وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

احرام چیست

احرام چیست

 

مطابق نظر آيت الله خامنه ای
مطابق نظر آيت الله خامنه ای

مناسک حج
مسأله ۳۷۴
ـ نخستين واجب از واجبات حج، احرام است. احرام حج، از نظر كيفيت، شرايط، مُحرّمات، احكام و كفارات، مثل احرام عمره است، تنها نيت آن متفاوت است و بايد به نيت انجام اعمال حج مُحرم شود. تمام اموري كه در احرام عمره ذكر شد، در احرام حج نيز معتبر است. احرام با نيت آغاز مي‌شود و زماني كه شخص نيت كند و لبيك بگويد، مُحرم است. البته احرام حج ويژگي‌هايي دارد كه در مسائل آتى به بيان آنها خواهيم پرداخت.
مسأله ۳۷۵
ميقات احرام حج تمتع، مكّه‌ي مكرّمه است، و بهتر است براي حج تمتع از مسجدالحرام مُحرم شود. محرم شدن در همه جاي مكه، حتي بافت جديد شهر، صحيح است، اما احوط آن است كه در مناطق قديمي آن مُحرم شود، و اگر شك كند كه محلي جزء شهر است يا نه، مُحرم شدن در آن محل صحيح نيست.
مسأله ۳۷۶
لازم است زماني مُحرم شود، که بتواند وقوف اختياري در عرفات را درك كند. بهترين زمان احرام بستن، هنگام زوال (ظهر) روز ترويه (هشتم ذي‌حجه) است و مُحرم شدن پيش از آن نيز جايز است، به خصوص براي سالمندان و بيماراني كه از ازدحام و شلوغي هراسانند، چنان كه پيش‌تر گفته شد(۱) كساني كه مي‌خواهند پس از انجام عمره بنا به ضرورت از مكه خارج شوند نيز مي‌توانند پيش از زمان ياد شده مُحرم شوند. ۱. مسأله ۱۲۱.
مسأله ۳۷۷
اگر احرام بستن را فراموش كند و به مِني و عرفات برود، واجب است كه به مكه‌ باز گردد و در آنجا مُحرم شود، و اگر به سبب تنگي وقت يا عذر ديگر، اين كار ممكن نباشد، مي‌تواند در همان محلي كه يادش آمده مُحرم شود و حج او صحيح است. حكم كسي كه مسأله را نمي‌داند نيز چنين است.
مسأله ۳۷۸
كسي كه احرام بستن را فراموش كند و اعمال حج را به پايان ببرد، حج او صحيح است، كسي كه حكم مسأله را نمي‌داند نيز چنين است، و احتياط مستحب آن است كه در صورت ندانستن مسأله يا فراموش كردن آن، در سال بعد حج را اعاده كند.
مسأله ۳۷۹
اگر كسي آگاهانه و عمداً احرام را ترك كند، چندان كه وقوف در عرفات و مشعر را از دست بدهد، حجش باطل است.
مسأله ۳۸۰
كساني كه پيش از وقوف در عرفات و مشعر، مجاز به انجام اعمال مكه مي‌باشند، بايد آن اعمال را در حال احرام به‌جا آورند، و اگر بدون احرام انجام دهند بايد آن را با احرام اعاده كنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مسأله۱۰۰
ميقات‌هاي احرام مكان‌هايي هستند كه براي احرام بستن تعيين شده‌اند و عبارتند از:
۱ـ مسجد شجره

مسأله ۱۰۱
مسجد شجره در منطقه ذوالحليفه در نزديكي مدينه منوّره واقع شده است، و آن ميقات كساني است كه از راه مدينه به مكه مي‌روند.
مسأله ۱۰۲
تأخير احرام از مسجد شجره به جُحفه جايز نيست مگر در صورت ضرورت، از قبيل بيماري و ضعف و عذرهاي ديگر.
مسأله ۱۰۳
احرام بستن در بيرون مسجد شجره مجزي نيست، ولي احرام بستن از همه‌ي قسمت‌هاي مسجد حتي قسمت‌هاي توسعه يافته و جديد آن مجزي است.
مسأله ۱۰۴
زني كه داراي عذر است، مي‌تواند در حال عبور از مسجد محرم شود، به شرطي كه مستلزم توقف در مسجد نباشد. ولي اگر مستلزم توقف در مسجد هرچند بر اثر ازدحام و مانند آن باشد و نتواند احرام را تا برطرف شدن عذر به تأخير بيندازد، بايد از جُحفه يا مُحاذات آن محرم شود و جايز است با نذر از هر مكان ديگري قبل از ميقات محرم شود.
مسأله ۱۰۵
در صحت نذر زوجه براي احرام پيش از ميقات در صورتي كه شوهر او غايب باشد، اذن شوهر شرط نيست؛ ولي اگر حضور داشته باشد، احتياط واجب آن است كه از او اذن بگيرد. و اگر بدون اذن شوهر نذر كند، نذر او منعقد نمي‌شود.
۲ـ وادي عقيق

مسأله ۱۰۶
وادى عقيق، ميقات مردم عراق و نَجد و كساني است كه از آنجا براي انجام عمره عبور مي‌كنند و داراي سه بخش است: بخش اول را مَسلخ و وسط آن را غَمره و پايان آن را ذات عِرق مي‌نامند و احرام بستن از همه‌ي قسمت‌هاي آن صحيح است.
۳ـ جُحفه

مسأله ۱۰۷
جُحفه ميقات اهل شام، مصر، مغرب و همه‌ي كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور مي‌كنند، و احرام بستن از داخل مسجد و يا ساير مواضع جُحفه صحيح است.
۴ـ يَلَمْلَم

مسأله ۱۰۸
يَلَملَم نام كوهي است در جنوب مكّه‌ي مكرّمه، و ميقات مردم يمن و همه‌ي كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور مي‌كنند. احرام بستن از همه‌ي قسمت‌هاي آن صحيح است.
۵ـ قَرنُ المنازل

مسأله ۱۰۹
قَرنُ المنازل ميقات مردم طائف و كساني است كه از آن جا براي انجام عمره عبور مي‌كنند. محرم شدن از قَرنُ‌المنازل، خواه از داخل مسجد باشد يا خارج آن در ساير مواضع قَرنُ المنازل، كافي است.
مُحاذات ميقات‌هاي پنج‌گانه

