وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

مهارت خودآگاهی و مولفه های آن (شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد، بنابراین کسب این مهارت نقش مهمی در سلامت و بهداشت روان ما دارد.

مهارت خودآگاهی و مولفه های آن (شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

 

 

چکیده نشست ‍پژوهشی:

–   خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد، بنابراین کسب این مهارت نقش مهمی در سلامت و بهداشت روان ما دارد.

– مهارت زندگي از منظر سازمان بهداشت جهاني: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید.  

 – انسان هر چه بیشتر و بهتر خود را بشناسد، بهتر می تواند آنچه را که هست، بپذیرد یا تغییر دهد. در مقابل، احساس راضی نبودن از خود، نشانه ای است که  به فرد هشدار می دهد که نیازمند ایجاد تغییر است.

–  برخی افراد نقاط ضعف خود را انکار می کنند چون توانایی روبه رو شدن با آنها را ندارند.

 هرگونه نقصی در شیوه فکرکردن فرد که منجر به پیامدهای احساسی و رفتاری منفی می شود، “افکار ناکارآمد” نامیده می شود.

 -ساختارهای ذهنی و نحوه نگرش افراد به زندگی قابلیت تغییر دارند و افراد می توانند هر کجا که لازم باشد با تغییر در افکار و باورهای خود به اصلاح و تعدیل ساختارهای ذهنی خود بپردازند.

پژوهش خبری صدا وسیما: خودآگاهی یا ماهیت ذهن یکی از مهم‌ترین بحث‌های فلسفه ذهن و روانشناسی است. خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد. آگاهی داشتن از خود، پیش‌نیاز دیگر مهارت‌های زندگی است چرا که افراد برخوردار از کارکرد سالم، دید دقیقی از خود دارند. اگرچه گاه دشوار است، ما آنچه را که واقعا هستیم ببینیم و باز هم نسبت به آن صبور و شکیبا باشیم. رشد خود آگاهی به فرد کمک می‌کند تا در یابد تحت فشار روانی قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است. بنابراین کسب این مهارت نقش مهمی در سلامت و بهداشت روان ما دارد. از آن جا که نوع رفتار ما ناشی از احساسات، افکار، نگرش‌ها، برداشت‌ها، باورها، میزان اعتماد به نفس و عزت نفس ماست؛ کسب این مهارت عامل مهمی در ارتباطات، موفقیت‌ها و شکست‌های ما به شمار می‌رود. اين نوشتار که برگرفته از مطالب مطرح شده در يک نشست تخصصي با موضوع ” خودآگاهي با حضور سرکار خانم دکتر زينت السادات ميرغفوريان، مدرس دانشگاه و مربی دوره های تخصصی مهارت های زندگی مي باشد به بررسي روش ها و راهکارهايي مي پردازد که از مجراي آن حصول خودآگاهي  به نحو موثرتري امکان پذير خواهد شد. پيش از پرداختن به بحث  لازم است تعريفي از مفهوم خودآگاهي داشته باشیم.

خودآگاهي چيست؟

خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد. به عبارتی، آگاهی از خود شامل شناخت ما از خودمان است و افزایش آن به معنای آنست که فرد تصویری روشن از ویژگی‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها، علایق و نیازهایش داشته باشد. خودآگاهی شبیه نقشه راهی است که به ما کمک می کند سریع تر به مقصد برسیم. [۱]

مهارت زندگي چيست؟

سازمان جهانی بهداشت، مهارت های زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید. 

یونیسف مهارت های زندگی را به این صورت تعریف می کند: یک رویکرد مبتنی بر تغییر رفتار یا شکل دهی رفتار که برقراری توازن میان ۳ حوزه دانش، نگرش و مهارت را مدنظر قرار می دهد.

