وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا حضرت علی ع تا هنگام غسل حضرت زهرا س بدن مجروح ایشان را ندیده بود

آیا حضرت علی ع تا هنگام غسل حضرت زهرا س بدن مجروح ایشان را ندیده بود

آيا اين درست است كه حضرت زهرا(س) بعد از مجروح شدنشان نگذاشتند على(ع) بدن ايشان را ببينند وامام على(ع) در هنگام غسل دادن ايشان جراحات بدنشان را ديده اند؟ آخر مگر مى شود شوهرى از زمان مجروح شدن همسرش تا زمان فوتش (يك ماه تا يك ماه و نيم) اصلا بدن همسر خود را نبيند؟ لطفا در اين مورد توضيح دهيد.

در جواب اين سوال بايد گفت: بلى.

مى شود كه شواهدى در اين زمان يك ماه و اندى بدن همسر خود را نبيند همان گونه كه در زمان خودمان مشاهده مى كنيم كه زنى را به بيمارستان مى برند عمل مى كنند و مدت ۲ ماه بسترى مى شود و شوهرش به عيادتش مى رود ولى اصلا بدن همسر خود را نمى بيند و چون اين امر امكان وقوعى دارد احتمال اين مطلب كه حضرت على (ع) تا زمان غسل دادن بدن حضرت زهرا (س) نديده باشد، وجود دارد.

اين يك جواب عقلى به اين مسئله مى تواند باشد و با فرض اينكه شما اين امكان وقوعى را قبول نداشته باشيد، مطلب مهم تر اين است كه با بررسى در وقايع تاريخى و روايتى به شواهدى برمى خوريم كه وقوع چنين شبهه اى را بى اعتبارى مى كند و آن مطالب از اين قرار است.

اولا:

درباره غسل دادن حضرت زهرا (س) سه نظريه وجود دارد يا بهتر بگوييم ۳ روايت:

۱ حضرت صديقه (س) خودشان قبل از شهادت غسل مى كنند و لباس پاكى مى پوشند و به بستر رفته و فوت مى كنند.

۲ طبق گفته اسماء و مطالبى كه ذكر مى كند ملائكه بدن حضرت زهرا (س) را غسل مى دهند.

۳ حضرت على (ع) طبق وصيت آن حضرت بدن گرامى ايشان را غسل مى دهند. (مقتل الزهراء، ص ۲۶۰، علل الشرايع ص ۲۲ به نقل از مقتل الزهراء)

نظر سوم با نظر اول از نظر فقهى قابل جمع بوده و در آن شكى نيست و با توجه به روايت ذكر شده از امام صادق (ع) مبنى بر اينكه:

(و اخذ اميرالمؤمنين فى غسلها و علله الامام صادق (ع): بانها صديقه فلايغسلهاإلا صديق كما أن مريم لم يغسلها إلا عيسى عليه السلام اميرمؤمنين حضرت صديقه كبرى سلام الله عليها را غسل دادند و امام صادق (ع) فرمود: چون حضرت زهرا سلام الله عليها صديقه بودند و صديقه را غسل نمى دهد مگر صديق كما اينكه حضرت مريم را حضرت عيسى عليه السلام غسل دادند و نه كس ديگرى).

(به نقل از فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفى/ ص ۵۷۸)

لذا احتمال قريب به يقين خود حضرت بدن صديقه كبرى و سلام الله عليها را غسل دادند. حال بنابر اين نظر سوال شما وارد است ولى اولا به حديثى برنخورديم كه صراحتا بيان كند كه امام على (ع) در هنگام غسل متوجه آثار ضرب و شتم شده اند و ثانيا در روايات آده است كه امام از روى لباس بدن حضرت را غسل داده اند (فاطمه الزهراء، بهجه قلب المصطفى، ص ۵۸۰) و با توجه به اين مطلب روايت شما مبنى بر ديدن محل جراحات دچار اشكال مى شود بلكه بايد گفته شود كه امام هنگام غسل دستشان به ورمى كه در روى جراحات بوده برخورد مى كند و متوجه اين مسئله مى شود و ديدن از روى لباس موضوعيت ندارد.

