وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

راه درمان کینه چیست

حالت حقد و كينه، عقده روانى بسيار مضرى است كه در اثر ناراحتى، غضب و عدم توانايى بر انتقام‏گيرى از شخص مورد غضب، در دل انسان پديد مى آيد. هيجان غضب وقتى [به سبب عجز از انتقام‏] تشفّى پيدا نكرد و ناچار فرو خورده شد به باطن مى‏رود و در آن جا به صورت حقد و كينه درمى‏آيد. كينه از مُهلكات بزرگ است.

راه درمان کینه چیست

حالت حقد و كينه، عقده روانى بسيار مضرى است كه در اثر ناراحتى، غضب و عدم توانايى بر انتقام‏گيرى از شخص مورد غضب، در دل انسان پديد مى آيد. هيجان غضب وقتى [به سبب عجز از انتقام‏] تشفّى پيدا نكرد و ناچار فرو خورده شد به باطن مى‏رود و در آن جا به صورت حقد و كينه درمى‏آيد. كينه از مُهلكات بزرگ است.

كينه، انسان را از بساط قرب الهى و از وصول به ملكوت اعلى و همدمى ساكنان عالم قدس باز مى‏دارد و صاحب خود را از آنچه شيوه اهل ايمان است و از بشاشت، شكفتگى، رفق، مهربانى، فروتنى و تلاش براى حوايج مردم و همنشينى با آنان و رغبت به يارى و غمخوارى آنها منع مى‏كند و همه اينها درجات او را در دين كاهش مى‏دهد و بين او و رفاقت با مقربان حائل مى‏شود. رسول خدا (ص) فرمود: اَلمؤمِنُ لَيسَ بِحَقُودٍ مؤمن كينه‏توز نيست

از آن جا كه كينه عبارت از دشمنى باطنى است بنابراين همه اخبارى كه درباره ذم و نكوهش دشمنى و عداوت رسيده، دلالت بر مذمت و ناپسندى آن نيز دارد. پيغمبر اكرم (ص) فرموده است: «هيچ وقت جبرئيل نزد من نيامد مگر اين كه گفت: اى محمد از دشمنى و عداوت مردم احتراز كن» و نيز آن حضرت (ص) مى‏فرمايد: «جبرئيل هرگز در هيچ امرى اين قدر سفارش نكرد كه در خصوص دشمنى مردم».

حضرت صادق (ع) هم فرموده است: مَن زَرَعَ العَداوَهَ حَصَدَ ما بَذَرَ

هر كه تخم عداوت بكارد همان را كه كِشته است مى‏درود و راه علاج اين خوى بد اين است كه: آدمى متذكر باشد كه اين عداوت باطنى در دنيا ثمرى ندارد زيرا بيچاره كينه‏ توز لحظه‏اى از درد و رنج آسوده نيست و در آخرت گرفتار عذاب خواهد بود و با وجود اين به محقود (آن كه او را دشمن دارد) هيچ زيانى نمى‏رسد و عاقل حاضر نيست در حالتى باقى بماند كه براى او زيان‏آور و براى دشمنش سودمند باشد

برخى افراد زمينه ژنتيكى و وراثتى حالت غضب و كينه توزى در نهاد شان وجود دارد كه البته قابل اصلاح است و برخى نيز در اثر تربيت غلط خانواده و جامعه اى كه در آن نشو و نما مى كنند، ياد مى گيرند كه انتقام جو باشند و كينه ديگران را به دل بگيرند.

در صورتى كه انسان نسبت به وجود اين صفت رزيله، در نفس خود آگاه شود، لازم است كه در جهت اصلاح و ريشه كن نمودن آن اقدام نمايد، زيرا اين پديده خود منشا بسيارى از رزايل، صفات زشت، رفتار ناپسند و گناه آلود است و آثار و ضررهاى فراوانى براى به زيستى انسان به لحاظ روانى، شخصيتى و اجتماعى دارد، از قبيل احساس دشمنى و تنفر، اعمال حسادت، قهر و دورى از اطرافيان، سبك شمردن شخص منفور، بدگويى و غيبت، دروغ، هتاكى، دشنام، آزار و اذيت، منع حقوق شرعى مثل قطع رحم و….

