زکات طلا و نقرهReviewed by مهدي يوسف وند on Aug 24Rating: 5.0

زکات طلا و نقره

زکات طلا و نقره

در نوشتار قبل « احکام و شرایط پرداخت زکات» مطرح شد از اینجا کلیک کنید و در تکمیل نوشتار حاضر مطالعه نمایید.

رساله توضیح المسائل تقلید

نِصاب طلا

مسأله 1896 طلا دو نِصاب دارد:

نصاب اوّل آن بیست مثقال شرعی است که هر مثقال آن 18 نخود است، پس وقتی طلا به بیست مثقال شرعی که پانزده مثقال معمولی است برسد، اگر شرایط دیگر را هم که گفته شد داشته باشد انسان باید چهل یک آن را که نُه نخود می‌شود (1) از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم آن چهار مثقال شرعی است که سه مثقال معمولی می‌شود یعنی اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، باید زکات تمام 18 مثقال را از قرار چهل یک بدهد و اگر کمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط باید زکات 15 مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر سه مثقال اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود، مقداری که اضافه شده زکات ندارد.

(1) (نوری): (هر مثقال معمولی 24 نخود است)..

(مکارم): مسأله طلا دارای دو نصاب است: نصاب اوّل آن بیست مثقال شرعی است که معادل 15 مثقال معمولی می‌باشد، هرگاه به این مقدار برسد و شرایط دیگر نیز در آن جمع باشد باید چهل یک آن را (دو و نیم درصد) به عنوان زکات بپردازد و اگر به این مقدار نرسد زکات ندارد. نصاب دوم چهار مثقال شرعی است که 3 مثقال معمولی می‌شود، یعنی اگر 3 مثقال به پانزده مثقال اضافه شود باید زکات تمام 18 مثقال را از قرار دو و نیم درصد بدهد و اگر کمتر از 3 مثقال اضافه شود فقط زکات پانزده مثقال واجب است و زیادی آن زکات ندارد، همچنین هر چه بالا رود، یعنی اگر 3 مثقال اضافه شود باید زکات تمام آن را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقدار اضافه زکات ندارد.

(زنجانی): مسأله طلا دو نصاب دارد: نصاب اوّل: بيست دينار است، اين نصاب بنا بر مشهور معادل پانزده مثقال معمولى و تقريبا 1/ 69 گرم است، ولى ظاهراً وزن دينار بيش از 34 مثقال معمولى بوده لذا نصاب طلا بيشتر از وزن فوق مى‌باشد، بنابر نظر برخى محقّقان دينار شرعى تقريبا 24/ 4 گرم و نصاب اوّل طلا تقريبا 7/ 84 گرم و بنا بر نظر برخى ديگر دينار شرعى تقريبا 46/ 4 گرم و نصاب اوّل طلا تقريبا 3/ 89 گرم مى‌باشد، ولى بهتر است كه بر طبق قول مشهور عمل شود، وقتى كه طلا به نصاب اوّل برسد، اگر شرايط ديگر را هم داشته‌ باشد، انسان بايد يك‌چهلم (5/ 2%) آن را از بابت زكات بدهد، و اگر به اين مقدار نرسد، زكات آن واجب نيست.

نصاب دوم: چهار دينار است كه بنا بر مشهور 3 مثقال معمولى (تقريبا 8/ 13 گرم) و بنا بر قول برخى از محقّقان تقريبا 9/ 16 گرم و بنا بر قول برخى ديگر تقريبا 8/ 17 گرم مى‌باشد و اگر چهار دينار به بيست دينار طلا افزوده شود بايد زكات تمام 24 دينار را (از قرار 40/ 1) بدهد، و اگر كمتر از چهار دينار افزوده شود، فقط بايد زكات 20 دينار را بدهد، و زيادى آن زكات ندارد، همچنين است هر چه بالا رود، يعنى اگر چهار دينار افزوده شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر افزوده شود، مقدار افزوده شده زكات ندارد.

نِصاب نقره

مسأله 1897 نقره دو نصاب دارد:

نصاب اوّل آن 105 مثقال معمولی است که اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرایط دیگر را هم که گفته شد داشته باشد انسان باید چهل یک آن را که 2 مثقال و 15 نخود است از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم آن 21 مثقال است یعنی اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، باید زکات تمام 126 مثقال را به طوری که گفته شد بدهد و اگر کمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط باید زکات 105 مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود (1) یعنی اگر 21 مثقال اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقداری که اضافه شده و کمتر از 21 مثقال است زکات ندارد (2) بنا بر این اگر انسان چهل یک هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده و گاهی هم بیشتر از مقدار واجب داده است مثلًا کسی که 110 مثقال نقره دارد، اگر چهل یک آن را بدهد، زکات 105 مثقال آن را که واجب بوده داده و مقداری هم برای 5 مثقال آن داده که واجب نبوده است.

