بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشهReviewed by مهدي يوسف وند on Jul 25Rating: 4.0

بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه

سوال : آيا مطلب و حديث زير صحيح است؟

«…چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا، ای چَشمِ پشه…؟؟!!! میدونید یعنی چی؟حتما بخونید و برای عزیز دل زهرا اشک بریزید .امام صادق علیه السلام فرمودند: بر بدن جد غریب ما ۱۹۵۰ زخم زدند. راوی سئوال کرد یابن رسول الله مگر امکان دارد چنین چیزی ( مگر یک بدن چقدر طاقت دارد مگر یک بدن چقدر حجم دارد).حضرت فرمودند: به خدا قسم نیزه برجای نیزه میزدند، شمشیر برجای شمشیر می زدند، تیر برجای تیر می زدند. در اینجا به یاد بیتی شعر افتادم : “زخم ها بر پیکرت حک گشته است…جسم بی جانت مشبک گشته است”
مناقب ابن شهر آشوب نقل می کند پیغمبر صلوات الله علیه و آله بالای منبرمسجد نشسته بودند و برای مردم موعظه می کردند.یک وقت امام حسین که در آن زمان چهار، پنج ساله بودند از در وارد شدند، امام حسین علیه السلام آمدند پائین پله ی منبر ایستادند، ناگهان پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله شروع به گریه کردن نمودند و به حسین علیه السلام اشاره کرده فرمودند: تَرَقَ عَینَ البَقَه
اگر خوب دقت کنیم معنی: ترق؛ یعنی بیا بالا ( از پله های منبر بیا بالا )
عین؛ یعنی چشم
بقه؛ یعنی پشه
هیچکس معنی این تعبیر را نفهمید یعنی چه؟؟؟ چرا رسول الله به سیدالشهداء خطاب می کند بیا بالا ای چشم پشه!!! سالیان سال کسی نفهمید شاید بعد از هزار و چند سال!!!
قریب به صد و اندی سال پیش مرحوم فرهاد میرزا اعتماد السلطنه ( فرهاد میرزا معتمد الدوله فرزند عباس میرزا ) صاحب مقتل بسیار ارزشمند قَمقام زَخّاز و صَمصام بَتّار که یک مقتل بسیار ارزشمند و مفیدی است، ایشان به فرنگ رفت،در اروپا میکروسکوپ تازه اختراع شده بود به این جناب شاهزاده قجری گفتند که آقای شاهزاده تشریف بیاورید که یک وسیله ای اختراع شده به نام میکروسکوپ هر چیز ریزی که زیرش بگذارید درشت نمایی میکند و نشان میدهد. ما چشم یک پشه را جدا کردیم و گذاشتیم زیر این میکروسکوپ… بیایید نگاه کنید!
جناب فرهادمیرزا چشم خود را گذاشت روی میکروسکوپ و نگاهی کرد و در همان موقع کسی که پای دستگاه بود گفت جناب آقای فرهاد میرزا شمردیم ۱۹۵۰ شکاف در چشم پشه است!! یک دفعه دیدند فرهاد میرزا نشست روی زمین شروع کرد به گریه و به سر زدن! همه گفتند چه شد فرهاد میرزا، ما که چیزی نگفتیم؟! ما گفتیم چشم پشه یک حالتی دارد شبکه شبکه است و سوراخ سوراخ، شمردیم و دیدیم ۱۹۵۰ شبکه دارد !! فرهاد میرزا گفت شما ها نمی دانید! بعد از هزار و چهارصد سال تعبیر حرف پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مشخص شد که چرا آن روز پیغمبر اکرم به اباعبدالله الحسین علیه السلام با عنوان چشم پشه خطاب کرد!!!!
منابع:
1:(کفایة الأثر، ص81تا83)
2: مُزَرِّدٌ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا هُرَيْرَةَ يَقُولُ سَمِعَ أُذُنَايَ هَاتَانِ وَ بَصُرَ عَيْنَايَ هَاتَانِ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ هُوَ آخِذٌ بِيَدِهِ جَمِيعاً بِكَتِفَيِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ قَدَمَاهُمَا عَلَى قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ وَ يَقُولُ تَرَقَّ عَيْنَ بَقَّةَ قَالَ فَرَقِيَ الْغُلَامُ حَتَّى وَضَعَ قَدَمَيْهِ عَلَى صَدْرِ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ افْتَحْ فَاكَ ثُمَّ قَبَّلَهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ أَحِبَّهُ فَإِنِّي أُحِبُّه…
3:منابق آل ابی طالب، ج3، ص388
4:بحارالأنوار، ج16، ص295 / ج36، ص313 / ج43، ص286 و…
5:  بعضى از دانشمندان مىگويند اين تعبير پيشگوئى از شهادت و سوراخ سوراخ شدن پيكر حسين (عليه السلام) است چون اخيرا كشف شده كه چشم پشه سوراخ سوراخ است.
الطرائف، ترجمه داوود الهامی، ص370. 
6: از بعضى از نويسندگان متأخرين نقل شده كه در اين حديث شريف تشبيه بسيار دقيق و لطيفى است و آن اين است كه چشم پشه با حجم كوچكى كه دارد مانند شبكه داراى صدها سوراخ كوچك است و پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله بدن حضرت سيد الشهداء عليه السّلام را به اعتبار مصيبت كربلا و زخمهاى فراوانى كه بر آن بدن شريف وارد شده و آن بدن مقدس را مانند شبكه نموده بود به چشم پشه تشبيه فرموده است.پاورقی کتاب الإنصاف في النص على الأئمة الإثني عشرعليهم السلام، ترجمه رسولى محلاتى، ص309

