وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

تفاوت مردان و زنان در زیبایی شناختی

تفاوت مردان و زنان در زیبایی شناختی

آيا بين زنان با مردان به لحاظ زيبايى شناختى و ذوق و سليقه تفاوتى وجود دارد؟ اصلا حكمت تفاوت هاى زن و مرد چيست؟

در رابطه با جواب اين سوال مناسب ميدانم مقدمه اى بيان كنم و آن اينكه خداوند كه طرح كلى خلقت انسان ها را مى ريخت اهدافى داشت كه جز با آفرينش دو صنف (زن و مرد) محقق نمى شد. براى تحقق اين اهداف استعدادهاى ويژه اى به زن و مرد داد تا هر يك ويژگى ها و گرايش هاى خاصى در خود بيابند و به سوى نقش هاى ويژه متمايل شده و در راستاى تكميل يكديگر قدم بردارند. لذا براى تحقق اين اهداف، حقوق متفاوت، صفات متفاوت، وظايف متفاوت و نقش هاى متفاوت براى آنان در نظر گرفته شد، بنابراين نظام تكوين عالم همسو و هماهنگ با نظام ارزشى و نظام حقوقى است. از اينجا معلوم مى شود كه تفاوت هاى تكوينى صرفاً سندى بر كارآيى هاى مختلف در عرصه هاى مختلف حيات بشرى است و نبايد به ارزش گذارى هاى متفاوت بيانجامد. علامه طباطبايى در توضيح آيه ۳۴ سوره نساء كه مى فرمايد:

مردان، سرپرست زنان اند، به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده است. ۱

مى گويند سبب سرپرستى مرد وجود فضيلتى غالبى در ميان مردان بوده كه منشأ طبيعى دارد و اين برترى طبيعى مردان در نيروى تعقل و قدرت فزون تر در مقابله با مشكلات و صبر بر سختى ها و احراز مديريت خانواده است همانند فزونى رقت قلب و عاطفه طبيعى در زنان كه آنان را براى ايفاى نقش هاى خاص لايق تر كرده است. ۲ ايشان درباره اين فضيلت مردان مى فرمايند: اين فضيلت، استعداد خاصى است كه بر اساس آن حيات دنيوى يعنى امور مربوط به معاش به بهترين شكل نظم يابد و نبايد آن را ارزش معنوى كه در تقرب به خداوند تأثيرگذار است، حساب كرد. ۳

امام صادق (عليه السلام) در ضمن روايت نورانى درباره حكمت تفاوت هاى زن و مرد مى فرمايند:

اگر تدبيرى خاص (از سوى خداوند) نبود پس به چه دليل در زمان بلوغ موى شرمگاهى در زن و مرد مى رويد، پس مو بر صورت زن نمى رويد ولى بر صورت مرد مو مى رويد. علت آن است كه چون خداوند مرد را سرپرست و مراقب بر زن و زن را سبب توجه و سرگشتگى و غمخوارى و علاقه مرد قرار داد. به مرد محاسن (ريش) عطا فرمود تا سبب هيبت، شكوه و منزلت وى گردد و به زنان ريش نداد تا كه شادابى و نشاط و جذابيت در چهره آنان باقى باشد و زمينه براى روابط زناشويى (جلب توجه همسر) مهياتر شود. آيا نمى بينى كه آفرينش چگونه به درستى در همه جا جريان يافته و جايى براى خطا نگذاشته و هر عطا و منعى به اندازه نياز و صلاح و تدبير پروردگار مقرر شده است؟ ۴

با توجه به مطالب فوق و مطالب گذشته درباره تفاوت هاى زن و مرد مى توان نكاتى را درباره حكمت تفاوت ها بيان نمود.

الف. تفاوت هاى صنفى ميان زن و مرد حيكمانه و هدفمند طراحى شده است و با توجه به طرح كلى خلقت است و تلاش در راستاى تضعيف و يا برداشتن آنها، حركت برخلاف نقشه حكيمانه است.

ب. تفاوت ها باعث مى شوند تا خلقت زن و مرد در راستاى تكميل همديگر باشد بدين معنا كه خداوند تمامى موهبت ها را به يك صنف عطا نكرده است. از اين رو هر يك از دو صنف ديگرى را واجد ويژگى هايى مى يابد كه خود فاقد آن است و همين تفاوت ها زمينه جذابيت اين دو براى يكديگر را فراهم مى سازد و آنها را به همديگر پيوند مى دهد.