مسأله ۱۱۰
هرگاه فردي از راهي برود كه به هيچ يك از ميقات‌ها عبورش نيفتد و به مكاني برسد كه مُحاذي يكي از ميقات‌ها است، بايد از مُحاذات ميقات محرم شود. مُحاذات يعني در راهِ رفتن به مكّه‌ي مكرّمه به نقطه‌اي برسد كه ميقات در سمت راست يا چپ او واقع شود، به گونه‌اي كه اگر بخواهد از آن جا بگذرد ميقات متمايل به پشت او شود.
مسأله ۱۱۱
اين ميقات‌ها محل احرام عمره‌ي تمتع هستند. در اينجا ميقات‌هاي ديگري هم هست كه عبارتند از: ۱ـ مكّه‌ي مكرّمه، و آن ميقات حج تمتع است. ۲ـ منزل خود شخص و آن ميقات كسي است كه منزل او بين ميقات و مكه واقع شده است. بر چنين شخصي واجب نيست براي احرام بستن به يكي از ميقات‌هايي كه قبلاً ذكرشد، مراجعه كند. ۳ ـ اَدني الحِلّ، و آن ميقات عمره‌ي مفرده براي خصوص كسي است كه در داخل شهر مكّه است و مي‌خواهد براي عمره‌ي مفرده محرم شود، و افضل آن است كه از حديبيّه يا جِعرّانه يا تنعيم محرم شوند.
مسأله ۱۱۲
ميقات يا مُحاذات آن در صورت عدم علم، با بيّنه‌ي شرعي يعني گواهي دو شاهد عادل يا شهرتي كه موجب اطمينان شود ثابت مي‌شود و بررسي و تحقيق براي يقين پيدا كردن لازم نيست. اگر علم و بيّنه و شهرت وجود نداشته باشد، فرد مي‌تواند به ظن حاصل از پرسيدن از كساني كه اهل اطلاع از آن مكان‌ها هستند، اكتفا كند.
مسأله ۱۱۳
احرام بستن پيش از رسيدن به ميقات صحيح نيست مگر آنكه فرد نذر كند از محلي كه پيش از ميقات است احرام ببندد، مثل اينكه نذر كند از مدينه يا شهر خودش محرم شود، كه در اين صورت بايد از همان مكان محرم شود و احرام او صحيح است.
مسأله ۱۱۴
اگر از ميقات بدون احرام عمداً يا از روي غفلت يا ندانستن مسأله گذشته باشد واجب است براي احرام به ميقات برگردد.
مسأله ۱۱۵
اگر از ميقات بدون احرام در اثر غفلت يا فراموشي يا ندانستن مسأله گذشته، و نمي‌تواند از جهت ضيق وقت يا عذر ديگر به ميقات برگردد، لكن هنوز داخل حرم نشده است، به احتياط واجب بايد به هر مقدار كه ممكن باشد به طرف ميقات برگردد تا از آنجا محرم شود، و اگر داخل حرم شده و مي‌تواند از حرم براي احرام خارج شود، بايد براي احرام از حرم خارج شود و اگر به علت تنگي وقت و مانند آن نمي‌تواند از حرم خارج شود، بايد داخل حرم از همان جايي كه عذرش برطرف شده است محرم شود.
مسأله ۱۱۶
تأخير احرام از ميقات از روي اختيار جايز نيست، چه ميقات ديگري در پيش رو داشته باشد يا خير.
مسأله ۱۱۷
اگر كسي از احرام بستن در يكي از ميقات‌ها منع شود، جايز است از ميقات ديگر محرم شود.
مسأله ۱۱۸
هرگاه كسي از روي علم و عمد احرام بستن از ميقات را ترك كند و به جهت تنگي وقت يا عذر ديگر نتواند به ميقات برگردد و ميقات ديگري نيز در پيش رو نداشته باشد و در نتيجه وقت براي انجام عمره تنگ شود، عمره‌ي او فوت شده و حج وي باطل مي‌شود و در صورتي كه حج بر او مستقر شده يا مستطيع باشد، بايد سال ديگر حج به‌جا آورد.
مسأله ۱۱۹
جدّه ميقات محسوب نمي‌شود و مُحاذي هيچ يك از ميقات‌ها هم نيست. بنابراين احرام بستن از جدّه براي عمره‌ي تمتع از روي اختيار صحيح نيست، بلكه واجب است انسان براي محرم شدن به يكي از ميقات‌ها برود. و در صورتي كه نتواند به يكي از ميقات‌ها برود، احتياط واجب آن است كه با نذر از جدّه احرام ببندد.
مسأله ۱۲۰
هرگاه كسي پس از احرام بستن از ميقات و گذشتن از آن متوجه شود كه احرام او صحيح نبوده، اگر مي‌تواند به ميقات برگردد، واجب است به ميقات برگردد و از آنجا محرم شود. و اگر بازگشت به ميقات جز با آمدن به مكه برايش ممكن نباشد، بايد براي ورود به مكّه از اَدني الحِلّ به نيت عمره‌ي مفرده محرم شود و پس از انجام اعمال عمره‌ي مفرده به يكي از ميقات‌ها باز گردد و براي عمره‌ي تمتع احرام ببندد.
مسأله ۱۲۱
خروج از مكّه‌ي مكرّمه بعد از عمره‌ي تمتع و قبل از اعمال حج براي كسي كه مطمئن است مي‌تواند براي انجام حج تمتع به مكه برگردد جايز است. هرچند احتياط مستحب آن است كه از مكّه‌ي مكرّمه خارج نشود مگر براي نياز و كار ضروري. در اين صورت بنابر احتياط ابتدا در مكه براي حج مُحرم شود و بعد خارج شود. و اگر مُحرم شدن براي او مشقت داشته باشد، مي‌تواند براي انجام كار خود بدون احرام خارج شود. افرادي كه قصد عمل به اين احتياط را دارند و ناچارند يك يا چند مرتبه به مكه وارد و از آن خارج شوند مانند خدمه‌ي كاروان‌ها، مي‌توانند براي ورود به مكّه‌ي مكرّمه، اول عمره‌ي مفرده انجام دهند و عمره‌ي تمتع را به تأخير بيندازند تا زماني كه بتوانند در آن وقت عمره‌ي تمتع را قبل از اعمال حج به‌جا آورند، در اين صورت بايد از ميقات براي عمره‌ي تمتع محرم شوند و هنگامي كه از عمره‌ي تمتع فارغ شدند از مكّه براي حج محرم شوند.
مسأله ۱۲۲
ملاك خروج از مكّه‌ي مكرّمه بين عمره تمتع و حج، خروج از شهر كنوني مكه است. بنابراين رفتن به مكان‌هايي كه در حال حاضر جزو مكّه است، هرچند در گذشته خارج از مكّه‌ي مكرّمه محسوب مي‌شده، خروج از مكّه محسوب نمي‌شود.
مسأله ۱۲۳
اگر بعد از انجام عمره‌ي تمتع از شهر مكه بدون احرام خارج شود، اگر در همان ماهي كه عمره انجام داده به مكه برگردد، نياز به تجديد احرام براي ورود به شهر مكه ندارد، ولي اگر در ماه بعد از ماه انجام عمره به مكه برگردد، مثل اينكه عمره را در ذي‌القعده انجام دهد و خارج شود، و در ماه ذي‌الحجه به مكه برگردد، و يا در ذي القعده عمره انجام دهد و در ذي الحجه خارج شده و مجدداً برگردد واجب است با احرام جديد براي عمره جهت دخول مكه محرم شود، و عمرة تمتع وي كه متصل به حج مي‌شود همين عمره‌ي تمتع دوم خواهد ‌بود. و اگر مجدداً محرم نشود و عمره دوّم را انجام ندهد حج تمتع وى صحيح نيست.
مسأله ۱۲۴
بنا بر احتياط واجب نبايد بعد از انجام عمره‌ي تمتع و قبل از حج تمتع، عمره‌ي مفرده به‌جا آورد. ولي اگر به‌جا آورد، به صحت عمره و حج تمتع او خللي وارد نمي‌کند.
مسأله ۱۲۵
مسائل مربوط به احرام به چهار بخش تقسيم مي‌شود: ۱‌. اعمال واجب در حال احرام يا براي احرام ۲. مستحبات احرام ۳. محرّمات احرام ۴. مکروهات احرام
اول ـ نيت

