فلسفه عزاداری و تقسيم بندى تشيع به تشيع سرخ و تشيع سياه

فلسفه عزاداری و تقسيم بندى تشيع به تشيع سرخ و تشيع سياه
شبهه: حسين ع خونش را ريخت تا پرچم سرخى در دست هاى ما باشد تا بر سينه دشمن بكوبيم. حال ما پرچم سياه بدست گرفته و بر سينه خود مى كوبيم؟!.
در حال حاضر ما هم پرچم سرخ را دردست داريم وهم به اصطلاح شما پرچم سياه را، از سوئى با الهام گرفتن از عاشورا پرچم سرخ حسينى (ع) را در دست داريم وبه وسيله آن انقلاب اسلامى را انجام داديم ونداى ضد ظلم واستكبار را در عالم سر داده ايم وهرجا ظالم وطغيانگرى هست بر سر آن فرياد مى كشيم وبه سينه او مى كوبيم وتنها منادى بر قرارى عدالت در جهان هستيم، واز سوى ديگر اندوهناك مصائب رقت بارى هستيم كه بر اهل بيت پيامبر (ص) روا داشته شد. بديهى است ياد آورى آن همه مصيبت، قلب هر انسانى را بدرد ميآورد وسبب نوحه وشيون مى گردد، وهمين نوحه سرائى وسينه زدن ها موجب حفظ روحيه ظلم ستيزى در افراد مى گردد وشاهد آن رخداد انقلاب اسلامى وشتاب آن در ماه محرم سال 1357 شمسى است كه الهام گرفته ازعاشوراى حسينى بود واين دليل بزرگى است بر آنكه اينگونه نوحه سرائيها به چه هدفى صورت مى گيرد.
تقسيم بندى تشيع به تشيع سرخ و تشيع سياه و اصرار بر اينكه همه بايد تشيع سرخ و انقلابى داشته باشند و زير سوال بردن هرگونه خط و مشى غير انقلابى غير نظامى وعزادارى اهل بيت (ع) به هيچ وجه با آموزه هاى اصيل اسلامى و سيره بزرگان اسلام منطبق نمى باشد. حال آن كه درك شرايط و مقتضيات زمان و همچنين مطالعه عميق تاريخى در احوال امامان معصوم (ع) و علماء تشيع و جهتگيرى و موضعگيرىهاى مختلف فرهنگى، تبليغى، سياسى، اجتماعى و غيره اى كه هر كدام از اين بزرگواران در دوران حيات پربركت خود در نوع ارتباط با جامعه عصر خويش و سلاطين و حكومتهاى جور داشتهاند، نشان مىدهد كه به هيچ وجه نمىتوان اين تقسيمبندى را به عنوان الگويى تام تا آخر تاريخ برد و هر دورهاى را با آن محك زد.
زيرا ما يك تشيع سرخ و سياه در داخل اماميه نداريم. اين تحليلى است از زيديه و اماميه و به نظر انديشمندان اسلامى، تشيع امامى كه در بسيارى مواقع با صبر و شكيبايى به كارهاى فرهنگى و زير بنايى پرداخته و در عين حال در مواقع لزوم، قاطعانه در مقابل ظالمين و متجاوزين به قيام و جهاد پرداخته است، از بهترين و كارآمدترين استراتژى برخوردار بوده و مى باشد.