گناه كينه ورزى

البته در صورتى كه حقد و كينه در رفتار و كردار انسان بروز نكند و رفتار ناشايستى كه معمولا از كينه نشئت مى گيرد، نسبت به فرد منفور انجام ندهد، صرف وجود آن در نفس به لحاظ شرعى گناه محسوب نمى شود، اما به لحاظ اخلاقى خود وجود كينه و حقد از صفات رذيله و مذموم است و از عقده‏هاى روانى مى‏باشد و موجب نقص در شخصيت مى‏شود. چه بسا اگر اين صفت در قلب رسوخ كند، باعث تيره و سياه شدن آن شود و زمينه ساز اعمال و رفتار ناهنجار زيادى در آينده گردد كه آن رفتار گناه محسوب مى شوند.

همچنين توفيق بسيارى از اعمال نيك را از انسان سلب مى‏كند و انسان را از ثواب و اجر جزيل احسان و خدمت به برادران دينى باز مى‏دارد. بهتر است هرگاه چنين حالتى نسبت به شخصى در دل انسان حاصل شد، او را مورد عفو و بخشش قرار دهد و براى او استغفار كند و بيهوده خود را در فشار روحى و روانى قرار ندهد و هميشه اين حديث را مدّ نظر قرار دهد كه: «دو ثلث از زندگى، اغماض و چشم پوشى از خطاها و بدى‏هاى ديگران است».

فضيلت عفو و گذشت

يكى از بزرگترين فضائل اخلاقى كه رسيدن به آن به كوشش فراوان نياز دارد، عفو و گذشت به هنگام قدرت و ترك انتقام جويى است.

بسيارى از مردم كينه ها را در سينه هاى خود پنهان مى كنند، و در انتظار روزى هستند كه بر دشمن پيروز شوند، و چندين برابر از او انتقام بگيرند، برخى از آنها نه فقط بدى را با بدى پاسخ مى گويند، بلكه گاهى حتى يك بدى را به چندين بدى پاسخ مى دهند، و از همه بدتر اين كه گاه به اين صفت رذيله و بسيار زشت افتخار هم مى كنند، و مى گويند ما كسى هستيم كه پس از پيروزى بر دشمن با او چنين و چنان كرديم.

تاريخ جهان پر از انتقام جويى هاى بى رحمانه سلاطين و امرا و قبائل و اقوام و ملت ها است و غارتها، هتك ناموس ها، قتل عام ها معمولا زاييده همين خوى زشت حيوانى است.

اما سيره انبياء و اولياء به عكس اين بوده است. آنها در هنگام پيروزى، حتى الامكان گذشته ها را با آب عفو مى شستند و دشمنان سرسخت را از اين طريق به دوستان صميمى مبدل مى ساختند.

آنها هرگز علاقه نداشتند خون را با خون بشويند (جز در موارد استثناء) و بدى را با بدى پاسخ گويند، بلكه سعى داشتند تا آنجا كه مقدور است بدى ها را به خوبى پاسخ دهند، چرا كه هدف آنها تربيت بوده نه انتقام، خاموش كردن آتش بوده نه برافروختن آتش هاى جديد.

ولى به يقين اين كار، كار همه كس نيست، كار افرادى است كه در پرتو ايمان و تقوا تربيت شده اند و تسلط بر نفس داشتند، كار افراد با فضيلت و پر افتخار و انسان هاى شايسته است، و گرنه درنده خويان چيزى را جز انتقام به رسميت نمى شناسند و به آن افتخار مى كنند.

آیات گذشت و عفو

آيات قرآن مجيد و روايات اسلامى مملو است از بيان فضيلت عفو و نكوهش از روح انتقام جويى و سيره پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم (عليهم السلام) گواه بسيار زنده و خوبى براى اين معنى است كه يك نمونه آن داستان فتح مكه و عفو عمومى پيامبر (صلى الله عليه وآله) از دشمنان خونخوار و بسيار سرسخت است.

در آياتى از قرآن كريم در مورد عفو و بخشش آمده است:

1 كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن، و هر كس عفو و اصلاح كند پاداش او با خدا است، خداوند ظالمان را دوست ندارد. شورى،. 2

40 و هرگاه خواستيد مجازات كنيد، تنها به مقدارى كه به شما تعدى شده كيفر دهيد و اگر شكيبايى كنيد اين كار براى شكيبايان بهتر است. اعراف،. 3

199 بدى را به بهترين راه و روش دفع كن (و پاسخ بدى را به نيكى ده) ما به آنچه توصيف مى كنند آگاهتريم. مومنون،. 4

96 هرگز نيكى و بدى يكسان نيست، بدى را با نيكى دفع كن ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است گويى دوستى گرم و صميمى است اما جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمى رسند و جز كسانى كه بهره عظيمى (از ايمان و تقوا) دارند به آن نائل نمى گردند. فصلت، 34،. 5

35 اگر نيكى ها را آشكار يا مخفى كنيد و از بديها گذشت نمائيد خداوند بخشنده و توانا است (و با اينكه قادر بر انتقام است عفو و گذشت مى كند). نساء،

عفو و گذشت در روایات

149 مسأله فضيلت عفو و نكوهش انتقام در روايات اسلامى نيز بازتاب وسيعى دارد، و تعبيرات بسيار تكان دهنده اى درباره آن ديده مى شود از جمله:

1 در حديثى از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) آمده است :

«اِذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَهِ نادى مُناد مَنْ كانَ اَجْرُهُ عَلَى اللّهِ فَلْيَدْخُلِ الْجَنَّهَ فَيُقالُ مَنْ ذَا الَّذى اَجْرُهُ عَلَى اللّهِ، فَيُقالُ الْعافُونَ عَنِ الناسِ فَيَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ بِغَيْرِ حِساب »

هنگامى كه روز قيامت مى شود ندا دهنده اى صدا مى زند هر كس اجر او بر خدا است وارد بهشت شود، گفته مى شود چه كسى اجرش بر خدا است؟ در پاسخ مى گويند: كسانى كه مردم را عفو كردند، و آنها بدون حساب داخل بهشت مى شوند». مجمع البيان جلد 10، ذيل آيه 40 سوره شورى.

2 در حديث ديگرى از همان بزرگوار مى خوانيم كه در يكى از خطبه ها فرمود:

«اَلا اُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلائِقِ الدُّنْيا وَ الآخِرَهِ اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَالاْحسْان اِلى مَنْ اَساءَ اِلَيْكَ، وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَكَ»

آيا به شما خبر دهم كه بهترين اخلاق دنيا وآخرت چيست؟ عفو و گذشت از كسى كه به شما ستم كرده، و پيوند با كسى كه از شما بريده، و نيكى به كسى كه به شما بدى كرده، و بخشش به كسى كه شما را محروم ساخته است». اصول كافى، جلد 2، صفحه. 3

107 در اين حديث شريف عالى ترين مراتب عفو كه همان پاسخ دادن بدى با خوبى است در شاخه هاى مختلف بيان شده است و اين مقام انبياء و اولياء و صلحاى راستين است.

3 اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد: «اَلْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِمِ »

عفو و گذشت تاج فضايل اخلاقى است». شرح غررالحكم، جلد 1، صفحه 140 (حديث 520).

4 مى دانيم تاج هم نشانه عظمت و قدرت است، و هم زينت، و بر بالاترين عضو بدن يعنى سر گذاشته مى شود، اين تعبير نشان مى دهد كه عفو و گذشت در ميان همه فضايل اخلاقى موقعيت خاصى را دارد.

5 در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده است كه فرمود: «شَيئَانِ لا يُوزَنُ ثَوابُهُما اَلْعَفْوُ وَالْعَدْلُ »

دو چيز است به قدرى ثواب آن زياد است كه به وزن نمى آيد، عفو و عدالت».

(1) شرح غررالحكم، جلد 4، صفحه 184 (حديث 5769).

6 قرار گرفتن عفو در كنار عدالت علاوه بر اين كه اهميت عفو را روشن مى سازد، تعديل اين دو را با يكديگر نشان مى دهد، چرا كه عدالت حق است و باعث نظم جامعه، ولى عفو يك فضيلت است كه سبب برطرف شدن كينه ها و جوشش محبت ها مى گردد. وانضمام اين دو به يكديگر هرگونه سوء استفاده را از بين مى برد.