مسأله ۱۲۶
شرايط و کيفيت نيّت به اين شرح است: الف) قصد انجام اعمال حج يا عمره، بنابراين كسي كه مي‌خواهد براي عمره‌ِي تمتع محرم شود، بايد از زمان احرام قصد انجام آن را داشته باشد. ب) قصد قربت و نيّت خالص براي اطاعت خداوند داشته باشد، زيرا عمره و حج و همه‌‌ي اعمال و مناسك آنها عبادت هستند و بايد به قصد تقرّب و نزديكي به خداوند تبارك و تعالي به‌جا آورده شوند. ج) كسي كه مي‌خواهد محرم شود بايد هنگام احرام قصد و نيت خود را تعيين كند يعني معيّن كند كه قصد انجام حج دارد يا عمره، و همچنين مشخص كند كه آيا حج تمتع است يا اِفراد يا قِران، حج را براي خود به‌جا مي‌آورد يا به نيابت از ديگري، حَجةالاسلام است يا حج نذري و يا حج مستحب.
مسأله ۱۲۷
در قصد لازم نيست صورت تفصيلي اعمال و مناسك عمره يا حج در ذهن انسان خطور كند، بلكه خطور صورت اجمالي آن كافي است. و همين اندازه كه قصد انجام واجبات مناسك حج يا عمره را به‌طور اجمالي داشته باشد و سپس آنها را به تدريج انجام دهد كافي است.
مسأله ۱۲۸
كسي كه محرم مي‌شود لازم نيست قصد ترك محرّمات را داشته باشد، بلكه قصد انجام بعضي از محرّمات هم ضرري به صحت احرام نمي‌زند، مگر آنكه قصد انجام محرّماتي را داشته باشد كه ارتكاب آنها عمره يا حج را باطل مي‌كند مثل نزديكي با زن در بعضي از موارد كه خواهد آمد. زيرا قصد انجام اين امور با قصد انجام مناسك حج قابل جمع نيست بلكه با قصد احرام منافات دارد.
مسأله ۱۲۹
اگر بر اثر ناآگاهي از مسأله يا غفلت، به جاي نيت عمره، نيت حج کند، احرام او صحيح است. مثلاً اگر در نيت احرام عمره تمتع بگويد: «مُحرم مي‌شوم براي حج تمتع قربةً الي الله»؛ ليكن قصد انجام اعمالي را داشته باشد که ديگران انجام مي‌دهند، به تصور اين که آن اعمال «حج» نام دارد، احرامش صحيح است.
مسأله ۱۳۰
به زبان آوردن نيت يا خطور دادن آن در ذهن در نيت شرط نيست، بلكه همين اندازه كه قصد انجام عمل را داشته باشد كافي است.
مسأله ۱۳۱
نيت بايد همراه با احرام بستن باشد، بنابراين نيت قبلي كفايت نمي‌كند مگر آنكه تا زمان احرام استمرار داشته باشد.
مسأله ۱۳۲
تلبيه در احرام، همانند تکبيرة‌الإحرام در نماز است، و هنگامي که حاجي تلبيه بگويد، محرم مي‌شود و اعمال عمره‌ي تمتع را آغاز مي‌کند. در حقيقت، تلبيه به منزله‌ي اجابت دعوت پروردگار مهربان است که مکلّفان را به حج فرا خوانده است، از اين رو شايسته است که ذکر تلبيه با خضوع و خشوع کامل ادا شود.
مسأله ۱۳۳
صورت تلبيه بنا بر اصحّ، جملات ذيل است: «لَبّيكَ اللّهُمَّ لَبّيك، لَبّيكَ لا شريكَ لكَ لَبّيك». و اگر به اين مقدار اكتفا كند، احرامش صحيح است؛ و احتياط مستحب آن است كه بعد از تلبيات چهارگانه بگويد: «إنّ الحمدَ و النِّعمَةَ لَكَ و المُلك لا شريكَ لَكَ لَبَّيك». و اگر بخواهد بيشتر احتياط كند، پس از گفتن آنچه ذكر شد، بگويد: «لَبّيكَ اللّهُمَّ لَبّيك، إنَّ الحمدَ و النِّعمةَ لَكَ و المُلك، لا شريكَ لَكَ لَبّيك». و مستحب است اين عبارات که در روايت معتبر آمده، بعد از آن گفته شود: «لَبَّيكَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّيكَ، لَبَّيْكَ داعِياً إِلي دارالسَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلالِ وَالاِكْرامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغْنِي و يُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْماءِ وَالفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشّافَ الْكُرَبِ الْعِظامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عبدُ كَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».
مسأله ۱۳۴
مقدار واجب لبّيك يك بار است ولي مستحب است هر چه مي‌تواند آن را تكرار كند.
مسأله ۱۳۵
واجب است شخص مقدار واجب تلبيه را صحيح و بي‌غلط تلفظ كند و اگر شخص با آنكه مي‌تواند آن را به‌طور صحيح ياد بگيرد و يا كسي به او در وقت گفتن تلقين كند، آن را اشتباه بگويد كافي نيست، ولي اگر نتواند ياد بگيرد هرچند بر اثر تنگي وقت باشد و نتواند آن را با تلقين نيز صحيح ادا كند، به هر نحو كه مي‌تواند بگويد. و در اين صورت احتياط آن است كه علاوه بر گفتنِ خودش، نايب هم بگيرد.
مسأله ۱۳۶
هرگاه كسي عمداً تلبيه را نگويد، حكم كسي را دارد كه عمداً احرام بستن از ميقات را ترك كرده باشد.
مسأله ۱۳۷
هرگاه كسي تلبيه را به‌طور صحيح نگويد و عذري نيز نداشته باشد، حكم كسي را دارد كه عمداً تلبيه را ترك كرده باشد.
مسأله ۱۳۸
كسي كه براي عمره‌ي تمتع محرم شده، واجب است هنگام مشاهده‌ي خانه‌هاي مكّه‌ي مكرّمه ـ ولو خانه‌هاي جديد البناء در اطراف مكه كه در حال حاضر جزو شهر مكه محسوب است‌ ـ از لبيك گفتن خودداري كند. و كسي كه براي حج احرام بسته واجب است از ظهر روز عرفه لبيك گفتن را ترك كند.
مسأله ۱۳۹
احرام در حج تمتع و عمره‌ي تمتع و حج اِفراد و عمره‌ي مفرده فقط با لبيك گفتن محقق مي‌شود، ولي احرام در حج قِران هم با لبيك گفتن محقق مي‌شود و هم با اِشعار و تقليد. اشعار مخصوص شتر است ولي تقليد در مورد همه‌ي قرباني‌ها مصداق دارد.
مسأله ۱۴۰
اشعار عبارت است از اينكه كوهان شتر، مجروح و به خون آغشته گردد تا معلوم باشد كه قرباني است. و تقليد عبارت است از اينكه حاجي نعلين يا نخي را به گردن حيوان آويزان كند تا معلوم باشد كه آن حيوان قرباني است.
مسأله ۱۴۱
يكي از دو جامه، «لُنگ» است كه بايد به كمر بسته شود و ديگري «رداء» است كه به دوش انداخته مي‌شود. اين دو جامه بايد بعد از بيرون آوردن همه لباس‌هايي كه پوشيدن آنها بر محرم حرام است، پوشيده شوند.
مسأله ۱۴۲
بنا بر احتياط واجب، بايد دو جامه‌ي مذکور را پيش از نيت احرام و تلبيه بپوشد.
مسأله ۱۴۳
لازم نيست لُنگ، از ناف تا زانو را بپوشاند بلكه همين كه لُنگ بر آن صدق كند و به نحو متعارف باشد كفايت مي‌كند.
مسأله ۱۴۴
گره زدن لُنگ به گردن جايز نيست ولي سنجاق زدن و امثال آن و گره زدن بعض آن به بعض ديگر مانعي ندارد تا وقتي كه از صدق عنوان اِزار خارج نشود. و همچنين در رداء گره يا سنجاق يا گيره زدن آن يا گذاشتن سنگريزه در دو طرف و بستن آن با نخ به نحو متعارف تا زماني كه عنوان رداء بر آن صدق كند، جايز است.
مسأله ۱۴۵
در پوشيدن جامه‌ي احرام، احتياط واجب آن است كه قصد تقرّب الي الله داشته باشد.
مسأله ۱۴۶
جامه‌ي احرام بايد شرايط لباس نمازگزار را داشته باشد. بنابراين احرام بستن در جامه‌ي حرير يا جامه‌اي كه از اجزاي حيوان حرام گوشت يا مردار تهيه شده باشد يا جامه‌اي كه به نجاستي نجس شده باشد كه در نماز از آن عفو نشده است كفايت نمي‌كند.
مسأله ۱۴۷
لازم است جامه‌اي كه لُنگ قرار داده مي‌شود نازك و بدن‌نما نباشد، ولي بدن‌نما بودن رداء اشكالي ندارد؛ مشروط بر اينكه رداء بر آن صدق كند.
مسأله ۱۴۸
وجوب پوشيدن دو جامه‌ي احرام مخصوص مردان است. زنان مي‌توانند در همان لباس خودشان به هر نحو كه هست مُحرم شوند، چه دوخته باشد يا نباشد، مشروط بر اينكه شرايط لباس نمازگزار رعايت شده باشد.
مسأله ۱۴۹
لباس احرام زن نبايد از حرير خالص باشد.
مسأله ۱۵۰
لازم نيست لباس احرام، منسوج و بافتني و از جنس پنبه يا پشم و مانند آن باشد، بلكه اگر از پوست يا نايلون و پلاستيك باشد و عنوان لباس بر آن صدق كند و پوشيدن آن متعارف باشد نيز كافي است. همچنين اگر مثل نمد ماليده شده باشد و به آن «جامه» گفته شود و پوشيدن آن متعارف باشد، مانعي ندارد.
مسأله ۱۵۱
اگر از روي عمد و علم در هنگام احرام لباس دوخته را از بدن خود بيرون نياورد، صحّت احرام او خالي از اشكال نيست و احتياط واجب آن است که پس از بيرون آوردن آن، نيت و تلبيه را تکرار کند.
مسأله ۱۵۲