و اگر هم قبول نكنيم و بگوئيم حضرت در آن موقع متوجه جراحات شده اند، يقينا امام با ديدن چنين صحنه اى متأثر شده و به ياد رنجهاى دخت نبى مكرم اسلام افتاده اند همان گونه كه بعد از گذشت ماهها و سالها از آن قضايا هر بار كه امام و ائمه (ع) به ياد اين موضوع مى افتادند، چشم هايشان پر از اشك مى شد، مثلا در روايت آمده است.

(ابان گفت: سليم گفت: با على ملاقات كردم و از اين كار عمر از او پرسيدم، اما فرمود: آيا مى دانى چرا از قنفذ دست برداشت؟ گفتم: نه، فرمودند: زيرا او بود وقتى فاطمه آمد تا بين من و آنان قرار گيرد، با تازيانه اش او را زد، چنان كه فاطمه سلام الله عليها از دنيا رفت. جاى تازيانه همچون بازوبند روى بازويش مانده بود.) (بحارالانوار، ج ۳۰، ص ۳۰۲- ۳۰۳ عوالم العلوم، ج ۱۱، ص ۴۱۳، كتاب سليم، ج ۲، ص ۶۷۴ به نقل از رنجهاى زهراء، ص ۳۷۸)

ثانيا علم امام:

امام على (ع) بعد از نبى اسلام امام مردم بودند چه آنها به ايشان رأى مى داند چه نمى دادند لذا علم امامت كه با على (ع) بود و در نهاد ايشان به وديعت گذاشته شده بود، يقينا از قضايا خبر داشت.

ثالثا پيامبر اسلام بارها و بارها كه ذيلا اشاره مى شود از وقوع چنين وقايعى، حتى عاشورا در زمان حيات خودشان خبر داده بودند و مطمئنا امام على (ع) هم ازاين وقايع شنيده بودند مانند حديث:

سليم بن قيس از عبدالله بن عباس كه جابربن عبدالله در كنارش بود، گفت: پيغمبر پس از يك خطبه طولانى به على (ع) گفت: «بزودى قريش بر ضد شما دست به دست هم مى دهند و به منظور ظلم و ستم و شكست تو با هم متحد مى شوند… تا…».

سپس پيامبر رو به دخترش كرد و فرمود: «تو نخستين كس از اهل بيت من هستى كه به من ملحق مى شود و تو سورو زنان اهل بهشتى به زودى پس از من مورد ظلم و خشم قرار مى گيرى تا جايى كه تو ار مى زنند و يكى از دنده هاى پهلويت را مى شكنند. خداوند قاتل تو را لعنت كند. (كتاب سليم، ج ۲، ص ۹۰۷) به نقل از رنجهاى زهراء ص ۳۷۳)

به نظر من اين دلائل مى تواند جواب گوى اين مسئله باشد كه حضرت در هنگام غسل بر فرض ديدن جراحات از عمل و ظلمهاى امت رسول خدا نسبت به دخترش متأثر شده و غمهاى علا روى دل شيربيشه ايمان و دلاورى، على مرتضى سنگينى مى نمود، چنانكه حضرتش بعد از دفن حبيبه خدا، رو به قبر پيامبر نمود و سلام كرد و فرمود: «يا رسول الله از داغ فاطمه صبرم كم شده.» (مقتل الزهراء، ص ۲۶۶)

منابع:

۱ مقتل الزهرا، سيدعلى موسوى ده سرخى، انتشارات حافظ نوين، اول. ۲

۱۳۸۰ عمر مادرم، ف. ام محمد، انتشارات دليل ما، چ سوم، تابستان. ۳

۱۳۸۳ فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفى، حاج شيخ احمد رحمانى همدانى، نشرالمرضيه، چاپ دوم. ۴

۱۳۷۲ ناسخ التواريخ، ج. ۵

۱ روضه الواعظين، ج ۱، ص ۱۵۱ -پرسمان

🔗 لینک کوتاه

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.