وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

پاسخ به شبهه تناقض در قرآن با نسخ در آیات

پاسخ به شبهه تناقض در قرآن با نسخ در آیات

تناقض گويي قرآن در تغيير ناپذيري کلام الهي!

پرسش : قرآن در آیه۶۴ سوره یونس می گوید: «برای کلمات خداوند تبدیل وجود ندارد»، امّا در آیه۱۰۱ سوره نحل می گوید: «و هنگامی که آیهای را به جای آیه ای دیگر تبدیل کنیم»؛ آیا در این آیات تناقض وجود ندارد؟!

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

پاسخ اجمالی

موضوع این دو آيه متفاوت است؛ در آيه اول مراد از «کلمات»، «وعده هاي الهی» است که تخلّف ناپذير هستند. در آيه دوم سخن از «نسخ حکم» يک آيه و آوردن «حکمي جديد» توسط آيه اي ديگر است. لذا تناقضي بين اين آيات نيست. نسخ در منطق شرع، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكمى ديگر به جاى آن است؛ مانند تغيير قبله. نسخ در احكام، طبق «مصالح بندگان» است و آنچه نسخ می شود، حکمی از احکام الهی است که با گذر جامعه از مرحله ای منحط به به مرحله ای عالی با حکمی جدید و متناسب جایگزین می شود.

پاسخ تفصیلی

در آیه۶۴ سوره یونس می خوانیم: «لا تَبْدِیلَ‏ لِکَلِماتِ‏ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»؛ (در زندگى دنیا و در آخرتشاد [و مسرور]ند، برای کلمات خداوند تبدیل وجود ندارد. [وعده هاى الهى تخلف ناپذیر است] و این رستگارى بزرگى است).
و در آیه۱۰۱ سوره نحل می خوانیم: «وَ اِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللَّهُ اَعْلَمُ بِما یُنَزِّلُ»؛ (و هنگامى که آیه اى را به آیه دیگر تبدیل کنیم [حکمى را نسخ نمائیم] ـ و خدابهتر مى داند چه حکمى را نازل کند ـ آنها مى گویند تو افترا مى بندى اما اکثر آنها [حقیقت] را نمى دانند).
در ابتدا چنین تصور می شود که این دو آیه با یکدیگر تناقض دارد و یکی می گوید برای کلمات خداوند تبدیل وجود ندارد و دیگری از امکان تبدیل آیهای به جای آیهای دیگر سخن می گوید!

اما با کمی تامل در این دو آیهبه بطلان چنین تصوری پی می بریم؛ چرا که موضوع این دو آیه متفاوت است. در آیهاول مراد از کلمات «وعده های الهی» است که تخلّف ناپذیر هستند و درآیهدوم سخن از «نسخ» حکم یک آیهو آوردن حکمی جدید توسط آیهای دیگر است. لذا تناقضی بین این آیات نیست.
آیات ۶۲-۶۴ سوره یونس می گوید: «اَلَا اِنَّ اَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ * الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ ۚ لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»؛

(آگاه باشید! [دوستان و] اولیاى خدا، نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مى شوند. * همان کسانى که ایمانآوردند، و [از مخالفت فرمان خدا، پیوسته] پرهیز مى کردند. * شادمانى [حقیقى] در زندگى دنیا و در آخرتتنها براى آنهاست؛ وعده هاى الهى تخلف ناپذیر است! این است آن رستگارى و پیروزى بزرگ!).
در این آیات سخن از وحشت نداشتن و غمگین نبودن اولیاء الهی است که ایمانداشته و تقواپیشه می کنند؛ خداوند به آنها وعده شادمانی حقیقی در دنیا و آخرت می دهد و تاکید می کند که در این کلمات (وعده ها و بشارت ها) تغییری نخواهد بود و دست یابی به این بشارت ها پیروزی بزرگی است.
اما آیه۱۰۱ سوره نحل ایرادهایى را که مشرکان به آیات الهى مى گرفتند بیان مى کند:

«وَ اِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللَّهُ اَعْلَمُ بِما یُنَزِّلُ قالُوا اِنَّما اَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ»؛

(هنگامى که آیه اى را به آیه دیگر مبدّل کنیم [حکمى را نسخ نماییم] و خدا بهتر مى داند چه حکمى را نازل کند، آنها مى گویند: تو افترا مى بندى! اما بیشترشان [حقیقت را] نمى دانند).
حقیقت این است که مشرکان درک نمى کنند که وظیفه قرآن چیست؟ و چه رسالتى بر عهده دارد؟ آنها از شرایط نزول قرآن بى اطلاع هستند، و گر نه مى دانستند «نسخ» پاره اى از دستورات و آیات قرآن، یک برنامه دقیق و حساب شده تربیتى است که بدون آن، هدف نهایى و نیل به تکامل تامین نمى شود و دلیل بر تناقض گویى پیامبر(صلّى اللّه علیه و آله) و یا افترا بستن به خدانیست.

مساله نسخ براى جامعه اى که در حال انتقال از یک مرحله بسیار منحط به مراحل عالى است، امرى است اجتناب ناپذیر. چه اینکه بسیار مى شود که انتقال دفعى غیر ممکن است و باید مرحله به مرحله صورت گیرد. آیا یک بیمارى مزمن را مى توان در یک روز معالجه کرد یا یک معتاد به مواد مخدر را که سالها است به آن آلوده شده است در یک روز درمان نمود؟ آیا جز این است که باید در این میان مراحل انتقالى وجود داشته باشد؟ و آیا نسخ چیزى جز برنامه‏ هاى موقت در دورانهاى انتقالى است؟!(۱)

بنابراین آنچه «تبدیل» در آن راه ندارد، «وعده ای» است که با «کلمات» داده شده است و آنچه «نسخ» شده است، «حکمی» از احکام الهی است که با گذر جامعهاز مرحله ای منحط به به مرحله ای عالی با حکمی جدید جایگزین شده است. لذا در دو آیه فوق تناقضی وجود ندارد.