مهارت های زندگی و خودآگاهي(قسمت اول)

 مهارت هاي زندگي از منظر سازمان بهداشت جهاني

سازمان بهداشت جهاني از منظر خود مواردي را بعنوان مهارت زندگي بشرح زير برشمرده است:

مهارت های زندگی و خودآگاهي(قسمت اول)

مولفه هاي خودآگاهي

نوع خودآگاهی ما پیش بینی کننده احساس رضایت ما از خودمان و زندگی ماست. به نظر می رسد که احساس رضایت، نیازی است که تقریبا تمام فعالیت های ما معطوف به آن می باشد؛ انسان هر چه بیشتر و بهتر خود را بشناسد، بهتر می تواند آنچه را که هست، بپذیرد یا تغییر دهد. در مقابل، احساس راضی نبودن از خود، نشانه ای است که  به فرد هشدار می دهد که نیازمند ایجاد تغییر است. اصلی ترین و اساسی ترین  بخش این تغییر با کار بر روی خودآگاهی شکل می گیرد. خودآگاهی به بالا رفتن سطح رضایت مندی منتهي مي شود و مؤلفه های گوناگونی دارد. برخی از مهم ترین اجزاء آن عبارتند از:

مهارت های زندگی و خودآگاهي(قسمت اول)

  • شناخت ویژگی های جسمانی و بدنی:

ما اغلب نسبت به ویژگی های جسمانی و ظاهری خود دارای حس(مثبت یا منفی) هستیم. ممکن است دارای ویژگی هایی باشیم که مورد علاقه مان باشند و یا در بعضی موارد ویژگی هایی داشته باشیم که مورد علاقه مان نباشند. برخی از این ویژگی ها احساس خوب و بعضی احساس بدی به من می­دهند بعضی از این ویژگی­ها قابل تغییر و برخی غیر قابل تغییر و بقیه تا حدودی قابل تغییر هستند. با شناسایی آن دسته از ویژگی های منفی در ظاهرتان که قابل تغییرند، سعی کنید برای بهبود آنها تلاش کنید تا به احساس رضایت بیشتری نسبت به خود دست یابید.

  • شناخت توانایی ها و مهارت های خود:

      الف) شناخت خصوصیات و ویژگیهای مثبت

      ب) شناخت توانمندی ها و استعدادها

      ج) شناخت پیشرفت ها و موفقیت ها

بسیاری از افراد فکر می کنند تمام خصوصیت های خود را می شناسند اما حقيقت و واقعيت چيز ديگري است. اگر به پنجره جوهري دقت شود مساله واضح تر خواهد بود. بر اساس جدول فوق ( پنجره جوهري) منطقه بالاسمت چپ محدوده ايي است که براي فرد شناخته شده اما براي ديگران ناشناخته است که اين منطقه محدوده خصوصي هر فرد مي باشد. همچنين منطقه بالا سمت راست محدوده ايي است که که هم براي فرد شناخته شده است است و هم براي ديگران که اين محدوده را محدوده معلوم نامگذاري کرده اند. محدوده پايين سمت چپ جدول فوق نيز براي خود و ديگران ناشناخته است که اين محدوده را منطقه تاريک نامگذاري کرده اند. محدوده پايين سمت راست نيز براي خود فرد ناشناخته اما براي ديگران شناخته است که اين محدوده را منطقه کور نامگذاري کرده اند.

  • شناخت نقاط ضعف خود:

برخی افراد نقاط ضعف خود را انکار می کنند چون توانایی روبه رو شدن با آنها را ندارند. برخی دیگر نقاط ضعفشان را به قدری بزرگ می کنند که خود را فردی ضعیف دارای ویژگیهای منفی می پندارند. هر دو گروه مذکور قادر به شناخت واقعی خود نخواهند بود  و از رسیدن به خودآگاهی ناتوانند. واقعیت این است که توانایی های ما محدود است و همه ی ما ضعف هایی داریم و بی شک در برخی موقعیت ها ضعیف عمل می کنیم. اما این نکته مهم است که بپذیریم اشتباه کردن و ضعف داشتن در هر فردی کاملا عادی و طبیعی است. اغلب ما در مواجهه با ویژگی های منفی خود در موضع غفلت، انکار، حمله و یا رنجش قرار می گیریم واقعیت این است که هیچ کدام از این مواضع کمکی به از بین رفتن این ویژگی ها نمی کند. گاهی حتی ما از ویژگی های منفی خود آگاه نیستیم و بدتر اینکه حتی آنها را مثبت و ارزشمند می دانیم.

