وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

بدن برزخى يا مثالى چیست

0

بدن برزخى يا مثالى چیست

 

جسم برزخى يا مثالى مطلبى درست است. البته بسيارى از حقايق هستى و خصوصاً حقايقى كه در ماوراء جهان طبيعت وجود دارد، براى ما مجهول است. البته اين ندانستن، بيشتر در كم و كيف و چگونگى آن حقايق است ولى اصل آن حقايق را عقل و وحى در جاى خود اثبات كرده‏اند و ما نسبت به آن آگاهى داريم. البته علم ما به كنه و ماهيت آن حقايق بسيار محدود است مگر براى عده كمى كه با سلوك عملى در همين دنيا به آن عوالم راه يافته باشند و علم اجمالى آنها به علم تفصيلى تبديل شده باشد.

از اين رو، سنخيت و چگونگى بدن‏هاى برزخى براى ما به صورت كامل و دقيق روشن نيست ولى در عين حال از مجموعه آيات و روايات و تحليل‏هاى عقلى مى‏توان دورنمايى از كم و كيف بدن برزخى را تصوير كرد. قبل از تفسير اجمالى مطلب، توجه به دو مطلب ضرورى است:

1. در تمام عوالم هستى (عالم مادى، برزخ و قيامت) انسان داراى بدن است و در هيچ عالمى بى ‏بدن نيست به دليل اين كه روح حقيقتى است عين تعلق به بدن و در متن و ذات روح، تعلق به بدن خوابيده است.

از اين رو، ممكن نيست كه روح باشد و بدنى در كار نباشد. پس اگر انسان در عالم طبيعت، برزخ و قيامت، داراى روح است- كه هست- واجد بدن نيز خواهد بود.

2- هر يك از عوالم هستى داراى نظام، احكام، آثار و قوانين مخصوص به خود است يعنى، در عالم طبيعت قوانينى حاكم است غير از سننى كه بر عالم برزخ حكم‏فرماست و در عالم برزخ نظامى وجود دارد كه در عالم قيامت وجود ندارد و در عالم قيامت، آثارى است كه در دو عالم برزخ و ماده نيست. از اين رو، بدنى كه در عالم طبيعت است هم سنخ با قوانين حاكم بر اين دنيا است و اين بدن غير از بدن برزخى است. بدن برزخى، هم سنخ با احكام و آثار عالم برزخ است.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

هم‏چنين بدن در قيامت غير از بدن برزخى و بدن مادى است و بدنى است كه هم سنخ با سنن ويژه عالم قيامت و آماده پذيرش آن قوانين مخصوص است. مثلاً بدن قيامتى، بدنى است كه در عين سوختن مدام، از بين نمى‏رود يا مثلاً بدن قيامتى يك فرد بهشتى، به صورتى است كه در عين خوردن و آشاميدن، نيازى به تخليه مواد تغذيه شده از بدن ندارد و بدن طورى ساخته شده است كه نيازمند چنين امرى نيست. بنابراين نبايد تصور كرد كه بدن مادى، برزخى و قيامتى يكسان هستند.

3- در جاى خود مستدل شده است كه عالم تجرد و قيامت، عالم بالاتر و نزديك‏تر به مبدأ متعال است و از اين رو موجودات آن از مراتب وجودى بالاتر و كامل‏ترى برخوردارند. قبل از آن (يعنى در مرتبه فروتر) عالم مثال و برزخ است كه مترتب بر عالم تجرد و متأخر از آن است. عالم آخر، عالم جسم و جسمانيات و يا نظام مادى است كه دورترين عالم از مبدأ متعال است.

از اين رو، موجودات آن نيز از مراتب ضعيف‏تر و ناقص‏ترى برخوردارند. بنابراين، موجودات عالم برزخ از موجودات عالم مادى، كامل‏تر ولى نسبت به موجودات عالم قيامت و تجرّد ناقص‏ترند.(1) با دقت در مطالب پيشين، مشخص مى‏شود كه: اولاً، بدن برزخى غير از بدن مادى و غير از بدن قيامتى است. ثانياً، بدن برزخى متناسب با احكام و آثار و قوانين عالم برزخ است. ثالثاً، بدن برزخى از بدن مادى كامل‏تر و بالاتر و از بدن قيامتى ناقص‏تر و پايين‏تر مى‏باشد.

بنابراين، بدن برزخى از آن جا كه از بدن مادى بالاتر است، از سنخ ماده و جسم طبيعى نيست كه احكام ماده بر آن غالب باشد. ولى از آن جا كه از بدن قيامتى پايين‏تر است، واجد برخى لوازم ماده چون، شكل، اندازه و مقدار مى‏باشد. روايات نيز به صراحت بيانگر اين حقيقتند كه بدن برزخى شبيه بدن دنيوى است.

امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «ارواح مؤمنان (در برزخ) در بدن‏هايى شبيه بدن‏هاى دنيوى آنان است»(2) و در جمله‏اى ديگر مى‏فرمايد: «ارواح انسان‏ها (در برزخ) به صورت جسدهاى دنيوى‏اند»(3) امّا هر چند بدن برزخى بالاتر و كامل‏تر از بدن مادى است، در عين حال، از بدن قيامتى ناقص‏تر است. امام صادق (ع) فرمودند: «بدن‏هايى شبيه بدن‏هاى دنيوى» يا «در صورت جسدهاى دنيوى» كه بيانگر شباهت، است نه يكسان بودن. شبيه آن است چون شكل، مقدار و اندازه دارد، و هر فرد مرده‏اى، مرده ديگر را در اين قالب مشاهده كرده، او را مى‏شناسد چنان كه در خواب، آدمى صورت خود را به شكل دنيوى با ديگران در سرور يا رنج مى‏بيند.

اما عين شكل دنيوى خود نيست چون مى‏تواند بدون وسايل و ابزار مادى مثلاً مسافت طولانى را سير كند و با اراده‏اى خود را در جاى ديگر قرار دهد چنان كه در خواب، آدمى بدون استفاده از ابزار مادى سير و سفرها مى‏كند. به همين جهت، در بسيارى از روايات خواب را نشان خوبى براى عالم برزخ و بدن برزخى دانسته‏اند.(4) پس بدن برزخى، نه مادى محض است مانند بدن دنيوى نه غير مادى محض است مانند بدن قيامتى بلكه بدنى است كه در قالب جسم طبيعى دنيوى نمى‏باشد و در عين حال، برخى از آثار جسم طبيعى چون شكل و اندازه و مقدار را دارد.

(1) براى اطلاع تفصيلى از سه نكته فوق نگا: استاد محمد شجاعى، معاد يا بازگشت به سوى خدا، ج اول، صص 141- 128 و 226-. 212
000 (2) بحارالانوار، ج 6، ص 268، روايت. 119
000 (3) همان، ص 269، روايت. 121
000 (4) در اين باب نگا: استاد محمد شجاعى، خواب و نشان‏هاى آن، صص 62-. 58 /پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.