وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

سند ازدواج ام کلثوم با عمر

براساس مبانی رجالی اهل سنّت، تمام راویان این روایت، متّهم به صفات «کذّاب»، «وضّاع»، و «ضعیف» و «مدلَّس» می باشند؛ لذا براساس منابع اهل سنت، موضوع ازدواج امّ کلثوم با عمر بن خطّاب به لحاظ سندی فاقد اعتبار و ارزش می باشد.

0

سند ازدواج ام کلثوم با عمر

 

ازدواج ام کلثوم با عمر در هاله ای از ابهام
پرسش : آیا ازدواج ام کلثوم با عمر نشانه دوستی و روابط حسنه میان امام علی(علیه السلام) و عمر نیست؟
پاسخ اجمالی:هیچ یک از صحاح و مسانید اهل سنت ازدواج امّ کلثوم با عمر را ذکر نکرده اند. تنها برخی از منابع تاریخی و روایی اهل سنّت، این را مطرح نموده اند که براساس مبانی رجالی اهل سنّت، تمام راویان این روایت ضعیفند، و به لحاظ دلالت و معنی نیز دچار تعارض، چندگانگی و تشویش در نقل می باشد. اما دانشمندان شیعه، برخی این تزویج را به شدّت انکار نموده اند، و برخی معتقدند که اُمّ کلثوم دختر ابوبکر و ربیبه علی(ع) بوده و دیدگاه دیگر این است که این ازدواج صورت گرفت؛ ولی از روی تهدید و اکراه.
پاسخ تفصیلی:موضوع ازدواج ام کلثوم با عمر از دو دیدگاه قابل بحث و بررسی است:
الف. از منظر منابع اهل سنّت؛
ب. از منظر منابع شیعه.
منابع اهل سنت:
در بین اهل سنت، مشهور است که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) دختر خود امّ کلثوم را به ازدواج خلیفه دوم، عمر بن خطاّب، در آوردند. آنها این ازدواج را نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی(علیه السلام) و خلیفه دوم قلمداد می کنند.
در نقد و بررسی این موضوع به چند نکته اشاره می شود:
1. هیچ یک از صحاح شش گانه(1) اهل سنّت ازدواج امّ کلثوم را با عمر ذکر نکرده اند.
مهمترین آنها دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم است که در نزد اهل سنت معتبرترین کتابها بعد از قرآن شمرده می شوند. برخی از دانشمندان سنّی، بسیاری از حقایق تاریخی را صرفاً به دلیل اینکه در صحیح بخاری و مسلم بیان نشده، مورد انکار و تردید قرار می دهند.
2. برخی از مسانید معتبر نزد اهل سنت، مانند: مُسند احمد بن حنبل نیز این رویداد را بیان ننموده اند.
3. برخی از منابع تاریخی و روایی اهل سنّت، مانند: «طبقات» ابن سعد(2) و «المستدرک» حاکم نیشابوری(3)، ازدواج ام کلثوم با خلیفه دوم را مطرح نموده اند که روایات آن کتابها از حیث سند و دلالت قابل نقد است :
نقد سندی: براساس مبانی رجالی اهل سنّت، تمام راویان این روایت، متّهم به صفات «کذّاب»، «وضّاع»، و «ضعیف» و «مدلَّس» می باشند؛ لذا براساس منابع اهل سنت، موضوع ازدواج امّ کلثوم با عمر بن خطّاب به لحاظ سندی فاقد اعتبار و ارزش می باشد.(4)