  • شناخت افکار، احساسات و رفتار:

ما انسان ها اغلب همانگونه رفتار می کنیم که احساس می کنیم و همانگونه احساس می کنیم که فکر می کنیم. همه چیز بستگی به نوع نگرش ما دارد. برداشت ها، طرز تلقی ها و  باورهای ما تعیین کننده نوع برخورد ما با جهان پیرامونمان است. به عبارت دیگر نوع برخورد ما با جهان اطرافمان بستگی به این دارد که حوادث، رویدادها و حتی اطرافیان خود را  چگونه تفسیر می کنیم. معمولا این چرخه با نوع فکر کردن ما شروع می شود همین موضوع،  اهمیت افکار در شکل گیری احساسات و رفتار را روشن می کند.

مهارت های زندگی و خودآگاهي(قسمت اول)

هرگونه نقصی در شیوه فکرکردن فرد که منجر به پیامدهای احساسی و رفتاری منفی می شود، ‹ افکار ناکارآمد› نامیده می شود. افکار ناکارآمد در غالب اوقات خود را به صورت گفتگوهای درونی منفی نشان می دهند. مثلا:

  • نمی توانم این کار را انجام دهم.
  • هیچ چیز عوض نخواهد شد.
  • همیشه بدشانسی می آورم.
  • دوباره شکست خواهم خورد.
  • هیچ کس مرا درک نمی کند.

این افکار و گفتگوهای درونی ناشی از آن به صورت ناخودآگاه و اتوماتیک وار و بدون اینکه ما بخواهیم در موقعیت ها و شرایط گوناگون به ذهن ما هجوم آورده  و احساسات و رفتارهای ما را تحت تأثیر قرار می دهند. توانایی تشخیص و خنثی کردن آنها مهارتی است که  پیامد مثبت آن، کنترل احساسات و رفتار است. با شناخت این افکار می توانید  آنها را با افکار منطقی و واقع بینانه جایگزین کنید و کنترل درونی احساسات و اعمالتان را خودتان به دست بگیرید.

  • شناخت باورها و ارزش های خود:

باورهای ما افکاری هستند که آنها را پذیرفته و باطناَ تصدیق کرده ایم. ارزش های ما ملاک ها و معیارهایی هستند که ما به وسیله ی آن، باورها و رفتارهای خود و دیگران  و امور پیرامونی را ارزیابی می کنیم. ایده آل ها و آرمان های ما یعنی چیزهایی که دوست داریم به آنها برسیم و ریشه در ارزش های ما دارند. هر یک از ما بر اساس محیطی که در آن متولد می شویم، خانواده ای که در آن رشد می یابیم، افراد و شرایطی که تحت آن تربیت می شویم، اجتماعی که در آن زندگی می کنیم، و بطور کلی طی فرایند اجتماعی شدنمان، ارزش هایی را کسب می کنیم. افکار، باورها و ارزش هایی که به صور مختلف کسب نموده ایم، در ذهن ما چارچوب ها و ساختارهایی را می سازند. هر یک از ما بر اساس این چارچوب ها یا ساختارهای ذهنی مان اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون را پردازش می کنیم. این ساختارهای ذهنی در افراد مختلف متفاوت است و به همین دلیل نگرش افراد مختلف نیز به زندگی با یکدیگر فرق می کند. تحقیقات نشان داده اند که ساختارهای ذهنی و نحوه نگرش افراد به زندگی قابلیت تغییر دارند و افراد می توانند هر کجا که لازم باشد با تغییر در افکار و باورهای خود به اصلاح و تعدیل ساختارهای ذهنی خود بپردازند.

  • شناخت اهداف خود

آرزو تمام آن چیزهایی است که در ذهن خود داریم و یا بر زبانمان جاری می‌کنیم. اما هدف چیزی یا جایی است که می خواهیم به آن برسیم و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کرده و تلاش می کنیم. افراد خودآگاه برای تعیین اهداف فردی هم به توانایی ها و ضعف های خود و هم به شرایط موجود دقت کافی مبذول می دارند. نکته ی مهمی که این افراد به آن آگاهی دارند این است که دستیابی به هر هدفی مستلزم صرف وقت، تلاش و سخت کوشی است.