(1) (مکارم): ولی برای آسان شدن حساب اگر انسان دو و نیم درصد از طلا و نقره که دارد بدهد زکاتی را که بر او واجب بوده داده، گاهی هم بیشتر از مقدار واجب داده است.

(سیستانی): و اگر شک داشته باشد که به حدّ نصاب رسیده است، بنا بر احتیاط واجب باید فحص کند. (2) (بهجت): مقداری که اضافه شده، زکات ندارد..

(زنجانی): مسأله نقره دو نصاب دارد: نصاب اوّل: 200 درهم یا 140 دینار است که بنا بر مشهور 105 مثقال معمولی (تقریباً 8/ 483 گرم) می‌باشد، و بنا بر نظر برخی از محقّقان تقریباً 2/ 593 و بنا بر نظر برخی دیگر تقریباً 625 گرم می‌باشد، و بهتر است قول مشهور رعایت گردد. و اگر نقره به نصاب اوّل برسد و شرایط دیگر را هم داشته باشد، انسان باید یک چهلم آن را از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم: 40 درهم یا 28 دینار است که بنا بر مشهور 21 مثقال معمولی (تقریباً 3/ 96 گرم) و بنا بر نظر برخی از محقّقان تقریباً 6/ 118 و بنا بر نظر برخی دیگر تقریباً 125 گرم می‌باشد و اگر مقدار نصاب دوم به نصاب اوّل افزوده شود، باید زکات تمام آن داده شود و اگر کمتر از مقدار نصاب دوم افزوده شود، مقدار افزوده شده زکات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر مقدار نصاب دوم اضافه شود، باید زکات تمام آن را بدهد، و اگر کمتر اضافه شود مقداری که اضافه شده و کمتر از نصاب دوم است زکات ندارد. بنا بر این اگر انسان یک چهلم هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده و گاهی هم بیشتر از مقدار واجب داده است، مثلًا کسی که 150 دینار نقره دارد اگر یک چهلم آن را بدهد زکات 140 دینار آن را که واجب بوده داده و مقداری هم برای 10 دینار آن داده است.

[تکرار زکات در صورت رسیدن به نصاب]

مسأله 1898 کسی که طلا یا نقره او به اندازه نصاب است، اگر چه زکات آن را داده باشد، تا وقتی از نصاب اوّل کم نشده، همه ساله باید زکات آن را بدهد.

این مسأله، در رساله آیات عظام: (اراکی) و (بهجت) نیست

(مکارم): مسأله به طلا و نقره همه سال زکات تعلق می‌گیرد، یعنی اگر انسان زکات مقدار طلا یا نقره را بدهد و سال بعد نیز شرایط در او جمع باشد باید دوباره زکات آن را بدهد، تا زمانی که از حدّ نصاب بیفتد، ولی در خمس چنین نیست، یعنی اگر مال را یک بار خمس دادند دیگر خمس به آن تعلق نمی‌گیرد، مگر این که اضافه شود، همچنین گندم و جو و کشمش و خرما یک بار بیشتر زکات ندارد.

[طلا و نقره باید سکه و معامله با آن رایج باشد]

مسأله 1899 زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‌شود که آن را سکه زده باشند و معامله با آن رواج باشد و اگر سکه آن از بین هم رفته باشد (1) باید زکات آن را بدهند (2)

(1) (سیستانی): ولی معامله با آن رواج داشته باشد، باید زکات آن را بدهند. ولی اگر از رواج افتاده باشد، زکات ندارد، هر چند سکّه آن باقی باشد.

(2) (زنجانی): بنا بر این طلا و نقره سکّه داری که زنها برای زینت بکار می‌برند در صورتی که معامله با آن رایج باشد، یعنی باز معامله پول طلا و نقره با آن شود، زکات آن واجب است. ولی اگر معامله با آن رایج نباشد زکات واجب نیست، ولی احتیاط مستحب ّ در پرداخت زکات است.

(مکارم): مسأله یکی دیگر از شرائط واجب شدن زکات طلا و نقره این است که دارای سکّه باشد و معامله با آن رواج داشته باشد بنا بر این سکه‌هایی که رواج معامله ندارد زکات به آن تعلق نمی‌گیرد.

مسأله اختصاصی

(مکارم): مسأله 1619 احتیاط مستحب ّ آن است که از سایر پولهای رایج مانند اسکناس اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.

