وبگاه پاسخگویی به سوالات دینی هدانا

آیا ملاصدرا زنان را حیوان می داند؟

حیوان در زبان عامیانه به معنای جانداران غیر از انسان است، ولی در اصطلاح علوم عقلی به معنای هر جاندار متحرک می‌باشد.. مرحوم ملاصدرا نیز در سرتاسر اسفار از همین اصطلاح استفاده می‌نمایند و انسان را حیوان ناطق می‌نامند و مکرراً در اسفار با تعابیری چون «الانسان و سائر الحیوانات» برخورد می‌کنیم. پس ریشه‌ی تحریف معنوی کلام ایشان این است که مخالفان با این اصطلاح ساده ناآشنا بوده اند.

آیا ملاصدرا زنان را حیوان می داند؟

آیا ملاصدرا زنان را حیوان می‌داند؟
یکی از شبهات عجیبی که چندی است دربارۀ مرحوم صدرالمتألهین مطرح شده این است که وی زنان را انسان نمی‌داند و حیوان می‌شمرد. مخالفان با این مطلب نیز سعی در پائین آوردن مقام و منزلت علمی صدرالمتألهین نموده و ادّعا می‌کنند که سخنان وی قابل اعتماد نیست. یکی از ایشان در فرازی می‌گوید:

«تأسّف بار اینکه ملاصدرا در اسفار به طور صریح زنان را جزء حیوانات دانسته است . آیا این نیز از همان مطالب بلند و دقیق فلسفه است که هیچ خدشه‌ای نمی‌توان به آن وارد ساخت؟ »
و سپس عبارت ملا صدرا را آورده و در پایان نوشته‌است:

«آیا کسانی که در رابطه با مسائل ساده و محسوس چنین سخن می‌گویند می‌توان به نظرات آنها در معقولات اعتماد نمود.»[۱]
پاسخ:

سزاوار است اوّل عین عبارت ملاصدرا را بیاوریم و سپس به بررسی آن بپردازیم. ایشان در جلد هفت اسفار در فصل چهارده از موقف ثامن که دربیان عنایت الهی در خلقت زمین و منافع آن است و بر اساس آیات قرآن کریم یک به یک حکمت‌های خلق زمین را بیان می‌کند(الفصل «۱۴» فی عنایته تعالى فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها الإنسان‌)، می‌فرماید:

«و منها تولد الحیوانات المختلفة؛ وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ* بعضها للأکل وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکُمْ فِیها دِفْ‌ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ و بعضها للرکوب و الزینة وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوها وَ زِینَةً و بعضها للحمل وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکُمْ إِلى‌ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ و بعضها للتجمل و الراحة وَ لَکُمْ فِیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ و بعضها للنکاح وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً و بعضها للملابس‌ و البیت و الأثاث وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُیُوتاً تَسْتَخِفُّونَها یَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَ یَوْمَ إِقامَتِکُمْ- وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‌ حِینٍ.»[۲]

آنچه موجب سوء برداشت مخالفین عرفان و حکمت گشته این فقره از عبارت است: «و بعضها للنکاح وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً» (= خداوند برخی از حیوانات را جهت نکاح آفرید؛ چنانکه در آیه شریفه می‌فرماید: وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً خداوند برای شما از خودتان همسرانی قرار داد.)

مخالفین چنان پنداشته‌اند که از این عبارت استفاده می‌شود که مرحوم ملاصدرا زنان را از دائره‌ی انسان‌ها خارج دانسته و آنها را حیواناتی می‌شمارد که به خاطر انسان‌ها (یعنی مردان) خلق شده‌اند. ولی آیا واقعاً این عبارت چنین می‌گوید؟

هر کس که آشنائی ابتدائی با علوم اسلامی داشته باشد و مثلاً کتاب جامـع المقدّمات را خوانده باشد می‌داند در اصطلاح منطق و حکمت، حیوان به معنای «جسم نامی حسّاس متحرّک بالاراده» است و به این اصطلاح همه انسان‌ها چه زن و چه مرد حیـوان مـی‌باشند و هـمه طـلّاب پایه أوّل در حوزه می‌دانند تعریف انسان در علم منطق «حیـوان ناطـق» است.