اگر بر اثر سرما و مانند آن، ناگزير از پوشيدن جامه‌ي دوخته باشد، مي‌تواند از لباس هاي معمولي مانند پيراهن استفاده کند، اما نبايد آن را بپوشد، بلکه آن را به صورت برعکس بالا به پايين يا پشت و رو، به روي خود بيندازد.
مسأله ۱۵۳
فرد محرم مي‌تواند جامه‌ي احرام را براي استحمام و غسل يا تعويض به جامه‌ي ديگر و مانند آنها، از تن بيرون آورد.
مسأله ۱۵۴
فرد محرم مي‌تواند براي پرهيز از سرما و مانند آن، بيش از دو جامه بپوشد و دو قطعه يا بيشتر بر روي شانه بيندازد يا دور کمر ببندد.
مسأله ۱۵۵
اگر جامه‌ي احرام نجس شود، بنا بر احتياط واجب بايد آن را تطهير يا تعويض کند.
مسأله ۱۵۶
طهارت از حدث اصغر يا اكبر شرط صحت احرام نيست، بنا بر اين مي‌تواند در حال جنابت يا حيض، محرم شود، البته غسل کردن پيش از احرام، مستحب مؤکد است و اين غسل مستحب، «غسل احرام» ناميده مي‌شود و احوط آن است که آن را ترک نکند.
مسأله ۱۵۷
مستحب است قبل از احرام، بدن پاك باشد. و موهاي زائد بدن را زايل كرده و ناخن‌ها را كوتاه نموده باشد. مسواك زدن پيش از احرام نيز مستحب است. همچنين مستحب است كه پيش از محرم شدن در ميقات و يا پيش از رسيدن به ميقات ـ مثلاً در مدينه ـ غسل كند و گفته شد(۱) كه احوط آن است كه اين غسل را ترك نكند. و مستحب است كه بعد از نماز ظهر، يا بعد از هر نماز واجب ديگر و يا بعد از دو ركعت نماز مستحب محرم شود، و در برخي احاديث آمده است كه [پيش از احرام] شش ركعت نماز مستحب است و فضيلت بيشتري دارد. و نيز براي کسي که مي‌‌خواهد حج بجا آورد مستحب است كه از ابتداي ماه ذي‌قعده، موي سر و صورت خود را كوتاه نكند. **۱- مسأله ۱۵۶**
مسأله ۱۵۸
احرام در جامه‌ي سياه رنگ و كثيف و راه راه مكروه است، و بهتر آن است كه جامه‌ي احرام سفيد رنگ باشد. همچنين خوابيدن بر بالش يا بستر زرد رنگ در حال احرام مكروه است. استعمال حنا پيش از احرام نيز در صورتي كه رنگ آن تا زمان احرام باقي بماند، مكروه است. و نيز مكروه است در پاسخ كسي كه او را صدا كرده، واژه‌ي «لبيك» را به كار ببرد. رفتن به حمام و شستن بدن با كيسه و مانند آن نيز در حال احرام مكروه است.
مسأله ۱۵۹
بر شخص واجب است كه از لحظه‌ي شروع احرام تا آن گاه كه محرم است، از برخي امور اجتناب كند كه به آنها «محرمات احرام» گفته مي‌شود.
مسأله ۱۶۰
محرمات احرام بيست و دو چيز است، كه برخي از آنها فقط بر مردان يا فقط بر زنان حرام است. ابتدا به بيان اجمالي محرمات احرام و سپس به ذكر احكام و مسائل مورد ابتلا در هر يك از آنها مي‌پردازيم. محرمات احرام عبارتند از: ۱ـ پوشيدن لباس دوخته براي مردان ۲ـ پوشانيدن تمام روي پا براي مردان ۳ـ پوشانيدن سر براي مردان و پوشانيدن صورت براي زنان ۴ـ سايه بر سر قرار دادن براي مردان هنگام حركت و طي مسافت در طول روز ۵ ـ استعمال بوي خوش ۶ ـ نگاه كردن در آينه ۷ـ انگشتر به دست کردن ۸ ـ استعمال حنا ۹ـ روغن ماليدن به بدن ۱۰ـ كندن مو از بدن خود يا شخص ديگر ۱۱ـ سرمه كشيدن ۱۲ـ ناخن گرفتن ۱۳ـ بيرون آوردن خون از بدن ۱۴ـ فسوق (دروغ گفتن و همچنين دشنام دادن و فخر فروشي) ۱۵ـ جدال كردن يعني گفتن «لا والله» و «بلي والله» ۱۶ ـ كشتن حشراتي كه در بدن ساكن مي‌شوند. ۱۷ـ كندن و بريدن درختان يا گياهان حرم ۱۸ـ حمل سلاح ۱۹ـ شكار حيوان وحشي صحرايي ۲۰ـ جماع كردن و هر گونه لذت و تمتع بردن از زن مانند نگاه کردن، بوسيدن و لمس کردن ۲۱ـ عقد كردن زن ۲۲ـ استمناء
مسأله ۱۶۱
برخي از اين اعمال در حالت عادي نيز حرام است و حرمت آن در حال احرام بيشتر است.
مسأله ۱۶۲
پوشيدن لباس دوخته از قبيل پيراهن، قبا، شلوار، كت، پالتو، زير جامه و امثال آنها، همچنين پوشيدن لباس‌هاي دكمه‌داري كه با بستن دكمه‌ي آن به صورت پيراهن و مانند آن در مي‌آيد، براي مردان در حال احرام جايز نيست.
مسأله ۱۶۳
در مسأله‌ي قبل، تفاوتي ميان لباس دوخته شده يا بافته و مانند آنها وجود ندارد.
مسأله ۱۶۴
پوشيدن چيز دوخته که لباس محسوب نمي شود، مانند كمربند يا هميان كه پول در آن مي‌گذارند و همچنين استفاده از بند ساعت و مانند آن اشکال ندارد.
مسأله ۱۶۵
شستن و خوابيدن بر روي زيرانداز دوخته شده يا لباسي که پوشيدن آن حرام است، مانعي ندارد.
مسأله ۱۶۶
انداختن لحاف يا پتو و مانند آن که حاشيه‌ي آن دوخته شده بر روي شانه‌ها مانعي ندارد.
مسأله ۱۶۷
دوخته بودن حاشيه‌ي جامه‌ي احرام بلا مانع است.
مسأله ۱۶۸
اگر عمداً لباس دوخته بپوشد، بايد يك گوسفند کفاره بدهد، همچنين اگر چندين لباس دوخته مانند شلوار و پيراهن و کت و لباس زير بپوشد، بايد براي هر کدام از آنها جداگانه كفاره بدهد.
مسأله ۱۶۹
هرگاه محرم به علت سردي هوا يا بيماري و يا عذرهاي ديگر به پوشيدن لباس دوخته ناچار شود، جايز است بپوشد، ولي بنابر احتياط واجب بايد يک گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۱۷۰
پوشيدن هر نوع لباس دوخته براي زنان بلامانع است و کفاره ندارد، اما پوشيدن دستکش براي آنان جايز نيست.
مسأله ۱۷۱
مرد محرم نبايد چكمه و جوراب بپوشد، و احتياط واجب آن است كه از پوشيدن هر چيزي که تمام روي پا را مي‌پوشاند مانند: کفش و گيوه و امثال آن اجتناب کند.
مسأله ۱۷۲
پوشيدن نعلين و کفشي که بند پهن دارد، اما تمام روي پا را نمي‌پوشاند، اشکال ندارد.
مسأله ۱۷۳
قرار دادن لحاف و روانداز و مانند آن بر روي پا در هنگام نشستن يا خواب اشکال ندارد و قرار گرفتن لباس احرام بر روي پاها نيز بلا مانع است.
مسأله ۱۷۴
اگر شخص محرم ناگزير از پوشيدن کفش و مانند آن كه تمام روي پا را مي‌پوشاند باشد، مي‌تواند بپوشد، ولي بنا بر احتياط واجب بايد روي آن را شكاف دهد.
مسأله ۱۷۵
پوشيدن کفش و جوراب و مانند آن که در مسائل پيشين ذکر شد، كفاره ندارد، اما در مورد پوشيدن جوراب، احتياط مستحب آن است که يک گوسفند به عنوان کفاره قربانى كند.
مسأله ۱۷۶
حکم مذکور(پوشيدن جوراب و کفش و مانند آن) مختص مردان است، اما احتياط مستحب آن است که زنان نيز آن را مراعات کنند.
مسأله ۱۷۷
براي مرد محرم جايز نيست سر خود را با كلاه يا عمامه يا حوله و دستمال و مانند آن بپوشاند.
مسأله ۱۷۸
بنا بر احتياط واجب، بايد از گذاشتن هر چيز كه موجب پوشيده شدن سر مي‌گردد، مانند حنا و كف صابون، يا حمل اشياء بر روي سر و مانند آن اجتناب كند.
مسأله ۱۷۹
گوش نيز بخشي از سر است و پوشاندن آن در حال احرام جايز نيست.
مسأله ۱۸۰
پوشاندن قسمتي از سر به نحوي كه عرفاً مصداق پوشاندن سر باشد، ـ مانند گذاشتن كلاه كوچك در وسط سر ـ جايز نيست، اما در غير اين صورت، مانند گذاشتن قرآن و مانند آن بر روي سر و يا خشك كردن تدريجي بخشي از سر، اشكال ندارد، هرچند احوط آن است كه از آن نيز اجتناب كند.
مسأله ۱۸۱
فرو بردن تمام سر در آب براي محرم جايز نيست، و بنا بر ظاهر، در اين مسأله تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد؛ اما اگر تمام سر را در آب فرو برد، كفاره‌اي بر عهده‌اش نخواهد بو
مسأله ۱۸۲
كفاره پوشاندن سر، بنابراحتياط واجب يك گوسفند است.
مسأله ۱۸۳
اگر از روي فراموشي يا غفلت سر خود را بپوشاند، كفاره بر او واجب نمي‌شود.
مسأله ۱۸۴
پوشاندن صورت در حال احرام به‌گونه‌اي كه متعارف زنان در حجاب از نامحرم يا خودداري از شناخته شدن است براي زنان جايز نيست. بنابراين پوشاندن بخشي از صورت به نحوي كه پوشاندن صورت بر آن صدق كند، مانند پوشاندن گونه‌ها و بيني و دهان و چانه جهت حجاب يا شناخته نشدن، مانند پوشاندن تمام صورت است و جايز نمي‌باشد.
مسأله ۱۸۵
استفاده از ماسك براي پوشش بيني و دهان براي زنان در حال احرام مانع ندارد.
مسأله ۱۸۶
