وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آيه اى كه دلالت بر حكومت حضرت مهدى(عج) دارد بيان كنيد؟

آيه اى كه دلالت بر حكومت حضرت مهدى(عج) دارد بيان كنيد؟

آيه اى كه دلالت بر حكومت حضرت مهدى(عج) دارد بيان كنيد؟

قرآن و حكومت حضرت مهدى عليه السلام

قيام و انقلاب جهانى واپسين ذخيره الهى، بزرگ‏ترين حادثه نظام آفرينش، در صحيفه آسمانى مسلمانان، فراوان مورد توجّه و اشارت قرار گرفته است. بدون ترديد آيات نورانى قرآن كريم در باره اين ظهور و قيام مانند بسيارى از زمينه‏هاى ديگر بدون اين كه وارد جزئيات شود، به صورت اصولى و كلّى بحث كرده، از تشكيل حكومت عدل جهانى و پيروزى كامل بندگان شايسته در روى زمين سخن گفته است. اين گونه آيات را مفسران بزرگ شيعه و برخى مفسران اهل سنّت، به استناد سخنان نورانى معصومين عليهم السلام و دانشوران بزرگ اسلامى، مربوط به حضرت مهدى عليه السلام، ظهور و قيام جهانى آن حضرت دانسته‏اند. از مجموع آيات قرآنى كه ناظر به اين موضوع دانسته شده، و صراحت بيشترى دارد، جهت رعايت اختصار فقط به برخى اشاره مى‏شود [[۱: آيه نخست: خداوند بزرگ، آن گاه كه آفتاب اميد و آرزوى راستين را در تاريكى ظلم و ستم، بر قلب بندگان شايسته خود تابيد، فرمود: (نَ‏گ‏د كَتَبْنا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّكْرِ أنّ الارضَ يرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ) [[۲ و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد. پيش از آن‏كه به روايات معصومين عليهم السلام ذيل آيه اشاره شود توضيح اين نكات لازم است كه: «زبور» داود يا به تعبير كتاب‏هاى عهد قديم «مزامير داود» عبارت است از: «مجموعه‏اى از مناجات‏ها و نيايش‏ها و اندرزهاى داود پيامبر عليه السلام». [[۳ «ذكر» در اصل به معناى چيزى است كه مايه تذكر و يادآورى باشد ولى در اين آيه به قرينه معرفى آن قبل از زبور به كتاب آسمانى حضرت موسى عليه السلام، (تورات) تفسير شده است. «الارض» به مجموع كره زمين گفته مى‏شود مگر اين كه قرينه خاصّى در كار باشد. «ارث» يعنى چيزى كه بدون معامله و داد و ستد، به كسى انتقال مى‏يابد. و در قرآن كريم گاهى به معناى تسلط و پيروزى يك قوم صالح بر قوم ناصالح و در اختيارگرفتن موهبت‏ها و امكانات آنها گفته شده است.