مراد از نسخ و نمونه های آن در قرآن؟

«نسخ» از نظر لغت به معناى از بین بردن و زائل نمودن است(۲) و در منطق شرع تغییر دادن حکمى و جانشین ساختن حکمى دیگر به جاى آن است.

به عنوان مثال:
۱- مسلمانان بعد از هجرت به مدینه مدت شانزده ماه به سوى بیت المقدس نمازمى خواندند. پس از آن دستور تغییر قبله صادر شد و موظف شدند هنگام نمازرو به سوى کعبه کنند.

۲- در سوره نساء آیه۱۵ درباره مجازات زنان زناکار دستور داده شده که در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس کنند تا زمانى که مرگ شان فرا رسد یا خداوند راه دیگرى براى آنان مقرر دارد. این آیه به وسیله آیه۲ سوره نور نسخ شد و در آن آیه مجازاتشان تبدیل به یکصد تازیانه شده است.(۳)

۳- همچنین از کلمات بزرگان استفاده مى شود که عده وفات در زمان جاهلیتیک سال بوده و رسوم خرافى و شاقى براى زن در این مدت قائل بودند. اسلامدر آغاز آن رسوم خرافى را از بین برد ولىعدهوفات را طبق آیه۲۴۰ سوره بقره در مدت یک سال تثبیت کرد سپس آن را در آیه۲۳۴ همین سوره(۴) نسخ کرده و به چهار ماه و ده روز تبدیل نمود و تنها زینت کردن و آرایش هاى مختلف را در این مدت براى زن ممنوع شمرد.(۵)

حکمت نسخ؟

درباره حکمت نسخ هم در آیه۱۰۶ سوره بقره می خوانیم:

«ما نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ اَوْ نُنْسِها نَاْتِ بِخَیْرٍ مِنْها اَوْ مِثْلِها اَ لَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»؛

(هیچ حکمى را نسخ نمى کنیم و یا نسخ آن را به تاخیر نمى اندازیم مگر اینکه بهتر از آن یا همانند آن را جانشین آن مى سازیم. آیا نمى دانى که خداوند بر هر چیز قادر است؟).

خداوند حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلى در احکامش طبق مصالح بدهد و او نسبت به مصالح بندگانش از همه آگاه تر و بصیرتر است. از طرفی مى دانیم نیازهاى انسان گاه با تغییر زمان و شرائط محیط دگرگون مى شود و گاه ثابت و بر قرار است، یک روز برنامه اى ضامن سعادت او است ولى روز دیگر ممکن است بر اثر دگرگونى شرائط همان برنامه سنگ راه او باشد.

ممکن است درسى امسال براى دانش آموزى سازنده باشد اما همین درس براى سال آینده بى فایده باشد. معلم آگاه باید برنامه را آن چنان تنظیم کند که سال به سال دروس مورد نیاز شاگردان تدریس شود. این مساله مخصوصا با توجه به قانون تکامل انسان و جامعه ‏ها روشنتر مى گردد که در روند تکاملى انسانها گاه برنامه اى مفید و سازنده است و گاه زیان بار و لازم التغییر، به خصوص در هنگام شروع انقلابهاى اجتماعى و عقیدتى لزوم دگرگونى برنامه‏ ها در مقطع هاى مختلف زمانى روشنتر به نظر مى‏ رسد.(۶)

محدوه نسخ؟

البته نباید فراموش کرد که اصول احکام الهى، که پایه‏ هاى اساسى را تشکیل مى‏ دهد، در همه جا یکسان است و هرگز اصل توحید یا عدالت اجتماعى و صدها حکم مانند آن دگرگون نمى‏ شوند و تغییر در مسائل کوچکتر و دست دوم است. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ممکن است تکامل مذاهب به جایى برسد که آخرین مذهب به عنوان خاتم ادیان نازل گردد به طورى که دگرگونى در احکام آن بعدا راه نیابد.(۷)

پی نوشت:

(۱). تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، چاپ تهران‏، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سى و دوم‏، ج ‏۱۱، ص ۴۰۵.

(۲). المفردات في غريب القرآن، راغب اصفهانى، حسين بن محمد، دارالعلم، الدار الشامية، دمشق و بيروت، ۱۴۱۲ هـ ق، چاپ اول، ص ۸۰۱.
(۳). تفسير نمونه، همان، ج ‏۱، ص ۳۹۰؛ يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه، تهران، ۱۳۸۶ هـ ش‏، چاپ چهارم،‏ ص ۶۵۱.
(۴). مقدم بودن آن آيه بر اين آيه از نظر ترتيب و تنظيم قرآنى دليل بر اين نيست كه قبلا نازل شده است، زيرا مى دانيم تنظيم آيات يك سوره بر طبق تاريخ نزول نيست، بلكه گاهى آياتى كه بعد نازل شده در آغاز سوره قرار گرفته، و آياتى كه قبل نازل شده در اواخر سوره، و اين به خاطر مناسبت آيات و به دستور پيغمبر اكرم(صلی الله علیه وآله) صورت گرفته است. ر.ک: تفسير نمونه، همان، ج ‏۲، ص ۲۱۳.
(۵). تفسير نمونه، همان، ج ‏۲، ص ۲۱۳ – ۲۱۴.
(۶). تفسير نمونه، همان، ج ‏۱، ص ۳۹۱.
(۷). همان.

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.