کلام آخر   

از آن جا که نوع رفتار ما ناشی از احساسات، افکار، نگرش‌ها، برداشت‌ها، باورها، میزان اعتماد به نفس و عزت نفس ماست؛ کسب این مهارت عامل مهمی در ارتباطات، موفقیت‌ها و شکست‌های ما به شمار می‌رود. شناخت افکار، ارزش‌ها و باورها؛ در حقیقت افکار، باورها و ارزش‌های ما چارچوب و ساختار ذهنی ما را تشکیل می‌دهد و ما بر اساس این چارچوب یا ساختارهای ذهنی اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون را پردازش می‌کنیم و بر مبنای آن به دنیا و محیط پیرامون‌مان نگاه می‌کنیم و در خصوص دیگران، خودمان و محیط اجتماعی خود رفتار و قضاوت می‌کنیم.


جلسه دوم

چکیده نشست پژوهشی:

–   احساس راضی نبودن از خود، نشانه ای است که  به فرد هشدار می دهد که نیازمند ایجاد تغییر است.

– همه چیز بستگی به نوع نگرش ما دارد. برداشت ها، طرز تلقی ها و  باورهای ما تعیین کننده نوع برخورد ما با جهان پیرامونمان است. 

 – انسان هر چه بیشتر و بهتر خود را بشناسد، بهتر می تواند آنچه را که هست، بپذیرد یا تغییر دهد. در مقابل، احساس راضی نبودن از خود، نشانه ای است که  به فرد هشدار می دهد که نیازمند ایجاد تغییر است.

–  وقتی که که اهداف خرد می شوند، زمان و مکانی که فرد می تواند به آن برسد مشخص و قابل درک می شود و فرد این توانایی را در خود می بیند که به هدف مورد نظرش خواهد رسید؛ بنابراین برای رسیدن به آن تلاش می کند.

 هدف گذاري در زندگي فرآيندي است که از ۴ مرحله تشکيل شده است: مرحله اول تعیین خواسته ها، مرحله دوم تعيين هدف، مرحله سوم: عینی کردن هدف و مرحله چهارم تعهد و اجرا.

– ساختارهای ذهنی و نحوه نگرش افراد به زندگی قابلیت تغییر دارند و افراد می توانند هر کجا که لازم باشد با تغییر در افکار و باورهای خود به اصلاح و تعدیل ساختارهای ذهنی خود بپردازند.

نوع خودآگاهی ما پیش بینی کننده احساس رضایت ما از خودِ ما و زندگی ماست. به نظر می رسد که احساس رضایت، نیازی است که تقریبا تمام فعالیت‌های ما معطوف به آن می باشد؛ انسان هر چه بیشتر و بهتر خود را بشناسد، بهتر می‌تواند آنچه را که هست، بپذیرد یا تغییر دهد. در مقابل، احساس راضی نبودن از خود، نشانه‌ای است که  به فرد هشدار می‌دهد که نیازمند ایجاد تغییر است. اصلی ترین و اساسی ترین  بخش این تغییر با کار بر روی خودآگاهی شکل می گیرد. خودآگاهی به بالا رفتن سطح رضایت‌مندی منتهي مي‌شود.

نسبت انسان خودآگاه و انسانی که از خود، آگاهی ندارد، مانند نسبت طبقه بیستم به طبقه اول است در یک برج ۲۰ طبقه.  انسان خودآگاه از بلندای برج مشرف است به طبقه های زیرین و حتی به بلندی های اطراف احاطه دارد، اما آن که خود آگاه نیست تنها و تنها همان یک طبقه را می‌بیند و حتی به خوبی نمی‌تواند پیرامون را ببیند و بشناسد. بنابراین کسی که خودآگاهی دارد، به دیگر آگاهی هم دست می یابد. پس برای شناخت واقعی باید در ابتدای  امر به لایه‌های زیرین و وجودی خودمان پی ببریم.