ج. تفاوت در ميان زن و مرد موجب تفاوت در نقش ها و وظايف مى گردد و باعث مى شود تا نقش هاى متفاوتى براى زن و مرد طراحى گردد كه مناسب با توانمندى هاى طبيعى آنان و تكميل كننده نقش هاى طرف مقابل باشد. به عنوان مثال نقش نان اورى مرد، هم متناسب با شرايط جسمى و روحى مرد است و هم زمينه ساز ايفاى نقش مادرى زن و همسر است. تفاوت هاى طبيعى زن و مرد و تفاوت در نقش ها زمينه ساز كارآمدى زن و مرد در جهات دنيوى و تسهيل كننده حركت معنوى آنان است. از اين رو زن و مرد خلق شده اند تا يكديگر را به كمال برسانند نه اينكه زن صرفاً ابزارى براى تكامل مرد باشد.

د. اگر چنانچه نظام ارزش گذارى، ايفاى نقش ها و حقوق مرد و زن هماهنگ با ويژگى و تفاوت هاى تكوينى آنان نباشد، نتيجه اش ايجاد تعارض ميان زن و مرد، كاهش كارآيى زن و مرد و تزلزل خانواده خواهد بود. مثلاً اگر ويژگى ذاتى زن اقتضاء كند كه به كارهاى خانه دارى و يا كار در محيط هاى آرام و بدون حضور جنس مخالف، مبادرت ورزد، وادار كردن او به اشتغال ويژه مردان، باعث تعارض در ويژگى طبيعى او و خواسته هاى اجتماع مى گردد و اين باعث افسردگى و اضطراب زن مى گردد.

ه‏د. وجود تفاوت بين زن و مرد و آگاهى از اين تفاوت ها و احترام به آنها باعث رونق هرچه بيشتر زندگى و زمينه ساز حركت جامعه به سوى تعالى و كمال خواهد بود. همچنين وجود اين تفاوت باعث جذاب شدن زن و مرد به يكديگر و طلب يكديگر و اظهار عشق و علاقه خواهد بود. جان گرى مى نويسد: بايد زن و مرد ياد بگيرند كه به تفاوت هاى يكديگر احترام گذارند تا با همديگر نزديك تر و صميمى تر شوند و الكسيس كارل مى گويد: به راستى اگر زن داراى ويژگى هاى جسمى و روانى و اخلاقى مردانه بود هرگز هنر ايجاد شيفتگى براى وصال در مرد را نمى توانست داشته باشد و اگر مردها همانند زنان بودند ممكن نبود عالى ترين هنر خود كه صيد و شكار تسخير قلب زن است را جلوه دهند. ۵

و. تفاوت ها باعث ايجاد نشاط در زندگى شده و خانواده به سوى زندگى بالنده پيش مى رود. جان گرى مى گويد: هنگامى كه زنان و مردان خيلى شبيه يكديگر شوند آن جاذبه مرموز را از دست مى دهند. زندگى كردن با شخصى كه مثل خودمان است بسيار خسته كننده مى باشد. ۶ تفاوت روانى زن و مرد باعث توازن و تعادل در زندگى مى گردد. مثلاً سردى مرد با گرمى زن متعادل شده و قاطعيت و تهاجمى بودن مرد با انتقادپذيرى و عشق زن متوازن مى شود. نظريه هاى روان شناختى خانواده گوياى اين واقعيت هستند كه براى رسيدن به تعادل روانى چه در عرصه خانوادگى و چه اجتماع كلان و براى گريز از حالات افراطى، مردان نياز دارند تا در كنار زنان قرار گيرند و خود را متعادل سازند و زنان نيز براى ايجاد تعادل نياز به وجود مردان دارند، زيرا بدون تركيب دو نيروى زنانه و مردانه امكان دسترسى به شخصيت حقيقى وجود ندارد درواقع انسان كامل در سايه ايجاد تعادل به وجود خواهد آمد و تعادل نيز مرهون پيوند دو نيروى متفاوت بزرگ انسانى يعنى زن و مرد است. ۷