حیوان در فارسی عامیانه به معنای جانداران متحرک غیر از انسان است، ولی در اصطلاح علوم عقلی و بلکه در زیست‌شناسی به معنای جاندار متحرک می‌باشد و اختصاصی به غیر انسان ندارد و لذا منطقیان حیوان را جنس و انسان را نوعی در تحت آن می‌شمارند.

مرحوم ملاصدرا نیز در سرتاسر اسفار از همین اصطلاح استفاده می‌نمایند و انسان را حیوان ناطق و دیگر حیوانات را «حیوان عجم» یا «حیوان صامت» می‌نامند و مکرراً در اسفار با تعابیری چون «الانسان و سائر الحیوانات» یا «الانسان و غیره من الحیوانات» برخورد می‌کنیم.

پس ریشه‌ی تحریف معنوی کلام صدرالمتألهین این است که مخالفان با این اصطلاح ساده ناآشنا بوده و نفهمیده‌اند که اگر زنان را در فلسفه جزء حیوانات بشمارند بدین معناست که زنان نیز همچون مردان موجوداتی جاندار و متحرک می‌باشند.

مرحوم ملاصدرا در عباراتی که گذشت فقط در مقام تفسیر برخی از آیات قـرآن است که می‌فرماید یکی از نعمت‌های خداوند آنست که برای هر انسانی زوجی از جنس خودش از موجودات جاندار و متحرک (از حیوانات) خـلق نموده است؛ پس یکی از منافع زمین خلقت حیواناتی است که در زواج و نکاح مفید می‌باشند.

چنانکه روشن است در این عبارت ملاصدرا هیچ صحبتی از زنان به میان نیامده است و به اطلاق خود هم شامل خلقت مردان برای زنان و هم شامل خلقت زنان برای مردان می‌شود و خلقت هر یک (که هر دو نیز از به اصطلاح فلسفی از حیوانات می‌باشند) نعمتی برای دیگری است.

باری بی‌دقتی‌ها و بی‌تقوائی‌های مخالفان عرفان و حکمت همواره سبب سوء برداشت‌های عجیبی از کلمات بزرگان شده و موجب گردیده که خود و دیگران را از فیض کلمات درربار بزرگان محروم نمایند تا جائیکه نویسنده مزبور به جهت تفکیک‌نکردن بین حیوان به معنای منطقی و حیوان به معنای متـداول در فارسی، تهمتی بزرگ به مرحوم ملا صدرا زده و ادعا کرده ملاصدرا به طور صریح زنان را از حیوانات می‌شمارد.

تحقیقی بیشتر

آیه‌ای که ملاصدرا بدان استناد جستند آیه‌ی ۷۲ از سوره مبارکه نحل است که اصل آن چنین است:

«وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَنینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ أَفَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ»

نظیر این مضمون در آیات دیگری نیز آمده است؛ مانند:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‌ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ [۳]»

«فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً یَذْرَؤُکُمْ فیهِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‌ءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ الشوری آیه۱۱»

بعید نیست که گفته شود این آیات اطلاق دارد و چنانکه دلالت بر این دارد که خداوند زنان را برای مردان خلق نموده، دلالت دارد که مردان را نیز به عنوان نعمتی برای زنان خلق فرموده است. ولی برخی از مفسرین مخاطب آیه را فقط مردان دانسته‌اند و چنین فهمیده‌اند که علّت غائی خلقت زنان مردان می‌باشند و در نتیجه می‌توان فهمید که مقام مردان اشرف از زنان است و حیوانات صامت و نیز برخی از حیوانات ناطق (زنان) همگی برای مردان خلق گردیده‌اند.