نقد دلالتی: صرف نظر از ضعف سندی، این روایت به لحاظ دلالت و معنی نیز دچار تعارض، چندگانگی و تشویش در نقل می باشد؛ به گونه ای که برخی از نقلها برخی دیگر را تکذیب می نمایند. به عنوان مثال، در برخی نقلها این گونه آمده است که وقتی عمر به خواستگاری امّ کلثوم آمد، علی(علیه السلام) مسئله کوچکی سنّ ام کلثوم را مطرح نمودند و در برخی نقلها آمده است که حضرت فرمودند: «من او را برای فرزندان برادرم جعفر بن ابی طالب نگه داشته ام». در نقل دیگری بیان شده است که علی(علیه السلام) بدون درنگ ام کلثوم را نزد عمر فرستاد تا او را نگاه کند.
دیدگاه شیعه:
در مورد ازدواج امّ کلثوم با خلیفه دوم، در میان دانشمندان شیعه دیدگاه های متفاوتی مطرح است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
1. برخی از دانشمندان شیعه از جمله شیخ مفید، این تزویج را به شدّت انکار نموده و بر این باورند که چنین ازدواجی اساساً رخ نداده است.(5)
2. دیدگاه دیگر این است که اُمّ کلثوم دختر واقعی علی(علیه السلام) نیست؛ بلکه ربیبه – دختر خوانده – علی(علیه السلام) بوده است. بر اساس این دیدگاه، امّ کلثوم دختر واقعی ابوبکر بوده، مادرش أسماء بنت عمیس است. پس از مرگ ابوبکر، اَسماء به همسری علی(علیه السلام) در آمد و امّ کلثوم همراه مادرش به خانه علی(علیه السلام) آمدند.
این دیدگاه متعلّق به آیت اللَّه العظمی مرعشی نجفی رحمه الله است. ایشان در این باره می فرمایند: «امّ کلثوم که با عمر ازدواج کرد، ربیبه علی(علیه السلام) و دختر اسماء بنت عمیس از ابوبکر بود. او کودک بود و با ازدواج اسماء با علی(علیه السلام) پس از مرگ ابوبکر به خانه علی(علیه السلام) آمد و بزرگ شد و با عمر ازدواج کرد. او را همه جا امّ کلثوم بنت علی(علیه السلام) می گفتند. او با پسرش زید بن عمر در زمان امام مجتبی(علیه السلام) فوت کردند. امام(علیه السلام) بر او و پسرش یک نماز میّت خواند و همین دلیل بر جواز نماز بر دو میّت در یک نماز شد.
امّ کلثوم دختر فاطمه(علیها السلام) در کربلا با خواهرش زینب(علیها السلام) بود و در شب یازدهم تا صبح مواظب اطفال امام حسین(علیه السلام) بود که خود دلیل دیگری بر نفی ازدواج او با عمر است؛ زیرا اگر زن عمر بود و فرزندی داشت، در جریان کربلا منعکس می شد، در اسارت کوفه و شام مطرح می گشت. اصولاً برای او حرمتی قائل می شدند».(6)
3. دیدگاه دیگر این است که این ازدواج صورت گرفت؛ ولی از روی تهدید و اکراه و اجبار. در منابع حدیثی شیعه روایاتی وجود دارد که نشانگر وقوع این ازدواج از روی تهدید و ارعاب می باشد.
برای نمونه: محمد بن ابی عمیر از هشام بن سالم از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که فرمود: «هنگامی که عمر ( از اُم کلثوم )نزد علی(علیه السلام) خواستگاری نمود، حضرت در پاسخ او فرمودند: او کم سنّ و سال است. عمر با عباس – عموی علی(علیه السلام) – ملاقات کرد و گفت: آیا در من عیبی هست؟
