وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

هدف از خلقت و آفرينش از منظر آیت الله جوادی آملی

هدف از خلقت و آفرينش از منظر آیت الله جوادی آملی

حضرت آیت الله جوادی آملی
حضرت آیت الله جوادی آملی

 

هدف آفرينش

 

هدف از خلقت و آفرينش چيست؟

 

همه ما در درون خود با اين سؤال مواجه هستيم كه چرا ما خلق شديم؟ اين سؤال با ذكر دو مطلب حل مى شود. اول اينكه هدف خدا از آفرينش چيست؟ دوم اينكه هدف از خلق شدن ما چيست؟

پاسخ مطلب اول اين است كه اين سؤال صحيح نيست، چون خدا خود هدف است نه اين كه هدف داشته باشد. هر كس كارى را انجام مى دهد براى آن است كه نقص خود را با آن كار برطرف كند. احتياجى دارد و مى خواهد آن احتياج را برطرف كند، تا به كمال برسد.

اگر خود كمال مطلق يعنى خدا، خواست كار انجام دهد، ديگر اين سؤال صحيح نيست كه كمال مطلق براى چه اين كار را انجام مى دهد. هر فاعلى كارى را انجام مى دهد كه به كمال برسد، خود كمال مطلق به چه منظور كارى را انجام مى دهد؟ اين سؤال درست نيست.

بلكه درباره كمال مطلق اينطور گفته مى شود كه: او چون كمال مطلق و خَيِّر محض است و يكى از شعب كمال، جود و سخا است، از چنين ذاتى، جز خير و احسان و جود، صادر نمى شود و آن اِفاضه هستى است، افاضه هستى بهترين جود است.

پاسخ مطلب دوم اين است كه: انسان، موجودى است كه هم مى انديشد و هم كار مى كند، بنابراين بايد براى انديشه و كار انسان هدف در نظر گرفته شود. درباره انديشه، قرآن كريم فرمود: هدف از آفرينش انسان اين است كه او جهان را با ديدگاه الهى ببيند و بشناسد.

«اللّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً»[۱۳۴] اين مجموعه آفريده شد تا شما با ديد الهى جهان را ببينيد و بدانيد همه اين ها مخلوق يك مبدأ است، مبدأيى بنام خدا كه عين قدرت است و «بِكُلِّ شَيْءٍ قَدير» است، عين علم است و «بكل شى ء عليم»است، چيزى از علم و قدرت او خارج نيست.

اعتقاد به مبدأيى كه علم و قدرتش نامتناهى است براى ما سازنده است، به اين صورت كه چون او به همه چيز عالِم است پس مواظبيم كه آلوده نشويم و چون به همه چيز توانا است مواظبيم كارها را با او در ميان بگذاريم و فقط از او كمك بخواهيم.

البته بعضى از موجودات به خدا نزديك ترند و كمال برترى دارند و مى شود به آنها متوسل شد و از آنها شفاعت گرفت. شفاعت و توسل هم نه با توحيد مخالف است و نه با شرك موافق، بلكه با توحيد ناب سازگار است.

همه ما وقتى تشنه مى شويم آب مى نوشيم، وقتى به روشنى نيازمند شديم از آفتاب كمك مى گيريم با اين كه آب و آفتاب را خدا آفريد، ولى در حقيقت براى نورگيرى به آفتاب و براى رفع عطش به آب متوسل شده ايم. ما به آفتاب توسل مى جوييم نه اين كه آفتاب را مبدأ نور بدانيم، اين عين توحيد است.

وقتى به خاندان عصمت و طهارت كه آب زندگى و آب كوثر و از هر آفتابى بالاترند متوسل مى شويم به اين معنى نيست كه آنها را مبدأ وجود بدانيم، بلكه همان طور كه آب مى نوشيم تا زنده بمانيم، از آب حيات زندگانى اين خاندان هم بهره مى گيريم تا عالِم شويم.

در آيه مذكور فرمود: يكى از اهداف آفرينش انسان اين است كه عالم شود به علمى كه به درد او مى خورد، علمى كه او را به غير خداوند واگذار نكند، نه به خودش متكى كند نه به غير خدا، اين هدف بخش علمى انسان.