[[۴

با توجه به اضافه شدن «بندگان» به «خدا»، ايمان و توحيد آنان روشن مى‏شود و با توجه به كلمه «صالحون» همه شايستگى‏ها به ذهن مى‏آيد: عمل، تقوا، علم و آگاهى، قدرت و قوت، و تدبير و نظم و درك اجتماعى. هنگامى كه بندگان با ايمان، اين شايستگى‏ها را براى خود فراهم سازند، خداوند نيز يارى مى‏كند تا آنان بر مستكبران غلبه يابند، دست‏هاى آلوده‏شان را از حكومت زمين كوتاه كنند، و وارث ميراث‏هاى آنها گردند. بنابراين، «استضعاف» فقط دليل بر پيروزى بر دشمنان و حكومت بر زمين نيست بلكه وجود ايمان و كسب شايستگى‏ها بايسته است و مستضعفان جهان تا زمانى كه اين دو اصل را زنده نكنند به حكومت زمين نخواهند رسيد. خداوند در اين آيه به يكى از روشن‏ترين پاداش‏هاى دنيوى صالحان كه حكومت روى زمين است اشاره كرده است. بعضى از روايات اين رخداد مهم را در عصر ظهور حضرت مهدى عجل الله فرجه دانسته‏اند. در تفسير اين آيه امام باقر عليه السلام فرمود: «[اين بندگان صالح‏]، همانا آل محمّد هستند كه خداوند مهدى آنها را پس از كوشش آنها مبعوث مى‏نمايد پس ايشان را عزّت داده، دشمنانشان را ذليل خواهد كرد». [[۵ البته مفهوم اين روايات، انحصار نيست، بلكه بيان يك مصداق عالى و آشكار است، و اين تفسيرها هرگز فراگيرى مفهوم آيه را محدود نمى‏سازد. اين تعبيرها، دليل بر عموميت حكومت صالحان است و به‏طور كامل با احاديث قيام حضرت مهدى عجل الله فرجه تطبيق مى‏كند. گرچه براى آنها كه بيشتر، حكومت ستمگران را ديده‏اند، مشكل است اين حقيقت را به آسانى بپذيرند كه تمام اين حكومت‏ها بر خلاف و قوانين جهان آفرينش است و آن چه با آن هم آهنگ مى‏باشد همان حكومت صالحان با ايمان است. ولى تحليل‏هاى فلسفى به اين جا مى‏رسد كه اين يك واقعيت است بنابراين جمله (أَنَّ الارضَ يرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ) پيش از آن كه يك وعده الهى باشد يك قانون تكوينى محسوب مى‏شود.

نتيجه اين كه: نظام آفرينش دليل روشنى بر پذيرش يك نظام صحيح اجتماعى در آينده، در جهان انسانيت خواهد بود، و اين همان چيزى است كه از آيه مورد بحث، و احاديث مربوط به قيام مصلح بزرگ جهانى استفاده مى‏شود. [[۶

علامه طباطبايى پس از بيان ديدگاه‏هاى گوناگون در باره انواع وراثت مى‏نويسد: «از همين‏جا معلوم مى‏شود كه آيه مورد بحث، خاصّ به يكى از دو وراثت‏هاى دنيايى و آخرتى نيست بلكه هر دو را شامل مى‏شود. و مفسرينى كه آن را به وراثت آخرتى اختصاص داده‏اند و به آياتى كه مناسب با آن وراثت است تمسك جسته و چه بسا گفته‏اند همين معنا متعيناً مقصود است چون پس از اعاده ديگر زمينى نيست تا صالحان آن را ارث ببرند، حرف درستى نزده‏اند، زيرا معلوم نيست كه آيه مورد بحث عطف بر آيه قبلى‏اش كه متعرض مسئله اعاده بوده، شده باشد تا بگوييد پس از اعاده ديگر زمينى باقى نمى‏ماند. و ممكن است عطف به اول آيات باشد كه مى‏فرمود: فمن يعمل من الصالحات‏f. آن مفسرينى هم كه آيه را به وراثت دنيايى اختصاص داده، حمل بر دوره ظهور اسلام و يا دوران مهدى عليه السلام كه رسول خداصلى الله عليه و آله و سلم در اخبار متواتره از آن خبر داده و شيعه و سنّى آنها را نقل كرده‏اند كرده‏اند باز راه درستى نرفته‏اند، زيرا روايات مذكور هر چند متواتر و مسلم است، آيه را تخصيص نمى‏زند. كوتاه سخن، همان‏گونه كه گفته شد آيه شريفه، مطلق است و شامل هر دو وراثت مى‏شود. چيزى كه هست از نگاه سياق آن چه كه عقل و اعتبار اقتضاء مى‏كند اين است كه آيه شريفه عطف بر همان جمله «فمن يعمل من الصالحات و هو مؤمن…» باشد، چون آن آيه به تفصيل حال اهل اختلاف از نگاه پاداش آخرتى اشاره مى‏كرد و اين آيه به تفصيل حال آنان از نگاه پاداش دنيايى اشاره مى‏كند. در نتيجه حاصل كلام اين مى‏شود كه: ما بشر را به سوى دينى واحد دعوت كرديم ليكن ايشان دين را قطعه قطعه كرده و در آن اختلاف كردند و مجازاتشان هم گوناگون شد اما در آخرت آنهايى كه ايمان آوردند سعى‏شان مشكور و عمل‏شان مكتوب شد و از كفار بر خلاف اين شد و اما در دنيا، آنهايى كه ايمان آوردند زمين را به وراثت مالك شدند به خلاف ديگران