………………………………………………………………………………………

سلام عليكم

جواب:

نسبت به اين مطلب در طي چند نكته مطالبي عرض مي گردد:

1– سند روایت:

الف)  حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الشَّيْبَانِيُّ وَ الْقَاضِي أَبُو الْفَرَجِ الْمُعَافَى بْنُ زَكَرِيَّا الْبَغْدَادِيُّ وَ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الرَّازِيُّ جَمِيعاً قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَيْلٍ الْكَاتِبِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جُمْهُورٍ الْعَمِّيُّ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ حَدَّثَنِي عُثْمَانُ بْنُ عُمَرَ قَالَ حَدَّثَنِي شُعْبَةُ عَنْ سَعِيدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ ص وَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ الْفَضْلُ بْنُ الْعَبَّاسِ وَ زَيْدُ بْنُ حَارِثَةَ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ إِذْ دَخَلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع فَأَخَذَهُ النَّبِيُّ ص وَ قَبَّلَهُ ثُمَّ قَالَ حِبِقَّةٌ حِبِقَّةْ تَرَقَّ عَيْنَ بَقَةْ وَ وَضَعَ فَمَهُ عَلَى فَمِهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّهُ وَ أَحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُ يَا حُسَيْنُ‏ أَنْتَ الْإِمَامُ ابْنُ الْإِمَامِ أَبُو الْأَئِمَّةِ التِّسْعَةِ مِنْ وُلْدِكَ أَئِمَّةٌ أَبْرَار .کفایة الأثر، ص81تا83، اين كتاب براي حدود قرن پنجم هست.

كتاب الانصاف با ترجمه جناب رسولي محلاتي كه در سوال آدرس داده شده است از همين كتاب كفايه الاثر نقل كرده است. ضمنا آقاي رسولي محلاتي در پاورقي چند وجه را نقل مي كنند و چند احتمال را براي حديث مطرح مي كنند كه متاسفانه فقط قسمت آخر كلام ايشان اشاره شده، كه خواننده را به اين اشتباه مي اندازد كه نظر ايشان  تنها همين وجه است.

جمله «بعضى از دانشمندان مى گويند….» پس از بررسي مشخص شد كه براي متن كتاب الطرائف نيست بلكه گفتار و اضافات مترجم مي باشد.

ب). مُزَرِّدٌ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا هُرَيْرَةَ يَقُولُ سَمِعَ أُذُنَايَ هَاتَانِ وَ بَصُرَ عَيْنَايَ هَاتَانِ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ هُوَ آخِذٌ بِيَدِهِ جَمِيعاً بِكَتِفَيِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ قَدَمَاهُمَا عَلَى قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ وَ يَقُولُ تَرَقَّ عَيْنَ بَقَّةَ قَالَ فَرَقِيَ الْغُلَامُ حَتَّى وَضَعَ قَدَمَيْهِ عَلَى صَدْرِ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ افْتَحْ فَاكَ ثُمَّ قَبَّلَهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ أَحِبَّهُ فَإِنِّي‏ أُحِبُّه‏…مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج3، ص388.در اين كتاب سند بصورت مرسل نقل شده است. اين كتاب براي حدود قرن ششم هست.

