وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حزب توده چگونه شكل گرفت؟

حزب توده چگونه شكل گرفت؟

حزب توده چگونه شكل گرفت؟ اهدافش چه بود؟ رابطه آن با كمونيست چه بود؟ در چه سالى تشكيل و در چه سالى نابود شد؟ آيا اكنون نيز در ايران وجود دارد؟ رهبر آن كه بود؟ چرا انقلاب با آن مخالفت كرد؟ نقش حزب توده در آگاهى دادن مردم براى انقلاب تا چه حدى بود؟

در طول تاريخ ماركسيسم ايرانى، «حزب توده ايران» مهم‏ترين، متشكل‏ترين و معتبرترين سخنگو و نماينده اين جريان سياسى فرهنگى محسوب مى‏شده است.

حزب توده، كه به عنوان وارث سوسيال دموكراسى عهد مشروطه و سپس «حزب كمونيست ايران»، در مهرماه ۱۳۲۰ پايه‏گذارى شد در سال‏هاى پس از جنگ جهانى دوم، كه اتحاد شوروى در صحنه بين‏المللى حضور خود را به عنوان يك «ابرقدرت» اعلام داشت، توانست به سرعت به عنوان يك حزب منسجم در صحنه سياست و فرهنگ ايران حضور يابد و در كشمكش با جريان‏هاى وابسته به بريتانيا و آمريكا تصويرى پرآشوب از اين دوران تاريخى را رقم زند.

پس از اشغال ايران توسط متفقين در جريان جنگ جهانى دوم، اعضاى گروه ۵۳ نفر كه به رهبرى دكتر ارانى در دوران رضا شاه به فعاليت‏هاى كمونيستى در حد مطالعات تئوريك و نه مبارزات اجتماعى مشغول بودند، پس از آزادى از زندان، هسته اوليه حزب توده ايران را تشكيل دادند. رهبرى اين گروه با ايرج اسكندرى بود و افرادى مانند دكتر رادمنش نيز در كنار او به فعاليت پرداخته بودند.

اين افراد كه احساس مى‏كردند براى آغاز كار يك حزب كمونيست در ايران نياز به حمايت شوروى دارند، ابتدا از آنها طلب حمايت كردند كه برخلاف انتظارشان مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام با وساطت رضا روستا، مشروط به شرايطى، اجازه تأسيس حزب از سوى مقامات شوروى (سابق) صادر شد. (انور خامه‏اى، فرصت از دست رفته، خاطرات ج ۲ (تهران: هفته، ۱۳۶۳)، صص ۱۶- ۱۷.)

حزب توده به علت جو ايران آن زمان و روحيه مذهبى مردم، هيچ‏گاه توان اقدام انقلابى براى بدست گرفتن قدرت را نداشت و ناچار بود هرگز جانب احتياط را از دست ندهد، لذا رعايت احتياط در موضع‏گيريها و اظهارنظرهاى آنها درباره مذهب به وضوح ديده مى‏شود. با كودتاى ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ش فعاليت حزب توده بسان ساير احزاب از سوى دولت متوقف شد و برخى از اعضاى كميته مركزى آن دستگير، زندانى و اعلام و برخى ديگر مخفى و يا به خارج از كشور گريختند. بدين‏ترتيب از نظر سياسى ضربه شديدى به حزب وارد شد و فعاليتهاى آن تقريباً متوقف گرديد.

اين حزب پس از كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ش مجدداً كوشيد سازمان خود را تجديد كند. بدين‏منظور دكتر رادمنش، پرويز حكمت‏جو، على خاورى، على حكيمى و عباس شهريارى به ايران آمدند. هدف آنها جذب نيروهاى سابق و چاپ نشريه حزبى «ضميمه مردم» بود كه از سال ۱۳۴۲ ش به اين كار اقدام شد، اما رژيم پس از چندى عناصر اصلى حزب را دستگير و به زندانهاى طويل‏المدت محكوم كرد. در سال ۱۳۴۵ ش، چاپخانه نشريه حزب نيز كشف شد و فعاليت حزب توده در ايران عملاً از سال ۱۳۴۶ ش متوقف گرديد.

