وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

فرق ازدواج موقت با زنا در چیست

2

فرق ازدواج موقت با زنا در چیست

طبق نظر آيت الله مكارم شيرازي

حضرت آیت الله مکارم شیرازی

تفاوت ازدواج موقت با زنا

پرسش : فرق ازدواج موقت با زنا چیست که یکی حلال و دیگری حرام است؟ چون در زنا نزدیکی انجام می شود و پولی هم رد و بدل می شود و در ازدواج موقت نیز همینطور است، فقط در ازدواج موقت یک جمله به عنوان صیغه ادا می شود.
پاسخ : ازدواج موقت تمام احکام ازدواج را دارد به جز نفقه و بعضی از جزییات دیگر، اما فرزند از آنها ارث می برد و مسئولیت عدّه نگه داشتن بعد از پایان مدت بر دوش زن می باشد و زن هرگز نمی تواند در این مدت همسر مرد دیگری شود و امثال آن.

استفتات حضرت آیت الله مکارم شیرازی.


تفاوت ازدواج موقت با دائم

پرسش : تفاوتهاى ازدواج موقت و دایم در چیست؟
پاسخ اجمالی: 1- زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد. 2- زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد. 3- بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشد.4- پایان مدّت به منزله طلاق است و هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد، بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد. 5- عدّه عقد دائم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست.
پاسخ تفصیلی: تفاوت هایى در میان این دو نوع عقد در مورد دو همسر (زوج و زوجه) وجود دارد. اصولا تعهّدات آنها در برابر یکدیگر بسیار کمتر از عقد دایم است، زیرا منظور از ازدواج موقّت سهولت امر و نبودن مقرّرات دست و پاگیر بوده، از جمله:
1ـ زن در عقد موقّت نفقه و ارث ندارد، ولى جمعى از فقها گفته اند این در صورتى است که شرط نفقه و ارث نکنند و اگر شرط کنند باید بر طبق آن عمل شود.
2ـ زن در عقد موقّت آزاد است که کارى در خارج خانه براى خود انتخاب کند و اجازه همسر براى او شرط نیست مادام که مزاحم حقّ شوهر نباشد، ولى در عقد دایم بدون توافق این امر جایز نیست.
3ـ بر مرد لازم نیست شب ها نزد همسر موقّت خود باشد.
4ـ پایان مدّت به منزله طلاقاست و بلافاصله زن باید عدّه نگه دارد، (هرگاه آمیزش صورت گرفته باشد).
5ـ عدّه عقد دایم سه بارعادت ماهیانه دیدن است که با دیدن مرحله سوّم عدّه تمام مى شود، ولى عدّه عقد موقّت دوبار بیشتر نیست. (1)
پی نوشت:

  • (1). گرد آوري از کتاب: شیعه پاسخ می گوید، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى،‏، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم‏،1387 ه. ش‏، ص 122. 

عقد موقت و زنا

فرق بين زنا و ازدواج موقت، چيست؟ آيا فقط به اينكه يك جمله را ذكر كنيد زن و مرد به يكديگر حلال مي شوند؟
فرق ازدواج موقت بازنا برخي از تفاوت‏هاى عقد موقت و زنا به شرح ذيل است:
1. صيغه موقّت يك نوع ازدواج است؛ همان طور كه ازدواج دائم نوع ديگرى از ازدواج است و هر دو شرايط و احكام خاص خود را دارد كه از جمله آن ذكر صيغه عقد، مهريه و مدت است. اما زنا بدون توجه به اين شرايط (مثل نخواندن صيغه عقد) كارى صورت مى‏گيرد.
2. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باكره، اجازه پدر و يا جد پدرى او لازم است؛ در نتيجه اين كار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏كارى‏ها صورت مى‏پذيرد.
3. در ازدواج موقت، زن بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، عده( ومدت عده بستگي به موارد خاص دارد و حداقل از دو ماه كمتر نيست) نگه دارديعني بعد از هر صيغه موقت بايد مدت نسبتا تقريبا طولاني را از صيغه شدن خودداري كند ؛ ولى در زنا اين قانون وجود ندارد.
5. در ازدواج موقت، مرد مسئوليت‏پذير است و توابع اين ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذيرد؛ در حالى كه در عمل نامشروع اين امر وجود ندارد.
6. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شكل مى‏گيرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى كه در زنا ضابطه‏اى وجود ندارد و غيرقانونى است.
7. اعتبار زن در زنا از بين مي رود واو به موجودي بي ارزش ودر دسترس تبديل مي گردد در حالي كه ازدواج موقت شرايط خاص را دارد كه اين شرايط موجب آبرومندي زن مي گردد
8. در زنا فرزند نا مشروع به وجود مي آيد ولي در صيغه فرزند حلال زاده است
9. در زنا فرزندي اگر متولد شد والدين مسئوليت تربيت او را عهده دار نمي شود مگر اينكه او را نيز وسيله اي براي شهوت هاي بعدي خود قرار دهند درحالي كه فرزند حاصل از صيغه در خانواده اي پاك قابل تربيت است
10. احتمال بيمار بودن فرزند حاصل از زنا بيشتر از صيغه است
11. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده هاي حائل ميان انسان وخداوند از بين مي رود وانسان شقي مي گردد در حالي كه در ازدواج موقت چون اين عمل مطابق با قوانين الهي است اين خطر وجود ندارد
12. صيغه چون محدوديت هائي دارد باعث جلوگيري از هم پاشيدگي خانواده مي گردد در حالي كه زنا بنيان خانواده را متزلزل مي كند
بنابراي, متعه (صيغه ) با زنا فرق هاي اساسي دارد. چون در زنا نه عده اي وجود دارد و نه از نظر شرعي طرفين حقي بر گردن هم دارند و نيز اگر فرزندي از زنا متولد شد حرام زاده است و ارث نيز نمي برد. ولي متعه در حقيقت يك نوع ازدواج محدود است و داراي ضوابط و حقوق مشخص شده براي زوجين است . هم چنين در زمان عقد و يا عده , زن حق هيچ گونه مباشرتي يا ازدواج با شخص ديگر ندارد. پس ازدواج موقت مانند ازدواج دائم داراي عده – تعيين مهريه – اجراي عقد و صيغه – اذن پدر در صورت باكره بودن و بسياري از شرايط ديگر است و حكم فرزندان متولد از اين ازدواج نيز كاملا مشخص است فقط در زمان محدود مي باشد.
در مورد سؤال دوم شما كه آيا با يك جمله زن و مرد با هم حلال مي شوند در جواب مي گوييم. بلي، در صورتي كه شرايط موجود باشد و با قصد ازدواج موقت صيغه آن خوانده شود با هم حلال مي شوند و اين حكم تعبدي است كه از طرف شارع مقدس اين حليت حاصل مي شود. در ساير نظام هاي حقوقي نيز همين اعتبارات كه در قالب عقود و ايقاعات و قرادادها صورت مي پذيرد منشا اثر است.
البته عده‏اي اين نوع ازدواج را راهي براي سوء استفاده دانسته‏اند. اين عده هميشه پيرمرد پول داري را تصور مي‏كنند كه براي خوش‏گذراني، دختري را صيغه مي‏كند و بعد از ارضاي شهواتش، او را رها مي‏سازد، يا مرد زن‏داري كه بي‏اعتنا به خانواده‏اش هر روز به دنبال يك زيبارويي است كه بتواند او را اسير كند و كام گيرد و…!! در جواب اين عده همين بس كه همة آزادي‏هاي قانوني و تأسيس‏هاي حقوقي، مي‏توانند مورد سوء استفاده قرار گيرند براي مثال حق رانندگي ـ كه يك حق مشروع و پسنديده‏اي است ـ از سوي عده‏اي به بدترين نحو مورد استفاده قرار مي‏گيرد و حتي منجر به وارد آمدن خسارت جاني و مالي مي‏شود. پس بدين ترتيب بايد گفت: حق رانندگي امري مذموم و پليد است!؟ در حالي كه چنين نيست. پس اگر عده‏اي از اين نهاد حقوقي به جهت سوء استفاده بهره‏برداري كنند اين امر خدشه‏اي به اصل آن وارد نمي‏كند؛ بلكه ايراد به خود اين افراد يا گريزگاه‏هاي قانوني و… وارد است.
برخي ديگر با تشبيه نكاح منقطع به كرايه و اجاره، سعي دارند كه وانمود كنند زني كه صيغه مي‏شود، در واقع به اجارة زوج خويش درمي‏آيد و اين را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او دانسته‏اند. در پاسخ گفتني است آنچه خلاف شأن زن است، اين است كه زن همچون كالايي بدون هيچ حق و حقوقي و بدون هيچ ضابطه‏اي، مورد بهره‏برداري جنسي قرار گيرد؛ يعني، دقيقاً آنچه كه در دنياي غرب اتفاق مي‏افتد و يا آنچه كه در نزد افراد لاابالي و بي‏بند و بار در مشرق زمين مي‏گذرد! حال اينكه زن اين چنين مورد سوء استفاده قرار گيرد، خلاف شأن زن است يا اين كه او به طور قانوني و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسي يابد؟ به فرض كه عقد نكاح منقطع در مواردي شبيه عقد اجاره باشد، آيا اين دليل مي‏شود كه اين دو عقد يكي باشند؟ در حالي كه مي‏دانيم اين دو عقد در خيلي از اوصافش با يكديگر تفاوت دارند.منبع : پرسمان