7 در حديث ديگرى از همان بزرگوار بدترين مردم را چنين معرفى مى كند مى فرمايد: «شَرُّ الناسِ مَنْ لا يَعْفُ عَنِ الزَّلَّهِ وَلا يَسْتُرُ الْعَوْرَهَ بدترين مردم كسى است كه از لغزش ها نمى گذرد و عفو نمى كند، و عيوب مردم را نمى پوشاند». (2) شرح غررالحكم، جلد 4، صفحه 175 (حديث 5735).

آثار عفو و ثمرات و انگيزه هاى آن

عفو و گذشت با توجه به اشاراتى كه در آيات و روايات گذشته بود، آثار بسيار مطلوب و جالب و شگفت انگيزى دارد كه به طور خلاصه مى توان چنين گفت:

1 عفو و گذشت گاه دشمنان سرسخت را به دوستان صميمى مبدل مى سازد به خصوص زمانى كه توام با نيكى و مقابله به ضد (يعنى خوبى در مقابل بدى بوده باشد) كه در آيه 34 سوره فصلت به آن اشاره شده است.

2 عفو و گذشت سبب بقاء حكومتها و دوام قدرت است چرا كه از دشمنيها و مخالفتها مى كاهد و بر دوستان و طرفداران مى افزايد. در حديثى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:

«عَفْوُ الْمُلُوكِ بَقاءُ الْمُلْكِ عفو پادشاهان سبب بقاء حكومت است». بحارالانوار، جلد 74، صفحه. 3

168 عفو و گذشت سبب عزت و آبرو مى گردد، چرا كه در نظر مردم نشانه بزرگوارى و شخصيت و سعه صدر است، در حالى كه انتقامجويى نشانه كوتاه فكرى و عدم تسلّط بر نفس مى باشد، در حديثى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) آمده است: «عليكم بالعفو فَاِنَّ الْعَفْوَ لا يَزيدُ اِلاّ عِزّاً

بر شما باد به عفو و گذشت، چرا كه عفو چيزى جز عزت بر انسان نمى افزايد». اصول كافى، جلد 2، صفحه. 4

108 عفو و گذشت جلو تسلسل ناهنجارى ها و كينه ورزى ها و خشونت و جنايت را مى گيرد، و در واقع نقطه پايانى بر آنها مى گذارد، زيرا انتقام جويى از يك طرف سبب برافروخته شدن آتش كينه در دل طرف ديگر مى شود، و او را به انتقامى خشن تر وا مى دارد، و آن انتقام خشن تر سبب خشونت بيشترى از طرف ديگر مى شود، و گاه به جنگى تمام عيار در ميان دو طايفه يا دو قبيله بزرگ منجر مى گردد كه خون هاى زيادى در آن ريخته مى شود، و اموال و ثروت ها بر باد مى رود.

5 در حديثى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله) آمده است: «تَعافُوا تَسْقُطُ الضَغائِنُ بَيْنَكُمْ

يكديگر را عفو كنيد كه دشمنى ها و كينه ها را از ميان مى برد». كنزالعمال، جلد 3، صفحه 373، حديث. 6

7004 عفو سبب سلامت روح و آرامش جان و در نتيجه سبب طول عمر است، همان گونه كه در حديث ديگرى از رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه فرمود: «مَنْ كَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فى عُمْرِهِ كسى كه عفوش افزون گردد، عمرش طولانى مى شود». ميزان الحكمه، جلد 3، حديث. 7

13184 البته آنچه در بالا گفته شد آثار و بركات اجتماعى عفو و گذشت است، و اما نتايج معنوى و پاداش هاى اخروى آن، بيش از اين ها است، همين اندازه كافى است كه بدانيم در حديثى از اميرمؤمنان على (عليه السلام) آمده است كه: «العفو مع القدره جُنّهٌ مِنْ عَذابِ اللّهِ سُبْحانَهُ عفو و گذشت به هنگام قدرت سپرى است، در برابر عذاب الهى». غررالحكم، جلد 1، صفحه 398، حديث

1547 و اما انگيزه هاى انتقام جويى نيز فراوان است از جمله تنگ نظرى، كوته بينى، عدم آينده نگرى، حسد، كينه توزى، ضعف نفس، هواپرستى، و بسيارى از خوهاى زشت ديگر، كه هر كدام به تنهايى يا به ضميمه ديگرى، آتش انتقام جويى را در دل

انسان ها بر مى افروزد، كينه را در نفس انسان مى پرورد، مردم را به جان هم مى اندازد، نظام اجتماعى را به هم مى ريزد، و گاه باعث ضايع شدن اموال و نفوس و از ميان رفتن قدرت جامعه ها و كشورها مى گردد.

روش درمان كينه توزى

علاج و درمان اين بيمارى اخلاقى و عقده روانى در دو مرحله امكان پذير است 1- مرحله شناختى يا به عبارتى شناخت درمانى 2- مرحله عملى و به عبارتى رفتار درمانى

شناخت درمانى

بهترين راه براى درمان صفت رذيله انتقام جويى و كينه توزى و صعود به اوج فضيلت عفو و گذشت در درجه اول، تفكر درباره پيامدهاى هر كدام از اين دو صفت است، هنگامى كه انسان ببيند عفو و گذشت چه بركاتى در دنيا و آخرت دارد و چگونه سبب قدرت و آبرو و عظمت نزد خلق و خالق مى شود، و انسان را از بسيارى از مشكلات زندگى و دردسرهاى فراوان مى رهاند و به او محبوبيت در نزد مردم و خدا مى دهد در حالى كه انتقام جويى و كينه، گاه شيرازه زندگى او را به هم مى ريزد، و جان و مال و آبروى او را با انواع خطرات مواجه مى كند به يقين عفو و گذشت را بر انتقام جويى ترجيح خواهد داد، و كم كم اين مسأله به صورت خلق و خو و ملكه اخلاقى در مى آيد.

از سوى ديگر هنگامى كه ريشه هاى انتقام جويى را كه در بالا اشاره شد بشناسد و به درمان يك يك آنها بپردازد، با از ميان رفتن علت، معلول نيز از ميان خواهد رفت، و كينه توزى و انتقام جويى جاى خود رابه دوستى و محبت و عفو و گذشت خواهد سپرد.

درمان عملى

در ابتدا بايد تصميم بگيرد تا با عزمى راسخ و جدى، با اين رزيله به مبارزه برخيزد و سعى نمايد ريشه اين مفسده را در بوستان نفس خويش بخشكاند و در اين مسير از خداى متعال و ائمه اطهار (ع) نيز مدد بگيرد.

راه كلى درمان عملى در اين باره «تمرين به ضد» است يعنى انسان كينه ورز همواره به ديگران خوبى كند، به ويژه نسبت به كسانى كه در دلش از آنان كينه دارد، با خوبى بيشترى رفتار كند و به خويش تلقين نمايد كه آنها انسان‏هاى خوبى هستند. هديه دادن، رفت و آمد، خوشرويى، معاشرت و دوستى با كسانى كه نسبت به آنها كينه و دشمنى دارد، به طور قطع در اين زمينه موثر است. يكى از دستورالعمل هاى درمان كينه و بيرون راندن آن از دل آن است كه هر شب موقع خواب با كمى درنگ به خداوند بگويد: خدايا من از هيچيك از بندگان تو ناراحت نيستم و كينه كسى را در دل ندارم و بدين وسيله قلب خويش را نسبت به بندگان خداون صاف نمايد و كينه ها را از دل بزدايد. اگر اين كار تا حدى استمرار يابد، به تدريج آن شجره خبيثه ريشه‏كن شده و صفات عاليه انسانى جانشين آن مى‏شود. سعى كند كه با شخصى كه عداوت دارد همانند دوستان رفتار نمايد، با شكفتگى و مهربانى با او ملاقات كند و براى برآوردن حوايج وى بكوشد بلكه بيش از ديگران به او نيكى و احسان كند تا نفس را گوشمال داده و بينى شيطان را برخاك بمالد و پيوسته اين روش را ادامه دهد تا آثار اين خوى زشت به كلى از ميان برود.

كينه‏توزى عداوت باطنى است و در حقيقت بدخواهى پنهانى و نخواستن خير براى دشمن است و ضد آن «نصيحت» است كه به معناى خيرخواهى و نخواستن شر است. بنابراين از معالجات كينه اين است كه متذكر خوبى و فوائد نصيحت باشد تا اين امر او را در از بين بردن آن يارى كند.

جهت مطالعه بيشتر: اخلاق در قرآن، ناصر مكارم شيرازى

پرسمان/

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.