وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

اعمالی از بندگان که از دید فرشتگان مخفی می ماند

اعمالی از بندگان که از دید فرشتگان مخفی می ماند

حضرت على(ع) در دعاى كميل اين گونه به درگاه خدا نيايش مى كند كه «كنت انت الرقيب عليهم و الشاهد لما خفى عنهم» سؤال اين است كه چه چيزهايى است كه خدا از بندگان مى داند و آن اسرار از ديد فرشتگان پنهان مى ماند؟

هر عملى داراى دو چهره است (ظاهر و باطن) و غالب انسان ها در دار دنيا صرفا با چهره ظاهر اعمال مواجه اند و از روئيت چهره باطن آن محروم مى باشند.

دروغ و غيبت چهره ظاهرشان صرف گفتار و لفظ و عبارات است كه از دهان صادر مى شود و گوش انسان را متائثر مى سازد و مفهومى را در ذهن ترسيم مى نمايد. اما باطن آنها آلودگى و تعفن است كه هم سيماى ناپسندى را دارا هستند و هم از بوى نامطبوعى برخوردارند.

پيامبر (ص) مى فرمايند: وقتى فردى دروغ مى گويد به خاطر بوى بد آن فرشتگان از او دور مى شوند، (منتخب ميزان الحكمه، روايت 5442).

امير مومنان امام على (ع) مى فرمايند: كذب و دروغ مروت و مردانگى انسان را فاسد مى كند، (همان، روايت 5469).

و اين ماجرا در مورد همه گناهان صادق است. همان طور كه كارهاى پسنديده و نيكو چهره باطن آنها بسيار ارزشمند و زيبا و معطر است.

حال انسان وقتى از دار دنيا مى رود چون وارد باطن عالم مى گردد چهره غيبى و باطنى و ملكوتى اشياء را مشاهده مى نمايد و به خاطر اين كه عمل با صاحب آن متحد مى گردد در فرداى قيامت انسان ها با اعمالشان محشور مى شوند.  در حالى كه باطن اعمال آنها هويدا است.

آن كه صاحب عمل نيكو است در هيبتى زيبا و فاخر و ارزشمند و آن كه صاحب عمل ناپسند است در كسوتى زشت و ژوليده و اسف بار.

پس اين خاصيت و اثر خود عمل است كه هميشه همراه عمل مى باشد. اما در دار دنيا از ديده ما پوشيده است ولى در دار آخرت كه هنگام بروز حقايق است همان امورى كه در دنيا چهره باطن اعمال بود علنى مى گردد و اين طور نيست كه خداوند (معاذالله) رسواكننده انسان ها باشد. اين خود عمل است كه صاحبش را رسوا مى كند و آنان كه صاحب چشم باطن در همين دنيا مى باشند هم اكنون اعمال را با چهره حقيقتى و ملكوتى مشاهده مى كنند و صاحبان اعمال بد در همين دنيا نيز براى برخى با همان چهره ژوليده و اسف بار اخروى ظاهر مى شوند.

اما ماجراى ستاريت و پرده پوشى حضرت حق، در صورتى كه انسان از روى جهل و نادانى مرتكب عمل ناپسندى شود يا پس از ارتكاب به راستى پشيمان و نادم گردد، خداوند تائثير آن عمل آلوده را از بين مى برد و حتى چهره واقعى عمل را (كه لازمه عمل مى باشد) از محرمان ملكوت يعنى ملائك و انبيائ و اوليائ نيز مخفى مى دارد. به گونه اى كه اصلا آن عمل انجام نگرفته باشد. و اين خاصيت توبه و استغفار است.

در دعاى كميل مى خوانيم: (و كنت انت الرقيب على من ورائهم والشاهد لما خفى عنهم و برحمتك اخفيته و بفضلك سترته»

خدايا تو مراقب و گواه اعمال من بودى از وراى ديده فرشتگان ثبت كننده اعمال و آنچه از ايشان پنهان مى ماند به واسطه رحمتت پوشاندى و از روى فضلت آنها را پنهان داشتى).

انسان از نقايص و عيوب خود ناراحت و غمگين مى شود چرا كه فطرتاً كمال طلب است و نقص و عيب در مقابل كمال است لذا انسان فطرتا دوست دارد كه كامل باشد و ديگران نيز او را به وصف كمال بشناسند و چون اين حس فطرى، ريشه در روح دارد در همه عوالم وجود خواهد داشت، در عالم طبيعت بسيارى از نقايص و عيوب روحى و اخلاقى انسانها در پشت پرده عالم ماده پنهان است و خداوند متعال آن را از بسيارى از مردم پنهان كرده است حتى از برخى از روايات استفاده مى شود كه بسيارى از قبايح انسان مؤمن از برخى از فرشتگان نيز مستور است.

امام صادق (ع) فرمودند:

«هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه صورتى مثالى در عرش دارد وقتى شخص مشغول ركوع وسجود و مانند آن می شود صورت مثالى او نيز در عرش مشغول همان اعمال مى شود و در اين هنگام ملائك او را در عرش مى بينند و بر او صلوات مى فرستند و استغفار مى كنند و زمانى كه بنده مؤمن مشغول گناه مى شود، خدا بر صورت مثالى او پوششى مى افكند تا ملائك مطلع نشوند و اين است تأويل «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» (بحارالانوار، ج 54 ص354)

همين طور از روايات استفاده مى شود كه خداوند متعال گناهان توبه كنندگان را هم در دنيا و هم در آخرت مى پوشاند.

