه عدالت شوند چون تا انسان تلخى ظلم را نچشيده باشد نسيم عدالت را تشخيص نمى دهد. «يملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا» زمين را پر از عدل و قسط مى نمايد بعد از اين كه پر از ظلم و جور شد» (كمال الدين، شيخ صدوق، ج 1، ص 289). در روايات علل ديگرى براى طولانى شدن غيبت ذكر شده مانند بيعت كردن با ظالمان براى حفظ جان از گزند دشمنان، كردار بد بعضى شيعيان، مهلت دادن به كافران و ظالمان، نبودن ناصر و يارى كننده.

لكن مهم ترين علتى كه در بسيارى از روايات بر آن تأكيد شده اين كه طولانى شدن غيبت حضرت به حكمت الهى است و داراى مصالح و حكمت هايى است كه تنها خداوند و آنها كه محرم اسرار الهى هستند از آن با خبراند چنانچه امام صادق در جواب عبدالله بن فضل هاشمى وقتى در اين مورد سؤال مى كنند مى فرمايد :

اى پسر فضل همانا اين مسأله سرى از اسرار الهى است و غيبى از غيب هاى الهى است و وقتى ما خداوند را حكيم بدانيم همه افعال او را مطابق حكمت و مصلحت خواهيم دانست گرچه علت آنها براى ما روشن نباشد (رخسار آفتاب، سيد مجتبى غيورى، ص 54 نقل از الاحتجاج طبرى، ج 2، ص 303). پس و لو علت و سر طولانى شدن غيبت حضرت براى ما معلوم نباشد بايد بدانيم از آن مصلحت و حكمتى است و آنچه مهم است اين كه به وظايف يك منتظر واقعى حضرت عمل كنيم و به فرموده خود حضرت كه فرمود براى فرج من بسيار دعا كنيد.

(1) كمال الدين، ج 2، ب 39، ح. 6
(2) كمال الدين، ج 2، باب 37، ح. 2
(3) تاريخ غيبت كبرى، ص 399- 396 شش ماه پايانى، ص 223-. 222

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.