پس از آن تا سال ۱۳۵۷ ش، حزب توده در ايران هيچ‏گونه فعاليت چشمگيرى نداشتند، فقط عده معدودى به صورت مخفى گاهى اقداماتى عليه رژيم انجام مى‏دادند. بيشتر رهبران و اعضاى كميته مركزى حزب در اين سالها در شوروى سابق و بقيه كشورهاى بلوك شرق سابق بودند.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۷ ش و با وجود فضاى باز سياسى و آزاديهاى بوجود آمده در اثر انقلاب شكوهمند اسلامى ايران، اعضاى حزب توده زمينه را براى فعاليت مجدد مناسب ديده و به ايران بازگشتند و دوباره حزب توده را سازماندهى كردند. در اين زمان، حزب تلاش كرد تا خود را همسو با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى ايران نشان دهد.

اما در واقع حزب توده به عنوان يك حزب ماركسيست، سياستى جز تحقق يك نظام سوسياليستى يا كمونيستى را تعقيب نمى كرد. اين حزب در تاريخ مبارزات خود هرگز حذف نظام شاهنشاهى را به عنوان شعار سياسى خود انتخاب نكرد بلكه مدعى مبارزه در چارچوب قانون اساسى بود.

اين در حالى بود كه انقلاب اسلامى رويارويى با اصل نظام شاهنشاهى را به عنوان يك شعار براى نيروهاى سياسى در جامعه، مطرح كرد و براى نابودى آن تلاش مى كرد. حزب توده در جريان انقلاب اسلامى، سعى داشت با تغيير شعار مردم از «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» به «استقلال، آزادى، عدالت اجتماعى» در واقع به نفى جمهورى اسلامى بپردازد. همچنين سعى مى كرد تا از راه هاى مختلف، شعار «نه شرقى» را از شعار معروف «نه شرقى نه غربى جمهورى اسلامى» حذف كند و تلاش جدى در گسترش ديدگاه هاى كمونيستى خود در ميان مردم داشت اما پايبندى مردم به اسلام و تعداد كم اعضاى آن در مقابل انبوه هواداران انقلاب اسلامى، موجب ناكامى آنها در نيل به اهداف خود شد.

اين حزب پس از پيروزى انقلاب اسلامى، سعى كرد تا خود را مدافع انقلاب، اسلام و خط امام نشان دهد. آنها در اين راه حتى اصطلاحات خاص اسلامى را نيز بكار گرفتند. مثلاً به جاى سوسياليسم از «بينش توحيدى» و به جاى پرولتاريا از «مستضعفين» استفاده مى كردند. آنها نفوذ در نهادها و مراكز قدرت را جهت نيل به اهداف خود در پيش گرفتند.

اين حزب كه پيش از انقلاب در ميان برخى اقشار جامعه، به ويژه نيروهاى مسلح نفوذ داشت، پس از انقلاب هم به اين نفوذ ادامه داد، بگونه اى كه ناخدا افضلى، فرمانده نيروى دريايى جمهورى اسلامى ايران، توده اى از آب درآمد. حزب توده در جريان و پس از پيروزى انقلاب با اقبال مردمى روبرو نشد. عدم تجانس اعتقادى، وابستگى به قدرت هاى بيگانه، مخالفت با اهداف و شعارهاى انقلاب اسلامى از جمله دلايل رويگردانى مردم از حزب توده و انزواى آن بود و نهايتاً در سالهاى اوليه پس از انقلاب سران آن به همراه تعداد زيادى از اعضاى نفوذى حزب در ارتش و ساير ارگانها و ادارات دستگير و محاكمه و محكوم به حبس‏هاى طولانى شدند.

در نتيجه فعاليت حزب ممنوع و عمر سياسى حزب هم به پايان رسيد.

منبع:

۱. جريان‏شناسى سياسى، سازمان عقيدتى سياسى وزارت دفاع و پشتيبانى نيروهاى مسلح.

۲. پژوهشكده تحقيقات اسلامى- مهدى نظرپور و على‏باقى نصرآبادى، جريان‏شناسى و غرب‏شناسى (۱) (تهران: معاونت آموزش نيروى مقاومت بسيج، ۱۳۸۲)، صص ۱۵- ۱۶.

۴ حميد پارسانيا، حديث پيمانه پژوهشى در انقلاب اسلامى، چاپ ۳، قم، معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى، ۱۳۷۷، ص. ۵

۳۰۴ لطف على لطيفى، پاكده، احزاب و تشكيلات سياسى در ايران، چاپ ۲، معاونت آموزشهاى عقيدتى سياسى نمايندگى ولى فقيه در نيروى مقاومت بسيج، ۱۳۷۹، ص ۶۶.

۶. سيد جلال الدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، دفتر انتشارات اسلامى.

در پايان جهت اگاهى كامل توصيه مى شود به كتاب «سياست و سازمان حزب توده از آغاز تا فروپاشى، موسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى»، مراجعه نمائيد.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.