وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آيا بعد از ظهور امام زمان(عج) دعاى ندبه خوانده مى شود؟

0

آيا بعد از ظهور امام زمان(عج) دعاى ندبه خوانده مى شود؟

آيا بعد از ظهور امام زمان(عج) دعاى ندبه خوانده مى شود؟

اطلاعات ما درباره عصر ظهور مبتنى بر روايات است و در آنها نيز مطلبى در اين باره نقل نشده است. اما به طور كلى مى توان گفت كه بخش هايى از دعاى ندبه مربوط به دوران غيبت است و بعد از ظهور امام زمان و شكل گيريجامعه موعود، موردى براى خواندن اين دعا باقى نمى ماند. البته اين دعا از چهار فراز تشكيل شده كه با يكديگر مرتبط بوده و مجموعا يك منظومه ى منظم و سير منسجم را تشكيل مى دهند.

فراز اول: حمد و صلوات

اين دعا با حمد بر ربوبيت خداوند و صلوات بر پيامبر گرامى اسلام و اهل بيت مكرمش عليهم السلام آغاز مى شود.

الحمد لله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد نبيه و آله و سلم تسليما.

ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است و درود و سلام مخصوص خداوند بر آقاى ما پيامبرش و خاندان او باد.

فراز دوم: ثناى بر قضاء

اين فراز كه با حمد و ثناى دوباره بر جريان قضاى الهى نسبت به اوليائش شروع مى شود، در واقع دربردارنده ى همه ى دعا به نحو اجمال است كه با عباراتى مختصر، مضامين بعدى دعا را مورد اشاره قرار مى دهد.

اللهم لك الحمد على ماجرى به قضاؤك فى اوليائك… و جعلتهم الذريعه اليك و الوسيله الى رضوانك.

بار خدايا ستايش فقط تو را سزاست بر آن قضاء و قدرى كه درباره ى اوليا و نمايندگانت جارى شد… و آنان را سبب دست آويزى به سويت و وسيله اى براى خشنودى محضت قرار دادى.

فراز سوم: تاريخ، از آغاز تا تكامل

در سومين فراز از اين دعاى شريف، ماجراى تفصيلى قضا و حكم الهى در مورد اوليائش مورد بررسى قرار مى گيرد كه در آن، نقطه ى شروع تاريخ بشريت و تحولات اساسى و در نهايت، سير تكاملى آن به سوى عصر حاكميت حضرت بقيه الله عليه السلام كه اوج تقرب جامعه ى بشرى به خداى متعال وهدف نهايى از خلقت است، مورد توجه واقع مى شود. اين فراز با عبارت فبعض اسكنته جنتك آغاز مى گردد و با جمله ى و نحن نقول الحمدلله رب العالمين به انتها مى رسد.

فراز چهارم: استغاثه و طلب

استغاثه به درگاه حضرت حق، آخرين فراز از دعاى ندبه را به خود اختصاص مى دهد:

اللهم انت كشاف الكرب و البلوى….

خدايا تويى تنها برطرف كننده گرفتارى ها و سختى ها….

روشن است كه اين فراز مربوط به زمان غيبت و فراق است ولى قسمتهاى ديگر را مى توان هميشه ودر همه حال خواند.

فراز اول: حمد و صلوات

الحمدلله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد نبيه و آله و سلم تسليما.

اين فراز از دعاى ندبه با تمام كوتاهى اش، بيان كننده ى خلاصه اى از تمام ماجرايى است كه در عالم هستى و جامعه ى انسانى بايد اتفاق بيافتد.

عبارت الحمدلله رب العالمين به ماجراى ربوبيت خداوند متعال بر تمام هستى اشاره دارد كه در نتيجه، ولايت الهى را به دنبال خواهد داشت. عبارت و صلى الله على سيدنا محمد نبيه و آله و سلم تسليما به مجرا و محور آن ربوبيت و ولايتى اشاره مى كند كه از جانب خدا بر تمام عالم سيطره دارد زيرا محور ربوبيت الهى بر همه ى هستى، از مسير جريان اين ربوبيت نسبت به نبى مكرم اسلام و اهل بيت گرامى آن حضرت عليهم السلام مى گذارد.