مرحوم طبرسی در تفسیر آیه در مجمع می‌فرماید: «أی جعل لکم من جنسکم و من الذین تلدونهم نساء جعلهن أزواجا لکم لتسکنوا إلیهن و تأنسوا بهن‌»[۴]

همین مضمون در برخی روایات نیز آمده است .[۵] مانند آنچه شیخ صدوق در علل و امالی روایت می‌کند:

«عن مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَخْبِرْنِی مَا فَضْلُ الرِّجَالِ عَلَى النِّسَاءِ قَالَ النَّبِیُّ ص کَفَضْلِ السَّمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ أَوْ کَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ فَبِالْمَاءِ تَحْیَا الْأَرْضُ وَ بِالرِّجَالِ تَحْیَا النِّسَاءُ لَوْ لَا الرِّجَالُ مَا خُلِقَ النِّسَاءُ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ قَالَ الْیَهُودِیُّ لِأَیِّ شَیْ‌ءٍ کَانَ هَکَذَا قَالَ النَّبِیُّ ص خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ مِنْ طِینٍ وَ مِنْ فَضْلِهِ وَ بَقِیَّتِهِ خُلِقَتْ حَوَّاءُ وَ أَوَّلُ مَنْ أَطَاعَ النِّسَاءَ آدَمُ فَأَنْزَلَهُ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ قَدْ بَیَّنَ فَضْلَ الرِّجَالِ عَلَى النِّسَاءِ فِی الدُّنْیَا أَ لَا تَرَى إِلَى النِّسَاءِ کَیْفَ یَحِضْنَ وَ لَا یُمْکِنُهُنَّ الْعِبَادَةُ مِنَ الْقَذَارَةِ وَ الرِّجَالُ لَا یُصِیبُهُمْ شَیْ‌ءٌ مِنَ الطَّمْثِ قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ»[۶]

این مسأله سبب شده که مرحوم حاج ملاهادی نیز در حاشیه اسفار عبارت ملاصدرا را از اطلاقش خارج نموده و بر طبق این حدیث شریف چنین بفرماید:

«فی إدراجها فی سلک الحیوانات إیماء لطیف إلى أن النساء لضعف عقولهن و جمودهن على إدراک الجزئیات و رغبتهن إلى زخارف الدنیا کدن أن یلتحقن بالحیوانات الصامتة حقا و صدقا أغلبهن سیرتهن الدواب و لکن کساهن صورة الإنسان لئلا یشمئز عن صحبتهن و یرغب فی نکاحهن و من هنا غلب فی شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم علیهن فی کثیر من الأحکام کالطلاق و النشوز و إدخال الضرر على الضرر و غیر ذلک خلافا لبعض الأدیان فی بعض الأحکام فأین السها من البیضاء»
در این عبارت مرحوم حاجی زنان را مخلوق برای مردان شمرده است و چنانکه در روایات آمده است فرموده در میان حیوانات ناطق (انسان‌ها) درجه‌ی زنان پائین‌تر از مردان بوده و به حیوانات صامت از مردان نزدیک‌ترند با این همه وی نیز – گرچه شاید عبارتش خالی از مبالغه نباشد – ابداً زنان را از حیوانات صامت به شمار نیاورده است چنانکه مخالفان عرفان به وی نسبت داده‌اند.

پانویس
۱. مجله‌ی مکتب وحی، شماره پنجم، رویای تعقل، ص ۶۰ و ۶۱

۲. الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، ج‌۷، ص۱۳۷

۳. الروم آیه۲۱

۴. مجمع البیان، ج۶، ص۵۷۶

۵. بحارالانوار ؛ ج ۱۰۳ ؛ ابواب النکاح ؛ باب ۲ و ۴

۶. بحارالانوار، ج‌۱۰۰، ص ۲۴۱

عرفان و حکمت

نظر مخاطبان درباره این مطلب:

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سایت هدانا منتشر خواهد شد.