اصولاً از منظر تعاليم اسلامى و آموزه هاى تشيع، برخورد و مقابله با دشمن، تنها منحصر در راهكارهاى نظامى نيست، بلكه علاوه بر آن راهكارهاى ديگرى نظير اقدامات سياسى، فرهنگى و… مورد اهتمام مى باشد. و اين واقعيتى است كه از سيره تبليغى و مبارزاتى پيامبر اكرم (ص) و امامان عصوم (ع) به خوبى نمايان است. چنانكه امام على (ع) نيز در برخورد با دشمنان علاوه بر راهكارهاى نظامى بر اقدامات سياسى و فرهنگى و… تأكيد داشتند و حتى در مقاطع زيادى اولويت را به آنان مى دادند، نظير قضيه غصب خلافت، مكاتبه ها و موعظه هاى ايشان با ناكثين، مارقين و قاسطين و…. (ر. ك: دانش نامه امام على (ع) پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، جلد ششم، سياست، ص 238) همچنين امام حسن (ع) صلح را مىپذيرد و نه تنها امام حسن (ع) ده سال صبر مىكند، امام حسين (ع) اين انقلابى بزرگ تاريخ هم ده سال صبر مىكند تا معاويه بميرد، بعد از شهادت امام حسين، امام سجاد (ع) خيلى وارد سياست نمىشود. اما وارد كارهاى فرهنگى و زيربنايى مىشود. و همچنين امام باقر و امام صادق و ساير ائمه (ع) نيز اين روش را ادامه مىدهند و هكذا بسيارى از علما مانند شيخ مفيد محقق حلى، علامه حلى، علامه مجلسى و… كه سعى مىنمايند با نزديك شدن به حكومتهايى كه به مذهب شيعه علاقمند مىباشند، به ترويج و گسترش فرهنگ تشيع پرداخته و از اين شرايط استفاده كامل مىنمايند.
اصولا، ترجيح مبارزه سياسى و فرهنگى بر مبارزه مسلحانه، يكى از ويژگى هاى متمايز كننده جريانات شيعى نسبت به ديگر گرايش هاى استعمارى در جهان اسلام است. كه اين كاملا با تعاليم و آموزه هاى اسلامى هماهنگ است. چنانكه يكى از انديشمندان اسلامى در اين زمينه مى گويد: «جهاد از ديدگاه پيامبر (ص) در شرايطى آخرين راه حل ديپلماسى است كه همه راههاى صلح شرافتمندانه و مسالمت آميز عاقلانه بسته شده باشد و اين شيوه در ديپلماسى منطبق با قاعده عقلانى دفع افسد به فاسد است، به اين معنى كه وقتى شرايط بدترى در انتظار است آن را با تحمل ضرر و خسارت كمترى دور مى كنيم…» (ر. ك: فقه سياسى حقوق تعهدات بين المللى و ديپلماسى در اسلام، عباسعلى عميد زنجانى، انتشارات سمت، 1379، ص 365 اصل منع توسل به زور، سيد ابراهيم حسينى، نشر معارف، 1382)
نتيجه آنكه جهاد و مبارزه نظامى با دشمن فى نفسه اصالت نداشته و تنها به عنوان راهكارى اضطرارى در مواقعى كه ساير راهكارهاى غيرنظامى پاسخ گو نباشد. مشروع مى باشد، آنچه كه همواره اصالت داشته همان كار فرهنگى و زيربنائى براى ارتقاى سطح دانش و بينش دينى و سياسى جامعه در جهت ايجاد جامعه اى بيدار، آگاه و هميشه در صحنه و تكامل يافته از نظر مادى و معنوى است از اين رو عزدارى براى زنده نگه داشتن و اقداء به سيره معصومين (ع) به عنوان برترين و متكامل ترين اسوه هاى حيات بشرى، از جايگاه ويژه اى در هر دو بُعد فرهنگى و انقلابى و جهاد نظامى برخوردار مى باشد چنانكه در عصر حاضر به وضوح مشاهده مى نمائيم انقلابى ترين افراد و جريانها در مقابل حكومت هاى استبدادى و استعمار، كسانى هستند كه با زنده نگاه داشتن و برپائى عزادراى معصومين (ع)، بزرگترين انقلاب تاريخ و حماسه دفاع مقدس در ايران و پيروزى بر جنايتكارترين و مسلح ترين رژيم نظامى يعنى اسرائيل را رقم زده و سرآمد مجاهدين و انقلابيون تاريخ معاصر گرديدند. حضرت امام خمينى (ره) به عنوان انقلابى ترين قرن حاضر در باره اهميت عزادراى و تأثير آن بر پوياى اسلام و مبارزه با ظلم و استكبار همواره تأكيد داشته و مى فرمايند:
«[اين گفته كه] امروز ديگر انقلاب كرديم، روضه ديگر لازم نيست از غلطهايى است كه تو دهنها انداختند، مثل اين است كه بگوييم امروز ما انقلاب كرديم ديگر لازم نيست كه نماز بخوانيم انقلاب براى اين است، انقلاب كرديم كه شعائر اسلام را زنده كنيم، نه انقلاب كرديم كه شعائر اسلام را بميرانيم. زنده نگه داشتن عاشورا يك مسئله بسيار مهم سياسى عبادى است… ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مىدهيم و خرد مىكنيم سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است… همين گريههاست كه كارها را پيش برده است، همين اجتماعات است كه مردم را بيدار مىكند… مجالس سر جاى خودش بايد باشد و مجالس عزا بايد باشد و اهل منبر بايد اين شهادت امام حسين سلام الله عليه را زنده نگه دارند و ملت بايد با همه قدرت اين شعائر اسلامى را، خصوصا اين را زنده نگه دارند، با زنده نگه داشتن او اسلام زنده مىشود، «انا من حسين» كه روايت شده است كه پيغمبر فرموده است، اين معنايش اين است كه حسين مال من است و من هم از او زنده مىشوم… اين مجالس را حفظ كنيد… اينها اسلام را در قلوب ما زنده نگه مىدارد… مجالس عزا را با همان شكوهى كه پيشتر انجام مىگرفت و بيشتر از او حفظ كنيد…». (صحيفه نور/ 13 156- 158).
«بايد ماه محرم و صفر را زنده نگه داريم به ذكر مصائب اهل بيت عليهم السلام كه با ذكر مصائب اهل بيت عليهم السلام زنده مانده است اين مذهب تا حالا، با همان وضع سنتى، با همان وضع مرثيهخوانى… ما بايد حافظ اين سنتهاى اسلامى، حافظ اين دستهجات مبارك اسلامى، كه در روز عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضى به راه مىافتد تأكيد كنيم كه بيشتر دنبالش باشند، محرم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است، فداكارى سيدالشهدا سلام الله عليه است كه اسلام را براى ما زنده نگه داشته است… بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنتها را حفظ كنيد…. اين خون سيدالشهداست كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مىآورد و اين دستجات عزيز عاشوراست كه مردم را به هيجان مىآورد و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مىكند. در اين امر نبايد سستى كرد…». (صحيفه نور/ 15 203- 204)
«ما ملتى هستيم كه با همين گريهها يك قدرت 2500 ساله را از بين برديم…». (صحيفه نور/ 16 210) «اگر قيام حضرت سيدالشهدا سلام الله عليه نبود، امروز هم ما نمىتوانستيم پيروز شويم، تمام اين وحدت كلمهاى كه مبدأ پيروزى ما شد، براى خاطر اين مجالس سوگوارى و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد… اين محرم را زنده نگه داريد. ما هرچه داريم از اين محرم است و از اين مجالس… اگر اين مجالس وعظ و خطابه و عزادارى و اجتماعات سوگوارى نبود كشور ما پيروز نمىشد». (صحيفه نور/ 17 60- 62)
و در وصيتنامه سياسى الهى خود مى فرمايند: «من اكنون به ملتهاى شريف ستمديده و به ملت عزيز ايران توصيه مىكنم كه… و از آن جمله مراسم عزادارى ائمه اطهار و به ويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت ابىعبداللهالحسين صلوات وافر الهى و انبياء و ملائكه الله و صلحاء بر روح حماسى او باد هيچ گاه غفلت نكنند». (صحيفه نور/ 21 173)
پرسمان