 

خودآگاهي چيست؟

خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد. به عبارتی، آگاهی از خود شامل شناخت ما از خودمان است و افزایش آن به معنای آنست که فرد تصویری روشن از ویژگی‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها، علایق و نیازهایش داشته باشد. خودآگاهی شبیه نقشه راهی است که به ما کمک می کند سریع تر به مقصد برسیم. [۱]

 خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

  • شناخت ویژگی های جسمانی و بدنی:

ما اغلب نسبت به ویژگی های جسمانی و ظاهری خود دارای حس(مثبت یا منفی) هستیم. ممکن است دارای ویژگیهایی باشیم که مورد علاقه مان باشند و یا در بعضی موارد ویژگی‌هایی داشته باشیم که مورد علاقه‌مان نباشند. برخی از این ویژگی‌ها احساس خوب و بعضی احساس بدی به من می دهند بعضی از این ویژگی‌ها قابل تغییر و برخی غیر قابل تغییر و بقیه تا حدودی قابل تغییر هستند. با شناسایی آن دسته از ویژگی‌های منفی در ظاهرتان که قابل تغییرند، سعی کنید برای بهبود آنها تلاش کنید تا به احساس رضایت بیشتری نسبت به خود دست یابید.

خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

بسیاری از افراد فکر می‌کنند تمام خصوصیت‌های خود را می‌شناسند اما حقيقت و واقعيت چيز ديگري است. چرا که هر فرد داراي خصوصيت هايي است که برخي از آنها براي خود او شناخته شده مي باشد در حالي که اين خصوصيات براي ديگران ناشناخته است . ممکن است خصوصيات ديگر اين فرد براي خودش ناشناخته باشد اما براي ديگران شناخته شده باشد. اين امکان وجود دارد که خصوصياتي در فرد وجود داشته باشد که هم براي خودش و هم براي ديگران ناشناخته باشد.

  • شناخت نقاط ضعف خود:

برخی افراد نقاط ضعف خود را انکار می کنند چون توانایی روبه رو شدن با آنها را ندارند. برخی دیگر نقاط ضعفشان را به قدری بزرگ می کنند که خود را فردی ضعیف دارای ویژگی های منفی می پندارند. اغلب ما در مواجهه با ویژگی های منفی خود در موضع غفلت، انکار، حمله و یا رنجش قرار می گیریم واقعیت این است که هیچ کدام از این مواضع کمکی به از بین رفتن این ویژگی ها نمی کند. گاهی حتی ما از ویژگی های منفی خود آگاه نیستیم و بدتر اینکه حتی آنها را مثبت و ارزشمند می دانیم.

  • شناخت افکار، احساسات و رفتار:

 ما انسان ها اغلب همانگونه رفتار می کنیم که احساس می کنیم و همانگونه احساس می کنیم که فکر می کنیم. هر چه فرد کمال طلب‌تر و جاه‌طلب‌تری باشید، زمانی که اختیار اوضاع و کنترل آن از دست تان خارج شود، احساس آشفتگی روحی و روانی بیشتری خواهد داشت.

  • شناخت باورها و ارزش های خود:

باورهای ما افکاری هستند که آنها را پذیرفته و باطنا تصدیق کرده‌ایم. ارزش‌های ما ملاک‌ها و معیارهایی هستند که ما به وسیله‌ی آن، باورها و رفتارهای خود و دیگران  و امور پیرامونی را ارزیابی می‌کنیم. ایده‌آل ها و آرمان‌های ما یعنی چیزهایی که دوست داریم به آنها برسیم و ریشه در ارزش‌های ما دارند. هر یک از ما بر اساس محیطی که در آن متولد می‌شویم، خانواده‌ای که در آن رشد می‌یابیم، افراد و شرایطی که تحت آن تربیت می شویم، اجتماعی که در آن زندگی می کنیم، و بطور کلی طی فرایند اجتماعی شدنمان، ارزش‌هایی را کسب می‌کنیم. افکار، باورها و ارزش‌هایی که به صور مختلف کسب نموده‌ایم، در ذهن ما چارچوب‌ها و ساختارهایی را می سازند. هر یک از ما بر اساس این چارچوب ها یا ساختارهای ذهنی مان اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون را پردازش می‌کنیم. این ساختارهای ذهنی در افراد مختلف متفاوت است و به همین دلیل نگرش افراد مختلف نیز به زندگی با یکدیگر فرق می کند. تحقیقات نشان داده‌اند که ساختارهای ذهنی و نحوه نگرش افراد به زندگی قابلیت تغییر دارند و افراد می‌توانند هر کجا که لازم باشد با تغییر در افکار و باورهای خود به اصلاح و تعدیل ساختارهای ذهنی خود بپردازند.

  • شناخت اهداف خود

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد خودآگاه،  هدفمند بودن آنهاست؛ بدین معنی که این افراد دارای مجموعه روشنی از اهداف از پیش تعیین شده هستند. آرزو تمام آن چیزهایی است که در ذهن خود داریم و یا بر زبانمان جاری می‌کنیم. اما هدف چیزی یا جایی است که می‌خواهیم به آن برسیم و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کرده و تلاش می‌کنیم. افراد خودآگاه برای تعیین اهداف فردی هم به توانایی‌ها و ضعف‌های خود و هم به شرایط موجود دقت کافی مبذول می‌دارند. نکته‌ی مهمی که این افراد به آن آگاهی دارند این است که دستیابی به هر هدفی مستلزم صرف وقت، تلاش و سخت کوشی است. آرزو تمام آن چیزهایی است که در ذهن خود داریم و یا بر زبانمان جاری می کنیم  اما هدف چیزی یا جایی است که می خواهیم به آن برسیم و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کرده و تلاش می‌کنیم.

افراد خودآگاه برای تعیین اهداف فردی هم به توانایی‌ها و ضعف‌های خود و هم به شرایط موجود دقت کافی مبذول می‌دارند. نکته مهمی که این افراد به آن آگاهی دارند این است که دستیابی به هر هدفی مستلزم  صرف وقت، تلاش و سخت کوشی است. نکته ی دیگر این است که اهداف می‌توانند واقع بینانه یا غیرواقع بینانه باشند. مسلما هر چقدر شناخت ما از خودمان واقعی‌تر باشد، هدفی را هم که برای خود بر می گزینیم واقع بینانه‌تر خواهد بود و احتمال دستیابی به آن بیشتر است.  رسیدن به هدف بر خودباوری و شناخت ما از خود اثر مثبتی می‌گذارد و برعکس شکست در رسیدن به اهداف بر اعتماد به نفس و خود باوری اثر منفی می‌گذارد.

 معادله سه متغیره زندگی فردی

هر یک از ما دارای نقش‌ها، ارزش ها و مأموریت‌های متفاوتی در زندگی خود هستیم. در يک جايگاه مي‌توانيم نقش فرزند را داشته باشيم و در جايگاهي ديگر نقش همسر داشته باشيم. ممکن است علاوه بر داشتن اين دو نقش در جايگاهي ديگر نقش مادري يا پدري نيز داشته باشيم. علاوه بر اين ممکن است همزمان با داشتن اين نقش ها نقش يک مدير ( کارمند و …) را نيز داشته باشيم. بنابراين برای شناخت بهتر ارزش‌های بنیادین خود بايد بتوانيم به سؤالات زیر پاسخ دهیم:

  • در ارتباط با هر یک از نقش های زندگی من، چه چیزی از همه برایم مهم تر است؟
  • کدام افراد و چه کارهایی برای من مهم هستند؟
  • اگر تحت فشار یا اجبار برای انجام دادن کاری نباشم،دلم میخواهد چه کاری انجام دهم؟
  • اگر فقط ۶ ماه از زندگی ام باقیمانده بود در آن مدت چه می‌کردم؟
  • زمانی که عمر من به سر می آید دلم می خواهد از من چه اثری باقی بماند؟

مأموریت زندگی هر فرد بیانگر ماهیت چیستی و چرایی زندگی اوست. بیانگر آرزوهای اوست. چیزی است که هر فرد را از بقیه  انسان‌ها متمایز می‌کند.

خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

 خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

 

مرحله اول؛ تعیین خواسته‌ها: اين که بدانيم چه مي‌خواهيم در حقيقت خواسته خود را مشخص کرده‌ايم. افراد مختلف، اهداف گوناگونی دارند؛ اما بطور کلی ۸ حیطه وجود دارد که می‌توانید به کمک آنها به تصویر روشنی از خواسته‌ها و نیازهای خود برسید.

خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

مرحله دوم؛ تعیین هدف: انتخاب و ارزیابی اهدافی که مایل هستید به آنها برسید.

مرحله سوم: عینی کردن هدف: مشخص کردن اين که آن هدف چگونه، کجا، کی  و به کمک چه کسانی میسر خواهد شد.

مرحله چهارم: تعهد و اجرا: مراحل دستیابی به هدف را مشخص کرده و برای رسیدن به آنها تلاش کنید.

یکی از مهم‌ترین شرایط لازم برای رسیدن به  هدف، تقسیم بندی یا جزئی کردن هدف است.

 خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

جزئی کردن هدف چه نقشی  در رسیدن به هدف دارد؟

جزئی کردن هدف به فرد کمک می‌کند تا اهداف خود را از قالب کلی و مبهم خارج ساخته و آن را به اجزایش تقسیم کند. وقتی که که اهداف خرد می شوند، زمان و مکانی که فرد می تواند به آن برسد مشخص و قابل درک می شود و فرد این توانایی را در خود می بیند که به هدف مورد نظرش خواهد رسید؛ بنابراین برای رسیدن به آن تلاش می کند.

همچنین، این تقسیم بندی ( جزيي کردن)  به فرد فرصت می‌دهد تا هم توانمندی‌های خود و هم ویژگی‌های هدفی را که می‌خواهد به آن برسد بیشتر بشناسد. شناخت به او کمک می کند تا اشتباهات احتمالی لحاظ شده در چگونگی رسیدن به هدف را شناسایی کند و در جهت رفع آن اقدام نماید یا حتی در پاره‌ای از مواقع فرد به این نتیجه برسد که باید تغییراتی در هدف ایجاد کند.

خودآگاهي و مولفه های آن(شناخت و مهارت ها،نقاط ضعف؛احساسات؛اهداف؛باورهاوارزش های خود)

 از واکنش سنجي تا واکنش سازي   

واکنش سنجی: یعنی سنجیدن اینکه آیا واکنش شما در مقابل موضوعی، متناسب با آن موضوع بوده است یا خیر؟  اگر متناسب نبوده چرا و به چه دلیل آن واکنش را  نشان داده اید؟

واکنش سازی: یعنی تمرین رفتار و گفتار صحیح داشتن به وسیله پرسش از خود که بهتر بود چه می گفتم و بهتر بود چه می کردم؟ با کمک این تمرین شما قادر خواهید بود که به تدریج در رفع عادات بد ذهنی، رفتاری، و احساسی خود بکوشید.

بهتر است هر شب قبل از خواب تمرین واکنش سنجی و واکنش سازی را  به منظور آگاهی هر چه بهتر از خود و شناخت هر چه عمیق تر خود انجام دهید.

کلام آخر   

انسان موجودی است که دارای ابعاد مختلف  (زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی) است. زمانی انسان به حداکثر رضایت از زندگی می رسد که بتواند در همه ی ابعاد رشد کافی داشته باشد. از آن جا که نوع رفتار ما ناشی از احساسات، افکار، نگرش‌ها، برداشت‌ها، باورها، میزان اعتماد به نفس و عزت نفس ماست؛ کسب این مهارت عامل مهمی در ارتباطات، موفقیت‌ها و شکست‌های ما به شمار می‌رود. شناخت افکار، ارزش‌ها و باورها؛ در حقیقت افکار، باورها و ارزش‌های ما چارچوب و ساختار ذهنی ما را تشکیل می‌دهد و ما بر اساس این چارچوب یا ساختارهای ذهنی اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون را پردازش می‌کنیم و بر مبنای آن به دنیا و محیط پیرامون‌مان نگاه می‌کنیم و در خصوص دیگران، خودمان و محیط اجتماعی خود رفتار و قضاوت می‌کنیم.

iribnews.ir

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.