ز. وجود تفاوت بين زن و مرد زمينه ساز بروز استعدادهاى بالقوه در هر دو جنس شده و آنها را به طرف تكامل رهنمون شود. به عنوان مثال مردان نيازمند اعتماد، پذيرش و قدردانى از طرف همسرشان هستند و از سوى ديگر زنان نيازمند مراقبت، ادراك و احترام هستند. اين نيازها در زنان و مردان از هر نژاد و فرهنگى كه باشند مشترك است. با توجه به اين ويژگى ها در زن و مرد، هرچه مردان بيشتر به مراقبت زنان بپردازند اعتماد بيشترى را از ناحيه آنان كسب مى كنند. درواقع با ارضاى نياز طبيعى زن كه مراقبت و توجه است، نياز طبيعى مرد كه اعتماد از سوى همسر است ارضا مى شود. از سوى ديگر اگر زنان به مردها اعتماد كرده و آنها را قهرمان زندگى خود بدانند، مردان انرژى گرفته و بيش از پيش به مراقبت از همسر و رفع نيازهاى او مى پردازند.

همچنين اگر مردان درك بيشترى نسبت به نيازها و احساسات همسران خود نشان دهند، زنان احساس مى كنند كه بيشتر درك شده اند و به همان اندازه بيشتر مى توانند پذيراى مردان باشند و از آنها سپاسگزارى كنند. همين طور آنگاه كه مرد احساسات و نيازهاى زن را محترم مى شمارد و به انتخاب هاى او بها مى دهد، با قدردانى و سپاسگزارى زن روبه رو خواهد شد. به عبارت ديگر زنان در مقابل احترامى كه از سوى مردان مى بينند به قدردانى از آنها مى پردازند و چون قدردانى از نيازهاى طبيعى مردان است آنها مستقيماً با احترام به زنان اين نياز خود را ارضاء مى كنند. از سوى ديگر زنان نيز به احترام نياز دارند و آنگاه كه به قدردانى از همسر مى پردازند در مقابل، با احترام آنها مواجه شده و اين تعامل و ترابط در طول زندگى ادامه خواهد داشت و علاوه بر اينكه باعث با صفا شدن و پويا بودن زندگى مى شود باعث بروز استعدادهاى عاطفى زن و شوهر مى گردد.

جان گرى مى گويد: وقتى زن و مرد با هم زندگى مى كنند كامل مى شوند. آنگاه كه توانايى هاى شخصى مرد رشد مى كند و بالغ مى گردد، طبيعت مراقبت و مهرورزى، ادراك و احترامش پرورش و توسعه مى يابد. او از حالتِ سردِ حسابگر و خودمحور به حالتى كاملاً گرم و انسانى تبديل مى شود. همچنين وقتى كه زن در سايه تعامل با شوهر رشد كرد و با تجربه شد و به توانايى هاى خود دسترسى پيدا كرد، بيشتر سرشت پذيرش و قدردانى و اعتمادكنندگى او آشكار مى شود. لذا زمانى كه مردى سرشت مراقبت، ادراك و احترام خود را پرورش مى دهد خودبه خود نيازهاى عاطفى اصلى زن خويش را تأمين مى نمايد و وقتى زن سرشت هاى طبيعى خود را كه عبارتند از پذيرش قدردانى و اعتماد، پرورش مى دهد به صورت ناخودآگاه نيازهاى عاطفى اصلى مرد برآورده مى شود. ۸

با توجه به مقدمه بالا بايستى بگويم كه همانطور كه بين زن و مرد تفاوتهاى زيادى وجود دارد، يكى ديگر از تفاوتها نيز در ذوق و سليقه است. از ويژگى هاى روانى زنان علاقه به زيبايى و دلبستگى به زيورآلات و مظاهر دنيوى است كه اين ويژگى در مردان كمتر مشاهده مى شود. همچنين خودآرايى، خودنمايى، پوشيدن لباس هاى توجه انگيز، علاقه به دوستى هاى انفرادى (برعكس پسران)، تجمل گرايى در امور زندگى و حتى در چيدن سفره و پخت غذا، از ويژگى هايى است كه زنان با مردان تفاوت آشكارى دارند، ۹ حتى در گرايش به بازى ها و نوع تفريحات بين زن و مرد تفاوت وجود دارد و دختران بيشتر به بازى هاى آرام، سبك، لطيف و احساسى روى مى اورند و پسران به بازى ها و ورزشهاى خشن و سنگين. زنان در بروز و ظهور عصبانيت با مردان متفاوت بوده و عصبانيت خود را بيشتر به شكل غيرمستقيم، يعنى مقاومت منفى كه گاه به شكل قهر، كينه توزى، سكوت يا شايعه پراكنى است ظاهر مى سازند در حالى كه مردان عصبانت خود را غالباً به صورت خشونت هاى فيزيكى اعمال مى كنند و ميل بيشترى به رقابت دارند. زنان حتى در گرايش به رنگها و خريد هديه با مردان متفاوت هستن و مثلا علاقه اى كه زنان به گل دارند، خيلى متفاوت با مردان است و زنان گل را سمبل محبت و ارادت قلبى مى دانند و لذا وقتى شوهرشان براى آنان دسته گلى هديه ميدهد خيلى خوشحال مى شوند. در آموزه هاى دينى به ويژه قرآن كريم به تجمل گرايى، خودنمايى و گرايش به جاذبه ها در زن توجه شده است، قرآن كريم در سوره زخرف آيه ۱۸ مأنوس بودن با زر و زيور را از ويژگى زنان بيان كرده است. ۱۰ همچنين در سوره احزاب آيه ۳۳ آمده كه: اى زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشويد و خودنمايى نكنيد مانند خودنمايى دوران جاهليت نخستين.