[طلاو نقره بانوان]

مسأله 1900 طلا و نقره سکه داری که زنها برای زینت به کار می‌برند، زکات ندارد اگر چه رواج باشد (1)

(1) (اراکی): اگر رواج معامله داشته باشد زکات دارد وگرنه زکات ندارد.

(گلپایگانی)، (صافی)، (نوری): در صورتی که معامله با آن رایج باشد، بنا بر احتیاط، زکات آن واجب است و اگر معامله با آن رایج نباشد اگر چه پول طلا و نقره به آن بگویند، زکات آن واجب نیست.

(خوئی)، (سیستانی): در صورتی که رواج معامله با آن باقی باشد، یعنی باز معامله پول، طلا و نقره با آن شود بنا بر احتیاط زکات آن واجب است ولی اگر رواج معامله با آن باقی نباشد زکات واجب نیست. (تبریزی): اگر چه رواج معامله با آن باقی باشد زکات واجب نیست.

(فاضل): در صورتی که معامله با آن رایج باشد، یعنی مثل پول با آن معامله شود، بنا بر احتیاط، زکات آن واجب است، ولی اگر معامله با آن رایج نباشد، زکات آن واجب نیست.

(بهجت): اگر معامله با آن رایج باشد، زکات دارد ولی اگر طوری شود که معامله با آن به عنوان مسکوک رایج نباشد زکات ندارد. (زنجانی): رجوع کنید به ذیل مسأله 1899 (مکارم): مسأله هر گاه طلا و نقره سکه دار رایج را زنها به صورت زینت آلات درآورند و برای زینت از آن استفاده کنند زکات ندارد و هرگاه کسی دارای مقداری طلا و نقره است امّا هیچ کدام از آن دو به اندازه نصاب نیست زکات بر او واجب نمی‌باشد هر چند قیمت مجموع آن به حد نصاب برسد.

مسأله اختصاصی

(زنجانی): مسأله 1908 بنا بر احتیاط واجب در زمان کنونی که پول طلا و نقره رایج نیست، اگر پول به حدّ نصاب طلا یا نقره برسد و سایر شرایط وجوب زکات (همچون ثابت بودن عین پول در طول سال) را داشته باشد، پرداخت زکات آن لازم است، هر چند از جنس طلا و نقره نباشد.

[اگر به نصاب نرسد]

مسأله 1901 کسی که طلا و نقره دارد، اگر هیچ کدام آنها به اندازه نصاب اوّل نباشد مثلًا 104 مثقال نقره و 14 مثقال طلا داشته باشد (1)، زکات بر او واجب نیست.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (زنجانی): مثلًا 199 درهم نقره و 19 دینار طلا داشته باشد..

(مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1900.

[یازده ماه مالک طلا و نقره باشد]

مسأله 1902 چنان که سابقاً گفته شد (1) زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‌شود که انسان یازده ماه (2) مالک مقدار نصاب باشد و اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اوّل کمتر شود، زکات بر او واجب نیست.

(1) (زنجانی): چنانچه در مسأله [1857] گفته شد..

(2) (زنجانی): یازده ماه کامل قمری..

(مکارم): مسأله شرط دیگر آن است که انسان یک سال تمام مالک مقدار نصاب باشد و اگر وارد ماه دوازدهم شود احتیاط آن است که زکات آن را بدهد، امّا اگر قبل از گذشتن یازده ماه آن را بفروشد، یا از نصاب بیفتد، یا در اختیار او نباشد، زکات به آن تعلق نمی‌گیرد، همچنین اگر آن را با چیز دیگری عوض نماید، یا آنها را آب کند و از صورت سکّه خارج سازد، امّا اگر سکه‌های طلا و نقره را به سکه‌های طلا و نقره دیگری عوض کند احتیاط واجب آن است که زکات آن را بپردازد.

[تعویض و تبدیل طلا و نقره]

مسأله 1903 اگر در بین یازده ماه طلا و نقره‌ای را که دارد با طلا یا نقره، یا چیز دیگر عوض نماید یا آنها را آب کند، زکات بر او واجب نیست (1) ولی اگر برای فرار از دادن زکات این کارها را بکند (2) احتیاط مستحب ّ آن است که زکات را بدهد.

(1) (بهجت): بنا بر أظهر، ولی مکروه است که برای فرار از دادن زکات این کارها را بکند.

(تبریزی): اگر چه برای فرار از دادن زکات این کارها را بکند.