به طور كلى، مى توان اين فراز كوتاه را به عنوان براعت استهلالى براى مجموعه ى اين دعاى شريف و مطالبى كه در بقيه فرازهاى دعا به آن ها پرداخته شده است، دانست.

فراز دوم: ثناى بر قضاء

در فراز دوم كه با

جمله ى اللهم لك الحمد على ما جرى به قضاؤك فى اوليائك الذين…

آغاز مى شود، خدا را بر آن چه از ناحيه ى قضاى الهى بر اوليائش جارى شده است، حمد مى كنيم. در ادامه ى اين فراز، چگونگى جريان اين قضاء را بر اوليا به طور مجمل چنين بيان مى كند: از آن جا كه خداوند تبارك و تعالى در عالم، نسبت به زهد در درجات و مراحل مختلف عالم دنيا از اوليائش، ميثاقى گرفته و آن ها نيز بر آن پيمان كه با خداى خود بسته اند، پابرجا و استوار ماندند و همه ى ابتلائات و سختى ها را در راه حفظ آن ميثاق تحمل كردند:

بعد ان شرطت عليهم الزهد فى درجات هذه الدنيا الدنيه… فشرطوا لك ذلك،

خداوند متعال هم به پاس اين مجاهدت ها و پايدارى در ميثاق، برجسته ترين نعمت هاى ابدى خويش را براى ايشان برگزيد، تلاش هاى آنان را پذيرفت و ايشان را به خود نزديك كرد. نام شان را بلند و پرآوازه ساخت و ستايش آشكار خود را بر آن ها قرار داد. اين نعمت هاى عظيم تا آن جا ادامه يافت كه خداوند، فرشتگان خود را بر آن اولياى گرامى فروفرستاد و با نزول وحى بر آن ها، ايشان را اكرام كرد و نتيجه ى اين پذيرش و تقرب الهى آن شد كه خدا با بذل علم خويش، اولياى خاص خود را كمك كرد. هنگامى كه به اين منزلت رسيدند، آن ها را وسيله و دست آويزى براى جلب خشنودى خود قرار داد، يعنى به مرتبه اى رسيدند كه منشا هدايت براى همه ى عوالم شدند.

فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العلى و الثناء الجلى و اهبطت عليهم ملائكتك….

بنابراين، به طور خلاصه مى توان گفت كه در اين فراز، چند نكته ى اساسى نهفته است كه عبارتند از اين كه، اولياى الهى به خاطر ميثاق زهدى كه نسبت به درجات مختلف اين دنيا با خدا بستند و بر تمامى ابتلائات و امتحانات سنگين آن نيز فائق آمدند، از جانب خدا از دو پاداش برخوردار شدند. نخست اين كه، خود مقرب درگاه الهى گشتند. ديگر اين كه، باعث هدايت و دست گيرى نسبت به ديگر مخلوق ها شدند و اين، همان ماجراى قضاى الهى بر اوليائش است كه ستودنى است زيرا محور ربوبيت الهى بر همه ى عالم، از اين مجرا واقع مى شود.

البته بايد دانست كه رسيدن به مرحله ى حمد خدا بر جريان قضاى الهى، نسبت به اوليائش نيازمند پشت سر گذاشتن مرحله ى سنگين ابتلاء به بلاى ولى خدا و درگير شدن با بلاى ولى خداست كه چنين ابتلايى داراى مراتب مختلفى است زيرا بعد از ابتلاء د رمرحله ى نخست، بايد بر بلاى ولى الله صبر كرد و در درجه ى بعد تسليم آن بلا شد. سپس بر آن بلا راضى شد و در مرحله ى آخر، خدا را بر آن بلا شكر كرد. روشن است انسانى كه از ابتلاى ولى خدا فارغ است و به درك هيچ يك از بلاياى اولياى خدا نرسيده است، هيچ گاه نمى تواند به مرحله ى حمد و شكر نسبت به چنين بلايى برسد زيرا درك حمد بر قضاى الهى منوط به اين است كه انسان، مجموعه ى سختى هاى اولياى خدا را ديده و ثمرات آن را هم درك كرده باشد. هم چنين در اين ماجرا، زيبايى صنع خدا نسبت به اولياى خودش را نيز دريافته باشد كه چنين انسانى پس از پيمودن اين مراحل مى تواند به حمد و ثناى خدا بر جريان قضائش نسبت به اوليائش برسد.

