وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

حضور قلب در نماز چگونه حاصل میشود

حضور قلب در نماز چگونه حاصل میشود

 

آشنايى با اسرار و حكمت هاى نماز (فلسفه نماز) چگونه مى تواند در ايجاد حضور قلب تأثير داشته باشد؟

وقتى ما به نماز مى ايستيم، كمتر به آن توجّه داريم و توجّه ما بيشتر به ساير مسائل معطوف مى گردد گاهى مسائلى كه مربوط به ده ها سال قبل است، به خاطرمان مى آيد. تازه وقتى كه مى خواهيم سلام بدهيم، متوجه مى شويم كه نماز مى خوانديم چقدر زشت و ناپسند است كه ما در مقابل خداوند بايستيم و توجّه نداشته باشيم در برابر چه كسى ايستاده ايم و چه مى گوييم و چه انجام مى دهيم.

آيا وقتى انسان در برابر ديگرى مى ايستد و با او سخن مى گويد، رويش را از او بر مى گرداند؟ و اگر چنين كند، عقلا نمى گويند: او ديوانه است؟ البته خداى متعال جسم نيست كه صورت ما به طرف او متمايل گردد بلكه ارتباط و مواجهه با خدا توسط دل انجام مى گيرد چرا كه او بر همه چيز احاطه دارد و تنها با دل مى توان با او روبه رو شد. حال اگر دل را از او منصرف سازيم و به نماز توجّه كنيم، روى از خدا برگردانده ايم.

آيا كسى كه خداوند، از روى لطف، بدو اجازه داده در حضورش بايستد و با او سخن بگويد و به درد دل و مناجات با او بپردازد به جاى غنيمت شمردن اين فرصت و شكر بر اين نعمت بزرگ سزاوار است از او غافل گردد؟ شخصيت هاى بزرگ به راحتى به انسان بار نمى دهند و اجازه نمى دهند هر كسى به خدمت آنها برسد اما خداوند متعال به جهت محبت بى حدش، در خانه اش را به سوى همه انسان ها باز گذاشته و به آنها اجازه داده، روى به سوى او داشته باشند. حال بايد فرصت را غنيمت بشماريم و با تمام وجود رو به سوى او داشته باشيم و تنها توجهمان به سوى او باشد. اين در صورتى است كه ما با حكمت ها و اسرار نماز آشنا باشيم و به اهميت و ارزش آن بيشتر پى ببريم.

اهميت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنايى با حقيقت آن و احساس نياز نكردن نسبت به آن، خود از عوامل ترك نماز به شمار مى آيد. انسان بر طبق فطرت خود، همواره به سوى آن چيزى كه برايش اهميت دارد، توجّه و اهتمام مى كند. اگر براى آدمى، امرى مهم و ضرورى جلوه كند، آن را به هر صورت ممكن است، انجام خواهد داد. مهم آن است كه تشخيص دهد كه به چه چيزى محتاج است و چه چيزى مى تواند احتياج او را بر آورده كند.

وقتى از برخى سؤال مى كنيم: چرا نماز نمى خوانيد؟ مى گويند: «خودم هم نمى دانم». از اين جواب معلوم مى شود كه دليل ترك نماز وى، ندانستن فلسفه نماز و آشنا نبودن به فوايد آن است و اصولاً نسبت به نماز احساس نياز نمى كند چرا كه با خود مى گويد: من كه زندگى مى كنم و در آن عقل خود را راهنما قرار مى دهم چه نيازى به نماز دارم؟ نماز چه ربطى به زندگى من دارد؟ چه نقشى دارد؟ چه نماز بخوانم، چه نخوانم، به زندگى من فايده اى نمى رسد نماز براى آخرت است، نه براى دنيا و من در دنيا هستم، نه آخرت.

شناخت فلسفه و حقيقت نماز و اينكه نماز جزو نياز ماست، جزو زندگى و حيات ماست و فايده و آثار نماز در دنيا و آخرت تجلى مى كند وأ از جمله امورى است كه بايد مورد توجّه علما قرار گيرد.

به واسطه نماز آرامش و تعادل روانى پيدا مى شود چنان كه خداوند مى فرمايد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب» 1 «آگاه باشيد كه با ياد خدا دل ها آرامش پيدا مى كند». نماز درمان افسردگى و اضطراب، نگرانى، تزلزل شخصيت، از خود بيزارى، نااميدى وأ است. با ارتباط برقرار كردن با مبدأ پاكى ها، اراده و توانايى مطلق و كمال مطلق وأ، تمام ناپاكى ها، بى ارادگى ها، ضعف ها، ناتوانى ها، نقص ها وأ از بين مى رود.

در اينجا براى ارتباط بيشتر با حقيقت نماز، به پاره اى از حكمت ها و اسرار آن اشاره مى شود:

1 روح و اساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است، همان «ذكر الله» است كه در آيه فوق به عنوان برترين نتيجه بيان شده است. البته منظور ذكرى كه مقدمه فكر، و فكرى كه انگيزه عمل است چنان كه در حديثى از امام صادق (عليه السلام) آمده است كه در تفسير جمله و لذكر الله اكبر فرمود: «ذكر الله عند ما احل و حرم» «ياد خدا كردن به هنگام انجام حلال و حرام» (يعنى به ياد خدا بيفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد).. 2

2 نماز وسيله شستشوى جان و دل از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است، چرا كه خواه نخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مى كند. لذا براساس در حديثى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) از ياران خود سوال كرد: «اگر بر در خانه يكى از شما نهرى از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آيا چيزى از آلودگى و كثافت در بدن او مى ماند؟»

در پاسخ عرض كردند: نه، فرمود: «نماز درست همانند اين آب جارى است هر زمانى كه انسان نمازى مى خواند گناهانى كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مى رود».

3 و به اين ترتيب جراحاتى كه به جهت گناه بر روح و جان انسان مى نشيند، با مرهم نماز التيام مى يابد و زنگارهايى كه بر قلب او مى نيشند، زدوده مى شود.

3 نماز سدى در برابر گناهان آينده است چرا كه روح ايمان را در انسان تقويت مى كند، و نهال تقوا را دل پرورش مى دهد، و مى دانيم «ايمان» و «تقوا» نيرومندترين سد در برابر گناه است، و اين همان چيزى است كه در آيه فوق، به عنوان نهى از فحشا و منكر بيان شده، و همان است كه براساس احاديث متعددى، شرح حال افراد گنه كارى را براى پيشوايان اسلام بيان كردند، آنان مى فرمودند: غم مخوريد، نماز آنها را اصلاح مى كند و كرد.. 4

4 نماز، غفلت زدا است، بزرگ ترين مصيبت براى رهبروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كنند و غرق در زندگى مادى و لذايذ زودگذر گردن، اما نماز به حكم اينكه در فواصل مختلف و در هر شبانه روز پنج بار انجام مى شود، مرتباً به انسان خطار مى كند، هشدار مى دهد، هدف آفرينش او را به خاطر نشان مى سازد، موقعيت او را در جهان به او گوشزد مى كند و اين نعمت بزرگى است كه انسان وسيله اى در اختيار داشته باشد كه هر شبانه روز چند مرتبه، به او بيدار باش گويد.

5 نماز خود بينى و كبر را در هم مى شكند چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پيشانى بر خاك در برابر خدا مى گذارد. خود را ذره كوچكى در برابر عظمت او مى بيند بلكه صفرى در برابر بى نهايت. پرده هاى غرور و خودخواهى را كنار مى زند، تكبر و برترى جزئى را درهم مى كوبد. به همين دليل امام على (عليه السلام) در حديث معروفى بعد از ايمان، نخستين عبادت را كه نماز است، با همين هدف تببين مى كند و مى فرمايد: «فرض الله الايمان تطهيراً من الشرك و الصلوه تنزيها عن الكبرأ» «خداوند ايمان را براى پاكسازى انسان ها از شرك واجب كرده است و نماز را براى پاكسازى از كبر».. 6

5 نماز وسيله پرورش، فضايل اخلاقى و تكامل معنوى انسان است چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار ديوارى عالم طبيعت بيرون مى برد، به ملكوت آسمان ها دعوت مى كند، و با فرشتگان همصدا و همراز مى سازد. خود را بدون نياز به هيچ واسطه در برابر خدا مى بيند و با او به گفت وگو بر مى خيزد.

تكرار اين عمل در شبانه روز آن هم با تكيه روى صفات خدا، رحمانيت و رحيميت و عظمت او مخصوصاً با كمك گرفتن از سوره هاى مختلف قرآن كه بهترين دعوت كننده به سوى نيكى ها و پاكى ها است اثر قابل ملاحظه اى در پرورش فضايل اخلاقى در وجود انسان دارد. لذا در حديثى آمده است: «الصلاه قربان كلّ تقى» 6 «نماز وسيله تقرب هر پرهيزگارى است».

پى نوشت ها:

1 رعد (13) آيه. 2

28 بحارالانوار، ج 82، ص. 3

200 وسائل الشيعه، ج 3، ص 8 (باب 2 از ابواب اعداد الفرائض حديص 3).

4 نماز، ص 410 و. 5

411 نهج البلاغه، كلمات قصار. 6

252 همان، كلمات قصار. 36 .پرسمان

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.