ج)مرحوم مجلسي در مجلدات: ج16، ص295 در باب نادر فيه ذكر …»  از كتاب مناقب ابن شهر آشوب.

 بحار  جلد 36، ص313. از كتاب کفایة الأثر.

 بحار جلد 43، ص 286 .  از كتاب مناقب ابن شهر آشوب نقل شده كه همان مدارك مورد اشاره شده در بالا هستند.

* لازم به ذكر است هدف اصلي مرحوم مجلسي از گردآوري انواع روايات؛ تاييد آنها نبوده است بلكه در زماني وظيفه خود دانسته اند تا با جمع آوري تمام روايات موجود به گونه اي از بين رفتن آنها جلوگيري نمايند و آنها را منظم و تبويب نمايند. لذا بر اهل علم روشن است كه تمامي روايات بحار صحيح نيست و نياز به بررسي كارشناسانه دارد. گاهي خود مرحوم مجلسي پس از نقل برخي از روايات آنها را نقد مي نمايد.

د)- در منابع اهل سنت هم اين حديث از ابوهريره نقل شده است. مثلا استيعاب، ج 1-ص397- كنز العمال – المتقي الهندي – ج 13 ص 648/تاريخ مدينة دمشق – ابن عساكر – ج 13 ص 195

توضيح:

– اصل اين حديث از منابع اهل سنت است و در منابع اصلي شيعه اثري از آن نيست! . در اين حديث طبق مباني رجالي شيعه راوياني وجود دارد كه ناشناخته هستند و همين سبب ضعف حديث هست. علاوه بر اين يكي از راويان اين حديث ابوهريره است كه وي از جاعلان و دروغگويان در نقل حديث مي باشد . او دشمن و منكر سرسخت فضائل اهل البيت عليهم السلام مي باشد .

در اين حديث طبق مباني رجالي شيعه راوياني وجود دارد كه ناشناخته هستند و همين سبب ضعف حديث هست. يكي از راويان اين حديث ابوهريره است كه وي از جاعلان و دروغگويان در حديث مي باشد . او دشمن و منكر سرسخت فضائل اهل البيت عليهم السلام مي باشد .

نظر امير مومنان عليه السلام در مورد ابوهريره :  ابن أبي الحديد شافعي به نقل از استادش ابوجعفر اسكافي مي نويسد : عن علي عليه السلام أنه قال : ألا إن أكذب الناس – أو قال : أكذب الاحياء – على رسول الله صلى الله عليه وآله أبو هريرة الدوسي .شرح نهج البلاغه ، ابن أبي الحديد ، ج4 ، ص68 .

از امير مومنان روايت شده است که فرمود : آگاه باشيد که دروغ گو ترين مردمان يا زندگان بر رسول خدا ابوهريره دوسي است .

نه تنها حضرت وصي اميرالمومنين علي عليه السلام او را دروغگو مي داند بلكه خود خلفاي اهل سنت نيز او را دروغگو مي دانستند!. با اين حال جاي تعجب است كه چرا اهل سنت اين فرد يهودي جاعل را بسيار مورد احترام قرار مي دهند؟!.در منابع اهل سنت جناب ابن قتيبه در اين زمينه کلامي را نقل مي کند، که يا راوي آن خود وي است و يا ابن مسعود ( از صحابه ) و در هر صورت مي تواند شاهدي براي ما باشد : وذكر أبا هريرة فقال أكذبه عمر و عثمان و علي وعائشة .تأويل مختلف الحديث ج1 ص22 ترجمه: سخن در مورد ابو هريره بود ؛ پس گفت : او را عمر و عثمان و علي و عائشه تکذيب کرده اند .

در مورد ابوهريره كلام بسيار است لذا در فرصتي مناسب به آن مي پردازيم لذا براي ضعف سند همين بس كه او راوي آن است.

2وجه شبه در حديث:

بر فرض كه از ضعف سند چشم پوشي كنيم، بايد توجه كرد كه از صرف شباهت شبكه هاي «چشم پشه» نمي توان بدون سند وقرينه لازم، اشاره به زخم ها و ضربت هاي پيكر مطهر امام حسين برداشت شود. اين فقط يك برداشت عاميانه و بدون دليل و ذوقي و بسيار بعيد است و شاهد متقني بر آن در دست نيست. ضمنا بايد توجه كرد كه تعبير«حِبِقَّةٌ حِبِقَّةْ تَرَقَّ عَيْنَ بَقَةْ » يك مطلب و كنايه عاميانه رايج در ميان اعراب بوده است و منظور از آن تشبيه كودك به خاطر كوچكي جثه او  و يا كوچكي چشم او مي باشد نه زخم بر پيكر!. كلمهء « ترّق » ، به معناى بالا بيا و صعود كن ، است و « عين بقّه » ، كنايه از چشم كوچك است.

بايد توجه كرد كه تعبير«حِبِقَّةٌ حِبِقَّةْ تَرَقَّ عَيْنَ بَقَةْ » يك مطلب و كنايه عاميانه رايج در ميان اعراب بوده است و منظور از آن تشبيه كودك به خاطر كوچكي جثه او  و يا كوچكي چشم او مي باشد نه زخم بر پيكر!.

كتاب لسان العرب در لغت كه از كتب مشهور  و قديمي است چنين آورده است «… ورقَّصَت امرأَة طِفْلها فَقَالَتْ: حُزُقَّةٌ حُزُّقَّه تَرَقَّ عيْنَ بَقَّه؛ قِيلَ: بقَّة اسْمُ حِصْن، أَرادت اصعَد عينَ بقَّة أَي اعلُها، وَقِيلَ: إِنها شبَّهت طِفْلَها بالبَقَّة لصِغر جُثَّته. ( لسان العرب ) : 10 / 24 – 25».

3تعداد زخمهاي بدن شريف امام حسين عليه السلام:

 نكته بعدي اينكه برفرض ۱۹۵۰ شکاف در چشم پشه باشد اما از كجا مي توان اثبات كرد كه زخم هاي پيكر مطهر امام حسين عليهم السلام به همين عدد مي باشد. آنچه در روايات آمده اينست كه بيش از اينها زخم و جراحت بوده است و قابل شمارش نمي باشد اما در برخي از روايات تعدادي را براي زخم ها برشمرده اند و شايد علت تفاوت اين اعداد بخاطر ملاك آن باشد. يعني حضرات معصومين گاهي فقط منظورشان زخم هاي اصلي باشد. والله العالم. البته منظور از تشبيه بر فرض اثبات آن، مي تواند كثرت باشد.

تعداد زخمهاي بدن شريف امام حسين :پس از آن، حضرت پيوسته مي جنگيد تا اين كه زخمهاي كاري بي شماري بر بدن حضرتش رسيد، كه گفته شده: هزار و نهصد زخم بر بدن آن حضرت رسيده بود [بحارالأنوار: 45 : 51 و 52. ] . علامه ي مجلسي رحمه الله در كتاب «عين الحياة» مي نويسد: در روايتي آمده است: چهار هزار زخم تير، هشتاد هزار زخم شمشير و نيزه بر بدن مبارك آن حضرت رسيده بود [عين الحياة: 527] . در «بحارالانوار» مي نويسد: ابن شهراشوب گويد: ابومخنف از امام صادق عليه السلام روايت مي كند كه حضرت فرمود: در بدن مطهر امام حسين عليه السلام سي و سه زخم نيزه و سي و چهار زخم شمشير پيدا كرديم. امام باقر عليه السلام فرمود: روز عاشورا در بدن امام حسين عليه السلام بيش از سيصد و بيست زخم پيداشد كه همه ي اينها در اثر نيزه، شمشير و تير بود. در روايت ديگري آمده است: سيصد و شصت زخم بر بدن آن حضرت رسيده بود. در نقل ديگري آمده: غير از زخم تيرها؛ سي و سه زخم شمشير بر بدن آن امام مظلوم رسيده بود. و گفته شده است: هزار و نهصد زخم بر بدن حضرتش رسيده بود، و تيرها در زره حضرت، مانند خارهاي خارپشت بود.  و روايت شده است: همه ي زخمها از رو به رو به آن حضرت اصابت كرده بود.

4فرهادمیرزا معتمدالدوله (۱۲۳۳ -۱۳۰۵ ه‍. ق)

وي از شاهزادگان قاجار، فرزند عباس میرزا نایب‌السلطنه و عموی ناصرالدین شاه بود. پس از بررسي در كتب تاريخ ايران هيچ مدركي دال بر سفر او به خارج و بررسي چشم پشه با ميكرسكوپ پيدا نشد. اما گزارشي از سفر او به تركيه وجود دارد كه مي تواند به شناخت هر چه بيشتر و ميزان پايبندي او به دين شاهد قرار گيرد!. در كتاب تاريخ اجتماعي ايران، ج 7 ص 212 آمده: «… حاجي فرهاد ميرزا معتمد الدوله، عموي ناصرالدين پس از شركت در مجلس شبنشيني كه به احترام او در سفارت ايران در استانبول داده بودند، مشهودات و نظرات خود را درباره رقص چنين بيان مي كند: «… و بعد حقه بازي مجلس بال شد خانمها و مردها به رقص افتادند و پنج قسم رقاصي كردند و اين خانمها…». همين قضيه با شرح بيشتر در كتاب، سفرنامه فرهاد ميرزا، ص 79 آمده است.

با اين توصيفات اصل نسبت دادن اين جريان به فرهاد ميرزا و گريه او تا از نظر تاريخي ثابت نشود جعلي است .

علاوه بر خدشه بر اصل قضيه  قرائني بر جعلي بودن داستان وجود دارد . بايد ديد كه واقعا تا الان تحقيقي رسمي موجود است كه نشان دهد سوراخ چشم پشه چند تاست؟! بعد آقاي ميرزا كي وقت كرده بنشينند با آرامش اين سوراخ ها را بشمارند.؟! .آيا اصلا ميكروسكوپ يا ذره بين آن زمان قابليت اين شمارش را داشته است؟

5– مقتل قمقام زخار:

مقتل قمقام زخار براي عصر قاجار است و بر خواننده روشن است كه واقعه عاشورا براي حدود هزار سال پيش است و مقتلي مي تواند ارزشمند باشد كه به حادثه نزديك باشد و يا از منابع اصيل نقل كند. حال تكليف اين مقتل نيز روشن است. ضمنا در بين تاريخ دانان و عالمان دين اين كتاب و شخصيت هيچ جايگاه علمي و ديني ندارد و كتابش مورد استناد و استفاده قرار نمي گيرد. چرايي اين كار را در شخصيت و ضعف علمي او مي توانيد بيابيد. اما اگر كتاب او در ميان برخي عوام مطرح شده علتش نه به خاطر كتاب بلكه به خاطر آنست كه شيوه قاجار و قاجاريان بر دين گريزي و دين ستيزي بوده ،  با اين توصيفات، شخصي از آن دربار ننگين اين چنين كتاب و ياداشتهايي را نوشته، سبب شهرت در زمان خود شده است. البته همواره بايد مراقب حركت هاي ديني عوام فريبانه بود.

6- اشكالات فراواني بر اين جريان وجود دارد كه بيش از اين نياز نيست بدان پرداخته شود اما آنچه بيشتر در اين مطلب خود نمايي مي كند نه تعريف از امام حسين عليه السلام ، بلكه تعريف از يك شاهزاده قجري است. در هر حال جاي دارد از اعمال تمام ظالمان و غاصبان و پيروان آنها مانند قاجاريان و پهلويان برائت بجوييم و شديد ترين عذاب الهي را براي آنان از خداوند متعال خواهان باشيم؛ كه تاريخ هيچگاه از ظلم آنان پاك نخواهد شد.

لينك كوتاه مطلب:  http://hadana.ir/?p=16595

*- ضمنا شما  مي توانيد از اينجا مشترك خبرنامه سايت شويد و جديد ترين مطالب را دريافت كنيد.

حتما بخوانيد

شرح حديث قرب نوافل



كليد: بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه  بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه  بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه  بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه بررسي حديث تشبيه امام حسین به چشم پشه ترق عین بقه ترق عین بقه ترق عین بقه ترق عین بقه  ترق عین بقه ترق عین بقه ترق عین بقه  ترق عین بقه ترق عین بقه   چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا  چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالا  امام حسین چشم پشهX تعداد زخمهاي بدن امام حسين X زخم های بدن امام حسین حدیث چشم پشه راز ﺣﺪﯾﺚ ﭼﺸﻢ ﭘﺸﻪ ترق عین بقه چرا پیامبر به امام حسین فرمود بیا بالاX فرهاد میرزا مقتل قمقام زخار آیا پیامبر امام حسین را با لقب چشم پشه خطاب کردند؟  ارتباط چشمان پشه با زخم های ابا عبد الله  چرا پیغمبر به امام حسین گفت چشم پشه ی من ترق عين بقة منظور حدیث ترق عین بقه, چرا پیامبر به امام حسین گفت ترق عین بقه

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب