احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه ايReviewed by مهدي يوسف وند on May 21Rating: 5.0

احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي

احکام جامع سفر را می توانید از اینجا کلیک کنید و بخوانید.

2- شرایط لازم برای شکسته شدن نماز مسافر را از اینجا کلیک کنید و بخوانید

3- نظر مراجع عظام تقلید در باره وطن شرعی را از اینجا کلیک کنید و مطالعه نمایید.

در ادامه احكام جامع وطن شرعي را مطابق با نظر حضرت آیت الله خامنه ای در چهار بخش بخوانید:

۱- رساله آموزشي 

۲- اجوبه الاستفتائات

۳- پاسخ هاي حجت‌ الاسلام والمسلمین فلاح‌ زاده

۴- استفتائات جديد مقام معظم رهبري

مطابق نظر آيت الله خامنه اي

مطابق نظر آيت الله خامنه اي

بخش اول:

رساله آموزشي

چیزهایی که سفر را قطع می‌کند
قواطع سفر:
۱. رسیدن به وطن.
۲. قصد اقامت ده روز.
۳. توقف یک‌ماه بدون قصد.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif به چیزهایی که سفر را قطع می‌کند «قواطع سفر» می‌گویند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر مسافر بعد از خروج از وطن، از راهی عبور کند که صدای اذان وطن خود را بشنود و یا دیوار خانه‌های آن را ببیند، تا از وطن خود عبور نکرده ضرری به مسافت شرعی نمی‌رساند و مسافرتش قطع نمی‌شود، ولی تا در داخل محدوده‌ی بین وطن و حد ترخص آن هست، حکم مسافر بر او جاری نمی‌گردد.

* وطن 
۱. اقسام وطن: وطن از یک نظر بر دو قسم است:
الف) وطن اصلی: جایی که انسان در آن متولد شده و مدتی در آن بوده و رشد و نمو پیدا کرده است.
ب) وطن اتخاذی (وطن جدید، وطن دوم): جایی که مکلف آن را برای سکونت و زندگی لااقل هفت یا هشت سال، برگزیده است.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif صرف تولد در شهری باعث نمی‌شود که آنجا وطن اصلی او شود، بلکه لازم است مدتی در آنجا بوده رشد و نمو پیدا کرده باشد، مثلاً کسی که در تهران به دنیا آمده و بعد از تولد، در آنجا رشد و نمو نکرده، تهران وطن اصلی او محسوب نمی‌شود، بلکه وطن وی همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگی می‌کند. بلی اگر زایشگاه (محل تولد) در وطن پدر و مادر که در آن زندگی می‌کنند قرار داشته باشد باشد همانجا وطن اصلی کودک هم خواهد بود.

۲. شرایط وطن اتخاذی: برای این که جایی، وطن دوم محسوب شود سه شرط لازم است:
الف) باید قصد قطعی بر توطن در آن جا داشته باشد، بنابراین تا وقتی که قصد قطعی بر توطن در جایی نداشته باشد، و به عبارت دیگر تا زمانی که جایی را برای ماندن همیشگی انتخاب نکرده، وطن او محسوب نمی‌شود مگر این که بدون قصد آن قدر بماند که عرفاً وطن او محسوب شود، و احراز نظر عرف به عهده‌ی مکلف است، بنابراین کسانی که مدت غیر معینی مسافرت می‌کنند، مانند طلاب علوم دینی که برای درس خواندن به حوزه‌ی علمیه می‌روند و یا کارمندان دولت که برای کار به مدت غیر معینی به شهری اعزام می‌شوند، بر محل تحصیل یا کار، حکم وطن مترتب نیست، مگر آن که آن قدر آنجا بمانند که عرفاً وطن آنها محسوب شود. (مدت مثلا ۸ سال برای صداق وطن کافی است). همچنین کسی که سالهای زیادی در سرزمینی که وطن او نیست زندگی می‌کند و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است، ولی یقین دارد که روزی به آن باز خواهد گشت حکم سایر مسافرین را دارد.
ب) باید قصد توطن در آبادی و شهر خاص و معین داشته باشد، بنابراین نمی‌توان یک کشور، مثلاً ایران را وطن قرار داد.
ج) باید سکونت در محل به مدتی که عرفاً اهل آنجا به حساب‌اید داشته باشد. بلی لازم نیست شش ماه به طور مستمر در آنجا بماند، بلکه بعد از این که آنجا را به عنوان وطن جدید انتخاب نمود و با این قصد، مدتی (اگر چه فقط شبها) آنجا سکونت نمود، وطن او محسوب می‌شود.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif در وطن جدید، تملک خانه و غیر آن شرط نیست.

* تعدد وطن
ممکن است انسان دارای دو وطن و حتی سه وطن باشد، بنابراین قبیله‌هایی که قصد نقل و انتقال همیشگی از ییلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهایی از سال را در یکی و روزهایی را در دیگری بگذرانند و هر دو مکان را برای زندگی خود انتخاب کرده باشند، هر یک از آن دو مکان، وطن آنان محسوب می‌شود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جاری می‌گردد، و اگر فاصله‌ی بین آن دو به مقدار مسافت شرعی باشد، در راه سفر از یکی به دیگری، حکم سایر مسافرین را دارند، و یا کسی که چند سال از عمر خود را در روستای محل تولد و چند سال را در شهری گذرانده و در حال حاضر به شهر دیگر آمده در صورتی که از روستای محل تولد اعراض نکرده برای او حکم وطن را دارد و شهری هم که چند سال در آن ساکن بوده اگر آن را به عنوان وطن برگزید، تا از آن اعراض نکرده حکم وطن را برای او دارد و شهر فعلی هم اگر در آن قصد توطن کند و به مدتی که عرفاً آنجا وطن محسوب شود بماند وطن او خواهد بود.

* اعراض از وطن
۱. مراد از اعراض، خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت به آن برای سکونت است.
۲. تا زمانی که انسان از وطن خود اعراض نکرده است آنجا برای او حکم وطن را دارد و نماز وی در آنجا تمام است، اما بعد از آن که از وطن خود اعراض کرد دیگر حکم وطن در آنجا بر او جاری نمی‌شود مگر آن که دوباره برای زندگی به آنجا برگشته و با قصد زندگی دایم مدتی در آنجا اقامت کند، بنابراین شخصی از اهالی روستا که محل کار و سکونت فعلی وی در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگی می‌کنند و در آن ملک و آب دارند و هر از چند گاهی برای دیدار و کمک به آنجا می‌رود و تمایلی به بازگشت به آنجا برای سکونت ندارد اگر قصد مراجعت به آن روستا برای سکونت و زندگی ندارد، بلکه تصمیم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آنجا جاری نمی‌شود.

* تبعیت زن و فرزند در وطن و اعراض از آن
۱. صرف زوجیت، موجب تبعیت قهری نمی‌شود و زن می‌تواند در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع شوهر خود نباشد، بنابراین صرف این که مکانی وطن شوهر است باعث نمی‌گردد که وطن زن هم باشد و بر زن در آنجا احکام وطن جاری شود، بدین ترتیب اگر شخصی، وطنی داشته باشد که در حال حاضر در آن سکونت نمی‌کند ولی گاهی با همسرش به آنجا می‌رود، همسر او باید در آنجا نمازش را شکسته بخواند، و همچنین صرف ازدواج زن و رفتن وی به خانه‌ی شوهر در شهر دیگر مستلزم اعراض از وطن اصلی‌اش نیست، بنابراین جوانی که با زنی از شهری دیگر ازدواج کرده است، هنگامی که این زن به خانه‌ی پدرش می‌رود، تا زمانی که از آنجا (وطن اصلی خود) اعراض نکرده، نمازش در آنجا تمام است. بلی اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده‌ی همسرش باشد، قصد شوهرش برای او کافی است و شهری که همسرش با او برای زندگی دایم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وی هم محسوب می‌شود، و همچنین اعراض شوهر او از وطن مشترکشان با خروج از آن و رفتن به جای دیگر، اعراض او از وطن هم محسوب می‌گردد.

۲. فرزندان اگر در تصمیم‌گیری و زندگی، مستقل نباشند یعنی بر حسب طبیعت و ارتکازشان تابع اراده‌ی پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جدید که پدر با آنها برای زندگی دایمی به آنجا رفته است تابع وی هستند و در غیر این صورت تابع نخواهند بود، بنابراین کسی که قبل از بلوغ از محل تولد خود به تبعیت از پدرش به شهر دیگری مهاجرت کند و پدر وی قصد عدم بازگشت به آنجا را برای زندگی داشته باشد آن مکان، دیگر برای او حکم وطن را ندارد بلکه وطن جدید پدر، وطن اوست.

منبع: رساله آموزشي مطابق با نظر مقام معظم رهبري


بخش دوم: پاسخ هاي حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده

حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح‌زاده، کارشناس مسائل فقهی به پرتکرارترین سوالات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده‌اند که در ادامه متن و پاسخ‌ ایشان به این سوالات ارائه می‌شود:

 تبیین احکام وطن جدید و نماز و روزه دانشجویان

شنیده ایم به نظر حضرت آقا اگر فردی تصمیم داشته باشد چند سال برای تحصیل در شهری بماند، آنجا برای او حکم وطن را دارد و نمازهایش در آن محل کامل است. آیا صحت دارد؟
در پاسخ این سوال باید عرض کنیم اگر کسی تصمیم داشته باشد و یا بداند در جایی حداقل هفت، هشت سال زندگی­ می­کند و ماوا و مسکنش آنجاست، طبق نظر حضرت آقا آن مکان برای او حکم وطن را دارد. حال ممکن است در بین این سکونت، مسافرتی نیز برود یا تابستان که درس­ها تعطیل است به جای دیگری برود، این مشکل ندارد؛ ولی اگر از اول میداند یا تصمیم دارد حداقل هفت هشت سال آنجا بماند و فرقی نمی­کند برای تحصیل رفته باشد یا کار یا سکونت یا مثلا از آب و هوای آنجا خوشش آمده؛ فقط می­گوید می­روم آنجا زندگی کنم، این مکان برای آن فرد حکم وطن را دارد و وقتی آنجا میرود نمازش کامل است و روزه­‌اش صحیح است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif چند سالی که به دانشگاه می­رویم، اگر در آن شهر خوابگاه داشته باشیم و همانجا بمانیم و گاهی به وطن برگردیم، آیا آنجا هم برای ما حکم وطن را دارد؟ و نمازمان در آن مکان کامل است یا نه؟
مقصود شما از این چند سال چه مقدار است؟ آیا مثلا دو سال هست؟ خب نه این کافی نیست. اگر واقعا مثل طلاب حوزه علمیه که می­گوید من تا پایان سطح را یا چند سالی بعد از سطح را در این حوزه هستم و می­داند، ده یا دوازده سال طول می­کشد و بنا دارد این چند سال را بماند بله؛ اما یک وقت هست دانشجویی بنا دارد ۴ سال در دانشگاه درس میخواند و میداند چهار سال می­ماند خب نه.
اما در فرض اول که می­داند ده دوازده سال می­ماند، چون حضرت آقا نظرشان این است که اگر شخص بداند حداقل هفت، هشت سال می­ماند یا تصمیم داشته باشد هفت هشت سال بماند، حکم وطن را دارد و لذا در آنجا نماز تمام است. اما آن کسی که می­داند چهار سال می­ماند یا مثلا دو سال می­ماند، این مکان جدید برای او حکم وطن نخواهد داشت. مطلب دیگر اینکه یک وقت هست نمی­داند چقدر می ماند، مثل افرادی که نظامی هستند یا حتی همان طلبه­‌ای که آمده درس بخواند – می­گوید اگر جای دیگری توانستم انتقالی بگیرم می­روم جای دیگری، یا اگر بعدا فهمیدم حوزه دیگری درس­های بهتری دارد یا امکانات اینجا برایم فراهم نبود می­روم – حال ممکن است چند سالی بماند، اما مردد است و تصمیم ندارد و نمی­داند هفت یا هشت سال میماند یا نه، در این فرض، مکان جدید برای او حکم وطن را ندارد.

 پنج سال است که در حوزه علمیه قم، درس می­خوانم و چون برای همیشه قصد ماندن در این شهر را نداشتم با قصد عشره نماز را کامل می­خواندم و هر وقت به اینجا می­‌آمدم و قصد ده روز نداشتم نماز را شکسته می­خواندم. اخیرا شنیده ام که نظر حضرت آقا این است که اگر فردی حداقل هفت یا هشت سال تصمیم ماندن در جایی را داشته باشد یا هفت هشت سال بماند، نمازش کامل است. آیا برای بنده که تاکنون ۵ سال اینجا مانده­‌ام، نمازم کامل است یا نه؟ و نمازهای گذشته من چه حکمی دارد؟
به نظر حضرت آقا برای اتخاذ وطن، یعنی وطن جدید، قصد ماندن همیشگی شرط نیست. برخی از مراجع معظم تقلید از جمله حضرت امام (قدس سره) می­فرمودند غیر از وطن اصلی، یعنی در وطن جدید، جایی که شخص میخواهد به عنوان وطن جدید خودش اتخاذ کند (مثلا از روستا آمده به شهر یا بالعکس و زادگاهش جای دیگری بوده و حالا آمده به شهر) فرمودند که اگر قصد ماندن همیشگی داشته باشد، شهر جدید برای او حکم وطن را دارد؛ اگر قصد ماندن همیشگی را ندارد یا مردد است، حکم وطن ندارد. اما نظر حضرت آقا این است که قصد ماندن همیشگی لازم نیست. اگر به هر حال می داند یا تصمیم دارد چند سالی بماند به طوری که به او مسافر نمی­گویند که حداقلش هفت یا هشت سال است، این مکان جدید برای او حکم وطن را دارد و نمازش کامل و روزه­‌اش صحیح است.
اما سوال ایشان این است که می­گوید من پنج سال است اینجا مانده­‌ام و الان نظر آقا را متوجه شده ام؛ اولا، الان وظیفه­‌ام چیست؟ ثانیا وظیفه‌ام نسبت به نماز و روزه‌های گذشته­‌ام چیست؟ که هر وقت می­‌آمدم و کمتر از ده روز می­ماندم، نمازم را شکسته می خواندم. جواب آن است که نسبت به گذشته، چون نظر حضرت آقا این نبوده است و مطلب هفت یا هشت سال را اخیرا اعلام فرموده اند، خب نمازهای گذشته صحیح است. اما نسبت به آینده سوال این است که اگر شما آن پنج سال را واقعا از اول می­دانستید پنج سال می­مانید و تردید نداشتید و از اول آمدید این پنج سال را بمانید و حالا تصمیم دارید دو سال دیگر بمانید که با آن پنج سال بشود حداقل هفت سال، از این به بعد نمازتان کامل است. یا فرض دیگر اینکه از همین الان می­دانید هفت، هشت سال دیگر می­مانید باز هم نمازتان کامل است، اما اگر قبلا تردید داشتید، و الان هم تردید دارید و نمی­دانید چقدر می­مانید، گذشته با قصد ده روز نمازتان کامل بوده و الان هم با قصد ده روز نمازتان کامل است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif وقتی که جایی را وطن قرار می­دهیم، آیا از همان ابتدا باید نماز را کامل بخوانیم یا اینکه باید مدت زمانی بگذرد؟ شنیده­‌ایم که حداقل باید شش ماه در آن مکان جدید ساکن باشیم و بعد شش ماه نماز کامل است.
جایی که انسان به عنوان وطن قرار می­دهد، یعنی محل زندگی که قبلا وطن نبوده و اخیراً وطن قرار داده است، از همان روز اولی که می­‌آید نماز کامل نیست مگر اینکه ده روز را بخواهد بماند. اما اگر ده روز نمی­خواهد بماند، نمازش کامل نیست.
پس اینگونه نیست که از همان روز اول نماز کامل باشد. بعضی از فقها نظرشان این است که باید شش ماه اول، نماز را شکسته بخواند، مگر با قصد ده روز (یعنی در آن شش ماه هرگاه رفت و برگشت به آنجا و نمیخواهد ده روز بماند نمازش کامل نیست). اما نظر حضرت آقا شش ماه شرط نیست، یعنی لازم نیست شش ماه بگذرد. ایشان میفرماید یک مدت زمانی بگذرد که عرفا بگویند ” ایشان اینجا مسکن گزیده است و در حال تردد نیست، مستقر شده”. مثلا دو یا سه ماهی بگذرد، بعد از آن نمازش کامل است. در این دو سه ماه نیز هر وقت قصد دارد که ده روز بماند نماز کامل است، اما اگر هنوز در رفت و آمد است و گاهی می­رود و می­‌آید، وقتی هم که به مکان جدید می­‌آید ده روز نمی­ماند، در این دو سه ماه اول نماز را شکسته بخواند. این مدت که گذشت و مستقر شد و سکنی گزید، بعد از آن نمازش کامل است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif وظیفه کسانی که از فتوای جدید حضرت آقا نسبت به قصد توطن اطلاع نداشته اند و با توجه به اینکه سال­ها جایی زندگی کرده اند و قصد ماندن همیشگی را نداشتند، هر وقت به آنجا می­‌آمدند نماز را شکسته می­خواندند و روزه نمی­گرفتند چیست؟ آیا نمازهای گذشته شان قضا دارد؟
اگر از فتوای جدید حضرت آقا اطلاع نداشته و بر اساس فتوای سابق، تصورش این بوده که اگر بخواهد جایی را وطن قرار دهد، باید قصد ماندن همیشگی را داشته باشد و اتفاقاً سال­ها هم ماند، چون قصد نداشته یا مردد بوده است که بماند، هر گاه که به مکان جدید آمده و کمتر از ده روز مانده و نمازش را شکسته خوانده است، نمازهایش اعاده ندارد. یعنی لازم نیست که آنها را قضا کند و درست بوده. اما در مورد روزه، سوال این است که ده روز می­مانده یا نمی­مانده؟ اگر می­مانده، روزه­‌هایش صحیح است؛ اگر نمی­مانده که روزه برایش صحیح نبوده.
به هر حال نسبت به نماز و روزه­‌های قبلی اگر مواردی را ده روز می­مانده، نمازش کامل و روزه صحیح است. اگر ده روز نمیمانده وظیفه­‌اش این بوده نماز را شکسته بخواند و شکسته خوانده و صحیح است. اگر روزه نگرفته، فقط قضا دارد؛ مگر اینکه روزه از سال­های قبل باشد که کفاره تاخیر را هم باید بپردازد. اگر روزه گرفته که به هر حال مطابق وظیفه انجام نداده است و باید قضا کند، بله احتمال این هست که بگوییم چون به نظر حضرت آقا هفت سال کافی است، اگر از اول هم تصمیمش این بوده که هفت سال بماند فعلا نسبت به قضای روزه به فتوای جدید حضرت آقا که مراجعه می­کند که حضرت آقا می فرمایند؛ درست بوده و این روزه­‌ها قضا ندارند.

منبع:سایت رسمی معظم له.


بخش سوم: اجوبه الاستفتائات

احکام وطن‏

اجوبه الاستفتائات

س ۶۸۲: من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالی شهر «مهدی شهر» هستند، لذا چندین بار در طول سال به آنجا سفر می‏کنند و من هم همراه آنان می‏روم، با توجه به اینکه من قصد بازگشت به «مهدی شهر» را برای سکونت ندارم، بلکه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزه‏ام چه حکمی دارند؟

ج: در فرض مذکور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حکم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.

س ۶۸۳: من شش ماه از سال را در شهری و شش ماه را در شهر دیگری که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده‏ام است، زندگی می‏کنم، ولی در شهر اول به‌طور متوالی و مستمر ساکن نیستم، مثلاً دو هفته یا ده روز و یا کمتر در آن می‏مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده‏ام بر می‏گردم، سؤال من این است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آیا حکم مسافر را دارم یا خیر؟

ج: اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشيد، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشيد، حکم ساير مسافرين را داريد، مگر آنکه آنجا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز يکبار جهت کار به آنجا رفت و آمد داشته باشيد که در اين صورت نماز شما تمام و روزه‏تان صحيح است.

س ۶۸۴: کسی که می‌خواهد سالیانی در مکانی بماند، تا چه مدتی بنای ماندن آنجا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آیا بین ماندن در آنجا صرفاً به قصد زندگی یا برای کار یا هر دو، تفاوتی وجود دارد؟

ج: اگر بنای زندگی در آنجا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد برای ترتّب حکم وطن کافی است.

س ۶۸۵: وطن شخصی تهران است و در حال حاضر قصد دارد در یکی از شهرهای نزدیک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولی چون محل کسب و کار روزانه‏اش در تهران است، نمی‏تواند ده روز در آنجا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش می‏رود و شب به آنجا برمی‏گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمی دارد؟

ج: شرط تحقق عنوان وطن جديد اين نيست که انسان بعد از قصد توطن و سکونت در شهرى، شش ماه به‌طور مستمر در آنجا بماند، بلکه بعد از اينکه آنجا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتى (اگر چه فقط شبها) آنجا سکونت نمود، وطن او محسوب مى‏شود.

س ۶۸۶: محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولی بعد از استخدام در یکی از ادارات دولتی، به نیشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگی می‏کنند، در ابتدای رفتن به نیشابور، از وطن اصلی خود اعراض کردیم، ولی اکنون بعد از پانزده سال از این امر منصرف شده‏ایم، خواهشمندم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: ۱ ـ هنگامی که به خانه پدر و مادرمان می‏رویم و چند روز نزد آنها می‏مانیم، وظیفه من و همسرم راجع به نماز چیست؟ ۲ ـ فرزندان ما که در محل سکونت فعلی ما (نیشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسیده‏اند، هنگامی که به شهر پدری مان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آنها می‏مانیم، چه وظیفه‏ای دارند؟

ج: بعد از آنکه از وطن اصلى‌تان(کاشمر) اعراض کرديد، ديگر حکم وطن در آنجا بر شما جارى نمى‏شود، مگر آنکه دوباره براى زندگى به آنجا برگشته وبا قصد زندگى دائم مدتى در آنجا اقامت کنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حکم مسافر را داريد.

س ۶۸۷: شخصی دارای دو وطن است، در نتیجه نماز خود را در هر دو مکان تمام می‏خواند و روزه هم می‏گیرد، آیا واجب است که همسر و فرزندان تحت تکفل وی در این مسأله از سرپرست خود تبعیت نمایند یا اینکه می‏توانند مستقل از او عمل کنند؟

ج: زن مى‏تواند وطن جديد شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغير باشند و در تصميم ‏گيرى و کسب درآمد مستقل نباشند و يا در اين مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جديد پدر، وطن آنها هم محسوب مى‏شود.

س ۶۸۸: اگر زایشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزی برای وضع حمل به زایشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن این طفل کجاست؟

ج: اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى‏کنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلى کودک هم خواهد بود، در غير اين صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏شود که آنجا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگى مى‏ کند.

س ۶۸۹: چند سال است که شخصی در شهر اهواز سکونت دارد ولی آنجا را به عنوان وطن دوم خود قرار نداده است، اگر از آن شهر به مقدار بیشتر یا کمتر از مسافت شرعی خارج شود، هنگام بازگشت مجدد به آنجا، نماز و روزه او چه حکمی دارد؟

ج: بعد از آنکه قصد اقامت در اهواز کرد و حکم تمام خواندن نماز با بجا آوردن حداقل يک نماز چهار رکعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و يا بيشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزه او صحيح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حکم ساير مسافرين را خواهد داشت.

س ۶۹۰: من فردی عراقی هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آیا همه ایران را وطن خود قرار دهم یا منطقه‏ای را که در آن ساکن هستم و یابرای انتخاب وطن حتماً باید خانه‏ای بخرم؟

ج: در وطن جديد، قصد توطن در شهر خاص و معيّن و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملک خانه يا غير آن شرط نيست.

س ۶۹۱: کسی که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر دیگری مهاجرت نماید و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکلیف رسیده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آنجا چه وظیفه‏ای دارد؟

ج: اگر از محل تولد به تبعیت از پدرش مهاجرت کند و پدر وی قصد عدم بازگشت به آنجا را برای زندگی داشته باشد، آن مکان برای او هم حکم وطن را ندارد.

س ۶۹۲: اگر شخصی وطنی داشته باشد که در حال حاضر در آن سکونت نمی‏کند، ولی گاهی با همسرش به آنجا می‏ رود، آیا همسر او در آنجا باید مانند وی نمازش را تمام بخواند یا خیر؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حکمی دارد؟

ج: مجرد اينکه آن مکان وطن شوهر اوست باعث نمى‏شود که وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احکام وطن جارى شود.

س ۶۹۳: آیا محل کار حکم وطن را دارد؟

ج: اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى‏شود که آن مکان وطن گردد، ولى اگر از محل سکونت تا محل کار که به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حداقل يک مرتبه رفت و آمد نمايد، نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحيح است.

س ۶۹۴: مراد از اعراض از وطن چیست؟ آیا مجرد ازدواج زن و رفتن وی همراه شوهر به هر جایی که او می‏خواهد، اعراض محسوب می‏شود یا خیر؟

ج: مراد از اعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به ‏خانه ‏شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى‏اش نيست.

س ۶۹۵: خواهشمندیم نظر خود را درباره وطن اصلی و وطن دوم بیان فرمایید.

ج: وطن اصلى جايى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پيدا کرده است. وطن دوم هم جايى است که مکلف آن را براى سکونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزيده است و يا بناى زندگى در آنجا به مدت هفت، هشت سال داشته باشد.

س ۶۹۶: پدر و مادر من از اهالی شهر ساوه هستند و هر دو در کودکی به تهران آمده و در آن سکونت کرده ‏اند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساکن شده ‏اند، زیرا محل کار پدرم آنجا بوده است. بنا بر این من در تهران به دنیا آمده، ولی هرگز در آن اقامت نکرده‏ ام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟

ج: اگر بعد از تولد در تهران، در آنجا رشد و نمو نکرده باشيد، تهران وطن اصلى شما محسوب نمى ‏شود، بنا بر اين اگر تهران و ساوه را به عنوان وطن اتخاذ نکرده باشيد، در آنجا حکم وطن بر شما جارى نمى‏ شود.

س ۶۹۷: شخصی از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر دیگری اقامت دارد، در صورتی که به وطن خود برگردد، با توجه به اینکه بر تقلید امام راحل(قدّس‏ سرّه) باقی مانده، آیا نماز خود را باید تمام بخواند یا شکسته؟

ج: تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آنجا تمام و روزه ‏اش صحيح است.

س ۶۹۸: دانشجویی خانه‏ ای را در شهر تبریز برای تحصیل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنین وی در صورت امکان، قصد ماندن دائمی در تبریز را دارد، در حال حاضر در ایام ماه مبارک رمضان گاهی به وطن اصلی‏اش رفت و آمد می‏کند، آیا آن دو مکان، برای او دو وطن محسوب می‏شوند؟

ج: اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آنجا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.

س ۶۹۹: من در شهر کرمانشاه به دنیا آمده‏ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اینکه از وطن اصلی خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کرده‏ام. اگر در هر یک یا دو سال از منطقه‏ای به منطقه دیگری از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه‏ام در آنجا چه حکمی دارد؟ و چون بیشتر از شش ماه است که در منطقه جدیدی از تهران ساکن هستیم، آیا آنجا برای ما حکم وطن را دارد یا خیر؟ هنگامی که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد می‏کنیم، نماز و روزه ما چه حکمی دارد؟

ج: اگر در تهران فعلى و يا محله‏اى از آن قصد توطن نموده‏ ايد، سراسر آنجا وطن شما محسوب مى‏شود، و در تمامى محله‏ هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است و نمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.

س ۷۰۰: محل کار و سکونت فعلی شخصی از اهالی روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگی می‏کنند و در آن ملک و آب دارند، این شخص برای دیدار و کمک به آنجا می‏رود، ولی تمایلی به بازگشت به آنجا برای سکونت ندارد، با توجه به اینکه آنجا زادگاه وی است، نماز و روزه‏اش در آنجا چه حکمی دارد؟

ج: اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، بلکه تصميم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آنجا جارى نمى ‏شود.

س ۷۰۱: آیا محل تولد شخص هرچند در آنجا ساکن نباشد، وطن محسوب می‏شود؟

ج: اگر در آنجا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غير اين صورت حکم وطن ندارد.

س ۷۰۲: نماز و روزه کسی که سالهای زیادی (نه سال) در سرزمینی که وطن او نیست، زندگی می‏کند، و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است، ولی یقین دارد که روزی به آن باز خواهد گشت، چه حکمی دارد؟

ج: نماز و روزه او در کشورى که فعلاً در آن ساکن است، حکم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.

س ۷۰۳: شش سال از عمرم را در روستایی و هشت سال را در شهری گذرانده و در حال حاضر برای تحصیل به مشهد آمده ‏ام، نماز و روزه‏ام در هر یک از این مکانها چه حکمی دارد؟

ج: تا از روستاى محل تولد اعراض نکرده ‏ايد، براى شما نسبت به نماز و روزه، حکم وطن را دارد و در مشهد تا قصد توطن در آن نکرده‏ ايد، حکم مسافر را داريد، و شهرى هم که چندين سال در آن ساکن بوده‏ ايد، اگر آن را به عنوان وطن انتخاب کرده باشيد، تا از آن اعراض نکرده‏ايد، حکم وطن را براى شما دارد و در غير اين صورت در آن حکم مسافر را خواهيد داشت.

احکام بلاد کبيره‏


س ۷۰۷: نظر جنابعالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن يا اقامت ده روز در آنها چيست؟
ج: در احکام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بين شهرهاى بزرگ و معمولى نيست و حتى با قصد توطن در يک شهر بزرگ و مدتى در آنجا ماندن، بدون معيّن کردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حکم وطن را درباره او پيدا خواهد کرد. همچنين اگر قصد اقامت ده روز در مانند اين شهر نمايد، بدون اينکه محله خاصى از آن را قصد نمايد، حکم تمام بودن نماز و صحّت‏ روزه در مورد او در تمام محله‏هاى آن شهر جارى خواهد بود.

س ۷۰۸: شخصى از فتواى امام(قدّس‏سرّه) در مورد اينکه تهران از بلاد کبيره است، مطلع نبوده و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام(قدّس‏سرّه) علم پيدا کرده است، نماز و روزه‏اى را که به نحو متعارف به جا آورده، چه حکمى دارد؟
ج: اگر در حال حاضر بر تقليد امام(قدّس ‏سرّه) در آن مسأله باقى باشد، واجب است که اعمال گذشته‏اش را که با فتواى امام(قدّس ‏سرّه) منطبق نيست، تدارک نمايد، به اين معنى که نمازهايى را که به جاى شکسته، تمام خوانده به‌صورت شکسته قضا کند و روزه‏هايى را که در حال مسافرت گرفته است، قضا نمايد.


بخش چهارم: استفتائات مقام معظم رهبري

احکام وطن و قصد توطّن
وطن اصلى و جديد
س۴۷٫ خواهشمندم در مورد حکم مسأله‌ى وطن اصلى و اتّخاذى (جديد) توضيح بفرماييد.
ج) به‌طور کلّى شخصى که در محلى به دنيا آمده و در آن‌جا رشد و نمو کرده است آن‌جا وطن او محسوب مى‌شود و تا وقتى که از آن مکان اعراض ننموده، حکم وطن باقى است و همچنين کسى که به جايى غير از وطن اصلى خود رفته و قصد زندگى دائمى هر چند براى بخشى از سال در آن‌جا نموده و با اين قصد مدتى که عرفاً آن محل را وطن او بدانند، در آن مکان زندگى کرد، آن‌جا وطن او محسوب مى‌شود و نيز اگر بدون قصد، آن‌قدر بماند که عرف آن‌جا را وطن او بداند، حکم وطن مترتب مى‌شود. همچنين اگر کسى بنا دارد به مدّت مثلاً هفت، هشت سال در جايى زندگى کند آن‌جا نيز وطن او محسوب مى‌شود.

س۴۸٫ آيا محل تولد شخص هرچند در آن‌جا ساکن نباشد، وطن او محسوب مى‏‌شود؟
ج) اگر در آن‌جا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غير اين صورت حکم وطن ندارد.

س۴۹٫ دانشجويى خانه‏‌اى را در شهر تبريز براى تحصيل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنين وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبريز را دارد، در حال حاضر در ايام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى‏‌اش رفت و آمد مى‏‌کند، آيا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى‏‌شوند؟
ج) اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آن‌جا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.

س۵۰٫ خانواده‌هايى که از وطن اصلى هجرت کرده‌اند حکم نماز و روزه فرزندان آنها با توجه به فرضيات زير چگونه است؟
الف: وطن اصلى پدر و مادر يزد است ولى از آن اعراض نکرده‌اند، ولى براى مدتى زياد (۲۰ سال) در قم سکنى گزيده‌اند برخى از فرزندان متولد يزد و برخى متولد قم هستند ولى همه در قم بزرگ شده‌اند و سالى يک ماه گاهى ۳ ماه به همراه پدر و مادر به يزد رفته‌اند و بقيه‌ى سال را قم بوده‌اند، آيا نماز و روزه‌ى فرزندان در قم و يزد هنگامى که قصد عشره ندارند شکسته است يا کامل؟
ب: در صورتى که پدر و مادر در قم قصد توطن نکرده باشند و به قدرى نمانده باشند که عرفاً اهل قم محسوب شوند حکم فرزندان آنها که بزرگ شده‌ى قم هستند چگونه است؟ و پدر و مادر چند سال که بمانند وطن‌شان محسوب مى‌شود؟
ج) اگر فرزند طبق نظر پدر ـ که مقلّد مرجع ديگرى است ـ عمل کرده و نمازش را در يزد تمام خوانده و روزه گرفته است ولى خود فرزند مقلد مقام معظم رهبرى (دام ظله) بوده است آيا بايد نمازهايى را که در يزد خوانده و روزه‌هايى که گرفته را قضا کند يا خير؟
د: براى اينکه مکانى وطن (اتخاذى) کسى محسوب شود چه شرايطى لازم است؟
جواب: الف: وطن اصلى پدر و مادر، وطن فرزند او حساب نمى‌شود، مگر آن که خود فرزند در آنجا متولد و نشو و نما نموده باشد، و يا بعد از بلوغ آنجا را وطن براى خود اتخاذ کرده باشد.
ب: فرزندان اگر در قم متولد و در آنجا نشو و نما نموده‌اند آنجا وطن اصلى ايشان محسوب است و پدر و مادر اگر قصد زندگى در قم ندارند، آنجا وطنشان محسوب نيست، مگر آنکه مدت زيادى بمانند که در نظر عرف اهل آنجا محسوب شوند.
ج: اگر نماز را در آنجا به جهت جهل به خصوصيات سفر تمام خوانده بنابر احتياط قضا و اعاده دارد.
د: در وطن اتخاذى، بايد يا در ابتدا قصد زندگى دائم يا زندگى معتنابه (هفت، هشت سال) در آنجا داشته باشد، و يا مدت زيادى در آنجا بماند که عرفاً آنجا وطن او محسوب شود.

س۵۱٫  آيا حومه شهر، جزو شهر محسوب مى‌شود؟ در شهرى به دنيا آمده و در آن‌جا بزرگ شدم؛ سپس در هفت سالگى به حومه شهر منتقل شده و قبل از اين که به شهر ديگرى سفر کنم در آن‌جا ده سال زندگى کردم، و آن‌جا را وطن خودم به حساب مى‌آورم و از آن اعراض هم نکرده‌ام. آيا هم‌چنان آن‌جا وطنم محسوب مى‌شود؟
ج) اگر آن‌جا عرفاً از توابع شهر يا از باغات و مزارع شهر به‌حساب آيد، پس جزئى از شهر است؛ و مادامى که از آن‌جا اعراض نکرده باشيد، احکام وطن بر آن مترتّب است.

س۵۲٫  جايى كه به دنيا آمده‌ام و در همان‌ جا رشد كرده‌ام، محل سكونت پدر و مادرم بوده است (وطن آنها نبوده)، آيا آن‌جا ـ مادامى كه از آن‌جا اعراض نكرده‌ام ـ وطن من مى‌باشد ؟
ج) آنجا وطن شما محسوب مى‌شود.

س۵۳٫ من در شهر کرمانشاه به دنيا آمده‏‌ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اين‌که از وطن اصلى خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کرده‏‌ام. اگر در هر يک يا دو سال از منطقه‏‌اى به منطقه ديگرى از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه‏‌ام در آن‌جا چه حکمى دارد؟ و چون بيشتر از شش ماه است که در منطقه جديدى از تهران ساکن هستيم، آيا آن‌جا براى ما حکم وطن را دارد يا خير؟ هنگامى که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏‌کنيم، نماز و روزه ما چه حکمى دارد؟
ج) اگر در تهران فعلى و يا محله‏‌اى از آن قصد توطن نموده‏‌ايد، سراسر آن‌جا وطن شما محسوب مى‏‌شود، و در تمامى محله‌‏هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است و نمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.

ملاک تحقّق وطن اصلى
س۵۴٫ اگر جايى محل تولد و وطن پدرش باشد، و شخص هم نيت كرده که در آينده در آن مکان دفن شود، ولى به‌طور منظم به آن‌جا نمى‌رود. آيا آن محل وطن او به‌حساب مى‌آيد؟
ج) صِرف وطنِ پدر بودن، مستلزم آن نيست که وطن فرزند هم به‌حساب آيد.

س۵۵٫ معتقد بودم که وطن اصلى من همان وطن پدر و مادرم مى‌باشد، نه محل تولدم که هشت سال در آن‌جا زندگى کردم. آيا مى‌توانم محل تولدم را وطن اصلى‌ام قرار دهم؟ در حالى که بعد از خارج شدن از محل تولدم جهت سكونت در شهر ديگرى، هر وقت گذرم به محل تولد افتاده نمازم را در آن‌جا شکسته خوانده‌ام.
ج) وطن اصلى‌تان که در آن‌جا متولد شده و نشو و نما کرده‌ايد، وطن‌بودنش از بين نمى‌رود مگر اين‌که از آن اعراض کرده باشيد. بنابراين نمازتان در آن‌جا تمام است، نه شکسته. و لزومى ندارد که در آن‌جا قصد وطن کنيد، بلکه به‌طور قهرى حاصل شده است؛ و نمازهايى را كه بر خلاف وظيفه‌تان خوانده‌ايد، بايد قضا كنيد.

س۵۶٫ اگر زايشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزى براى وضع حمل به زايشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن اين طفل کجاست؟
ج) اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى‏‌کنند قرار داشته باشد، همان‌جا وطن اصلى کودك هم خواهد بود، مشروط به اين که در آنجا رشد و نمو هم داشته باشد؛ در غير اين صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏‌شود که آن‌جا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آن‌جا برده شده و با آن‌ها زندگى مى‏‌کند.

ملاک تحقق وطن جديد
س۵۷٫  کسى که مى‌خواهد ساليانى در مکانى بماند، تا چه مدتى بناى ماندن آن‌جا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آيا بين ماندن در آن‌جا به قصد زندگى يا براى کار يا هر دو، تفاوتى وجود دارد؟
ج) اگر بناى زندگى در آن‌جا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد براى ترتّب حکم وطن کافى است. ولى اگر براى کار يا امر ديگرى غير از زندگى در آن‌جا، مدتى بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نيست.

س۵۸٫ آيا براى صدق وطن، قصد و بناى زندگى بمدت هفت هشت سال لازم است و يا صرف اقامت اين مدت ولو بدون قصد زندگى كفايت مى‌كند؟ يعنى اگر مثلاً  پنج سال در شهرى اقامت داشت بدون اينكه از اول بداند چند سال خواهد ماند و بعد تصميم بگيرد دو سال ديگر در آن شهر زندگى كند، اين امر براى صدق وطن كفايت مى‌كند؟
ج) اگر در طول اين مدت همواره ترقّب و احتمال خروج از اين محل را داشته است، صدق وطن مشكل است؛ ولى اگر از اول بناى ماندن در آن‌جا را و لو بدون تعيين زمان داشته و مثلاً پنج سال بر اين حال گذشته است و اكنون قصد دارد دو سه سال ديگر هم بماند ظاهر آن است كه بر اين شخص، مسافر صدق نمى‌كند و اين وضعيت براى صدق وطن كافى است.

س۵۹٫ کسى که جايى را به عنوان وطن انتخاب کرده، چه مدّت زمانى در آن‌جا بماند، حکم وطن بر آن مترتّب است؟
ج) به مقدارى که عرفاً صدق کند آن‌جا را وطن اتخاذ نموده، مثلاً دو سه ماه يا حتى کمتر به نحوى که عرفاً اهل آن‌جا محسوب باشد.

س۶۰٫ آيا محل کار حکم وطن را دارد؟
ج) اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى‏‌شود که آن مکان وطن گردد.

س۶۱٫ آيا قبيله‌‏هايى که يک يا دو ماه از قشلاق به ييلاق يا بر عکس منتقل مى‏‌شوند، ولى بقيه سال را در ييلاق يا قشلاق به‌سر مى‏‌برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرت‌هايى که در ايام اقامت خود در يکى از اين دو مکان به مکان ديگر انجام مى‏‌دهند، از جهت قصر يا تمام بودن نماز چه حکمى دارد؟
ج) اگر قصد نقل و انتقال هميشگى از ييلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهايى از سال را در يکى و روزهايى را در ديگرى بگذرانند و هر دو مکان را براى زندگى دائمى خود انتخاب کرده باشند، هر يک از آن دو مکان وطن آنان محسوب مى‏‌شود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جارى مى‏‌گردد، و اگر فاصله بين آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از يکى به ديگرى، حکم ساير مسافرين را دارند.

س۶۲٫ وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در يکى از شهرهاى نزديک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل کسب و کار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏‌تواند ده روز در آن‌جا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش مى‏‌رود و شب به آن‌جا برمى‏‌گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمى دارد؟
ج) شرط تحقّق عنوان وطن جديد اين نيست که انسان بعد از قصد توطّن و سکونت در شهرى، شش ماه به‌طور مستمرّ در آن‌جا بماند، بلکه بعد از اين‌که آن‌جا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتى (اگرچه فقط شب‌ها) آن‌جا سکونت نمود، وطن او محسوب مى‏‌شود.

س۶۳٫ من فردى عراقى هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آيا همه ايران را وطن خود قرار دهم يا منطقه‏اى را که در آن ساکن هستم و يا براى انتخاب وطن حتماً بايد خانه‏اى بخرم؟
ج) در وطن جديد، قصد توطّن در شهر خاص و معيّن و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آن‌جا محسوب شود، شرط است، ولى تملّک خانه يا غير آن شرط نيست.

س۶۴٫ به غير از وطن اصلى چند محل را مى‌توان به عنوان وطن انتخاب كرد؟
ج) داشتن دو وطن اتخاذى (جديد) اشكال ندارد ولى اگر خواست سه وطن اتخاذ كند كه در هر يك در طول سال چهار ماه زندگى كند منوط به صدق ‏عرفى وطن است وگرنه وطن سوم اشكال دارد.

س۶۵٫ آيا وطن زن، تابع شوهر است؟
ج) اگر مستقل در تصميم‌گيرى در زندگى باشد، تابع نيست.

س۶۶٫ من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر ديگرى که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده‏ام است، زندگى مى‏‌کنم، ولى در شهر اول به‌طور متوالى و مستمر ساکن نيستم، مثلاً دو هفته يا ده روز و يا کمتر در آن مى‏‌مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده‏ام بر مى‏‌گردم، سؤال من اين است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آيا حکم مسافر را دارم يا خير؟
ج) اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آن‌جا را هم نداشته باشيد، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشيد، حکم ساير مسافرين را داريد، مگر آن‌که آن‌جا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز يک‌بار جهت کار به آن‌جا رفت و آمد داشته باشيد که در اين صورت نماز شما تمام و روزه‏تان صحيح است.

اعراض از وطن
س۶۷٫ مراد از اِعراض از وطن چيست؟ آيا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جايى که او مى‏‌خواهد، اعراض محسوب مى‏‌شود يا خير؟
ج) مراد از اِعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به ‏خانه ‏شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى‏‌اش نيست.

س۶۸٫ کسى که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکليف رسيده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آن‌جا چه وظيفه‏‌اى دارد؟
ج) اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت کند و پدر وى قصد عدم بازگشت به آن‌جا را براى زندگى داشته باشد، آن مکان براى او حکم وطن را ندارد.

س۶۹٫ محل کار و سکونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏‌کنند و در آن ملک و آب دارند، اين شخص براى ديدار و کمک به آن‌جا مى‏‌رود، ولى تمايلى به بازگشت به آن‌جا براى سکونت ندارد، با توجه به اين‌که آن‌جا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آن‌جا چه حکمى دارد؟
ج) اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، بلکه تصميم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آن‌جا جارى نمى‏‌شود.

س۷۰٫ محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولى بعد از استخدام در يکى از ادارات دولتى، به نيشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏‌کنند، در ابتداى رفتن به نيشابور، از وطن اصلى خود اعراض کرديم، ولى اکنون بعد از پانزده سال از اين امر منصرف شده‏ايم، خواهشمندم به سؤالات زير پاسخ فرماييد:
۱٫ هنگامى که به خانه پدر و مادرمان مى‏‌رويم و چند روز نزد آن‌ها مى‏‌مانيم، وظيفه من و همسرم راجع به نماز چيست؟
۲٫ فرزندان ما که در محل سکونت فعلى ما (نيشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسيده‏‌اند، هنگامى که به شهر پدرى‌‌‌‌مان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آن‌ها مى‏‌مانيم، چه وظيفه‏‌اى دارند؟
ج) بعد از آن‌که از وطن اصلى‌تان (کاشمر) اعراض کرديد، ديگر حکم وطن در آن‌جا بر شما جارى نمى‏‌شود، مگر آن‌که دوباره براى زندگى به آن‌جا برگشته و با قصد زندگى (ولو براى هفت، هشت سال) مدتى در آن‌جا اقامت کنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آن‌جا حکم مسافر را داريد.

س۷۱٫ شخصى از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر ديگرى اقامت دارد، در صورتى که به وطن خود برگردد، با توجه به اين‌که بر تقليد امام راحل (ره) باقى مانده، آيا نماز خود را بايد تمام بخواند يا شکسته؟
ج) تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آن‌جا تمام و روزه‌‏اش صحيح است.

س۷۲٫ اگر از وطن اصلى (محل تولد و وطن پدرى) قصد اعراض نموده و در جاى ديگرى سكونت داشته باشيم، آيا مى‌توان قصد اعراض را تغيير داد؟
ج) مجرّد تغييرِ قصدِ اعراض، كافى نيست بلكه فقط در صورتى مجدداً براى شما وطن محسوب مى‌شود كه بنا داشته باشيد كه در آن‌جا به قصد زندگى هرچند به مدّت مثلاً هفت، هشت سال بمانيد.

منبع:  استفتائات مقام معظم رهبري

لينك كوتاه مطلب: http://hadana.ir/?p=13000

 
حتما بخوانيد


كليد: احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي  احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي  احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي  احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي  احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي  احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي احكام وطن مطابق با نظر آيت الله خامنه اي

این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید:
افسرانفیس نماکلوب