در مورد بخش عملى در قسمت هاى پايانى سوره «ذاريات» آمده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ»[۱۳۵] يعنى آفرينش جن و انسان براى اين است كه خداپرست شوند و غير خدا را نپرستند، چون ممكن نيست بشر دين نداشته باشد. هر كسى بالاخره دينى دارد، يعنى قانونى را احترام مى كند، حرف كسى را گوش مى كند، اگر آن كس خدا بود دين اين شخص اسلام است كه: «اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه الاِسْلامْ»[۱۳۶] و او مسلّماً اوامر خدا را اطاعت مى كند، از نواهى پرهيز مى كند و از ارشادات خدا كمك مى گيرد.

اگر اين راه را طى نكرد و نفس خود را به جاى خدا نشاند، مى شود هواپرست. اينكه بعضى ها مى گويند: من هر چه مى خواهم مى كنم يعنى هواى من خداى من است، من هر جا بخواهم مى روم، هر چه بخواهم مى كنم يعنى دين من برابر هوس من تنظيم مى شود، اين همان است كه ذات اقدس اله در قرآن مى فرمايد: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[۱۳۷] چنين كسى هواپرست است و اگر مشكلى براى او پيدا شد، آهش به جايى نمى رسد:

«نتوان زدن به تير هوايى نشانه را»

بنابراين هيچ كس بى دين نيست، يا خدا پرست است يا هواپرست. لذا قرآن كريم فرمود: انسان بايد در بخش عمل خداپرست و در بخش نظر خدابين باشد. مجموعه اين دو، هدف علمى و عملى آفرينش انسان را تشريح مى كند.

در اول بحث اشاره شد اين سؤال كه خدا هدفش از خلقت چه بود روا نيست. چرا؟ براى اين كه اگر فاعل ناقص باشد حتماً هدفى دارد كه براى رسيدن به آن هدف كارى را انجام مى دهد، بين اين فاعل و آن هدف كار واسطه است، تا فاعل كمال خود را باز يابد. اما اگر آن فاعل نامتناهى و كمال محض بود، كمبودى ندارد تا كارى انجام دهد و به وسيله آن به مقصد برسد.

در سوره ابراهيم فرمود: «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ»[۱۳۸]  اگر همه مردم روى زمين كافر شوند نقصى بر خدا وارد نيست و كمبودى براى خدا ايجاد نمى شود.

بعضى ها كارى را انجام مى دهند براى اين كه سودى ببرند، مثلاً كسى خانه اى مى سازد كه در آن سكونت كند يا خانه اى مى سازد كه بفروشد و از آن سود ببرد. غرض از خانه سازى در اين جا، سود بردن صاحب خانه است.

گاه هدف از ساختن اين بنا سود بردن نيست، جود كردن است، مثل كسى كه وضع مالى اش از راه حلال درست است، مسكن دارد و در عين حال براى دانشجويان خوابگاه مى سازد. او سودى نمى برد ولى جود مى كند، اگر اين كار را نكند ناقص است، سخا ندارد، چون مى خواهد به جود و سخا كه يك كمال است برسد خوابگاه مى سازد.

پس بعضى ها ناقصند، كار انجام مى دهند تا سود ببرند، بعضى ها ناقصند كارى انجام مى دهند تا جود كنند. ذات اقدس اله نه از قسم اول است نه از قسم دوم، نه جهان را آفريد كه سودى ببرد و نه جهان را آفريد كه جودى كند [كه اگر نكرده بود معاذاللّه ناقص بود] او غَنّىٌ عَنِ الْعالَمين است.

كسى كه هستى محض و كمال صرف است كمبودى ندارد تا كارى را انجام دهد و آن كمبود را رفع كند؛ بلكه چون عين كمال است، جود و سخا از او ترشح مى شود و نشأت مى گيرد. او خودش هدف است و عين الهدف، منزّه از آن است كه هدف داشته باشد.

 

[۱۳۴]. سوره طلاق ۶۵: آيه، ۱۲.

[۱۳۵]. سوره ذاريات ۵۱: آيه، ۵۶.

[۱۳۶]. سوره آل عمران۳: آيه، ۱۹.

[۱۳۷]. سوره فرقان ۲۵: آيه، ۴۳.

[۱۳۸]. سوره ابراهيم ۱۴: آيه، ۸.

 

منبع: هدانا برگرفته از  «توصیه ها،پرسش ها و پاسخ ها حضرت آیت الله جوادی آملی»


 

 

 

[به این نوشته امتیاز بدهید]
[total: 0 امتیاز: ۰]
🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.