فراز سوم: تاريخ، از آغاز تا تكامل

اين فراز از دعاى ندبه كه طولانى ترين فرازهاى آن به شمار مى آيد، به بيان تفصيلى مراحل تكامل تاريخ مى پردازد كه بر اين اساس، اين فراز را به چند بخش مى توان تقسيم كرد.

بخش اول:

فبعض اسكنته جنتك الى ان اخرجته منها… فنتبع آياتك من قبل ان نذل و نخزى.

در بخش اول، گذرى اجمالى به ماجراى بعثت انبيا دارد كه بعد از ذكر حضرت آدم و جريان بيرون رانده شدن او از بهشت، به بيان هر يك از انبياى اولوالعزم به همراه مهم ترين حادثه اى كه در طول رسالت آن ها رخ داده، مى پردازد. در ضمن چند كلمه، محورى ترين و اصلى ترين صحنه ى جريان قضاى الهى بر ايشان را بيان كرده است كه اگر از منظر فلسفه ى تاريخى خواسته باشيم به اين بخش از دعا نگاه كنيم، بايد بگوييم كه اين بخش به بيان سرحلقه هاى اساسى تكامل تاريخ كه همان بعثت انبياى اولوالعزم است، پرداخته است. چرا كه اگر ما، كمال جامعه ى بشرى را مرحله ى تقرب به سوى خداى متعال بدانيم كه در آن ولايت الهى به ظهور رسيده و همه ى شؤون جامعه بر مدار اراده ى الهى مى چرخد، طبيعى است كه عمده ترين مراحل كمال تاريخ را بعثت انبياى صاحب شريعت ارزيابى مى كنيم زيرا با بعثت هر كدام از انبياى اولوالعزم كه پيوند بين خداى متعال و جامعه بشرى بودند، شريعت الهى بر روى زمين از كمال بيشترى برخوردار شد. در نتيجه، زمينه ى بندگى خدا بيش از پيش براى انسان ها فراهم گشته است و اين، ورود جامعه ى بشرى به مرحله ى جديدى از هدايت را به دنبال مى آورد. در پايان اين بخش از دعا، يادآور مى شود كه به وسيله ى بعثت اين انبيا، حجت الهى بر همه ى تاريخ تمام شده و با اين بيان، محدوده ى ربوبيت و ولايت الهى بر تاريخ را روشن مى كند كه هيچ منافاتى با اختيار و اراده انسان ندارد، بلكه چه بسا انسان هايى كه بعد از آمدن فرستادگان الهى (كه از ناحيه ى آن ها، ولايت خدا بر جامعه جارى مى شود) باز هم راه باطل را پيش گيرند و تولى طاغوت را بپذيرند زيرا قبل از اين، حفظ محور حق در تاريخ را مرهون تلاش هاى اين انبيا برمى شمرد.

بخش دوم:

الى ان انتهيت بالامر الى حبيبك و نجيبك محمد صلى الله عليه و آله وسلم….

بعد از اتمام بررسى مراحل تحول تاريخ با بعثت برخى از انبياى اولوالعزم، در بخش دوم از اين فراز دعا، با بيان ويژگى هايى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به سراغ مرحله ى متكامل ترى از تاريخ مى رود كه با بعثت آخرين فرستاده ى خدا به وجود آمد. اين مطلب را با دقت در ويژگى هايى كه در اين بخش از دعا براى رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله برشمرده مى شود، مى توان دريافت. انتخاب پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم به عنوان سيد و آقاى همه ى مخلوقات، زبده ى برگزيدگان، برترين انتخاب شدگان و گرامى ترين كسى كه خدا به او اعتماد كرده، همه حاكى از آن است كه تقدم و سرآمد بودن آن حضرت بر ديگر انبيا، امرى روشن و آشكار است. در نتيجه، بعثت آن حضرت نيز از ويژگى هاى منحصر به فردى برخوردار خواهد بود كه از آن جمله مى توان، بعثت عام و فراگير پيامبر اسلام نسبت به جن و انس، نفوذ شريعت و رسالت آن حضرت به مشرق و مغرب و نصرتش با رعب و ترس و حفاظت آن بزرگوار به وسيله ى بهترين ملايكه و در نهايت، وعده ى پيروزى او و دينش بر ديگر اديان و… را نام برد.