(2) (فاضل): اگر برای فرار از دادن زکات آنها را تبدیل کند.. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1902 (سیستانی): مسأله اگر در بین یازده ماه طلا و نقره‌ای را که دارد با چیز دیگر عوض نماید یا آنها را آب کند، زکات بر او واجب نیست؛ ولی اگر برای فرار از دادن زکات، آن‌ها را به طلا و نقره عوض کند، یعنی طلا را به طلا یا نقره، و نقره را به نقره یا طلا، عوض نماید، احتیاط واجب آن است که زکات را بدهد.

[طلا و نقره را آب کند]

مسأله 1904 اگر در ماه دوازدهم، پول طلا و نقره را آب کند، باید زکات آنها را بدهد و چنانچه بواسطه آب کردن، وزن یا قیمت آنها کم شود (1) باید زکاتی را که پیش از آب کردن بر او واجب بوده بدهد.

این مسأله، در رساله آیت اللّه (بهجت) نیست

(1) (اراکی): چنانچه بواسطه آب کردن، قیمت آنها کم شود..

(مکارم): مسأله اگر کسی به قصد فرار از زکات، طلا و نقره را تبدیل نماید، یا آنها را آب کند، زکات به او تعلق نمی‌گیرد، ولی از خیر و سعادتی محروم شده و احتیاط مستحب ّ آن است که زکات آن را بدهد.

[خوب و بد بودن جنس طلا و نقره ]

مسأله 1905 اگر طلا و نقره‌ای که دارد خوب و بد داشته باشد، می‌تواند زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آن بدهد (1) ولی بهتر است زکات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد (2)

این مسأله در رساله آیت اللّه (سیستانی) نیست

(1) (خوئی): بلکه اگر قسمتی از نصاب طلا و نقره بد باشد می‌تواند زکات را از قسمت بدبدهد..

(اراکی): می‌تواند زکات را از بدآن بدهد ولی بهتر است زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آن بدهد و بهتر از آن این است که زکات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد.

(تبریزی): بلکه اگر قسمتی از نصاب طلا و نقره بد باشد، می‌تواند زکات را از قسمت بد بدهد.

(زنجانی): بنا بر احتیاط زکات قِسم خوب را از قِسم بد آن ندهد، ولی لازم نیست زکات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد بلکه می‌تواند زکات هر قِسم را از خود آن بدهد.

(2) (بهجت): اگر چه بنا بر أظهر جایز است زکات همه را از جنس بد بدهد.

(فاضل): و احتیاط واجب آن است که زکات همه را از بد ندهد.

(مکارم): مسأله هرگاه طلا و نقره‌ای که دارد جنس خوب و بد یا عیار کم و زیاد داشته باشد، زکات هر کدام را از همان می‌دهد ولی بهتر آن است که زکات همه را از نوع مرغوب بدهد.

[ طلا و نقره که ناخالصی دارد]

مسأله 1906 طلا و نقره‌ای که بیشتر از اندازه معمولی فلز دیگر دارد (1) اگر خالص آن به اندازه نصاب که مقدار آن گفته شد برسد، انسان باید زکات آن را بدهد (2) و چنانچه شک دارد که خالص آن به اندازه نصاب هست یا نه (3) زکات آن واجب نیست (4)

(1) (بهجت): ناخالصی دارد..

(2) (فاضل): و همچنین پول طلا و نقره‌ای که بیشتر از اندازه معمولی فلز دیگر دارد اگر به آن پول طلا و نقره بگویند در صورتی که به حدّ نصاب برسد زکاتش بنا بر احتیاط، واجب است هر چند خالصش به حدّ نصاب نرسد..

(3) (گلپایگانی)، (فاضل)، (صافی): بنا بر احتیاط واجب باید به وسیله آب کردن یا از راه دیگر مقدار خالص آن را معلوم کند. ((فاضل): یا به مقداری زکات بپردازد تا یقین کند بری ء الذّمّه شده است و مقدار لازم را پرداخته است).

(4) (بهجت): ولی احتیاط در این است که با تصفیه کردن و مانند آن تحقیق کند، تا بداند اگر خالص آن به مقدار نصاب است زکاتش را بپردازد، یا این که بدون تصفیه و تحقیق، احتیاط کرده و زکاتی را که احتمال می‌دهد واجب شده، بپردازد.

(خوئی)، (تبریزی): مسأله پول طلا و نقره‌ای که بیشتر از اندازه معمول فلز دیگر دارد، اگر به آن پول طلا و نقره بگویند، در صورتی که به حدّ نصاب برسد زکاتش واجب است، هر چند خالصش به حدّ نصاب نرسد ولی اگر به آن پول طلا و نقره نگویند وجوب زکات در آن محل ّ اشکال است [1] هر چند خالصش به حدّ نصاب برسد.

