وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

سرگردانی روح بعد از فوت

اصل رفت و آمد برخى ارواح به عالم دنيا، طبق روايات اهل بيت (ع) امرى مسلّم است. لكن آنچه از روايات استفاده مى شود اين است كه ارواح بدون اذن الهى نمى توانند به عالم دنيا رفت و آمد داشته باشند. همچنين از نظر عقلى و نقلى شكى در اين نيست كه ارواح اگر از جانب خداوند متعال اذن داشته باشند مى توانند كارهايى را در دنيا انجام دهند

سرگردانی روح بعد از فوت

آزادى روح انسان پس از مرگ چگونه است؟ آيا مى تواند در هر مكانى حضور يابد يا محدوديت هايى متوجه اوست؟

پاسخ به اين پرسش با استفاده ازروايات شريفه بدست مى ايد.

بايد گفت كه اصل رفت و آمد برخى ارواح به عالم دنيا، طبق روايات اهل بيت (ع) امرى مسلّم است. لكن آنچه از روايات استفاده مى شود اين است كه ارواح بدون اذن الهى نمى توانند به عالم دنيا رفت و آمد داشته باشند. همچنين از نظر عقلى و نقلى شكى در اين نيست كه ارواح اگر از جانب خداوند متعال اذن داشته باشند مى توانند كارهايى را در دنيا انجام دهند چون ارواح امورى مجرّدند و امور مجرّد مى توانند در امور مادّى تصرّف نمايند. شواهد نقلى و گزارشات افراد ثقه نيز حاكى است كه برخى ارواح چنين اجازه اى را مى يابند.

از روايات اهل بيت (ع) استفاده مى شود كه انسانهاى مومن بعد از مرگ در عالم برزخ، به جايگاه خاص اهل ايمان منتقل مى شوند كه همان بهشت برزخى است و ارواح اهل جهنم نيز به جايگاه خودشان منتقل مى شوند و چنين نيست كه ارواح در دنيا سرگردان باشند.

ارواح مومنين اهل خود را ديدار و ملاقات مى كنند روح مومن با همان صورتى كه متصور است به دنيا نزول نموده و اقوام و ارحام و اهل بيت و افرادى را كه به آنها علاقمند است، ملاقات مى كند و از حالات و سرگذشت آنها اطلاع مى يابد.

در كتاب «كافى» با سند خود از حفص بن البُختُرى روايت مى كند كه حضرت صادق عليه السلام فرمودند: «مومن، اهل خود را مى بيند و آنچه را كه موجب محبت اوست مى بيند، ليكن چيزهايى كه موجب كراهت او مى گردد از نظر او پوشيده مى شود و كافر نيز اهل خود را مى بيند و آنچه موجب ناراحتى و كراهت اوست مشاهده مى كند، وليكن چيزهايى كه موجب محبت اوست از نظر او پوشيده مى گردد.

حضرت فرمودند: بعضى از مومنان در هر هفته يكبار در روز جمعه به زيارت و ملاقات اهل خود مى رسند، و بعضى بر حسب مقدار عمل خود و به حسب درجه وجودى و معنوى خود مى توانند آنانرا ملاقات و زيارت كنند.»

«اسحق بن عمار مى گويد: از حضرت ابى الحسن الاول راجع به ارواح درگذشتگان پرسش كردم كه: آيا آنها اهل خود را ملاقات و ديدار مى كنند؟ حضرت فرمودند: بلى.

گفتم: در چه مقدار از زمان ديدار مى كنند؟

حضرت فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال يكبار بر حسب منزلت و مكانت مومن.

گفتم: در چه صورتى آنها براى ديدار اهل خود مى روند؟

حضرت فرمود: در صورت پرنده لطيفى كه خود را به روى ديوارها مى اندازد، بر ديوارهاى آنها فرود مى آيد و بر آنها اشراف مى يابد پس اگر آنها را در خير و خوبى مشاهده كند خوشحال مى شود، و اگر آنها را در بدى و حاجتمندى بنگرد اندوهگين و غمناك مى گردد.»

علامه تهرانى در توضيح اين مطلب گفته اند:

در اينجا كه حضرت مى فرمايد: به صورت پرنده و طير بر ديوارها مى نشيند، منظور اين نيست كه واقعاً روح مومن به صورت مرغى و حيوانى مى گردد، و اين طور نيست كه بعضى از اوقات مرغى را كه بر روى ديوار خانه مى بيند واقعاً روح مرده او باشد بلكه حضرت تمثيل مى كنند بدين طريق كه همانطور كه مرغ ها بر روى ديوارهاى شما خود را مى اندازند و به آسانى رفت و آمد مى كنند، همينطور هم روح مومن مى آيد و سركشى مى كند و از اهل خود و احوالات آنها اطلاع پيدا مى كند.

از حضرت باقر عليه السلام درباره زيارت اهل قبور پرسش شد. فرمود: چون روز جمعه باشد آنان را زيارت كن چون هر كس از آنان در ضيق و تنگى باشد در بين طلوع صبح صادق و طلوع آفتاب گشايش مى يابد، و لذا در اين موقع در هر روز، از كسى كه به زيارت او رفته باشد، علم و اطلاع پيدا مى كند، وليكن چون آفتاب طلوع كند آنها يله و رها مى شوند و ديگر قادر بر جهت گيرى در امور دنيا و زيارت اهل خود نيستند.

ذكر چند نكته:

۱ روح متوفى به قبر خود ارتباط بيشترى دارد و لذا زيارت ارواح در سر قبورشان اثر بيشترى دارد. و لذا مومن زائر بواسطه دريچه قبر، خود را به روح آن معصوم و مقرب درگاه خدا مرتبط نموده و بدينوسيله با تمام بزرگى عالم معنى و ارواح ارتباط پيدا مى كند و بهره مى گيرد.

۲ اعتقاد به ارواح سرگردان به آن شكل كه در داستانها و فيلمها ديده مى شود بيشتر در برخى از اديان بدوى يا تحريف شده مطرح است. آنچه در روايات اهل بيت (ع) وجود دارد اين است كه برخى ارواح گاه اجازه مى يابند كه از اهل خود در دنيا ديدار نمايند.

۳ طبق روايات اهل بيت (ع) و نظرات فلاسفه اسلامى، روح انسان، در عالم برزخ، كه باطن عالم مادّه است، داراى بدنى برزخى بوده بى نياز از بدن مادّى است و لذا براى ارتباط با دنيا محدوديت عالم مادى و بدن دنيوى را ندارند.

۴ غيراز ارتباط ارواح با ما، ارتباط گرفتن ما با ارواح هم ممكن است يعنى اصل امكان ارتباط با ارواح محال نيست ليكن چنان نيست كه از هر كسى ساخته باشد بلكه شرايط ويژه و بسيار دشوارى را مى‏طلبد و تنها افراد بسيار برجسته‏اى توانايى چنين كارى را دارند و چه بسا در ميان مدعيان، به سختى بتوان افراد راستگويى را يافت كه درادعاى خود صادق باشد. گاه در مواردى كه احساس مى‏شود ارتباطى حاصل شده اين ارتباط در حقيقت با روح خود فرد است، شبيه حالتى كه در خواب براى انسان رخ مى‏دهد، اشخاص را مى‏بيند، با آنها صحبت مى‏كنند و… اين در حقيقت روح خود فرد است كه به اطراف و جوانب مختلف متوجه شده و مطالبى را اعم از صحيح و سقيم بازگو مى‏كند. در مواردى احتمالا ارتباط با ارواح و يا اجسام مثالى رخ ميدهد ولى تنها براى افراد بسيار نادرى ممكن است و آنچه در اين رابطه مورد ادعاى بسياريقرار گرفته غالبا باطل و وسيله‏اى براى فريب دادن انسان هاى ساده لوح و حتى بازى‏هاى سياسى است. از نظر شرعى نيز احضار روح حرام مى باشد.

براى آگاهى بيشتر ر. ك:

۱ «عود ارواح» ناصر مكارم شيرازى

۲ معاد شناسى علامه تهرانى ج ۳

۳ اصالت روح از منظر قران و سنت ايت الله جعفر سبحانى

 

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.