وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا همه قاتلان امام حسین زنازاده بودند

0

آیا همه قاتلان امام حسین زنازاده بودند

آيا اين سعد و شمر و بقيه كسانى كه به نوعى در قتل امام حسين(ع) شريك بودند همه زنازاده بودند؟

در پاسخ بايد گفت كه همه كسانى كه به نوعى در قتل امام حسين عليه السلام شريك بوده اند ولد الزنا بوده اند.

حضرت امام صادق ‏عليه السلام مى‏فرمايند: يكى از سه علامت «ولدالزّنا» اين است كه نسبت به ما اهل بيت دشمن مى‏شود. (سفينه البحار، ج 1، ص 560)، حضرت امام باقر نيز در مورد قتل امام حسين‏ عليه السلام، در حديث خاصّى مى‏فرمايند: قاتل حسين‏ عليه السلام ولدالزّنا بود، هان آگاه باشيد و بدانيد كه: انبياء و فرزندان آنان را نمى‏كشد مگر فرزندانى كه از زنا بار آمده باشند. (همان).

در اين پاسخ ما به بررسى بعضى از قاتلين ولد الزنا مى پردازيم:

1- يزيد بن معاويه:

مورخان نوشته اند كه «ميسون»، مادريزيد، زنى ناشايست بود كه از راه نامشروع يزيد را به دنيا آورد گرچه معروف آن است كه معاويه پدر يزيد است.

افراد قبيله «ميسون» مسيحى بودند و تمامى قبيله او مسلمان نشدند. بدين خاطر پس از آن‏كه معاويه از ميسون جدا شد و يزيد را به طايفه ميسون فرستاد، افزون بر اخلاق ظاهرى باديه نشينى و صحراگزينى در يزيد همچون علاقه به شكار، اسب سوارى، تربيت حيوانات و بازى با سگ و ميمون، از تربيت خاصّ مسيحيان تأثير پذيرفت و از اين رو شراب‏خوارى، رقص، غنا، سگ‏بازى و خوش‏گذرانى جزء طبيعت وجودى وى در آمد. (براى آگاهى بيشتر رك: مجله كوثر، شماره 51 و نيز: حياه الامام الحسين بن على، ج 2، ص. 180) مسعودى هم در مورد يزيد مينويسد: «سيره او همانند فرعون، بلكه بدتر از فرعون بود.» (مسعودى، على بن حسين، مروج الذهب، قم، در الهجره، 1409 ه. ق، چ دوم، ج 3، ص 63)

2- ابن مرجانه يا همان عبيداللّه بن زياد:

ابن زياد را «ابن مرجانه» مى‏گويند زيرا نام مادر او كنيزى زناكار و مجوسى به نام «مرجانه» بود. پس از عاشورا كه اسراى اهل بيت عليهم‏السلام را در كوفه وارد دارالاماره كردند، حضرت زينب عليهاالسلام خطاب به ابن زياد، او را «ابن مرجانه» خواند كه اين، اشاره به نسب ناپاك او بود و رسواگر حاكم مغرور كوفه. (سفينه البحار، ج 1، ص 580 معارف و معاريف، ج 4، ص 1530 دايره المعارف بزرگ اسلامى، ج 3، ص 640 فرهنگ عاشورا، ص 305).

عبيداللّه، فرزند زياد بن ابيه است زياد كسى بود كه به خاطر ارتباط فراوان مردان با مادرش، كسى نتوانست نسب او را مشخص كند و نام پدر وى را ذكر كند. از اين رو، او را زياد پسر پدرش (زياد بن ابيه) مى‏ناميدند. معاويه مى‏كوشيد اين حلقه مفقوده را مشخص كند و زياد را از اين ننگ دور سازد. بدين خاطر، او را زياد بن ابى‏سفيان خطاب كرد. اما اقبال و استقبال از سوى عموم آشنايان با تاريخ خانوادگى زياد، صورت نگرفت و باز هم او را زياد بن ابيه مى‏ناميدند.

همچنين خود امام حسين عليه السلام در روز عاشورا در نطقى ابن زياد و پدرش (و بنابر قولى ديگر يزيد و پدرش) را زنا زاده معرفى كرده فرمود: آگاه باشيد كه آن زنازاده پسر زنازاده، مرا بين دو چيز مخيّر ساخته است شمشير كشيدن يا خوارى چشيدن هيهات كه تن به ذلت دهيم. (مقتل ابومخنف، ص 239 مقتل خوارزمى، ج 2، ص 7 نفس المهموم، ص 131 بحارالانوار، ج 45، ص 83 «با اندكى تفاوت در تعابير»)

3- شمر بن ذى الجوشن

از سران خشن و جنايتكار سپاه كوفه بود وى مردى آبله رو و بد سيرت و زشت صورت بود و زنازاده به حساب مى‏آمد، در نحوه زنا زادگى وى نقل شده كه روزى مادر شمر كه زن بزچرانى بود و در بيابان به كار خود مشغول بود، از چوپانى كه از كنار او مى‏گذشت، تقاضاى آب كرد تا با آن رفع عطش كند. چوپان تقاضاى شيطانى خود را شرط دادن آب قرار داد و او نيز پذيرفت و از اين طريق، نطفه شمر منعقد شد. (بحارالانوار، ج 45، ص 5، 31، 56 و 336 كامل ابن اثير، ج 4، ص 237 و شفاءالصدور، ج 1، ص 378. 375) از اين رو امام حسين عليه‏السلام در روز عاشورا خطاب به او فرمود: «يابن راعيه المِعْزى» اى پسر زن بزچران

4- عمر سعد

پدر وى شخصى منافق و دورو بود، روايت شده است كه روزى على عليه ‏السلام به هنگام ايراد خطبه، فرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى» بپرسيد از من پيش از آن كه مرا نيابيد. سعد بن ابى‏وقّاص سؤال كرد: يا على به من خبر ده كه تعداد موهاى سر و ريش من چقدر است؟ امام پاسخ داد: سؤالى كردى كه خليل من رسول خدا خبر داده بود كه تو از من مى‏پرسى و نيست در سر و ريش تو مويى مگر اين كه در ريشه آن، شيطان نشسته است و در خانه تو بزغاله‏اى است كه فرزند من حسين را مى‏كشد. (امالى، شيخ صدوق، مجلس 28، ش 6 شرح نهج البلاغه، ابن ابى‏الحديد، ج 1، ص 350 و 351 بحارالانوار، ج 44، ص 256، ح 5)

5- ده نفرى كه بعد از شهادت امام حسين عليه السلام بر بدن مقدس آنحضرت اسب دواندند همه زنا زاده بودند كه اسامى آنان اينچنين ذكر شده است: اسحاق بن حوبه، اخنس بن مرثد، حكيم بن طفيل، عمرو بن صبيح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خيثمه، واحظ بن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبيت و اسيد بن مالك. (بحار الانوار، ج 45، ص 59، 60 لهوف، ص 183) پرسمان/.

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.