۱۱

و در آيه ديگرى مى فرمايد: زنان (در برابر نامحرمان) با زينت ها و آرايش هايشان خودنمايى نكنند. ۱۲ از اينكه قرآن كريم فقط زنان را از خودنمايى و به نمايش گذاشتن جاذبه هاى جنسى خود در برابر نامحرم نهى كرده و از خودنمايى مردان سخنى نگفته، استفاده مى شود كه خودنمايى از ويژگى هاى خاص زنان است و در مردان كمتر پيدا مى شود. شهيد مطهرى درباره آثار اين ويژگى (خودنمايى) و نيز اختصاص آن به زنان مى نويسد: اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است، اين است كه ميل به خودنمايى و خودآرايى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شكار است و زن شكارچى، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى. ميل زن به خودآرايى، از اين نوع حس شكارچى گرى او ناشى مى شود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباس هاى بدن نما و آرايشهاى تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسير سازد. لذا تبرج و خودآرايى مخصوص زنان است و دستور پوشش و حجاب نيز براى آنان مقرر شده است. ۱۳ شايد بتوان گفت دليل قوى بودن حيا در وجود زن نيز براى اين است كه اين ويژگى خودآرايى، تعديل و كنترل شود و از آسيب هاى احتمالى آن جلوگيرى گردد.

پى نوشت ها

۱ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ (نساء، ۳۴).

۲ محمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ۴، ص ۳۴۳ ذيل آيه ۳۴ نساء.

۳ همان، ص. ۲۱۷

۴ لم صار الرجل و المرأه إذا أدركا نبتت لهما العانه ثم نبتت اللّحيه للرجل و تَخلّفت عن المرأه لو لا التدبير فى ذلك؟ فإنّه لمّا جعل الله تبارك و تعالى الرجل قيماً و رقيباً على المرأه و جعل المرأه عرساً و خولاً للرجل أعطى الرجل اللّحيه لما له من العزّه و الجلاله و الهيبه و منعها المرأه لتبقى لها نظاره الوجه و البهجه التى تشاكل المفاكهه و المضاجعه أ فلا ترى الخلقه كيف يأتى بالصواب فى الأشياء و تتخلّل مواضع الخطإ فتعطى و تمنع على قدر الإرب و المصلحه بتدبير الحكيم عزّ وَ جلَّ؟ (مجلسى، بحارالانوار، ج ۳، ص ۸۹).

۵ مريم معين‏الاسلام، روان‏شناسى زن در نهج البلاغه، ص. ۱۵۲

۶ همان، ص. ۱۶۱

۷ همان، ص. ۱۷۱

۸ مريم معين‏الاسلام، روان‏شناسى زن در نهج البلاغه، ص. ۱۸۶

۹ محمدصادق رحمتى، روان‏شناسى اجتماعى معاصر، ص ۱۸۸. ۱۸۷

۱۰ أَوَمَن ينَشَّأُ فِى الْحِلْيهِ… (آيا كسى ((را شريك خدا مى‏كنند)) كه در زر و زيور پرورش يافته).

۱۱ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيهِ الْأُولَى… (احزاب، ۳۳).

۱۲ غَيرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَهٍ (نور، ۶۰).

۱۳ مرتضى مطهرى، مجموعه آثار (مسئله حجاب)، ج ۱۹، ص. ۴۳۶ .پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.