———————————–

[1] (سیستانی): اگر به آن پول طلا و نقره نگویند زکاتش واجب نیست.

(زنجانی): مسأله در پول طلا یا نقره‌ای که بیشتر از اندازه معمول فلز دیگر دارد و هنوز به آن پول طلا و نقره می گویند، با داشتن شرایط وجوب زکات همچون نصاب زکات واجب است، هر چند طلا و نقره خالصش به حدّ نصاب نرسد، ولی فلزی که در اثر زیادی بیش از متعارف فلز دیگر در آن، به آن پول طلا یا نقره نمی‌گویند زکات ندارد، هر چند طلا و نقره خالص آن به حدّ نصاب برسد.

(مکارم): مسأله هرگاه طلا و نقره بیش از اندازه معمول فلز دیگری مخلوط دارد به طوری که به آن طلا و نقره نگویند، اگر خالص آن به اندازه نصاب برسد باید زکات آن را بدهد و چنانچه شک دارد به اندازه نصاب هست یا نیست زکات واجب نیست، ولی اگر می‌تواند آن را امتحان کند احتیاط واجب آن است که امتحان کند.

[پرداخت از طلا و نقره ناخالص]

مسأله 1907 اگر طلا و نقره‌ای که دارد به مقدار معمول، فلز دیگر با آن مخلوط باشد، نمی‌تواند زکات آن را از طلا و نقره‌ای بدهد که بیشتر از معمول، فلز دیگر دارد ولی اگر به قدری بدهد که یقین کند طلا و نقره خالصی که در آن هست، به اندازه زکاتی می‌باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد (1).

(1) (بهجت): و نیّت کند مقداری را که زیادتر داده است به عنوان زکات نباشد، بلکه به عنوان هدیه و احسان بدهد. (مکارم): رجوع کنید به ذیل مسأله 1906.

(خوئی)، (تبریزی)، (سیستانی)، (زنجانی): مسأله اگر پول طلا و نقره‌ای که دارد به مقدار معمول فلز دیگر با آن مخلوط باشد، چنانچه زکات آن را از پول طلا و نقره‌ای که بیشتر از معمول فلز دیگر دارد یا از پول غیر طلا و نقره بدهد ولی به قدری باشد که قیمت آن، به اندازه قیمت زکاتی باشد که بر او واجب است اشکال ندارد.

 [بدهکار بودن زکات]

مسأله 1978 کسی که 2 مثقال و 15 نخود نقره یا بیشتر، از بابت زکات بدهکار است، می‌تواند کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره هم به یک فقیر بدهد (1) و نیز اگر غیر نقره چیز دیگری مثل گندم و جو بدهکار باشد و قیمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره هم برسد می‌تواند به یک فقیر کمتر از آن بدهد (2)

این مسأله، در رساله آیات عظام: (سیستانی) و (بهجت) نیست

(1) (گلپایگانی)، (خوئی)، (تبریزی)، (فاضل)، (صافی): بنا بر احتیاط مستحب ّ کمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره به یک فقیر ندهد.. (2) (خوئی)، (گلپایگانی)، (فاضل)، (صافی)، (تبریزی): بنا بر احتیاط مستحب ّ به یک فقیر کمتر از آن ندهد. (نوری): ولی مستحب ّ است در هر دو صورت مذکوره، کمتر از آن ندهد.

(مکارم): مسأله احتیاط واجب آن است که به هر فقیر کمتر از زکات نصاب اوّل نقره (یعنی به اندازه دو مثقال و 15 نخود) ندهد و اگر از چیز دیگر مانند گندم و جو زکات می‌دهد نیز قیمت آن کمتر از این مقدار نباشد.

(زنجانی): مسأله کسی که به اندازه پنج درهم شرعی یا بیشتر از بابت زکات بدهکار است، بنا بر احتیاط کمتر از پنج درهم شرعی به یک فقیر ندهد و نیز اگر غیر نقره چیز دیگری مثل گندم و جو بدهکار باشد، و قیمت آن به پنج درهم شرعی برسد، بنا بر احتیاط به یک فقیر کمتر از آن ندهد.

  • توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید/ متن اصلی از رساله امام خمینی و مُحشی حضرات آیات: سیستانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، شبیری زنجانی، بهجت،فاضل،  اراکی، خویی، گلپایگانی، تبریزی.

لینک کوتاه مطلب: http://goo.gl/hBwHZz

حتما بخوانيد



کلید: زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره زکات طلا و نقره

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب