وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

روايات تحريف قران

روايات تحريف قران

روايات تحريف

 چگونه مى توان رواياتى را كه براى اثبات تحريف قرآن، نقل شده، ناديده گرفت و يا توجيه كرد؟

عده اى از محدثان شيعه و حشويه و جماعتى از محدثان اهل سنت درباره تحريف قرآن به اخبارى كه در كتاب هاى معتبر شيعه و در صحاح اهل سنت نقل شده، استدلال كرده اند؛ اما به موجب دلايل و براهين متقن، هيچ كدام از آن اخبار بر تحريف قرآن دلالت نمى كند؛ زيرا: 

 

 

۱. بعضى از روايات كه آيه اى از قرآن را همراه با عبارتى افزون بر اصل آن آيه آورده است، در صدد تفسير و شرح آن آيه است و دلالتى بر الحاق آن عبارت به آيه قرآنى ندارد. براى مثال امام صادق عليه السلام در تفسير آيه «وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا»۱۲ فرموده است: «وَ إِنْ تَلْوُوا (الامر) أَوْ تُعْرِضُوا (عما امرتهم به)» كه جملات بين پرانتز آن، تفسير آيه است، نه جزء آيه.

 

و همين طور است عبارت «فى على» در آخر آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ (فى على)»۱۳؛ در اين روايت نمى خواهد بگويد: آن كلمه جزء قرآن است؛ بلكه مى خواهد بگويد: آيه در حق آن حضرت نازل شده است. آنچه موجب اشتباه شده، اين است كه گاهى اين پرانتزها مشخص نشده است.

 

۲. در رواياتى كه در مقام تفسير آيه اى است، ذكر و يا دعايى به آن اضافه مى شده تا مردم هنگام تلاوت، ادب آن آيه را رعايت بكنند؛ مانند روايتى كه در آن عبارت «كذلك اللّه ربى» در آخر سوره ى توحيد از زبان مبارك امام رضا عليه السلام نقل شده است.

 

۳. اختلافاتى كه در باب نوع الفاظ آيات در روايات مشاهده مى شود، قرينه بر اين است كه مراد تفسير آيه به معنا است؛ مثل روايات مربوط به آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ»۱۴ كه در بعضى «انتم ضعفاء» آمده و در برخى «انتم قليل» ذكر شده است.

 

۴. گاهى در ميان برخى از روايات، تعارض و تنافى مشاهده مى شود كه براساس قاعده كلى «تساقط»، بايد آنها را به كنار نهاد؛ مانند روايات وارده از خاصه و عامه در مورد اينكه آيه اى در قرآن براى حكم سنگسار بوده و بعد حذف شده است.

 

در يك روايت، آيه ادعايى اين گونه آمده است: «اذا زنى الشيخ و الشيخه فارجموهما البتة فانهما قضيا الشهوة» و در ديگرى: «الشيخ و الشيخه اذا زنيا فارجموهما البتة…» و در بعضى: «و بما قضيا من اللذة» و در برخى: «نَكالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَليِمٌ حَكِيمٌ». و در بعضى هم آخر آيه آمده است: «نَكالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ».

 

اين اختلافات به طور حتم، اين گونه روايات را از اعتبار ساقط مى كند.
افزون بر آنچه گذشت، اين روايات با حديث شريف «ثقلين» ـ كه استحكام سندى و دلالى آن بر مصون ماندن قرآن، بر كسى پوشيده نيست ـ تنافى دارند و از طرفى با مفاد رواياتى كه امر به عرضه آنها بر قرآن نموده و محوريت را قرآن معرفى مى كنند، سازگارى ندارند۱۵. در نتيجه به طور يقين اين روايات در دلالت بر تحريف عاجز و ناتوانند.

 

 

۱۲. نساء ۴، آيه ۱۳۵.
۱۳. مائده ۵، آيه ۶۷.
۱۴. آل عمران ۳، آيه ۱۲۳.
۱۵. براى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف. طباطبايى، سيدمحمدحسين، تفسير الميزان، ج ۱۲ ص ۱۵۰ تا ۱۹۲؛
ب. معرفت، محمدهادى: مصونيت قرآن از تحريف، ترجمه محمد شهرابى ؛
ج. حسن زاده آملى، حسن، قرآن هرگز تحريف نشده است.

منبع: سایت هدانا برگرفته از پرسمان،  پرسش ها و پاسخ ها «قرآن شناسی».

حتما بخوانيد

 

ویژه نامه قرآن پژوهی

 

🔗 لینک کوتاه

نظر شما درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.