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

8 نظرات
  1. امیری می گوید

    سلام دوباره
    اولا ممنون که بالاخره پیام را منتشر و پاسخ دادید
    ثانیا متوجه نشدم چرا تصور کردید که من مرد هستم و در جواب نوشتید علیکم السلام برادر (البته من در پیام به جنسیت خودم اشاره نکرده بودم ولی احتمال مرد بودن فقط ۵۰% بود)
    ثالثا من یک آدم معمولی هستم که به دنبال جواب سوالاتم میگردم نه یک دانشمند مثل جنابعالی لذا ادبیات من هم مثل سایر آدمهای معمولی هست و در گفتار ما معمولیها هیچکدام از عبارات به کار برده شده نه زننده هست و نه فحش محسوب میشود… برای همین گفتم که راه را اشتباه می روید چون فکر میکنید فقط باید پاسخ سوالات کسانی را بدهید که مثل شما فکر میکنند و با ادبیات شما صحبت میکنند
    رابعا بر فرض هم که عبارات من مصداق تندروی و خشم باشد. از شما و تمام خوانندگان این مطلب میخواهم کلاهشان را قاضی کنند؛
    فرض کنید مثل من یک زن هستید (امیدوارم این فرض برایتان ناگوار نباشد!) و در شرح اسفار ملاهادی می خوانید که: “زنان در حقیقت در زمره حیوانات هستند و فقط صورت آدمی دارند تا مردان از نکاح با ایشان دچار دلزدگی نشوند” … آن وقت از نظر دانشمند پاسخگوی شبهات این عبارت -که توهین به حداقل نیمی از جمعیت بشر است- زننده نیست ولی اگر شما راجع به نویسنده این مطلب بگویید “نام عالم را یدک میکشد” -که فقط انتقاد از بار علمی یک فرد است- حرف زننده ای زده اید
    خوب حالا اگر توانستید قضاوت صحیح بکنید می توانید از تصور زن بودن خارج شوید (و احتمالا نفس راحتی بکشید)

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم خواهر گرامی
      -چند نکته را اجمالا عرض می کنم:
      ۱- بله احتمال مرد بودن ۵۰ درصد هست،اما آنقدر مسله مهمی نیست، که برای شما محل تامل شده است!.
      ۲-هیچ کجا نگفتیم که عبارت شما فحش هست، منفی نگاه نکنید، بحث بنده این هست که آرام تر بنویسید و به صورت سوالی مطرح کنید حتی افراد معمولی هم این رعایت ادب را دارند، خود بنده هم معمولی هستم.
      نکته ای را خارج از بحث عرض کنم:
      یکی از رازهای شاد زیستن از منظر دینی این هست که ما نگاه مثبت به خود و دیگران و جهان داشته باشیم. اینکه اینقدر دقت کنیم که نقاط منفی را ببینیم و بیان بکنیم ما را در زندگی شخصی هم دچار مشکل می کند بنده به عنوان مشاور با این تیپ شخصیت ها ارتباط داشته ام در هیچ جنبه ای جه علمی چه شخصی آرامش ندارند.

      ۳- خواهر گرامی، اگر به قول خودتان تخصص در این زمینه ندارید و در ذیل بحث دقیقی مثل این که هم لازم هست مبانی فیلسوف و عالم مشخص باشد و هم عبارتش صریح اظهار نظر می کنید، اولین برداشت این هست که داعیه دار نظر در این مسائل هستید، اگر تخصص ندارید، به صورت سوالی مطرح بکنید که آیا ملا هادی گفته زنان در زمره حیوانات هستند بعد درخواست تشکیل دادگاه و کلاه را قاضی کردن داشته باشید!؛ اول حرف ملا هادی را درست متوجه بشوید بعد سریع به قاضی بروید. تعجب می کنم چرا اینقدر نگاه صفر و یک باید داشته باشیم، هیچ جایی از احتمال را برای بررسی قرار ندهیم.
      دقت بفرمایید:
      قطعا نه مراد صدرا المتالهین و نه مراد مرحوم سبزواری این نیست که زن در اصل خلقتش حیوان است منتهی صورت انسانی دارد، بلکه هر دو تصریح به انسان بودن حقیقت زن دارند. چرا که:
      در عبارت ملاصدرا، آیه ای که به عنوان دلیل برای خلق شدن زنان برای نکاح ذکر شده، این است: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجا» یعنی خداوند از خود شما برای شما ازواجی را خلق کرد، از این آیه معلوم است که زن از وجود خود مرد خلق شده « مِنْ أَنْفُسِکُمْ »، و اگر قرار باشد زن در اصل خلقتش حیوان باشد باید مرد هم همینطور باشد. ضمن اینکه مراد از ضمیر «کم» در آیه حتما مردان نیست بلکه چون خطاب قرآنی عام است و هم شامل مردان و هم زنان می شود