آن‏گاه مرحوم علامه در بحث روايى مى‏نويسد: در معانى الاخبار به سند خود از محمّدبن سنان، از مفضل‏بن عمر، روايت كرده كه گفت: از امام صادق عليه السلام شنيدم، مى‏فرمود: رسول خداصلى الله عليه و آله و سلم نگاهى به على و حسن و حسين عليهما السلام كرد و گريست و فرمود: شما پس از من مستضعف خواهيد شد، مفضل مى‏گويد گفتم: معناى اين كلام رسول خداصلى الله عليه و آله و سلم چيست؟ فرمود: معنايش اين است كه: پس از من شما اماميد، چون خداوند عزوجل مى‏فرمايد: g وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَى الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمّه وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ‏f پس اين آيه تا روز قيامت در باره ما جريان دارد و اين پيشوايى تا روز قيامت در ما جارى است. [[۷ صاحب تفسير الميزان در پايان اين بحث چنين مى‏نويسد: در اين كه آيه مذكور در باره اهل بيت عليهم السلام است، روايات بسيارى از طريق شيعه رسيده است، و از اين روايت برمى‏آيد كه همه روايات اين باب از قبيل جرى و تطبيق مصداق بر كلى است. [[۸ در تفسير مجمع البيان نيز پس از ذكر رواياتى ذيل آيه شريفه، آن را مربوط به حكومت حضرت مهدى عجل الله فرجه دانسته است. [

[۹ آيه دوم: اگر چه ستم گران و مستكبران چند روزى، عرصه را بر بندگان خوب و شايسته خدا تنگ مى‏كنند، بايد بدانند اراده قطعى خداوند، بر آن تعلق گرفته كه روزى بينى مستكبران بر خاك ماليده شود و در آن روزگار كسانى كه به استضعاف كشيده شده‏اند، وارثين زمين خواهند بود كه خداوند متعال فرمود: (وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَى الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمّه وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ) [[۱۰ و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين‏] كنيم. در اين آيه اصلى اساسى مطرح شده است: اراده خداوند متعال بر آن تعلق گرفته كه مستكبران ريشه‏كن شده، بندگان شايسته خداوند مورد عنايت ويژه قرار گيرند و سرانجام، پيشوايان و رهبران جهان شده، پهناى زمين در اختيار آنان قرار گيرد. اين آيه نيز طبق سخن امام على عليه السلام درنهج البلاغه و رواياتى از ديگر ائمه عليهم السلام، كه اشاره خواهد شد به گونه‏اى، ناظر به پيروزى مستضعفان بر مستكبران است، و اين كه سرانجام، جهان از آنِ شايستگان خواهد شد. بدون ترديد آيه مورد نظر، هرگز از يك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائيل سخن نمى‏گويد، بلكه بيان‏گر يك قانون فراگير براى همه عصرها و قرن‏ها و همه قوم‏ها و گروه‏ها است. اين بشارتى است در زمينه پيروزى حق بر باطل و ايمان بر كفر. اين نويدى است براى همه انسان‏هاى آزاده و آزاديخواه و كسانى كه خواهان حكومت عدل و داد و برچيده شدن بساط ستم و جور هستند. نمونه‏اى از تحقق اين خواست الهى، حكومت بنى اسرائيل و نابودى حكومت فرعونيان بود. و نمونه كامل‏تر آن، حكومت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و يارانش پس از ظهور اسلام بود. و سرانجام گسترده‏ترين نمونه آن، ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين به وسيله حضرت مهدى عجل الله فرجه است.