پوشاندن اطراف صورت از بالا يا پايين و يا دو طرف آن، به طوري كه زنان هنگام پوشيدن مقنعه به نحو متعارف و يا هنگام پوشاندن سر در نماز انجام مي‌دهند و پوشاندن صورت بر آن صدق نمي‌كند، اشكال ندارد، چه در نماز باشد و چه در حال ديگر.
مسأله ۱۸۷
پوشاندن‌ صورت با بادبزن و مانند آن(كاغذ و روزنامه و…) براي زنان حرام است، اما گذاشتن دست‌ها بر روي صورت اشكال ندارد.
مسأله ۱۸۸
جايز است زن در حال احرام، چادر يا جامه‌اي را كه بر سر انداخته طرف آن را بر روي صورت بياويزد، به نحوي كه بخشي از صورت و پيشاني‌اش را تا بالاي بيني بپوشاند، اما احوط آن است كه اگر مرد نامحرم او را نمي‌بيند، از اين كار اجتناب نمايد.
مسأله ۱۸۹
در مسأله‌ي قبل، احوط آن است كه پوشش مذكور با صورت تماس نداشته باشد.
مسأله ۱۹۰
پوشاندن صورت كفاره ندارد، هرچند احوط آن است كه كفاره بدهد.
مسأله ۱۹۱
سايه بر بالاي سر قراردادن در حال احرام و در حال حركت (مانند رفتن از ميقات به مكه و از مكه به عرفات و مانند آن) بر مردان جايز نيست، اما چنانچه در بين راه توقف كند، رفتن به زير سايه بلا مانع است و زماني كه در مقصد به خانه يا رستوران وارد شود، اشكال ندارد. بنا بر اين سفر كردن با اتوبوس مسقّف جايز نيست، اما پس از رسيدن به مكه، قرار گرفتن در زير سايه هنگام راه رفتن در منازل و رستوران‌ها و مانند آن اشكال ندارد.
مسأله ۱۹۲
احوط آن است كه شخص محرم پس از رسيدن به مكه پيش از انجام مناسك عمره و همچنين در حال احرام در عرفات و مني، از قرار گرفتن در زير سايه‌هاي متحرك مانند اتوبوس مسقف و چتر، اجتناب كند.
مسأله ۱۹۳
حكم مذكور در دو مسأله‌ي قبل، به طول روز اختصاص دارد و سوار شدن به اتوبوس مسقّف در شب مانع ندارد، هرچند رعايت احتياط در اين‌باره مطلوب است.
مسأله ۱۹۴
احوط آن است كه در شب‌هاي باراني و سرد، از سوار شدن به اتوبوس مسقّف و مانند آن اگر براي فرار از باران و سرما باشد اجتناب كند.
مسأله ۱۹۵
قرار گرفتن در سايه‌ي ديوار و درخت و مانند آنها و نيز عبور از زير سقف‌هاي ثابت مانند پل و تونل، حتي در روز اشكال ندارد.
مسأله ۱۹۶
سايه بر سر قرار دادن فقط براي مرد حرام است و براي زنان اشكال ندارد.
مسأله ۱۹۷
كفاره‌ي رفتن به زير سايه، يك گوسفند است
مسأله ۱۹۸
اگر بر اثر بيماري و عذر، ناگزير از رفتن به زير سايه باشد، انجام آن برايش جايز است، اما بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۱۹۹
قرار گرفتن در زير سايه، در هر احرام فقط يك كفاره دارد، هرچند به دفعات انجام شود. بنا بر اين اگر در احرام عمره چندين بار به زير سايه برود، بيش از يك كفاره بر او واجب نمي‌شود. در احرام حج نيز چنين است.
مسأله ۲۰۰
استعمال انواع عطر مانند مشك و عود و گلاب و ديگر عطرهاي رايج، در حال احرام حرام است.
مسأله ۲۰۱
پوشيدن لباسي كه قبلا معطر شده، تا زماني كه از آن بوي خوش به مشام برسد، جايز نيست.
مسأله ۲۰۲
بنا بر احتياط، استعمال صابون و شامپوي معطّر [در حال احرام] جايز نيست.
مسأله ۲۰۳
بنا بر احتياط واجب، بايد محرم از بوييدن هر چيز معطر اجتناب كند، هرچند به آن عطر اطلاق نشود، مانند گل‌ها، سبزيجات و ميوه‌هاي خوشبو.
مسأله ۲۰۴
خوردن غذايي كه در آن زعفران وجود دارد، براي محرم جايز نيست.
مسأله ۲۰۵
خوردن ميوه‌هاي خوشبو مانند سيب و پرتقال و مانند آنها براي محرم اشكال ندارد، اما بنا بر احتياط واجب بايد از بوييدن آنها خودداري كند.
مسأله ۲۰۶
فرد محرم نبايد بيني خود را از بوي نامطبوع بگيرد، اما بيرون رفتن از محلي كه بوي نامطبوع دارد و يا عبور از آنجا اشكال ندارد.
مسأله ۲۰۷
احتياط واجب آن است كه براي استفاده‌ي عمدي از عطريات و بوي خوش، چه آن‌هايى كه در خوراك از آن استفاده مى‌شود مانند زعفران و چه غير آن‌ها، يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۲۰۸
در حال احرام، نگاه كردن در آينه به قصد زينت حرام است، ولي نگاه كردن در آن بدون قصد زينت (مانند نگاه راننده در آينه‌ي خودرو)، اشكال ندارد.
مسأله ۲۰۹
نگاه كردن در آب صاف يا در اجسام صيقلي كه تصاوير در آن ديده مي‌شود نيز همانند نگريستن در آينه است، كه اگر براي زينت باشد، جايز نيست.
مسأله ۲۱۰
اگر در اتاقي كه آينه در آن است سكونت دارد و مي‌داند كه سهواً چشمش به آن مي‌افتد، ماندن در آن اتاق اشكال ندارد، اما بهتر است كه آينه را بيرون ببرد يا روي آن را بپوشاند.
مسأله ۲۱۱
عينك زدن اگر براي زينت نباشد، اشكال ندارد.
مسأله ۲۱۲
در حال احرام تصويربرداري با دوربين عكاسى يا فيلم‌برداري اشكال ندارد.
مسأله ۲۱۳
نگاه كردن به آينه كفاره ندارد، اما احتياط واجب آن است كه پس از نگاه كردن در آن، لبيك بگويد.
مسأله ۲۱۴
احتياط واجب آن است كه فرد محرم از به دست كردن انگشتر ـ اگر زينت به شمار آيد ـ اجتناب كند.
مسأله ۲۱۵
اگر انگشتر براي زينت نباشد و به نيت استحباب يا غرض ديگر آن را به دست كند، اشكال ندارد.
مسأله ۲۱۶
انگشتر به دست كردن در حال احرام كفاره ندارد.
مسأله ۲۱۷
احتياط واجب آن است كه فرد محرم از استعمال حنا و رنگ كردن مو ـ اگر زينت به‌شمار آيد ـ بلكه از هر چيزي كه زينت محسوب مي‌شود، اجتناب كند.
مسأله ۲۱۸
اگر پيش از احرام بر دست ها و پاها و ناخن هايش حنا گذاشته يا موهايش را رنگ كرده باشد و اثر آن تا زمان احرام باقي باشد، اشكال ندارد.
مسأله ۲۱۹
استعمال حنا و رنگ مو كفاره ندارد.
مسأله ۲۲۰
روغن ماليدن به بدن و مو براي فرد محرم جايز نيست، خواه با روغن‌هايي باشد كه براي زينت استعمال مي‌شود يا با غير آن، و خواه معطر باشد يا نباشد.
مسأله ۲۲۱
اگر بوي روغن هاي خوشبو تا زمان احرام باقي مي‌ماند، پيش ‌از احرام نيز استعمال آنها جايز نيست.
مسأله ۲۲۲
خوردن روغن و چربي در صورتي كه بوي خوش نداشته باشد، اشكال ندارد.
مسأله ۲۲۳
اگر براي مداوا يا جلوگيري از تابش اشعه‌ي مضرّ خورشيد يا عرق كردني كه موجب التهاب و سوزش بدن مي‌شود، مجبور به استعمال روغن باشد، اشكال ندارد.
مسأله ۲۲۴
بنا بر احتياط، كفاره‌ي ماليدن روغن خوشبو به بدن، يك گوسفند است، و در مورد روغن‌هاي غير خوشبو، سير كردن يك فقير است، اگر چه بعيد نيست در هر دو مورد واجب نباشد.
مسأله ۲۲۵
در حال احرام، زايل نمودن موي هر قسمتي از سر و بدن حرام است و در حرمت زايل نمودن مو فرقي بين موي كم يا زياد و بين كندن و تراشيدن نيست و تفاوتي ندارد كه از بدن و سر خود مو زايل كند و يا از بدن و سر شخص ديگر.
مسأله ۲۲۶
اگر در حال وضو يا غسل يا تيمم، مويي بدون قصد كنده شود، اشكال ندارد.
مسأله ۲۲۷
اگر ناگزير از ازاله‌ي مو باشد، مانند موي زير پلك چشم كه موجب آزار او شود و يا موي سر كه باعث ايجاد سردرد باشد، ازاله‌ي آن اشكال ندارد.
مسأله ۲۲۸
اگر فرد محرم موي سر خود را از روي علم و عمد بتراشد، بايد يك گوسفند كفاره بدهد، اما اگر از روي غفلت يا سهو و يا ندانستن مسأله باشد، كفاره ندارد.
مسأله ۲۲۹
اگر ناچار شود موي سر خود را بتراشد، كفاره‌ي آن دوازده مُدّ طعام است كه به شش مسكين داده مي‌شود، يا سه روز روزه و يا يك گوسفند.
مسأله ۲۳۰
اگر محرم موي سر خود را با قيچي يا ماشين كوتاه كند، بنا بر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۲۳۱
اگر محرم دست به سر خود بكشد و يك مو يا بيشتر بيفتد، احتياط مستحب آن است كه به قدر يك مشت گندم يا آرد و مانند آن صدقه بدهد.
مسأله ۲۳۲
سرمه كشيدن اگر زينت محسوب شود، بر محرم جايز نيست، همچنين خط كشيدن به دور چشم‌ها كه زنان انجام مي‌دهند، جايز نمي‌باشد و در اين مورد تفاوتي ميان رنگ سياه و ديگر رنگ ها وجود ندارد.
مسأله ۲۳۳
بر محرم حرام است ناخن دست يا پاي خود را بگيرد، چه تمام آن را بگيرد و چه قسمتي از آن را، و تفاوتي ندارد كه ناخن را ببرد يا كوتاه كند و يا بكَند، چه با قيچي يا ناخن‌گير يا چاقو باشد و يا با وسيله‌ي ديگر.