امام صادق (ع) فرمودند:

«زمانى كه بنده توبه نصوح كند خدا او را دوست مى دارد پس عيوب او را در دنيا و آخرت مى پوشاند. راوى از امام مى پرسد: خدا چگونه مى پوشاند؟ امام مى فرمايند: خدا گناهان او را از ياد دو ملكى كه گناهان او را مى نويسند، مى برد و به اعضاء او وحى مى كند كه گناهان او را كتمان كنيد و وحى مى كند به اماكن زمين كه كتمان كنيد آنچه را كه از گناه در شما انجام مى داد، پس او خدا را ملاقات مى كند در حالى كه هيچ چيزى نيست كه بر گناه او شهادت دهد.» (كافى، ج 2، ص 430 و 431)

از اين گونه روايات استفاده مى شود كه خداوند متعال نسبت به مؤمنان هم در دنيا و هم در آخرت ستارالعيوب است.

اما نسبت به غير مؤمنين خداوند متعال چنين تعهدى نداده است. خداوند متعال بسيارى از قبايح غير مؤمنين را در دنيا مخفى مى كند ولى آن گاه كه بنده خدا از ستاريت خدا مغرور شود و حرمت شكنى را از حد بگذارند و به خصوص شروع به ريختن آبروى بندگان كند، در اين حالت بعيد نيست كه خدا نيز پرده از كار او بردارد و او را رسوا كند و البته در آخرت به طور حتم پرده از كارش گشوده خواهد شد و در واقع اين خود شخص است كه با كناره گيرى كامل از عبادت خدا پرده ستاريت خدا را كنار مى زند و خود را رسوا مى كند.

بنابراين در عين اينكه آخرت يوم تبلى السرائر است و اسرار در آن روز فاش مى شوند ولى گناهان مؤمنان مكتوم مى ماند و خدا آن را حتى از ملائك نيز مخفى مى كند واين خود پاداشى براى مومنان است حتى از برخى روايات استفاده مى شود كه خداوند متعال بعد از ورود مؤمنان به بهشت، گناهان گذشته آنها را از ياد خودشان نيز مى برد تا از شرمندگى آن آزار نبينند.

همچنين لازم به ذكر است كه شهود باطن افراد توسط بعضعى اولياى الهى به معنى دريده شدن پرده ستاريت نيست‏چون اولياى خدا با چشم الهى مى نگرند وديدن آنها عين ديدن خداست

چشم بصيرت يافتن معلول نوعى تكامل برزخى و اشتداد يافتن روح است و چنين تكاملى ناشى از تخلّق به اخلاق الهى و به معنى مظهر اسماء الهى شدن است. شخص زمانى داراى چشم بصيرت مى شود كه از يك جهت مظهر اسمائى چون بصير و عالم السر و الخفيات و امثال آن باشد و از جهت ديگر مظهر اسم ستارالعيوب گردد. وقتى شخص به چنين مرحله اى از تكامل رسيد ديدن او با چشم الهى خواهد بود.

چنين كسى مى بيند ولى با بصيرت خدا و مى شنود با سمع خدا و عيب پوشى مى كند با ستاريت خدا. از اين مقام تعبير مى شود به قرب نوافل. پيامبر (ص) فرمود همانا خداوند متعال مى فرمايد:

«بنده ى من با نوافل (مستحبات) و از سر اخلاص به من تقرب مى جويد تا اينكه من او را دوست مى دارم پس زمانى كه او را دوست داشتم شنوايى او مى شوم كه با آن مى شنود و بينايى او مى شوم كه با آن مى بيند و دست او مى شوم كه با آن مى گيرداگر از من چيزى بخواهد به او مى دهم و اگر از من پناه خواهد او را درپناه خود مى گيرم.» (ارشادالقلوب، ج 1، ص 91)

و بالا تر ازاين مقام، مقام قرب فرائض است كه كه مختصّ به معصومين (ع) است كه در آن مقام انسان چشم و زبان و دست خدا مى شود يعنى خدا با چشم او مى بيندوبا گوش او مى شنود نه اينكه او با بينايى خدا نظاره كند وبا سمع الهى بشنود. اميراالمؤمنين (ع) فرمودند: «أنا عين الله و أنا يدالله و أنا جنب الله و أنا باب الله» (كافى، ج 1، ص 145) ديدن چنين كسى ديدن خداست و شنديدن او شنيدن خداست.

كما اينكه رضايت او رضايت خدا و غضب او غضب خداست پيامبر (ص) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَهَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا. (بحار الانوار، ج 21، ص 279)

  البته اين نكته نيز گفتنى است كه صاحبان بصيرت- از گروه اول- همه چيز را نمى بينند و اگر خدا امورى را به آنها نشان مى دهد حكمتى دارد و بسيارى از اوقات اين امر به نفع خود صاحب عيب است. همچنين ستاريت خدا نيز حدى دارد لذا اگر بنده به ستاريت خدا مغرور شد و فسق و فجور را از حد گذراند خدا نيز او را رسوا مى كند.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.