اين آيه از جمله آياتى است كه به روشنى، ظهور چنين حكومتى را بشارت مى‏دهد، زيرا در روايات اسلامى مى‏خوانيم كه اهل‏بيت عليهم السلام، در تفسير اين آيه بشارت به اين ظهور بزرگ اشاره كرده‏اند. [

[۱۱ حضرت على عليه السلام فرمود: «دنيا پس از چموشى و سركشى هم‏چون شترى كه از دادن شير به دوشنده‏اش خوددارى مى‏كند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد به ما روى مى‏آورد…» سپس آيه «ونريد ان نمن…» را تلاوت فرمود. [[۱۲ در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار مى‏خوانيم كه در تفسير آيه بالا فرمود: «اين گروه آل محمّدصلى الله عليه و آله و سلم هستند خداوند مهدى آنها را پس از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگيزد و به آنها عزّت مى‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مى‏كند». [[۱۳

البته حكومت جهانى مهدى عجل الله فرجه، هرگز حكومت‏هاى اسلامى محدودتر را كه پيش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هر زمان شرايط آن را فراهم سازند، وعده حتمى و مشيت الهى در باره آنها تحقق خواهد يافت و اين پيروزى نصيبشان مى‏شود. [[۱۴ آيه سوم: بدون ترديد، خداوند به تمام وعده‏هايى كه داده است، عمل خواهد كرد. به ويژه در جايى كه به آن وعده تصريح هم كرده باشد.

يكى از وعده‏هاى بسيار مهّم خداوند، وعده به بندگان مؤمن خود است: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْأَرْض كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يعْبُدُونَنى لا يشْرِكُونَ بى شَيئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ) [[۱۵ خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه به حتم آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان‏گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند. از آن جا كه در آيات پيش از اين آيه، سخن از اطاعت و

تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم بود، آيه مورد بحث همين موضوع را ادامه داده و نتيجه اين اطاعت را كه همان حكومت جهانى است بيان مى‏كند، و با تاكيد مى‏گويد: «خداوند به كسانى كه از شما ايمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى‏دهد كه آنها را به طور قطع خليفه زمين خواهد كرد، همان‏گونه كه پيشينيان را زمين بخشيد. و دين و آيينى را كه براى آنها پسنديده، به طور ريشه‏دار و پا بر جا در صفحه زمين مستقر سازد. و ترس آنها را، به امنيت و آرامش مبدّل خواهد كرد. و آن چنان مى‏شود كه فقط مرا مى‏پرستند و چيزى را شريك من قرار نخواهند داد. مسلم است پس از سيطره حكومت توحيد و استقرار آيين الهى و از ميان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنى و هرگونه شرك، كسانى كه پس از آن كافر شوند فاسقان واقعى هستند.

به هر حال از مجموع آيه چنين برمى‏آيد كه خداوند به گروهى از مسلمانان كه داراى اين دو ويژگى (ايمان و عمل صالح) هستند، سه نويد داده است:. ۱ استخلاف و حكومت روى زمين.. ۲ نشر آيين حق به‏طور اساسى و ريشه‏دار در همه جا.. ۳ از ميان رفتن تمام اسباب ترس، وحشت و ناامنى. و نتيجه اين امور آن خواهد شد كه با نهايت آزادى، خدا را بپرستند و فرمان‏هاى او را گردن نهند هيچ شريك و شبيهى براى او قائل نشوند و يگانه‏پرستى حقيقى را در همه جا بگسترانند. در اين كه جمله «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» اشاره به چه اشخاصى است كه پيش از مسلمانان داراى خلافت شدند، در ميان مفسران گفت وگو است: بعضى آن را اشاره به آدم و داود و سليمان دانسته‏اند، چرا كه قرآن در آيه ۳۰ سوره «بقره» درباره حضرت آدم عليه السلام مى‏فرمايد: (إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَه) من در زمين جانشينى خواهم گماشت. و در آيه ۲۶ سوره «ص» در باره حضرت داود عليه السلام مى فرمايد: (يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَهً فِى الْأَرْض) اى داود، ما تو را جانشين در زمين گردانيديم. و از آن‏جا كه سليمان عليه السلام به مقتضاى آيه ۱۶ سوره «نمل» وارث حكومت داود عليه السلام بود، جانشين خدادر روى زمين شد. اما جمعى معتقدند كه اين آيه اشاره به بنى اسرائيل دارد، زيرا آنها با ظهور موسى عليه السلام و درهم شكسته شدن قدرت فرعون و فرعونيان، مالك حكومت زمين شدند چنان كه در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: (وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتى بارَكْنا فيها) أ [[۱۶ و به آن گروهى كه پيوسته تضعيف مى شدند، [بخش هاى‏] شرق و عرب سرزمين [فلسطين‏] را كه در آن بركت قرار داده بوديم، به ميراث عطا كرديم…. هم چنين درباره همان‏ها مى‏فرمايد: (وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِى الْأَرْض) ما اراده كرده‏ايم كه قوم مستضعف (مؤمنان بنى اسرائيل) را در روى زمين تمكين دهيم (و صاحب نفوذ و تسلط سازيم).

درست است كه در ميان بنى اسرائيل حتى در عصر موسى عليه السلام، افراد ناباب و فاسق و گاهى افراد كافرى بودند، حكومت به دست مؤمنان صالح بود (بنابراين ايرادى كه بعضى از مفسران به اين تفسير كرده‏اند با اين بيان دفع مى‏شود) تفسير سوم نزديك‏تر به نظر مى‏رسد. در آيه خوانديم خدا وعده حكومت بر زمين و تمكين دين و آيين و امنيت كامل را به گروهى كه ايمان دارند و اعمالشان صالح است، داده است. اما در اين كه منظور از اين گروه از نگاه مصداقى چه اشخاصى هستند؟ باز در ميان مفسران گفت وگو است: بعضى آن را مخصوص صحابه پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم دانسته‏اند كه با پيروزى اسلام در عصر پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم صاحب حكومت در زمين شدند (البته منظور از ارض، تمام زمين نيست بلكه مفهومى است كه بر جزء و كل صدق مى‏كند). بعضى مفهوم آن را چنان گسترده دانسته‏اند كه اين وعده را شامل تمام مسلمانانى كه داراى اين صفت اند، مى‏دانند. و گروهى آن را اشاره به حكومت مهدى عجل الله فرجه مى‏دانند كه شرق و غرب جهان در زير پرچم حكومتش قرار مى‏گيرد آيين حق در همه جا نفوذ مى‏كند و ناامنى و ترس و جنگ از روى زمين برچيده مى‏شود، و بندگى بدون شرك براى جهانيان تحقق مى‏يابد. بدون شك آيه شامل مسلمانان نخستين مى‏شود و به طور قطع حكومت مهدى عجل الله فرجه كه طبق عقيده همه مسلمانان اعم (شيعه و سنى) سراسر زمين را پر از عدل و داد مى‏كند پس از آن كه ستم و جور همه جا را گرفته باشد مصداق كامل اين آيه است، ولى با اين حال مانع از گستردگى مفهوم آيه نخواهد بود. به علاوه شأن نزول آيه نيز نشان مى‏دهد كه نمونه كوچكى از اين حكومت در عصر پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم براى مسلمانان (هر چند در اواخر عمر آن حضرت) به دست آمده است.