مسأله ۲۳۴
اگر ناچار شود ناخن خود را بگيرد ـ مانند زماني كه بخشي از ناخن جدا شود و قسمت باقي مانده موجب آزار شخص باشد ـ اشكال ندارد.
مسأله ۲۳۵
گرفتن ناخن افراد ديگر اشكال ندارد.
مسأله ۲۳۶
كفاره‌ي گرفتن ناخن بدين ترتيب است: اگر يك ناخن يا بيشتر را از دست يا پاي خود بگيرد، براي هر ناخن بايد يك مد طعام كفاره دهد. اگر تمام ناخن‌هاي دست يا پا را كوتاه كند، بايد يك گوسفند كفاره دهد. اگر تمام ناخن‌هاي دست و پا را در يك نوبت كوتاه كند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد و اگر ناخن‌هاي دست را در يك نوبت و ناخن‌هاي پا را نيز در نوبت ديگر بگيرد، بايد دو گوسفند كفاره دهد.
مسأله ۲۳۷
احتياط واجب آن است كه محرم كاري نكند كه خون از بدن او بيرون بيايد.
مسأله ۲۳۸
تزريق آمپول در حال احرام مانع ندارد، اما اگر موجب بيرون آمدن خون از بدن شود، احتياط واجب آن است كه جز در موارد ضرورت، از آن اجتناب كند.
مسأله ۲۳۹
احتياط واجب آن است كه از كشيدن دندان ـ اگر موجب بيرون آمدن خون مي‌شود ـ جز در موارد ضرورت و نياز خودداري كند.
مسأله ۲۴۰
بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، اما مستحب است كه يك گوسفند كفاره دهد.
مسأله ۲۴۱
فسوق به معناي دروغ گفتن و ناسزا گفتن و فخر فروشي است، بنا بر اين حرمت دروغ و ناسزا در حال احرام بيشتر است، اما فخر فروشي كه در حالت معمول حرام نيست، در حال احرام حرام است.
مسأله ۲۴۲
فسوق، كفاره ندارد و فقط بايد استغفار كند.
مسأله ۲۴۳
جدال كردن با ديگران اگر در بردارنده‌ي سوگند به خداوند باشد، براي محرم حرام است، مانند آن كه در مقام منازعه، «لا والله» و «بلي والله» بگويد.
مسأله ۲۴۴
احتياط واجب آن است كه از قسم خوردن به نام‌هايي كه ترجمه‌ي واژه‌ي الله به زبان‌هاي ديگر است ـ مانند كلمه‌ي خدا در زبان فارسي ـ اجتناب كند. همچنين بنا بر احتياط واجب، بايد از قسم خوردن به نام‌هاي ديگر خداوند مانند رحمن، رحيم، قادر، متعال و… در حال منازعه خودداري نمايد.
مسأله ۲۴۵
قسم خوردن به ديگر مقدسات (به‌جز خداوند متعال) جزء محرمات احرام نيست.
مسأله ۲۴۶
اگر سوگند راست بر زبان آورد، در مرتبه‌ي اول و دوم فقط بايد استغفار كند و كفاره‌اي بر عهده‌اش نيست، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.
مسأله ۲۴۷
اگر سوگند دروغ ياد كند، در مرتبه‌ي اول و دوم بايد يك گوسفند كفاره دهد، و احوط آن است كه در مرتبه‌ي دوم، دو گوسفند بدهد، اما اگر بيش از دو بار چنين كند، در مرتبه‌هاي بعد بايد يك گاو كفاره بدهد.
مسأله ۲۴۸
بنا بر احوط، كشتن شپش بدن در حال احرام جايز نيست و در مورد ديگر انواع حشرات مانند كك نيز چنين است.
مسأله ۲۴۹
قطع كردن و بريدن و شكستن درختان و گياهان روييده در حرم، بر محرم و غير محرم حرام است.
مسأله ۲۵۰
گياهاني كه بر اثر راه رفتن كنده مي‌شوند و يا به عنوان علوفه‌ي حيوانات از آن استفاده مي‌شود، از اين حكم مستثني است.
مسأله ۲۵۱
كندن گياه و بوته هاي خشك حرم كفاره ندارد ولي واجب است استغفار كند، اما اگر درختي را كه بريدن آن حرام است، ببرد، بنا بر احتياط واجب بايد يك گاو كفاره بدهد.
مسأله ۲۵۲
حمل سلاح براي محرم جايز نيست.
مسأله ۲۵۳
اگر براي حفظ جان خود و ديگران نياز به حمل سلاح داشته باشد، حمل آن جايز است.
مسأله ۲۵۴
شكار حيوان صحرايي در حال احرام حرام است، مگر آن که از آزار آن بيمناک باشد. شکار پرندگان و ملخ نيز حرام است.
مسأله ۲۵۵
خوردن گوشت شکار بر محرم حرام است، چه آن را خودش شکار کرده باشد يا ديگري، و خواه شکار کننده محرم باشد يا نباشد.
مسأله ۲۵۶
صيد حيوانات دريايي مانند ماهي و خوردن آن براي محرم اشکال ندارد.
مسأله ۲۵۷
ذبح و خوردن گوشت حيوانات اهلي مانند گوسفند و مرغ و مانند آنها براي محرم اشکال ندارد.
مسأله ۲۵۸
شکار کردن در محدوده‌ي حرم جايز نيست، خواه محرم باشد يا نباشد.
تذکر:
احکام مربوط به شکار و کفاره‌ي آن بسيار مفصل است، اما از آنجا که در حال حاضر مورد ابتلا نيست، از بيان آن صرف نظر مي‌کنيم.
مسأله ۲۵۹
در حال احرام، آميزش جنسي و هرگونه لذت و تمتّع از زن مانند بوسيدن، لمس كردن و نگاه همراه با شهوت حرام است.
مسأله ۲۶۰
نگاه کردن زن و شوهر به يکديگر و نيز لمس‌کردن دست يکديگر اگر از روي شهوت ‌نباشد، اشکال ‌ندارد.
مسأله ۲۶۱
محارم انسان مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و عمو و عمه و مانند آنها، در حال احرام نيز به او مَحرم هستند و نظر به آنان بدون قصد ريبه اشكال ندارد.
مسأله ۲۶۲
کفاره‌ي آميزش با همسر، يک شتر است و در برخي موارد اين كار موجب بطلان حج مي‌شود که تفصيل آن در کتب فقهي بيان شده است.
مسأله ۲۶۳
هر يک از تمتّعات ديگر نيز کفاره‌اي دارد که در کتب فقهي به تفصيل بيان شده است.
مسأله ۲۶۴
بر مُحرم جايز نيست كه در حال احرام زني را براي خود يا ديگري عقد كند، هرچند آن شخص ديگر در حال احرام نباشد و چنين عقدي باطل است.
مسأله ۲۶۵
در حرمت اجراي عقد، تفاوتي ميان عقد دائم و موقت وجود ندارد.
مسأله ۲۶۶
استمنا در حال احرام، حرام است و حکم آن همانند حکم جماع است، و مراد از آن انجام کاري است که موجب خروج مني شود.
مسأله ۲۶۷
اگر يکي از محرمات احرام را سهواً و يا از روي غفلت مرتکب شود، کفاره بر او واجب نيست؛ جز در مورد شکار کردن که در هر حال کفاره دارد.
مسأله ۲۶۸
محل ذبح كفاره‌ى صيد در عمره، مكّه‌ي مكرّمه، و در حج، مِني است. و احتياط آن است كه در كفارات ديگر نيز به همين صورت عمل كند، اما اگر در مكّه‌ي مكرّمه يا در مِني ذبح نكند و پس از بازگشت از حج، در وطن خود يا در مكان ديگر ذبح نمايد، كفايت مي‌كند.
مسأله ۲۶۹
کسي‌که کفاره بر او واجب‌شده، نبايد از گوشت آن بخورد، اما خوردن گوشت قرباني واجب يا مستحب و يا نذري اشکال ندارد.
مسأله ۲۷۰
كفّاره‌ى محرّمات احرام بايد به فقرا داده شود.
مسأله ۲۷۱
پس از محرم شدن در ميقات، حجاج براي انجام ساير اعمال عمره، به سوي مکه‌ حرکت مي‌کنن
مسأله ۲۷۲
پيش از ورود به شهر مکه، محدوده‌ي حرم آغاز مي‌شود و ورود به حرم و نيز ورود به مکه‌ و مسجد‌الحرام، ادعيه و آداب فراوان دارد که برخي از آنها را در اينجا ذکر مي‌کنيم. کسي که بخواهد به ساير اعمال و مستحبات عمل کند، به کتب مفصّلي که در اين‌باره وجود دارد، مراجعه نمايد.
مسأله ۲۷۳
مستحب است هنگام ورود به محدوده‌ي حرم اين دعا را بخواند: «اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتابِكَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: (وَ أَذِّنْ فِي النّاسِ بِالْحَجِّ يَأتُوكَ رِجالاً وَ عَلي كُلِّ ضامِرٍ يَاْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميق). اَلّلهُمَّ اِنّي اَرْجُو اَنْ اَكُونَ مِمَّنْ اَجابَ دَعْوتَكَ، وَقَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعيدَةٍ وَ فَجٍّ عَميق، سامِعاً لِنِدائِكَ، وَ مُستَجيباً لَكَ، مُطيعاً لاَِمْرِكَ وَ كُلُّ ذِلكَ بِفَضْلِكَ عَلَي وَاِحْسانِكَ إلَي، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلي ما وَفَّقْتَنِي لَهُ، أبْتَغِي بِذلِكَ الزُّلْفَةَ عِنْدَكَ، وَالْقُرْبَةَ إلَيْكَ، وَالْمَنْزِلَةَ لَدَيْكَ، وَالْمَغْفِرَةَ لِذُنُوبِي، وَالتَّوْبَةَ عَلَي مِنْهَا بِمَنِّكَ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ حَرِّمْ بَدَنِي عَلَي النَّارِ، وَ آمِنِّي مِنْ عَذابِكَ وَ عِقابِكَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
مسأله ۲۷۴
مستحبات ورود به مسجدالحرام عبارتنداز: ۱ـ غسل كردن براي ورود به مسجدالحرام. ۲ـ خواندن ادعيه‌ي مخصوص ورود به مسجد‌الحرام.
مسأله ۲۷۵