عباس گفت: چه شده؟ عمر گفت: به خواستگاری دختر برادرزاده ات رفتم؛ (ولی او پاسخ منفی به من داد و ) من را ردّ نمود. به خداوند سوگند! چاه زمزم را پُر می کنم و هیچ نشانه بزرگی و کرامت برای شما نیست، مگر آنکه آن را از بین خواهم برد و هر آینه دو شاهد برای او اقامه کرده، به اتّهام سرقت دست راست او را قطع خواهم نمود. پس عباس نزد علی(علیه السلام) آمد و او را (از تهدیدهای عمر) آگاه ساخت و از ایشان درخواست نمود تا امر (این ازدواج) را به او واگذار نماید. علی(علیه السلام) نیز مسئله ازدواج ام کلثوم را به عموی خود عباس سپرد»(7).(8)
در صورتی هم که چنین روایاتی را بپذیریم نه تنها نشانه ای از دوستی و روابط حسنه میان امام علی(علیه السلام) و عمر نمی بینم بلکه سندی دیگر بر رفتار خشن و ظالمانه عمر با اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) را پذیرفته ایم .
پی نوشت:(1). «الکتب الستة المشهورة المقررة فی الإسلام التی یقال لها الصحاح الستة هی : 1- صحیح البخاری 2- صحیح مسلم 3- الجامع للترمذی 4- السنن لأبی داود 5- السنن للنسائی 6- السنن لابن ماجه».( مقدمة فی أصول الحدیث، عبدالحق الدهلوی، ص 96).
(2). الطبقات الکبری ، محمد بن سعد بن منیع الزهری، دار احیاء التّراث العربیّ، بیروت، لبنان، چاپ اوّل، 1416 ق، ج 8، ص 462 – 465.
(3). المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دار الکتب العلمیة، بیروت، لبنان، چاپ اوّل، 1411 ق، ج 3، ص 153.
(4). برای آگاهی بیشتر از احوال راویان این حدیث، به کتاب «الرسایل العشر» تألیف سیدعلی حسینی میلانی، انتشارات یاران، قم، چاپ اوّل، 1418 ق، رساله هشتم مراجعه نمایید.از ایشان کتابی با نام‏ ازدواج ام کلثوم با عمر( بررسى و نقد) نشر یافته که در نرم افزار مجموعه آثارشان توسط شرکت کامپیوتری نور نیز قرار داده شده است.
(5). مسارُّ الشّیعه (مجموعه مصنّفات شیخ مفید)، دار المفید، بیروت، لبنان، چاپ دوم، 1414 ق، ج 7، ص 87؛ همچنین، مرحوم سید ناصر الحسین الموسوی اَلّکنوی الْهندی، نوه صاحب کتاب «عبقات الانوار»، کتابی در انکار این تزویج تحت عنوان: «إفحام الأْعداء والخصوم فی نفی تزویج امّ کلثوم» نگاشته است. مرحوم محمدجواد بلاغی، صاحب تفسیر «آلاء الرَّحمن» نیز رساله مفصلی در نفی این تزویج دارد.
(6). تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام، دکتر علی اکبر حسنی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اوّل، 1379 ش، ج 2، ص 59.
(7). فروع کافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الاضواء، بیروت، لبنان، چاپ اوّل، 1413 ق، کتاب نکاح، بابُ تزویج امّ کلثوم، ح 9470، ص 347.
(8). مجله مبلغان، شماره 100، «ازدواج ام کلثوم با عمر در هاله ای از ابهام»، مصطفی عزیزی علویجه .

 


حضرت على(ع) و عمر طبق اسناد تاريخى فراوانى با هم دوست بودند و حضرت على(ع) از عمر خشنود بود مهمترين حجت من بر اين ادعا اين است كه على دختر 12 ساله اش ام كلثوم را به زنى به عمر داد چرا شيعيان حضرت على(ع) با عمر دشمنى مى ورزند؟ از توهين به او باز نمى ايستند؟ اگر بنا بر اعتقاد شيعه ابوبكر و عمر خلافت را به زور از حضرت على(ع) غصب كردند پس چگونه حضرت على(ع) از عمر راضى و خشنود بود تا بدانجا كه دختر حضرت فاطمه(س) را به زنى به عمر داد؟

امّ كلثوم كيست؟

ابن عبدالبر در استيعاب، ابن اثير در اسدالغابه و شيخ مفيد در ارشاد، امّ كلثوم را به همراه حسن، حسين و زينب (عليهم السلام) از فرزندان فاطمه و على (عليهما السلام) دانسته اند. (. الاستيعاب، ج 4، ص 1893، شماره 4057 (شرح حال حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام)) ج 4، ص 1954، شماره 4204 (شرح حال ام كلثوم). استيعاب تصريح مى كند كه امّ كلثوم قبل از وفات رسول خدا (صلى الله عليه وآله) متولد شد اسدالغابه، ج 6، ص 387، شماره 7578 ارشاد مفيد، ج 1، ص 354)، طبرى و ابن شهر آشوب علاوه بر آن، محسن را نيز از فرزندان آن دو بزرگوار مى دانند كه در كودكى سقط شد و وفات يافت. (تاريخ طبرى، ج 5، ص 153 مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 89). نام امّ كلثوم در موارد متعدد و حساس از تاريخ اميرمؤمنان تا زمان امام حسين (عليهما السلام) به چشم مى خورد. از جمله: در شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم كه سحرگاهش اميرمؤمنان على (عليه السلام) ضربت خورد، آن حضرت افطار را مهمان دخترش امّ كلثوم بود (بحارالانوار، ج 42، ص 226) و هنگامى كه خبر شهادت پدر را از زبانش شنيد، بى تاب شد و گريه كرد و اميرمؤمنان (عليه السلام) وى را دلدارى داد. (همان مدرك، ص 223). در سفر تاريخى امام حسين (عليه السلام) به سمت كوفه و حادثه عاشوراى سال 61 هجرى نيز همراه برادرش بود و آنجا كه امام حسين (عليه السلام) براى خداحافظى به خيمه آمد و از زنان حرم خداحافظى كرد، از امّ كلثوم، همراه با سكينه، فاطمه و زينب نام برد و فرمود: (يا سكينه، يا فاطمه، يا زينب، يا امّ كلثوم عليكنّ منّى السّلام). (بحارالانوار، ج 45، ص 47). در ماجراى اسارت نيز نام امّ كلثوم ديده مى شود. او در كوفه پس از زينب كبرى (عليها السلام) براى مردم خطبه خواند و آنها را سرزنش كرد (همان مدرك، ص 112) و در شام، پس از رسوايى يزيد و آنگاه كه يزيد به ظاهر درصدد جبران جنايات خود بر آمد و به امّ كلثوم گفت:

اين اموال را در برابر آن مشكلات و سختى ها از ما بگير پاسخ داد: «يا يزيد، ما أقلّ حياءك وأصلب وجهك، تَقتُل أخى وأهل بيتى وتُعطينى عوضهم اى يزيد چقدر بى حيا و بى شرمى برادر و خاندان ما را مى كشى و اكنون مى خواهى عوض آن ها را به ما بپردازى (و با اموال، آن جنايت عظيم را جبران كنى؟)». (همان مدرك، ص 197). مطابق برخى از نقل هاى تاريخى ام كلثوم در زمان حكومت معاويه و امارت سعيد بن عاص بر مدينه (قبل از سال 54) وفات يافت. (اعيان الشيعه، ج 3، ص 485) ابن عبدالبرّ و ابن حجر نيز وفات او را زمان امام حسن (عليه السلام) مى دانند (الاستيعاب، ج 4، ص 1956 اسدالغابه، ج 6، ص 387) ولى با پذيرش حضور ام كلثوم در حوادث كربلا بايد وفات وى سال 61 هجرى به بعد بوده باشد و لذا بعضى وفات او را چهارماه پس از بازگشت اسرا از شام دانسته اند. (اعلام النساء، ص 238- 247).