فرق زنا با صیغه موقت چیست؟ با یک لفظ چه چیز عوض می شود؟

غریزة جنسی یكی از نیرومند ترین غرائز انسانی است، تا آن جا كه پاره ای از روانكاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان می دانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز می گردانند.

از سوی دیگر این یك قانون كلی است كه اگر به غرایز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آن متوجه طریق انحرافی خواهد شد، زیرا غرایز طبیعی را نمی توان از بین برد. و اگر بتوانیم آن را سركوب كنیم، عاقلانه نخواهد بود، زیرا مبارزه با قانون آفرینش، تبعات منفی بسیاری دارد. بنابراین راه صحیح آن است كه غرائز را از طریق معقولی اشباع كرد و از آن ها در مسیر زندگی بهره برداری نمود.

از سویی در مواردی ازدواج دائم مقدور نیست. مثل اینکه دو طرف توانایی پذیرفتن مسئولیتهای گسترده ازدواج دائم را ندارند، یا افراد متأهل درمسافرت های طولانی و یا به علل دیگری با مشكل عدم ارضای غریزة جنسی رو به رو می شوند. یا عوامل دیگری، نیاز به ازدواج موقت را به وجود می آورد.

و  اسلام كه قوانینش مطابق مصالح و مفاسد حقیقی و متناسب با ذاتیات انسان است، در کنار ازدواج دائم، ازدواج موقت را نیز تشریع کرده و آن را مجاز می داند. البته باید متوجه این نکته بود که قوانین اسلام، همانند قطرات زنجیر به یکدیگر متصل می باشند. و نباید به صورت بخشی و جزئی دیده شوند. یک جزء در یک سیستم می تواند زیبایی بخش باشد، در حالی که اگر از آن سیستم خارج شود و جدا در نظر گرفته شود، جز زشتی نداشته باشد. مثل خال بر روی گونه که سبب زیبایی آن می شود، اما اگر آن خال جدا از گونه باشد، امری قبیح و کریه خواهد بود.

«أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ [بقره/۸۵]

 آیا به بعضى از كتاب ایمان مى‌‏آورید و بعض دیگر را انكار مى كنید؟ پاداش كسى كه چنین كند در دنیا جز خوارى نیست و در روز قیامت به سخت‏ترین وجهى شكنجه مى‏شود و خدا از آنچه مى‌‏كنید غافل نیست.»

بنابر این باید در نظر داشت که همان دینی که ازدواج موقت را تشریع کرده است، مجوزی برای تنوع طلبی و هرزگی نمی دهد و نفس اماره انسان را دشمن ترین دشمنان انسان معرفی می کند:
«قَالَ النَّبِیُّ ص أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْك‏[۱] 

پیامبر (ص) فرمودند: دشمن ترین دشمنان انسان، نفس میان دو پهلوی اوست. (کنایه از شکم و شهوت جنسی)»

با این نگاه روشن می شود که ازدواج موقت در جای خود بسیار مناسب و حتی ضروری است. که مقابله با آن، تبعات منفی بسیاری در جامعه ایجاد می کند. حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند:
«لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ الْخَطَّابِ فَلَوْلَاهُ مَا زَنَى إِلَّا شَقِیٌّ أَوْ شَقِیَّةٌ- لِأَنَّهُ كَانَ یَكُونُ لِلْمُسْلِمِینَ غَنَاءٌ فِی الْمُتْعَةِ عَنِ الزِّنَا

[۲] خدا پسر خطاب را لعنت کند ، اگر او نبود، کسی مرتکب زنا نمی شد، به جز انسان پست! چون مسلمانان به واسطه متعه، نیازی به زنا نداشتند.»

و مطلبی دیگری که باید به آن توجه نمود، این است که ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم، یک رابطه با ضوابط خاص و روشن است.

و بیان یک جمله ساده، به منزله امضای یک قرار حقوقی است. قراری که به تبع آن حق و حقوق طرفین در حالات و شرایط مختلف تعیین شده است.

پس نباید گمان نمود که ازدواج موقت، تنها چند لفظ است و تفاوت دیگری با روابط نامشروع ندارد.

چون هرگز امضای یک چک، به خط خطی کردن کاغذ تشبیه نمی شود، اگر چه ممکن است، ظاهر آن ها تفاوت چندانی نداشته باشند.
ازدواج موقت شبیه همان است كه امروزه در كشورهای دیگر به نام ازدواج توافقی مطرح می شود كه زن و شوهری توافق می كنند تا مدت چند سال با هم زندگی مشترك داشته باشند و در صورت موافق بودن علایق و سلیقه ها در روحیات یكدیگر، با هم عقد ازدواج دائم ببندند. ازدواج توافقی ممكن است تا پایان عمر هم طول بكشد و كاملاً مشخص است كه این عمل با آنچه در كشورها به نام فحشا وجود دارد، متفاوت است.
 

اصل و اساس مخالفت با صیغه در چند مطلب است:

۱- عده ای تصور می کنند هر نوع رابطه جنسی یک نوع پلیدی و خباثت است. و صیغه را با همین معیار محکوم می کنند چرا که در آن اغراض جنسی وجود دارد. این در حالی است که با اندک توجهی می توانند بیابند که در ازدواج دائم نیز اغراض جنسی وجود دارد. و زوجین با یکدیگر ارتباط جنسی دارند. و بسیاری نیز با همین امیال و برای پاسخگویی به آن ازدواج کرده اند. پس نمی توان وجود غرض جنسی و ارضای شهوت را عامل پلیدی و خباثت دانست. خصوصا که بدون روابط جنسی، نسل بشر منقرض می شود و تولید مثل محقق نمی شود.

۲- عده ای شباهت ها را می بینند و از درک تفاوت ها عاجر هستند. به تعبیری هر گردی را گردو می بینند و به محض دیدن چند شباهت، صیغه را با فاحشگی یکسان می کنند. در حالی که برای نگاه معقول باید علاوه بر شباهت ها، تفاوت ها را نیز مد نظر قرار داد. اگر در فاحشگی مرد به زن پول می دهد یا اینکه با او رابطه جنسی برقرار می کند، و این امور در صیغه نیز وجود دارد، باید توجه کنیم که این امور در ازدواج دائم نیز وجود دارد. در فرهنگ ما مرد به زن نفقه می دهد. و زوجین با یکدیگر ارتباط جنسی دارند. ایا می توانیم به دلیل وجود شباهت فاحشگی و صیغه، صیغه را محکوم کنیم؟ ایا دو شباهت ذکر شده در ازدواج دائم نیز وجود ندارند؟ پس روشن می شود که وجود این شباهت ها نیز سبب قبح و پلیدی صیغه نمی شود. و از این حیث صیغه با ازدواج دائم فرقی ندارد.

۳- عده ای صیغه را با توجه به چند مصداق آن مد نظر قرار داده و آن را نقد می کنند. در حالی که سوء استفاده از یک قانون نمی تواند، سبب بد دانستن قانون شود. و روشن است که از بهترین امور نیز سوء استفاده می شود. آیا بلوک شرق به اسم عدالت، مردم را به فلاکت نینداخت؟ آیا نظام استکبار، به اسم دموکراسی، جنگ ها و کشتارها ایجاد نکرده است؟ آیا استعمار (ایجاد عمران و آبادانی) بد بوده است که با شعار آن ثروت های جوامع را غارت کرده اند؟

بنابراین رویکردهایی که علیه قانون متعه و ازدواج موقت هجمه می کنند، با دیدگاههای غلط و ناروا به این هجمه دست می زنند.

زشتی و قباحت فاحشگی در غیر منضبط بودن روابط و عدم مسئولیت پذیری طرفین است. و با فهمیدن این معیار می توان فرق صیغه با فاحشگی را دریافت که صیغه با احکام و ضوابط روشن و از پیش تعیین شده این بی انضباطی را از بین برده و طرفین با خواندن خطبه اولیه، خود را ملتزم به رعایت تعهدات می کنند.

و نکته ای که باید بدان توجه جدی کرد؛ این است که هجمه ها علیه صیغه، بدون درک حقایق جامعه و در نظر گرفتن واقعیت هاست. از همین رو، می بینیم که با مطرود شدن اموری نظیر صیغه، دوستی های نامشروع و روابط زشت فراگیر می شود. کسانی که به صیغه حمله می کنند، غالبا از درک این واقعیت عاجر هستند که نیروی شهوانی انسان، نیرویی قوی است و اگر در بستر مناسب خود قرار نگیرد، مانند سیلی ویرانگر خواهد شد. و بهترین کار برای جلوگیری از زیان های این سیل، بستر سازی برای رویه ای منطقی و معقول است. نمی توان همگان را مجبور به ریاضت کرد و در جامعه ای که سن ازدواج به دهه سوم زندگی می رسد، افراد را تا آن سن وادار به سرکوب غریزه کرد. همچنان که نمی توان کمونیسم جنسی را پذیرفت و اجازه داد روابط کثیف و خیانت بار در جامعه رایج شود.

پی نوشت ها :
[۱]. بحار الأنوار ج‏۶۷  ص ۶۴.
[۲]. بحار الأنوار ج‏۵۳ ص ۳۱.

سوال سیتی

حتما بخوانيد

*- ويژه نامه احکام ازدواج 

ویژه نامه احکام زن و شوهر

نحوه خواندن صیغه ازدواج دائم (متن+ترجمه)

نحوه خواندن صیغه ازدواج موقت(متن+ترجمه)

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

2 نظرات
  1. claire می گوید

    اگر ممکن است ،
    خوانده صیغه موقت را به فقط به صورت فارسی ( عربی را نمی خواهم)
    و زمانی که زن یا مرد و یا وکیل می خواند ، بنویسید ممنون می شم .

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      در سایت متن صیغه ازدواج را سرچ کنید هم عربی و هم فارسی منتشر شده است.
      وفقکم الله لکل خیر