منبع: سایت هدانا برگرفته از استفتائات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای.


احرام

نخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند. احرام با نیت و تلبیه و پوشیدن دو جامه احرام تحقق می‌یابد. از آن در باب حج بحث شده است.

تعاریف ارائه شده برای احرام
[ویرایش]

تعریف‌های مختلفی از احرام در فقه شده است:
۱. ماهیّت ترکیب یافته از پوشیدن دو جامۀ احرام، نیّت و تلبیه.[۱]

۲. عمل مرکّب از نیّت و تلبیه.[۲]

۳. آمادگی نفسانی بر ترک محرّمات تا پایان مناسک. [۳]

۴. واقع ساختن تلبیه همزمان با نیّت حج یا عمره، پوشیدن دو جامۀ احرام و واقع ساختن تلبیه مقارن با نیّت،[۴]

۵. صفت اعتباری برآمده از یکی از دو سبب:
الف. التزام به ترک محرّمات یا قصد ترک آن‌ها،[۵]

ب. تلبیه، آنچه بر تلبیه مترتّب می‌گردد.[۶]

احرام در لغت و اصطلاح
[ویرایش]

اِحرام در لغت به معنای منع کردن[۷]
و در اصطلاح فقهی با معنای ورود در نماز یا حج یا عمره گویند.[۸]

در این نوشته مراد «اِحرام حج» می‌باشد.
از این موضوع در باب حج بحث شده و مهم‌ترین مباحث آن عبارت است از:

مقدّمات احرام
[ویرایش]

کوتاه نکردن موی سر و ریش از اول ذیقعده برای حاجی و یک ماه قبل از عمره برای عمره‌گزار به قول مشهور، گرفتن ناخن و شارب، نظافت کردن خود، غسل احرام، محرم شدن پس ازفریضه     و خواندن نماز احرام، از مقدّمات و مستحبات قبل از احرام به شمار می‌روند.[۹]

[۱۰]
[۱۱]

احکام احرام
[ویرایش]

احرام در بردارندۀ فعل‌ها و ترک‌هایی است. افعال یا واجب است یا مستحب و ترک‌ها نیز یا حرام است یا مکروه.

واجبات احرام
[ویرایش]

واجباتی که برای تحقق احرام شرط می‌باشد:

← لباس احرام برای مرد

پوشیدن دو جامۀ احرام برای مرد که یکی ازار (لنگ) نام دارد و از ناف تا زانو را می‌پوشاند و دیگری رداء که بر دوش انداخته شود.[۱۲]

لباس احرام باید شرایط لباس نمازگزار را داشته باشد.[۱۳]

← لباس احرام برای زن

در لباس احرام زن کیفیّت خاصی شرط نیست و در این که می‌تواند حریر خالص بپوشد یا نه، اختلاف است.[۱۴]

← نیت

نیّت کردن در تحقق احرام شرط است.[۱۵]

← تلبیه

تلبیه (گفتن لبّیک‌های چهارگانه).[۱۶]
[۱۷]

مستحبات احرام
[ویرایش]

۱. تکرار تلبیه در حال احرام به ویژه هنگام خوابیدن و برخاستن از خواب، بر آمدن بر بلندی و فرود آمدن از آن و پس از هر نماز واجب و مستحب و هنگام سحر.
۲. بلند کردن صدا به تلبیه برای مرد به قول مشهور.
۳. تلفّظ آنچه نیّت می‌نماید.
۴. شرط کردن با خدا هنگام احرام مبنی بر خروج از احرام در صورت پیدایش حادثه‌ای که مانع ادامۀ مناسک گردد.
۵. احرام در لباس سفید و از جنس پنبه.[۱۸]
[۱۹]
[۲۰]

محرّمات احرام
[ویرایش]

۱. شکار حیوان وحشی صحرایی و نیز ذبح آن، نشان دادن آن به شکارچی، نگهداری آن تا وقتی که بمیرد یا دیگری آن را شکار کند و خوردن گوشت آن، هر چند غیر محرم آن را شکار کرده باشد.[۲۱]

۲. آمیزش با همسر و نیز بوسیدن، لمس و نگاه کردن از روی لذّت به او.
۳. عقد ازدواج برای خود یا دیگری و نیز شاهد بر عقد بودن به قول مشهور.
۴. استمناء.[۲۲]

۵. استعمال عطر؛ البته در این که استعمال همۀ انواع عطر حرام است یا برخی از انواع آن مانند مشک، عود و عنبر، اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است. به قول مشهور، استعمال خلوق کعبه (چیزی که کعبه را با آن خوش‌بو می‌کنند)، حرام نیست.[۲۳]

۶. گرفتن بینی از بوی بد به قول مشهور.[۲۴]

۷. پوشیدن لباس دوخته برای مرد[۲۵]
و قفّازین (دستکشی که زنان عرب در درون آن پنبه می‌گذاردند و می‌پوشیدند تا انگشتان و دستشان پوشیده بماند) برای زن.[۲۶]

۸. سرمه کشیدن به چیز خوش‌بو به قول مشهور. در حرمت و کراهت سرمۀ سیاه کشیدن، اختلاف است.[۲۷]

۹. پوشاندن تمام روی پا برای مرد به قول مشهور.[۲۸]

۱۰. فسوق.
۱۱. جدال.
۱۲. کشتن و انداختن شپش از بدن در صورت آزار نداشتن آن به قول مشهور. در بقیّۀ حشرات مانند پشه، کک و کنه، اختلاف است.[۲۹]

۱۳. انگشتر به دست کردن به قصد زینت و نیز استعمال زیور آلات برای زن به قصد زینت به قول مشهور.[۳۰]

