ضرورت وحي

ضرورت وحي

نزول وحى

پرسش 1 . چرا اصلاً بايد وحى و نزول وحيانى باشد؟

در تاريخ اديان توحيدى، پس از نام مقدس خداوند هيچ كلمه اى به اهميت و شگرفى «وحى» نيست؛ اگر وحى نبود:

1. خداوند در پرده غيب الغيوب باقى مى ماند و بشريت با يك پاى چوبين (عقل عدد انديش) تنها مى ماند.1

2. ضرورت قيامت و جهان پس از مرگ از راه تفكر و برهان و استدلال قابل اثبات است2؛ اما شناخت بسيارى از ويژگى ها و جزئيات هستى فراتر از دسترسى دانش و تجربه بشرى است و تنها از راه «وحى» قابل بيان و تبيين است.

3. اگر وحى نبود، انسان با ترديدهاى جدى در مسائل معرفتى ـ نظير شناخت انسان، هدف خلقت و زندگى اجتماعى آغاز و فرجام طبيعت، وظايف انسان در قبال خدا، جامعه، طبيعت خود ـ روبه رو مى شد.

4. اگر وحى نبود، بسيارى از ظرفيت هاى فطرى و عقلانى انسان شناخته نمى شد و يا به درستى شكوفا نمى گشت. البته وحى الهى را نبايد در محدوده رسولان و كتاب هاى آسمانى خلاصه كرد. بلكه علاوه بر «وحى رسالى» به تصريح قرآن، «وحى» شامل الهامات ويژه به اولياى خدا نيز مى گردد. براساس روايات، در طول تاريخ حدود 124 هزار پيامبر ظهور كرده اند كه تنها گروهى اندك وظيفه ابلاغ پيام هاى الهى را به مردم داشته اند. اما گروه بيشترى براى به كمال رساندن ظرفيت هاى عقلى و فطرى خود، هدايت هاى ويژه دريافت مى كردند و در محيط اجتماعى آلوده، مسير سلامت را مى پيمودند.

در قرآن آمده است كه مادر حضرت موسى عليه السلام به مدد وحى الهى، فرزند خود را در سبد گذاشت و به دريا انداخت:
«وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ»3؛ «و به مادر موسى الهام كرديم كه او را شير بده و چون بر او بيمناك شدى، او را در [جعبه اى ]به دريا بيفكن و مترس و غم مخور، [چرا كه ]ما او را به سوى تو بازگرداننده و او را از پيامبران قرار خواهيم داد».

همچنين عناياتى به حضرت مريم عليهاالسلام شد و ملائكه با او به گفت و گو پرداختند:

«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ. يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرّاكِعِينَ»4؛ «و ياد كن [زمانى كه ]فرشتگان گفتند: اى مريم! خداوند تو را برگزيده و پاكيزه داشته و بر زنان جهانيان برترى داده است. اى مريم! پروردگارت را اطاعت كن و سجده بر و همراه نمازگزاران نماز بگزار».

البته «وحى رسالى» جايگاه ويژه اى دارد و در اين ميان نقش قرآن بسيار ممتاز است، به طورى كه قرآن كريم بيش از كتاب هاى آسمانى پيشين، جهت شناخت حق و باطل و تعديل شهوت و غضب و تصحيح محبت و عداوت انسان ها، بشير و نذير است.5

ليك گر واقف شوى زين آب پاك
كه كلام ايزد است و روحناك
نيست گردد وسوسؤ كلى ز جان
دل بيابد ره به سوى گلستان
ز آنكه در باغى و در جويى پرد
هر كه از سر صحف بويى برد6

بدون قرآن چه بسا آدمى در غفلت بود و عمر خود را به غفلت سپرى مى كرد؛ زيرا تنها نگاه خود را محدود به دنياى مادى مى ساخت و آن را چون سراى حقيقت مى انگاشت و از اين رو، جهان براى او معنايى ورا و بالاتر از خود نداشت؛ بلكه هر چه را مى ديد و مى نگريست، تنها موجودات تقطيع شده اى مى پنداشت كه فارغ از مبدأ و غايت است و نه «از جايى است» و نه «رو به جايى» دارد. اما آيات قرآن انسان را به تدبر واداشته و او را از اين غفلت بيدار مى سازد7.8

به هر روى دليل نزول قرآن، نياز آدمى است و تا زمانى كه اين نياز هست – كه تا ابد خواهد بود – بايد قرآن باشد.

1. طباطبايى، سيد محمدحسين، قرآن در اسلام، قم: دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هفتم، 1374ش صص91ـ92.
2. مرتضى مطهرى، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5.
3. قصص 28، آيه 7.
4. آل عمران 3، آيات 42 و 43.
5. فصلت 41، آيات 2 و 4 ؛ مريم (19)، آيه 97.
6. مثنوى، دفتر چهارم، ابيات 3470 ـ 3472.
7. ص 38، آيه 29 ؛ محمد (47)، آيه 24.
8. براى آگاهى بيشتر در اين باب نكا: مقالات، استاد محمد شجاعى سروش، چاپ دوم 1371 ش، ج اول، صص 89-98.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان،  پرسش ها و پاسخ ها «قرآن شناسی».

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

 

نظر شما درباره این مطلب:

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.