بنابر اين، به يقين، مى توان گفت اگر مراحل بلوغ و تكامل عالم با بعثت انبياى اوالوالعزم شروع شده باشد، با آمدن حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله وسلم، وارد مرحله ى جديدى از بلوغ گشته و اين بلوغ و تكامل بايد به دست چنين فرستاده اى صورت مى گرفته كه از چنين كمالات و درجاتى برخوردار بوده است (كه انبياى گذشته فاقد اين ويژگى ها بودند.) پس اوست كه بر تاريخ مسلط است و اوست كه با غلبه بر عالم، هدايت و تكامل نهايى جامعه ى بشرى را به دست مى گيرد و اين، همان قضاى خداى متعال بر نبى مكرم اسلام صلى الله عليه و آله وسلم است.

بخش سوم:

و ذلك بعد ان بوئته مبوء صدق من اهله….

در بخش سوم اين فراز از دعا، با مطرح شدن جانشينان و اوصياى پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله وسلم، به بيان نقش آن ها در پيش برد اهداف آن حضرت و در نتيجه، سير تكاملى تاريخ به وسيله ى هدايت آن بزرگواران پرداخته مى شود.

هرچند در بخش اول از اين فراز، به طور سربسته و مجمل از كنار مساله ى وصايت ديگر انبياى اولوالعزم گذر شد: و تخيرت له اوصياء مستحفظا بعد مستحفظ، ولى در اين بخش، ماجراى وصايت و جانشينى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم به طور مفصل بيان مى شود و اين نشان گر سهم عمده ى ايشان در اين مرحله از تاريخ است، زيرا قضاى خداى متعال بر نبى اكرم صلى الله عليه و آله وسلم از طريق اوصياى آن حضرت- كه اولياى برگزيده ى خدا هستند- ادامه پيدا مى كند. يعنى از آن جا كه خاندان نبى گرامى اسلام كه از جانب خدا به جانشينى آن حضرت انتخاب شده اند، همگى نور واحدى هستند كه خدا در بين ايشان، جايگاه خاصى رابه پيامبرش عطا كرده و در آيه اى از قرآنش، تنها مزد رسالت را قدم نهادن در راه خدا بيان كرده و در آيه ى ديگرى، مودت آن خاندان را تنها مزد رسالت معرفى كرده است، روشن مى شود كه مزد رسالت كه قدم نهادن در راه خداست، چيزى جز مودت اهل بيت عليهم السلام نيست. پس ادامه ى رسالت در حفظ خاندان رسول معنى مى شود و هر بلايى را كه ايشان متحمل مى شوند، بلاى پيامبر اكرم محسوب مى شود و هدايتى هم كه به وسيله ى ايشان براى جامعه ى بشرى محقق مى شود، هدايت رسول خدا ارزيابى مى شود. يعنى بخشى از هدايت جامعه به عهده ى خود حضرت رسول صلى الله عليه و آله بوده و بخش ديگرى از آن بر دوش اهل بيت آن حضرت عليهم السلام. به همين دليل بعد از بيان سپرى شدن دوران عمر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، بلافاصله به مساله ى وصايت اميرالمؤمنين على عليه السلام پرداخته و آن را به صورت مفصل بسط مى دهد كه اين خود، نشان دهنده ى نقش كليدى حضرت على عليه السلام در جريان هدايت تاريخى جامعه به وسيله ى وصايت خويش و روشن كننده ى آن است كه ظهور اصلى وصايت، در حضرت على عليه السلام است و با آوردن عبارت:

اذ كان هو المنذر و لكل قوم هاد، به مخاطب خود مى فهماند كه انذار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و آن مرحله از هدايت تاريخى كه در دوره ى زندگى پربركت آن حضرت اتفاق افتاد، به تنهايى كافى نيست، بلكه در كنار آن انذار و هدايت تاريخى، يك هدايت مستمرى هم لازم است كه اين هدايت مستمر به وسيله ى خاندان عصمت و طهارت و به ويژه حضرت على عليه السلام واقع مى شود.

بعد از بيان اين مرحله با بيان فضيلت هاى حضرت على عليه السلام، وارد كارهايى كه پيامبر خدا جهت مهياسازى جامعه براى پذيرش ولايت اميرالمؤمنين على عليه السلام انجام دادند، مى شود كه از ماجراى روز هجدهم ذى الحجه در محل غدير خم كه بارزترين آن هاست، شروع كرده و بعد از ذكر حديث: انا و على من شجره واحده و ساير الناس من شجره شتى به سراغ ماجراى جنگ تبوك و حديث منزلت رفته و سپس به زيباترين حادثه اى كه مدينه پس از هجرت پيامبر به خود مشاهده كرد، رفته و پاى ازدواج اميرالمؤمنين على عليه السلام با يگانه دختر رسول خدا را به ميان مى كشد و با تذكر خاطره ى بستن درب همه ى خانه ها به حياط مسجد النبى جز درب خانه ى حضرت على عليه السلام به معرفى حوادثى كه هر كدام مقام و درجه ى بلند و ملكوتى را براى آن حضرت ورق مى زنند، مى پردازد تا پرچم هادى بعد از خود را در ميان امت به پا داشته و مسير هدايت بعد از خود را آماده سازى كند و اين ها، همگى وقايعى بوده اند كه هركدام اساس تحولى مهم در تكامل تاريخ به شمار مى روند و تك تك اين ماجراها به منزله ى پله هايى هستند كه جامعه را به سمت پذيرش ولايت الهى به پيش مى برند. اما از آن جا كه مصلحت عالم بر پايه ى جبر ربوبى شكل نگرفته و جامعه در انتخاب مسير ولايت پذيرى خود مختار است كه سر به تولى ولايت الله بگذارد يا در دامان تولى و سرپرستى طاغوت و شيطان بيافتد و متاسفانه امت، بعد از پيامبر از مسير تكاملى تقرب به خدا منحرف شده و از پذيرش هدايت به سوى ولايت الهى اعراض كرد، باعث پديد آمدن ابتلائاتى سنگين براى اهل بيت عليهم السلام كه اولياى خاص خدا و اوصياى نبى خدا بودند، شد.

لم يمتثل امر رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم فى الهادين بعد الهادين و الامه مصره على مقته….

ناگفته نماند كه على رغم رويارويى اولياى خدا با آن ابتلائات و بلاياى طاقت فرسا، باز هم ولايت و سرپرستى جامعه از دست تدبير ربوبى خارج نگشته و اراده ى الهى چنين تعلق گرفته كه عاقبت و پايان نيكو و زيباى كار عالم به دست اوليائش بيافتد و اين، نتيجه ى تمامى آن زحمت هاى خالصانه اى است كه در راه احياى دين خدا متحمل شدند. و جرى القضاء بما يرجى له حسن المثوبه… والعاقبه للمتقين.

بخش چهارم:

بعد از پشت سر نهادن تمامى مراحل گذشته كه انسان از طريق ندبه و اشك ريختن به بلاى اوليا، آمادگى بهره مندى از بلاى آن ها را در خود ايجاد كرد. در اين بخش، دعا درصدد جهت دادن به آن مصيبت زدگى است كه با پديدآوردن روحيه ى انتظار، انسان را به سوى بهره گيرى از اين مصيبت زدگى سوق مى دهد و او را به توجه به ساحت حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء دعوت مى كند، كه اين توجه در سه مرحله و با لحن هاى متفاوتى در اين دعاى شريف، ظهور پيدا كرده است.

در مرحله ى اول با لفظ اين به جست وجوى آن حضرت كه تنها اميد اوليا براى جمع كردن بساط طاغوت است، مى پردازد كه در اين جست وجو غالبا هدف هاى حكومت امام زمان عليه السلام دنبال مى شود:

اين بقيه الله التى لا تخلو من العتره الهاديه اين المعد لقطع دابر الظلمه….

در مرحله ى دوم، بعد از پشت سر گذاشتن مرحله ى اول با حرف نداء يا به طلب شخصيت خود آن حضرت پرداخته و با خطاب مستقيم به آن حضرت توجه پيدا مى كند. اين مرحله از مرحله ى قبل بالاتر است زيرا ناشى ازاحساس حضور در محضر آن حضرت است و در اين مرحله، بيشتر از اوصاف وجودى و شخصيتى آن حضرت، سخن به ميان مى آيد: يا بن الساده المقربين يا بن…. و در مرحله ى آخر، شروع به نجوا و بازگو كردن سخن هاى دل با آن جناب مى كند كه اين نجواها آن زمان كه گفت و گوهاى انسان و راز و نياز او با ولى خدا از حد لقلقه ى زبان فراتر رفته و نياز واقعى به آن حضرت را احساس كرد، در وجود آدمى پديدار مى شوند. رسيدن به اين مرحله كه از نوعى دلدادگى خاص، حكايت مى كند، ناشى از شدت اوج طلب ها در دو مرحله ى قبل است:

ليت شعرى اين استقرت بك النوى….

فراز چهارم: استغاثه و طلب

اللهم انت كشاف الكرب و البلوى….

در اين فراز از دعاى شريف ندبه كه انسان را از حالت راز و نياز با ولى خدا به حالت تقاضا و درخواست از درگاه الهى منتقل مى كند، در ابتدا كه با درخواست لقاى ولى خدا شروع مى شود و نشان دهنده ى شدت عطش روحى و اشتياق انسان به درك وجود امام زمان عليه السلام است و البته همراه با تقاضاهايى است كه انسان براى خود از خداى متعال دارد، و براى به استجابت رسيدن اين درخواست ها، آن هم نه فقط در دنيا، بلكه هم در دنيا و هم در آخرت، با صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام، توجهى دوباره به ساحت اولياى خاص خدا پيدا مى كند و در پايان، تقاضاى شفاعت و همراهى هميشگى و وصال بى پايان ولى خدا را كه نتيجه ى آن انتظارها و آن جست وجوهاست، از درگاه خداى متعال بر زبان جارى مى كند.

همان طور كه ملاحظه شد، اين دعاى شريف از ابتداى فراز سوم با بيان گزارشات كوتاهى از تحولات عمده و رو به تكامل جامعه ى بشرى، درصدد قرار دادن انسان، در متن ماجراى قضاى الهى نسبت به اولياى خاص خدا برامد و خواننده ى دعا را در انتهاى بخش سوم از همين فراز با بيان اين جملات: فعلى الاطايب من اهل بيت محمد و على صلى الله عليهما و آلهما فيبك الباكون… درگير با بلاى اولياى الهى مى كند و در همين حال با ذكر عباراتى چون: اين الحسين اين الحسين روح مبتلا و مصيبت زده ى او را به سوى انتظار روزگار رفع بلا و به نتيجه رسيدن زحمات اولياء الله سوق مى دهد، يعنى درصدد هدايت مصيبت زدگى انسانى كه مبتلا به بلاى ولى خدا شده برمى آيد و عزادارى او را با روشن نمودن چراغ انتظار در وجودش هدف مند مى نمايد (كه اين انتظار همان درخواست كمال نهايى براى جامعه ى بشرى است) و البته به همين مقدار هم اكتفا نمى كند، بلكه بعد از گذراندن مراتب سه گانه ى انتظار، در فراز چهارم، پس از درخواست و دعا براى درك دولت حقه ى ولى خدا بر روى زمين، خواننده را به سوى تقاضاى وصال ابدى و اخروى نيز راهنمايى مى فرمايد. و اين چيزى جز يك فلسفه ى تاريخ توحيدى بر مبناى معارف ملكوتى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام نيست كه در قالب دعا از جانب ائمه معصومين عليهم السلام صادر شده است. و الحمدلله رب العالمين. پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.