۱۴. استعمال روغن خوش‌بو و مالیدن هر نوع روغن به بدن به قول مشهور.[۳۱]

۱۵. ازالۀ مو از بدن به تراشیدن یا کندن و مانند آن مگر به جهت ضرورت.[۳۲]

۱۶. پوشاندن سر برای مرد.[۳۳]

۱۷. ارتماس (سر در آب فرو بردن).
در این که ارتماس به طور مستقل از محرّمات احرام است یا از مصادیق عنوان قبلی یعنی پوشاندن سر به شمار می‌رود، اختلاف است. بنابر قول اول، حرمت آن مشترک بین زن و مرداست، ولی بنابر قول دوم، اختصاص به مرد دارد.[۳۴]

۱۸. پوشاندن صورت با روبند برای زن، لیکن به قول مشهور اسدال جایز است.[۳۵]

۱۹. سایه قرار دادن بالای سر در حال حرکت و سیر بین منازل مکّه و مدینه برای مرد مگر به جهت ضرورت و عذر. در این که حکم یاد شده اختصاص به سواره دارد یا پیاده را نیز شامل می‌شود، اختلاف است.[۳۶]
[۳۷]

۲۰. ناختن گرفتن.[۳۸]

۲۱. کندن و قطع کردن درخت یا گیاه حرم[۳۹]
جز درخت میوه و گیاه اذخر و آنچه در ملک انسان روییده است.[۴۰]

۲۲. حمل سلاح بدون ضرورت به قول مشهور.[۴۱]

۲۳. غسل دادن و حنوط کردن محرم میّت با کافور.[۴۲]

۲۴. نگاه کردن در آیینه به قول مشهور.[۴۳]
[۴۴]
[۴۵]

مکروهات احرام
[ویرایش]

۱. احرام در لباس سیاه، راه راه و چرکین.
۲. خوابیدن بر رختخواب و بالش زرد.
۳. حمّام کردن و کیسه و مانند آن بر بدن کشیدن.
۴.لبّیک گفتن در پاسخ کسی که او را صدا می‌زند.
در کراهت و حرمت استعمال حنا برای زینت و نیز بوییدن گل، اختلاف است.[۴۶]
[۴۷]
[۴۸]

سایر احکام احرام
[ویرایش]

احرام احکام فرعی دیگری نیز دارد که به آنها پرداخته می‌شود:

← محل احرام

محل احرام یکی از میقات‌های تعیین شده است.[۴۹]

← شرط نبودن طهارت از حدث

طهارت از حدث اکبر و‌ اصغر در احرام شرط نیست.[۵۰]

← ترک احرام بعد از انجام مناسک

اگر پس از انجام مناسک متوجه شود که احرام را ترک کرده، چنانچه ترک آن از روی ناآگاهی به مسأله یا فراموشی باشد، نزد مشهور فقها عملش صحیح است.[۵۱]

← انعقاد احرام در حج تمتع، افراد و قران

انعقاد احرام در حج تمتّع و افراد، تنها با تلبیه است؛ ولی در حج قران بنابر قول مشهور هم به تلبیه منعقد می‌شود و هم به اشعار یا تقلید.[۵۲]

← وجوب احرام برای دخول در مکه

احرام به حج یا عمره برای داخل شدن در مکّه واجب است. بیمار و کسی که به اقتضای شغلش لازم است به طور مکرر تردد نماید و نیز کسی که از احرام قبلی‌اش یک ماه نگذشته است، می‌توانند بدون احرام وارد مکّه شوند.[۵۳]
[۵۴]

← کیفیت احرام زن

احرام زن مانند احرام مرد است، مگر در آنچه که برای زن استثنا شده است مانند پوشیدن لباس دوخته و پوشاندن سر.[۵۵]

← احرام دوم قبل از اتمام احرام اول

پیش از اتمام اعمال احرام قبلی، احرام دوباره جایز نیست.[۵۶]

← خروج از احرام به سبب عذر

محرم اگر به سبب احصار یا صدّ از انجام بقیّۀ مناسک بازماند، می‌تواند با شرایطی از احرام خارج شود.[۵۷]

کفّاره
[ویرایش]

برخی اعمال در حال احرام موجب ثبوت کفاره بر محرم می‌گردد:

← اعمال موجب کفاره

ارتکاب برخی محرّمات احرام مانند شکار کردن، آمیزش با همسر و نیز بوسیدن و نگاه کردن با لذّت به او، استمناء، پوشاندن سر برای مرد، استعمال بوی خوش، پوشیدن لباس دوخته، سایه قرار دادن بر سر در حال حرکت به قول مشهور، ناخن گرفتن، ازالۀ مو از بدن، جدال و قطع گیاه حرم، موجب ثبوت کفّاره می‌گردد،[۵۸]
امّا ارتکاب محرّمات دیگر، کفّاره ندارد.[۵۹]

← انجام اعمال موجب کفاره توسط دیوانه یا سهوا

به قول مشهور، کفّاره از دیوانه و نیز کسی که از روی ناآگاهی یا فراموشی مرتکب یکی از محرّمات دارای کفّاره- جز شکار- شده باشد ساقط است.[۶۰]

پانویس
[ویرایش]
۱.
↑ حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۴، ص۴۳.
۲.
↑ حلی، ابن ادریس، السرائر، ج۱، ص۵۲۷.
۳.
↑ عاملی، محمد بن مکی، غایة المراد فی شرح نکت الإرشاد، ج۱، ص۳۸۹.
۴.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۹۷-۱۹۹.
۵.
↑ طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۱۱، ص۳۵۹.
۶.
↑ خوئی، ابوالقاسم، المعتمد فی شرح العروة الوثقی، ج۳، ص۲۵۴.
۷.
↑ قیومی مقری، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ص۷۲.
۸.
↑ انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ج۱، ص۳۰۵.
۹.
↑ طباطبایی، علی، مستند الشیعة، ج۱۱، ص۲۶۳-۲۸۰.
۱۰.
↑ بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱۵، ص۲.
۱۱.
↑ بحرانی، یوسف، الحدائق الناظرة، ج۱۵، ص۹.
۱۲.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۳۲-۲۳۶.
۱۳.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۳۹-۲۴۲.
۱۴.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۴۲-۲۴۵.
۱۵.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۹۹.
۱۶.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۱۵.
۱۷.
↑ انصاری، محمدعلی، الموسوعة‌ الفقهیة المیسرة، ج۱، ص۳۰۸.
۱۸.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۷۲-۲۸۲.
۱۹.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸،‌ ص۲۸۲-۲۷۸.
۲۰.
↑ انصاری، محمدعلی، الموسوعة‌ الفقهیة المیسرة، ج۱، ص۳۱۰.
۲۱.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۸۶.
۲۲.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۹۷-۳۰۸.
۲۳.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۱۷-۳۲۹.
۲۴.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۱.
۲۵.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۳۵.
۲۶.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۱.
۲۷.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۶.
۲۸.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۹.
۲۹.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۵۵-۳۶۸.
۳۰.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۰-۳۷۲.
۳۱.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۴-۳۷۶.
۳۲.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۷.
۳۳.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۲.
۳۴.
↑ خوئی، ابوالقاسم، معتمد العروة، ج۳، ص۴۸۰.
۳۵.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۹-۳۹۱.
۳۶.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۹۴.
۳۷.
↑ طباطبایی، علی، مستند الشیعة، ج۱۲، ص۳۰.
۳۸.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۱۱.
۳۹.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۱۲.
۴۰.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۱۷-۴۱۹.
۴۱.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۲۲.
۴۲.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۲۱.
۴۳.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۴۸.
۴۴.
↑ انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ج۱، ص۳۲۰–۳۱۱.
۴۵.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، الکلام، ج۱۸، ص۴۱۹– ۲۸۶.
۴۶.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۲۳-۴۳۷.
۴۷.
↑ موسوی گلپایگانی، محمدرضا، مناسک مراجع، ص۷۶    .
۴۸.
↑ انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ج۱، ص۳۲۲–۳۲۱.
۴۹.
↑ طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۴، ص۶۲۹.
۵۰.
↑ موسوی گلپایگانی، محمدرضا، مناسک مراجع، ص۷۷.
۵۱.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۳۳.
۵۲.
↑ بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱۵، ص۴۸.
۵۳.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۳۷-۴۴۹.
۵۴.
↑ طباطبایی، علی، ریاض المسائل، ج۶، ص۳۴۹-۳۵۳.
۵۵.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۵۰.
۵۶.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۵۰.
۵۷.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۱۱۱-۱۴۵.
۵۸.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۱۸۹-۴۳۸.
۵۹.
↑ نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۳، ص۲۹۸.
۶۰.
↑ نجفی جواهری، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۳۸-۴۴۰.

منبع
[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۲۹۹-۳۰۱.
ویکی فقه

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.