      خواهر گرامی و بزرگوار که علاقه مند به مباحث فلسفی هستید، لطف کنید و بحث حیوان را که منطقیون جنس می دانند را در علم منطق ملاحظه بفرمایید. در هر فنی و هر کتابی اصطلاحات آن اندیشمندان را یاد بگیریم.
      بنابراین توجیهی که برای مختلف نبودن صدر و ذیل عبارت مرحوم صدرالمتالهین به نظر می رسد این است که مراد او از حیوان در « منها تولد الحیوانات المختلفة » حیوان به معنای فلسفی آن است که هم شامل حیوانات و هم شامل انسان می شود، و همانطور که می دانید: در فلسفه، حیوان بودن جنس انسان و ناطق بودن فصل آن است و تعریف انسان را « حیوان ناطق» ذکر می کنند. و این مطلب وقتی قوت می یابد که بدانیم مختلف بودن جنسیت، مربوط به جسم آدمی است که به حیوانیت او بر می گردد و این ناطقیت است که مشخصه انسانی است که بین زن و مرد مشترک است. ( معنای ناطق را برخی قدرت تکلم دانسته اند، اما معنای دقیق تر آن دارا بودن نفس ناطقه یعنی همان روح انسانی است).
      البته عبارت مرحوم سبزواری از این جهت که فقط زنان را نزدیک به حیوانات صامت دانسته و سخنی از اکثر مردان که در این زمینه با اکثر زنان یکسان هستند، به میان نیاورده، خالی از افراط نیست، اما آنچه مد نظر ایشان است و از توضیح عبارات مشخص شد، غیر از برداشت رایج از کلام ایشان می باشد که در نقل شما هم آمده.
      قضاوت به این آسانی نیست، تا می توان باید بررسی کرد، شواهد را دید، قرائن را بررسی کرد و پس از آن حکم کرد، البته این را حضرتعالی بهتر از بنده می دانید و جای تذکر نیست.
      وفقکم الله لکل الخیر

  2. امیری می گوید

    میخواستم سایت شما رو به عنوان رفع شبهات ذخیره کنم یعنی امیدوار بودم که بالاخره جایی پیدا کردم که میتونم جواب سوال رو بگیرم ولی حتی یک نظر ساده رو سانسور کردید … راهتون رو اشتباه میرید… راه ما رو هم طولانی تر کردید و رهرو را هم ناامیدتر

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      علیکم السلام برادر عزیز
      اینکه مخاطب هدانا هستید خدا را شاکرم. لازم هست توضیحاتی رو به احترام حضور شما در سایت هدانا عرض بکنم انشاالله این توضیحات مفید هست.
      پیام قبلی شما این هست: «بله احتمالا جناب ملاصدرا از منظر فلسفی به انسان به عنوان یکی از حیوانات نگریسته اند… اما حقیقتا جملات ملاهادی سبزواری در شرح اسفار ملاصدرا به هیچ رقمه قابل ماله کشی و ماستمالیزاسیون نیست… چرا اصرار دارید بی منطق از همه کسانی که عنوان عالم را به یدک میکشند دفاع کورکورانه کنید؟
      اول شرط افرادی که قرار است رفع شبهه کنند دوری از تعصب است… اگر نمی توانید راه را اشتباه آمده اید»

      توضیح اینکه: بنای ما حذف پیام ساده نیست، بلکه پیامهایی که مناسب نشر عمومی نیست یا توهین هست و مناسب مخاطبان فرهیخته ما نیست را منتشر نمی کنیم اما مطالعه می کنیم.
      شما از ماله کشی و ماستمالیزاسیون استفاده می کنید اصلا مناسب یک بحث علمی نیست، شاید توضیحات ما برای شما نارسا هست اما این به این معنا نیست که به ما چنین نسبتی را بزنید و می توانید در مقابل اشکال خود را مطرح کنید، هیچ اشکالی هم ندارد. پس در ادبیاتی که به عنوان یک دینمدار استفاده می کنید بیشتر دقت کنید با ادبیات کوچه و خیابان متفاوت باشد.
      ۲- مسله دوم توهین شما به جناب ملاهادی سبزواری هست و ملاصدرا، می فرمایید: عنوان عالم را یدک می کشند!. این چه طرز حرف زدن هست برادر عزیز، هم جناب صدرا هم جناب ملاهادی سبزواری از علمای شیعه هستند بر فرض اگر هم خطایی که کرده اند همان خطا را بگوییم. چرا توهین بکنیم. ثانیا بسیار از دانشمندان و عالمان در رشته های مختلف در دنیا با عظمت علمی دچار اشتباه هستند دلیل نمی شود ما آنها را عالم ندانیم. بر فرض هم که شما بنده را قبول نکنید بسیاری از علما حتی با گرایش های غیر فلسفی برای این دو عالم ارزش قائل هستند.
      ۳- نکته بعد اینکه همینطور ما را متهم به دفاع کور کورانه می کنید. عزیزم، با این منطقی که دارید و در پیام نوشته اید و لحن بسیار بد و زننده و غیر علمی، انتظار هم دارید که پیام شما در معرض دید سایرین هم قرار داده شود در حالی که پر از این لحن نامناسب هست. در هر حال کمی توصیه می کنیم لحن نوشتن و نقد را فرا بگیرید، آرام تر نویسید و اگر مشکلی می بینید به صورت سوال مطرح کنید آنگاه منتظر پاسخ باشید.
      در هر حال عزیز من، بنای علما و فقهای شیعه از دیر باز بر این هست که کلام بزرگان را با دقت نگاه می کرده اند اگر جای حمل و توجیه داشته است توجیه می کرده اند، گاهی نویسنده و گوینده آن منظوری که بنده و شما برداشت می کنیم را ندارد، در بحثی همینطور به صورت اشاره مطلبی را ناقص مطرح می کند که بعدها برای دیگران مشکل ساز می شود. ما اول بررسی کنیم ببینید فلان فیلسوف و عالم چه مبنایی در باب نفس و ارزش جنس زن و مرد دارد، بعد اگر یکجا از یک خط شبهه ای پیش آمد با آن مبانی بسنجیم. اصلا گاهی نویسنده گاهی در مقام بیان نبوده است ما باید بر مبانی شخص هم تسلط داشته باشیم، به این می گویند دفاع عالمانه.
      برفرض بنده نظری داشتم و شما تحلیل دیگری؛ دور از ادب هست من به شما بگویم شما اشکال کورکورانه می کنید، تعصب بی جا می کنید، تعصب دارید. نه عزیزم، کمی منفی گرایی را کنار بگذاریم و به نظر و تحلیل هم احترام بگذاریم. بر فرض ملا هادی سبزواری هم اینجا خطا کرده باشد، بنده قسم حضرت عباس نخورده ام که توجیه کنم یا شما با سپاه یزید سروکار ندارید که حتما به ستیز با او با اینهمه خشم و نفرت بروید، خطا کرده و غیر از معصومین همه احتمال خطا دارند. با مبانی آنها را چه صدرا چه سینا، چه ملا هادی یا طباطبایی را با معیارهای قرآن و عترت می سنجیم. با همه احترامی که برای بزرگی آنها قال هستیم. اما قبل از اینکه بخواهیم اشکال بگیریم خوب آثارشان را مطالعه می کنیم و اگر جایی را نفهمیدیم یا دو پهلو بود حمل بر جنبه صحت می کنیم.
      وفقکم الله لکل الخیر