دوم: سخن دانشمندان پيرامون اين ازدواج

ماجراى ازدواج آن حضرت با خليفه دوم، همواره در ميان نويسندگان و مورّخان مطرح بوده است و ابعاد آن مورد بررسى قرار گرفته است. بعضى آن را منكر شده اند (شيخ مفيد در يك كتاب ازدواج امّ كلثوم را رد كرده است (المسائل السرويه، ص 86)، ولى در كتابى ديگر آن پذيرفته است و آن را بر اساس ضرورت مى داند (المسائل العكبريه، ص 62- 61). علاّمه سيّد ناصر حسين موسوى هندى نيز در كتاب إفحام الاعداء والخصوم اين ازدواج را ردّ كرده است)، وبرخى وقوع آن را پذيرفته اند، يعقوبى و طبرى سال آن را هفدهم هجرى دانسته اند (تاريخ طبرى، ج 4، ص 69 تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 149) و بعضى نيز براى او فرزندى از عمر ذكر كرده اند به نام زيد بن عمربن الخطاب (تهذيب الاحكام، ج 9، ص 362، ح 15) و برخى دخترى به نام رقيه را نيز افزوده اند. (طبقات الكبرى، ج 3، ص 14 الاصابه فى معرفه الصحابه، ج 8، ص 465 الاستيعاب، ج 4، ص 1956). غالب مورّخان اهل سنت نظر اخير را پذيرفته اند و در كتاب هاى تاريخى و حديثى خود آن را ذكر كرده اند (كه در لابه لاى بحث هاى آينده خواهد آمد) و در كتاب هاى فقهى (بحث چگونگى ايستادن امام در نماز ميّت در برابر جنازه زن و مرد) نيز به آن استناد كرده اند. (المجموع نووى، ج 5، ص 224 مغنى المحتاج، ج 1، ص 348 المبسوط (سرخسى)، ج 2، ص 65 مغنى ابن قدامه، ج 2، ص 395). سيّد مرتضى معتقد است اين ازدواج پس از تهديدها وكشمكش هاى فراوان اتفاق افتاد و در حال اختيار و با رغبت نبوده است. (رسائل المرتضى، ج 3، ص 149). علامه شوشترى نيز در قاموس الرجال اصل ازدواج را مى پذيرد. (قاموس الرجال، ج 12، ص 215- 216). ابومحمد نوبختى معتقد است كه امّ كلثوم كوچك بود (هر چند عقد واقع شد، ولى) پيش از وقوع زفاف، عمر از دنيا رفت. (بحارالانوار، ج 42، ص 91). بنابراين، چهار نظر درباره اين ازدواج وجود دارد: نخست آنكه حضرت دخترى به نام امّ كلثوم نداشت.

دوم اينكه دخترى به اين نام داشت، ولى با خليفه دوم ازدواج نكرد. سوم آنكه ازدواج كرد، ولى به عروسى منتهى نشد. چهارم اينكه ازدواج به صورت كامل انجام شد، ولى طبق نظر جمعى، تحت فشار و اجبار بود.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

سوم: تأمّلاتى پيرامون ازدواج

هر چند جمعى تحقّق اين ازدواج را پذيرفته اند و از نظر روايتى و تاريخى آن را قبول كرده اند، ولى از نظر درايتى و محتواى خبر، امورى نقل شده است كه تأمّل برانگيز است:

اين موضوع بيش از هزار سال دست مايه طرح در متون تاريخى و كلامى بوده است در اين باره چند نظر قابل طرح وجود دارد:

1 شيخ مفيد (متوفى 413 ق.) در رساله اى خاص، به تحقيق اين موضوع پرداخته است و آن را انكار مى كند.

او مى گويد: ازدواج اين دو را زبير بن بكار نقل كرده است در حالى كه سخن و روايت او به دليل دشمنى اش با اميرمومنان (ع) مورد اعتماد نيست. (سبحانى، راهنماى حقيقت، ص 613)

2 برخى معتقدند كه ام كلثومى كه با عمر ازدواج كرده، دختر فاطمه نيست، بلكه او ربيبه امام مى باشد. اودختر اسما بنت عميس بود كه با ازدواج اسما با حضرت، همراه مادرش به خانه امام آمد و در آنجا بزرگ شد.

(حسنى، على ‏اكبر، تاريخ تحليلى و سياسى اسلام، ج 2، ص 57- 60)

3 برخى با اذعان به اين ازدواج، چنين پيوندهايى را، همچون برخى از نامگذارى ها، در صدر اسلام عادى مى دانند. هر چند كه با تكيه به برخى متون روايى اين ازدواج با اجبار و تهديد صورت پذيرفت اما پيش از وصلت، عمر كشته شد.. (كلينى، فروع كافى، ج 5، ص 346).

براى آگاهى بيشتر ر. ك: جزوه «تزويج ام كلثوم من عمر»، سيد على حسينى ميلانى.

پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.