ولى باز تكرار مى‏كنيم كه نتيجه تمام زحمات پيامبران، و تبليغات مستمر و پى‏گير آنها، و نمونه كامل حاكميت توحيد، امنيت كامل و عبادت خالى از شرك در زمانى تحقق مى‏يابد كه مهدى عليه السلام، سلاله پاك انبيا و فرزند پيامبر اسلامصلى الله عليه و آله و سلم ظاهر شود. [[۱۷ آن چه از همه مطالب بر مى آيد كه خداى سبحان به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مى‏دهند، وعده مى‏دهد كه به زودى جامعه‏اى برايشان برپا مى‏كند كه به تمام معنا صالح باشد، و از لكه ننگ كفر، نفاق و فسق پاك باشد، زمين را ارث برد و در عقايد و اعمالشان جز دين حق، چيزى حاكم نباشد. در امنيت زندگى كنند، ترسى از دشمن داخلى يا خارجى نداشته باشند، از كيد نيرنگ‏بازان و ظلم ستم گران و شر زورگويان آزاد باشند. و اين جامعه طيّب و طاهر با صفاتى كه از فضيلت و قداست دارد، تا كنون در دنيا ايجاد نشده، و دنيا از روزى كه پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم به پيامبرى مبعوث شدند، چنين جامعه‏اى به خود نديده، ناگزير اگر مصداقى پيدا كند، در روزگار مهدى عليه السلام خواهد بود. [[۱۸ ابو بصير از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت ذيل آيه شريفه چنين فرمود: «درباره قائم و ياران او نازل شده است». [[۱۹ همان گونه كه گفتيم اين تفسيرها به معناى انحصار آيه نيست، بلكه بيان مصداق كامل است. يادآور مى‏شويم افزون بر موارد ياد شده، در كتاب‏هاى مفصل به آيات فراوان ديگر نيز اشاره شده است. [[۲۰

پى نوشتها

[[۱. ذكر آن لازم است كه برخى از دانشمندان شيعه بيش از يكصد آيه از آيات قرآن را مربوط به حضرت مهدى عجل الله فرجه و حكومت ايشان ذكر كرده‏اند. ر. ك: سيّد هاشم بحرانى، المحجه فيما نزل فى القائم الحجه عجل الله فرجه.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

[[۲. سوره انبياء (۲۱)، آيه. ۱۰۵

[[۳. ر. ك: محمّد حسين طباطبايى، ترجمه تفسير الميزان، ج، ۱۴ ص. ۱۶۶

[[۴. ر. ك: اعراف (۷)، آيه. ۱۳۷

[[۵. «هُمْ آلُ محمّد يَبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ» شيخ طوسى رحمه الله عليه، كتاب الغيبه، ص. ۱۸۴

[[۶. ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج ۱۳، ص ۵۱۵ ۵۲۴. (با تصرف)

[[۷. محمّدبن على‏بن حسين‏بن بابويه صدوق، معانى الاخبار، ص. ۷۹

[[۸. محمّد حسين طباطبايى، ترجمه تفسير الميزان، ج، ۱۴ ص. ۱۶۶

[[۹. فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج، ۱۶ ص. ۱۷۲

[[۱۰. سوره قصص (۲۸)، آيه. ۵

[[۱۱. ر. ك: محمّدبن حسن طوسى، التبيان، ج، ۸ ص ۱۲۹ على بن ابراهيم قمى، تفسير قمى، ج، ۲ ص. ۱۳۳

[[۱۲. «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيا عَلَينَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ‏G وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏F z نهج البلاغه، ص ۵۰۶،. ۲۰۹

[[۱۳. «هُمْ آلُ محمّد يبْعَثُ اللَّهُ مَهْدِيهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَيعِزُّهُمْ وَ يذِلُّ عَدُوَّهُمْ» محمّدبن حسن طوسى، كتاب الغيبه، ص. ۱۸۴

[[۱۴. ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج، ۱۶ ص ۱۸. ۱۹ (با تصرف)

[[۱۵. نور (۲۴)، آيه. ۵۵

[[۱۶. سوره اعراف (۷)، آيه. ۱۳۷

[[۱۷. ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج ۱۴، ص ۵۳۰ ۵۳۲، (با تصرف).

[[۱۸. محمّد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج، ۱۵ ص. ۲۲۰

[[۱۹. «نزلت فى الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ» شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص ۱۷۳ محمّدبن ابراهيم نعمانى، الغيبه، ص ۲۴۰، ح. ۳۵

[[۲۰. ر. ك: سيّد هاشم بحرانى، سيماى حضرت مهدى عجل الله فرجه در قرآن، ترجمه سيد مهدى حايرى قزوينى.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.