  3. عبدالله می گوید

    سلام
    نظرداده بودیم .منتظرماندیم ولی اقدامی نکردید
    لطفا این دوعبارت راترجمه کنید :(الفصل «۱۴» فی عنایته تعالى فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها الإنسان‌)، می‌فرماید:

    «و منها تولد الحیوانات المختلفة (آیااین برداشت اشتباه است که بگوییم .ملاصدرا می گوید :خداوندعنایت کرده است درخلق زمین وآنچه که درزمین است برای منفعت انسان .ازجمله حیوانات مختلف (.چراواژه انسان را آورده است ؟). لطف کنید صحیح ترجمه کنید
    لطف کنید عبارت مرحوم سبزوراری رادقیق ترجمه کنید «فی إدراجها فی سلک الحیوانات إیماء لطیف إلى أن النساء لضعف عقولهن و جمودهن على إدراک الجزئیات و رغبتهن إلى زخارف الدنیا کدن أن یلتحقن بالحیوانات الصامتة حقا و صدقا أغلبهن سیرتهن الدواب و لکن کساهن صورة الإنسان لئلا یشمئز عن صحبتهن و یرغب فی نکاحهن و من هنا غلب فی شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم علیهن فی کثیر من الأحکام کالطلاق و النشوز و إدخال الضرر على الضرر و غیر ذلک خلافا لبعض الأدیان فی بعض الأحکام فأین السها من البیضاء»
    باتشکر اززحمتی که متحمل می شوید

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      واژه انسان چه معنایی برای شما دارد که روی آن تمرکز کرده اید و سوال می پرسید؟؟.
      کلام ملاصدرا در اینجا ناظر به همین آیه از قرآن کریم است که :
      وَٱلْأَنْعَٰمَ خَلَقَهَا ۗ لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌۭ وَمَنَٰفِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ-وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ . سوره نحل آیه 5 و 6
      و چهارپایان [حیوانات] را آفرید؛ در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است؛ و از گوشت آنها می‌خورید! و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان بازمی‌گردانید، و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا می‌فرستید!.
      علاوه بر آیه مبارکه بدیهی است که در حیوانات برای انسان منفعتی وجود دارد، مثلا شما از پوست و گوشت گوسفندان منفعت می برید؛ چرا برای شما این سوال شده است.

      اما پاسخ قسمت دوم شما در متن نوشتار اگر محبت کنید و دقت کنید به همین مسئله اشاره شده است و اساسا این نوشته همین سوال شما را جواب می دهد.
      وفقکم الله لکل خیر

  4. عبدالله می گوید

    سلام
    برای توجیه نظرانحرافی ملاصدرا به زحمت افتاده اید
    ولی فقط توجه به این عبارت اول مرحوم صدرا موضوع را چنان روشن می کند که راه هرتوجیه را به روی عاشقان صدرا می بندد
    (الفصل «۱۴» فی عنایته تعالى فی خلق الأرض و ما علیها لینتفع بها الإنسان‌)، می‌فرماید:

    «و منها تولد الحیوانات المختلفة؛ (تولد حیوانات برای نفع رساندن به انسان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

    1. حجت الاسلام مهدی یوسف وند می گوید

      سلام علیکم
      ظاهرا شما برای به انحراف کشیدن نظر ملاصدرا به زحمت افتاده اید.
      بحث سر عشق به ملاصدرا یا غیر آن نیست. ایشان شخصیتی علمی و بزرگ هست و در حد خد زحماتی کشیده اند و باید به درستی نقد و بررسی کرد. معصوم نیستند اما دقت در کلام بزرگان و مجموعه آثار آنها بدور از تعصب و حقد قلبی هم لازم است.
      عزیزم، حیوانات برای چه آفریده شده اند یکی از اهداف آنها منفعت به انسان است ( وَٱلْأَنْعَٰمَ خَلَقَهَا ۗ لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌۭ وَمَنَٰفِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ-نحل/5 )، چه ربطی به زن و این توهمات دارد!.
      وفقکم الله لکل خیر